Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Лёха в Short’ах Long’ует
Лёха в Short’ах Long’ует
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی avatar

ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی

دست‌نوشته‌ها و دوست‌داشته‌هایِ ترجمه‌آمیز و ادب‌‌انگیزِ مترجمی کوچک
چشم‌انتظارِ نظراتِ شما با شناسهٔ
@madihibidgolif
TGlist reytingi
0
0
TuriOmmaviy
Tekshirish
Tekshirilmagan
Ishonchnoma
Shubhali
Joylashuv
TilBoshqa
Kanal yaratilgan sanaЛют 25, 2025
TGlist-ga qo'shildi
Лют 25, 2025
Muxrlangan guruh

ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی mashhur postlari

Repost qilingan:
The Catcher in the Rye avatar
The Catcher in the Rye
25.02.202520:02
یک نظرسنجی گذاشتم در رابطه با بهترین انتشارات فارسی، از نظر موضوع کتاب‌های انتخابی، مترجم‌ها و طراحی جلد کتاب؛ نشر بیدگل با اختلاف بیشترین رای رو آورد. نشر «نو» دوم، نیلوفر، ماهی و نی رتبه‌های بعدی بودن.
25.02.202510:03
به من میگن چرا انقدر ساکتی، یکی از دلایلش داشتن اطرافیانیه که حتی کوچکترین حرف‌هاتو نمی‌شنون، حالا میخواد از ساعت رسیدنت باشه تا بزرگ‌ترین دغدغه‌های زندگیت.
16.02.202510:13
به‌لطف مرکز نشر دانشگاهی، همه می‌توانیم رایگان در این نشست شرکت کنیم. از اینجا:

https://roomeet.ir/join/guest/room?id=PeXKW

T.me/tarjomanak
Repost qilingan:
کلمه‌چی avatar
کلمه‌چی
23.02.202513:39
هفت

جمله‌ای از داستان کوتاه "Cream" (خامه) نوشته «هاروکی موراکامی» و ترجمه انگلیسی فیلیپ گابریل، که راوی خاطره چهاردستی پیانو نواختن در کنار دختری را مرور می‌کند:

"Each time I blew it, she had this "Give me a break" expression on her face. And she'd click her tongue -not loudly, but loud enough that I could catch it."

شیوا مقانلو (مجموعه داستان اول شخص مفرد، نشر نیماژ) ترجمه کرده است:

"هربار اشتباه می‌زدم، حالت "بذار برم یه نفسی بکشم"ی در صورتش پیدا می‌شد؛ با زبانش نُچی می‌کرد، نه خیلی بلند اما بالاخره در حدی که به گوش من می‌رسید."

طبعا از مترجمی که سروکاری درازدامن با جهان فیلم دارد توقع می‌رود که ولو یک‌بار اصطلاح رایج Give me a break را در دیالوگ‌های سینمایی شنیده باشد. ولی در غیر آن صورت هم، چطور ممکن است شخص در میانه پیانو نواختن تقاضا کند که «بذار برم یه نفسی بکشم»؟ منطقی است؟ منطقی‌تر نیست که بگوید: «دست بردار جان مادرت!»؟ یا: «بس کن تورو خدا!»؟ یا: «چه خبرته آدم باش!»؟

یعنی باید معادلی برای این توضیح پیدا کنیم:

Give somebody a brek: A plea for someone else to stop doing something annoying or troublesome.

به نظر می‌رسد مترجم محترم چندان نیازی به درک معنای واقعی اصطلاحات و تعابیر احساس نکرده است و صرفا به گمان خود اعتماد کرده است.

نمونه دیگر:

"In other words, I was still figuring out how best to use my sense of curiosity, and banging my head against all kinds of things in the process."

ترجمه مقانلو:

"به عبارت دیگر، همچنان سعی داشتم از حس کنجکاوی‌ام به بهترین نحو استفاده ببرم و ذهنم را در برابر تمام احتمالات مرتب و کنترل کنم."

هر دو جمله اشتباه ترجمه شده است.

ترجمه پیشنهادی: «منظورم این است که، هنوز دنبال این بودم که چطور حق کنجکاوی‌ام را تمام عیار ادا کنم، و در طول مسیر هرچه پیش آمد جا نزنم».

تعبیر جمله دوم، یک دگردیسی از ضرب‌المثل bang (one's) head against a wall است که بدین معنی است:

To attempt continuously and fruitlessly to accomplish some task or achieve some goal that is or seems ultimately hopeless.


یکی از محورهای اصلی‌ زبان‌پردازی در ادبیات داستانی همین‌گونه استعاره‌ها و تعبیرها و کنایه‌هاست. خب، بی‌اعتنایی به انتقال درست این موارد، خطای اغماض‌پذیری در ارزیابی ترجمه نیست.

#ترجمه‌سنجی #ترجمه‌آزمایی
Repost qilingan:
شیشه‌ی عمر avatar
شیشه‌ی عمر
21.02.202505:01
تو انگلیسی، اگه توقعا بالا باشه می‌گن the bar is high، اگه توقعا پایین باشه می‌گن the bar is low.

حالا یه بنده‌خدایی بود که وقتی می‌خواست بگه توقعا خیلی پایینه، می‌گفت the bar is so low it's a tripping hazard in hell. یعنی bar جوری پایینه که سکنه‌ی جهنم پاشون گیر می‌کنه بهش. :))

#سه_هزار_دانستنی_از_کنارش
15.02.202512:15
امیرمحمد خالقی
اسم و فامیلی که یادمون می‌ندازه،
عوضش امنیت داریم!
23.02.202509:37
برای دوستانی که فایل مرتبط با نشست «معنا: گم‌شده مترجم» می‌خواستند:

https://t.me/TranslationStudiesA/15827

T.me/tarjomanak
Repost qilingan:
نشانه avatar
نشانه
12.02.202519:02
مهاجر معکوس
در جمعی یکی تو حرفاش گفت faceش قشنگه. گفتم فیس واقعا؟ کلمه چهره به این قشنگی! گفت دیگه همه میگن فیس. ما هیچ‌وقت نمیگیم چهره! تو لابد از این آدمای سنتی هستی که میگن شب‌ دراز خجسته و به مرداشون میگن سمعا و طاعتا! من فمنیستم این‌جوری حرف نمی‌زنم!
دکترای فلسفه از دانشگاه شریف داره..
Repost qilingan:
صدای مترجم avatar
صدای مترجم
18.02.202517:40
بخش «زنان مترجم» فصل پنجم کتاب «ترجمه‌ی ادبی در ایران مدرن؛ پژوهشی جامعه‌شناختی»، نوشته‌ی #اسماعیل_حدادیان_مقدم، به بررسی نقش و عاملیت زنان مترجم ادبی ایران پس از انقلاب می‌پردازد و سهم قابل‌توجه آنان در عرصه‌ی نشر ایران را برجسته می‌کند. این بخش به شکافی در مطالعات موردی قبلی که عمدتاً بر مترجمان مرد متمرکز بود، می‌پردازد و با بررسی نقش زنان در عرصه‌ی ترجمه‌ی ادبی بر نیاز به تحلیل متوازن‌تری تأکید و خاطرنشان می‌کند "میدان" نشر در ایران زنان بسیاری را چه به‌عنوان مترجم و چه به‌عنوان ناشر به خود جذب کرده و این امر تصور عاملیت محدود زنان در ایران را به چالش می‌کشد.

پیدایی و عاملیت
مترجمان زن در زمینه‌ی نشر به شهرت قابل‌توجهی دست یافته و فعالانه در زمینه‌ی ترجمه و انتشار کتاب‌های متعدد از جمله آثار ادبی فعالیت داشته‌اند. این امر عاملیت و تأثیر آنان در چشم‌انداز فرهنگی ایران را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد زنان در ایران از قدرت کمی برخوردار نیستند.

سرمایه‌ی نمادین
مترجمان زن مانند همتایان مرد خود به دنبال جمع‌آوری سرمایه‌ی نمادین از طریق کار خود بوده‌اند. این شامل به دست آوردن اعتبار و مقبولیت کیفیت و تأثیر ترجمه‌ی آن‌ها می‌شود. برخی از مترجمان زن به شهرت قابل‌توجهی دست یافته‌اند و به کنفرانس‌های بین‌المللی نیز دعوت شده‌اند.

رویکرد متمایز
برخی از مترجمان زن رویکرد خاصی در ترجمه داشته‌اند، از جمله:

- اولویت دادن به نقش فرهنگی بر نقش مترجم صرف.
- تولید ترجمه با مقدمه‌ی طولانی و حاشیه‌نویسی گسترده.
- اغلب اتخاذ سبک تحت‌اللفظی ترجمه، ضمن تأکید بر مسئولیت و دقت که گاهی با همکاری دیگران انجام می‌شود.
- ترجمه‌های خود را چیزی فراتر از سرگرمی و حاوی «ارزش نمادین»، هم برای مترجم و هم خود ترجمه، می‌دانند.

در ادامه سه مطالعه‌ی موردی درباره‌ی مترجمان زنی را مشاهده می‌کنید که در نظرسنجی قبلی شرکت کرده بودند. هدف این مصاحبه‌ها درک عمیق‌تر شیوه‌ها، چالش‌ها و انگیزه‌های آن‌هاست. این سه مترجم در زمان مصاحبه (بهار 1389) در تهران زندگی می‌کردند و مصاحبه‌ها به زبان فارسی انجام شد. دو مترجم اول نمونه‌ای از مترجمان زن شاغل در ایران پس از انقلاب هستند. مترجم سوم نمونه‌ی غیرمرسوم توصیف می‌شود، زیرا او کمتر شناخته‌شده و به‌اندازه‌ی دو مترجم اول ترجمه نکرده است.

مژده دقیقی
او عمدتاً داستان‌های کوتاه را ترجمه می‌کرد. انتخاب آثار او برای ترجمه هم تحت تأثیر ترجیحات خودش و هم مرزهای تعریف‌نشده‌ی وزارت ارشاد بود. انگیزه‌های او تمایل به اشتراک‌گذاری داستان‌های خوب با خوانندگان فارسی و درعین‌حال تلاش برای افزایش دیده شدن و جایگاه خودش به‌عنوان مترجم ادبی بود. دقیقی در ماهنامه‌ی فارسی «زنان» نیز به‌عنوان روزنامه‌نگار فعالیت می‌کرد.

خجسته کیهان
او برای ترجمه آثار ویرجینیا وولف شناخته شده است. انگیزه‌ی کیهان از ترجمه‌ی وولف تمایلش به در دسترس قرار دادن این آثار در اختیار خوانندگان ایرانی بود. کیهان توضیح داد که به دلیل سانسور مجبور به حذف در یکی از ترجمه‌هایش شده است.

شیرین تعاونی
او مجموعه‌ای از آثار نویسندگان را ترجمه کرده است، از جمله کاترین منسفیلد، ای ام فورستر، جی دی سلینجر، آلدوس هاکسلی و سیدونی-گابریل کولت. انتخاب‌های تعاونی بر اساس علایق شخصی و مضامین ادبی یا اجتماعی موجود در آثار بود. او تفاوتی بین مترجمان زن و مرد نمی‌دید و معتقد بود که مترجمان «حرفه‌ای» در انتخاب رمان‌ها آزادی عمل دارند. از او خواسته شد برخی از کلمات رمان‌های «شری» و «سرانجام شری» نوشته‌ی کولت را که مربوط به اندام‌های جنسی بود اصلاح کند که در نهایت توانست ده سال بعد آن‌ها را بدون سانسور منتشر کند.

انگیزه‌ها و زمینه
مطالعات موردی نشان می‌دهند که این مترجمان زن هم انتخاب‌کننده‌ی عناوین بوده و هم اغلب پیشنهادهای ناشران را پذیرفته‌اند. انگیزه‌ی آن‌ها برای ترجمه متفاوت بود و آن‌ها باید با خطوط قرمز پیچیده و نامشخص سانسور کنار می‌آمدند.

ترجمه‌های مجدد
رقابت در میدان نشر که اغلب مترجمان از ترجمه‌ی آثار مشابه توسط دیگران بی‌اطلاع بودند، گاهی به ترجمه مجدد منجر می‌شد. این امر ماهیت بدون ساختار حوزه‌ی نشر ایران را برجسته می‌کند، جایی که مترجمان قصد داشتند اولین ترجمه را به بازار عرضه کنند.

سانسور
سانسور بر مترجمان زن تأثیر فراگیری دارد و بر انواع کارهایی که برای ترجمه انتخاب می‌کنند و همچنین بر انتخاب ترجمه‌ی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

عاملیت مترجم
این بخش عاملیت مترجمان زن را در همه‌ی سطوح، از جمله انتخاب عنوان، استراتژی ترجمه و حل مسئله‌ی سانسور برجسته می‌کند. با وجود محدودیت‌ها، این مترجمان توانستند صدای خود را به گوش مردم برسانند و اثری از خود بر فرهنگ روشنفکری ایران بگذارند.

📍در تلخیص و ترجمه‌ی این کتاب از هوش مصنوعی استفاده شده است.
14.02.202511:46
اِستند ← ایستند
وام‌واژۀ انگلیسیِ «اِستند» (stand) به معنیِ نوعی تابلوی متحرک است که آن را برای تبلیغ یا اطلاع‌رسانی ایستاده در جایی می‌گذارند.
یکی از دوستانِ باذوقِ مترجم، جنابِ نیما پیل‌تن، معادلِ جالبِ «ایستند» را برای آن پیش‌نهاد کرده، که از لحاظِ آوایی و ریشه‌شناختی کاملاً شبیه و مرتبط است.
واژۀ فارسیِ «ایستند» (ایست + -ند) به قیاسِ واژه‌هایی چون خورند، روند، و مانند ساخته شده، یعنی بنِ مضارع + -ند.

#واژه‌سازی
07.02.202517:59
Repost qilingan:
@mkhoshsaligheh avatar
@mkhoshsaligheh
22.02.202514:37
گروه زبان انگلیسی دانشگاه فردوسی مشهد در ورودی مهر ۱۴۰۴ دانشجوی دکتری مطالعات ترجمه می‌پذیرد.

روزانه: ۲ نفر
نوبت دوم: ۱ نفر
بدون آزمون: ۱ نفر

@mkhoshsaligheh
Ko'proq funksiyalarni ochish uchun tizimga kiring.