Notcoin Community
Notcoin Community
Whale Chanel
Whale Chanel
Proxy MTProto | پروکسی
Proxy MTProto | پروکسی
Whale Chanel
Whale Chanel
Proxy MTProto | پروکسی
Proxy MTProto | پروکسی
iRo Proxy | پروکسی
iRo Proxy | پروکسی
Aasoo - آسو avatar

Aasoo - آسو

@Nashraasoo
فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز
تماس با ما:‌ 📩
editor@aasoo.org
🔻🔻🔻
آدرس سایت:
aasoo.org
اینستاگرام:
instagram.com/NashrAasoo
فیس‌بوک:
fb.com/NashrAasoo
توییتر:
twitter.com/NashrAasoo
TGlist रेटिंग
0
0
प्रकारसार्वजनिक
सत्यापन
असत्यापित
विश्वसनीयता
अविश्वसनीय
स्थानІран
भाषाअन्य
चैनल निर्माण की तिथिFeb 06, 2025
TGlist में जोड़ा गया
Aug 05, 2024
संलग्न समूह

Aasoo - آسو के लोकप्रिय पोस्ट

08.02.202517:35
فهیمه اکبر، صدای گمنام موسیقی گیلان

تصویر فریده لاشایی از آواز او این است که «فهیمه خانم می‌خواند و تمام رشت دم می‌گرفت، زیرا که عصر عصر خوش‌صدایان بود. دسته‌جمعی با ریتمی تند، ریتم والس، فریاد بر می‌آوردند: گیلان جان، آی گیلان، تاج سر خوشگلان.»

@NashrAasoo 💭
فهیمه اکبر، صدای گمنام موسیقی گیلان
پرویز نیکنام


شب بُو بیابان بُو زمستان بُو/ بوران بُو درنده فراوان بُو/ من بُوم و می‌ دِلبر جانان بُو/ از سردی می‌دُوش رو بی جان بُو ...
(شب بود بیابان بود و زمستان/ بوران بود و درنده هم فراوان/ من بودم و دلبر جانانه/ از سردی بر دوشم بی جان قرار داشت ...)

شواهد نشان‌ می‌دهد که «سروده‌های جهانگیر سرتیپ‌پور با آهنگ و آواز فهیمه در آن سال‌های دهه‌ی ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خورشیدی، تنها در یادها و سینه‌ها مانده بود. ترانه‌های ماندگاری مانند «خورشید»، «سبزه میدان»، «نازنین کیجا»، «ای بخفته دل»، « شادمه»، «آفتاب خیزان»، «وِل گرمه»، «اوچوم سیاهه»، «ایران شینیم»، «نسیم» و ... گرچه اندکی پس از فهیمه، خواننده‌ی جوان گیلانی، احمد عاشورپور، برخی از این ترانه‌ها را خواند؛ ولی بسیاری نمی‌دانستند که برای نخستین بار فهیمه اکبر آنها را خوانده است.»

aasoo.org/fa/articles/5056
@NashrAasoo 🔺
29.01.202509:07
آلمان چگونه هولوکاست را به یاد می‌آورد؟

۲۷ ژانویه‌ی ۱۹۴۵ اردوگاه کار اجباری آشویتس به دست ارتش سرخ آزاد شد. پنجاه سال بعد، آلمان روز آزادی این اردوگاه را به نام روز یادبود هولوکاست نام‌گذاری کرد. این بخشی از رویا‌روییِ آلمان با گذشته‌ی تاریک خود بود. سپهر عاطفی در روز جهانی یادبود هولوکاست، به چند یادواره‌ی هولوکاست در برلین نگاهی انداخته است.

@NashrAasoo 🎥
در ستایشِ خواندن و داستان
✍️
ماریو بارگاس یوسا

«گاه با خود می‌گفتم که در کشوری مثل سرزمینِ من که خوانندگان کمی دارد، با این همه آدم فقیر و بی‌سواد، و با این همه بی‌عدالتی که در آن، فرهنگ، امتیاز آدم‌های معدودی است، آیا داستان‌نویسی، نوعی تجمل خودمدارانه نیست؟ البته این تردیدها، ندای مرا خاموش نساخت و به ‌نوشتن ادامه دادم، حتی در مواقعی که چرخاندن زندگی بیشترِ وقتم را می‌بلعید. فکر می‌کنم که کار درستی می‌کردم چون اگر لازمه‌ی شکوفایی ادبیات این بود که ابتدا جامعه به فرهنگ عالی، آزادی، رفاه و عدالت دست یابد، ادبیات هرگز به‌ وجود نمی‌آمد. اما به‌ برکت ادبیات، و به ‌سبب آگاهی‌هایی که ارزان می‌دارد، و شوری که بر می‌انگیزد، و سرخوردگی‌مان از واقعیت ــ آن‌گاه که از سفر به جهان زیبای خیالین باز می‌آییم ــ تمدنِ ما به اندازه‌ی زمانی که داستان‌گویان با قصه‌های خود انسانی‌کردنِ زندگی را آغاز کردند، بی‌رحم نیست.»

@NashrAasoo 💭
ایران به کجا می‌رود؟
✍️چنگیز پهلوان در گفت‌وگو با بهروز آفاق

«ما ناچاریم قبول کنیم که نمی‌توانیم هیچ‌کس را به‌خاطر دینش، زبانش، قومیتش و به‌خاطر هر تبعیض دیگری از شهروندی ایران محروم کنیم. وقتی اساس را بر روی شهروندی بنا می‌کنیم یعنی قبول می‌کنیم همه برابرند و دیگر نمی‌توانیم مثل مشروطیت یک دین دولتی داشته باشیم. این تحول را خود آقایون ایجاد کردند و نشان دادند که با فقه دوازده‌امامی قادر نیستند همه‌ی قوانین لازم را به‌درستی طرح کنند. اکثریت مردم شیعه هستند، بسیار خوب شیعه بمانند، اما نمی‌توانند دین دیگران را از مردم بگیرند. باید همه از نظر شهروندی برابر باشیم و در مجلس مؤسسان نیرویی به وجود آید که همه‌ی ایرانیان را برابر بداند.»

@NashrAasoo 💭
چرا مردسالاری در حال کشتن مردان است؟🔺

«میان میزان برابری جنسیتی در یک کشور و بهزیستی مردان رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد؛ بهزیستی‌ای که بر مبنای شاخص‌هایی همچون رفاه، سلامت روانی، خلاقیت و خودکشی سنجیده می‌شود. احتمال طلاق، افسردگی و مرگ ناشی از خشونت در میان مردان (و زنان) ساکن کشورهای اروپایی‌ای که از نظر برابری جنسیتی وضعیت بهتری دارند، کمتر است.»

@NashrAasoo 💭
18.02.202511:03
سیامک پورزند، شور امیدی که به مسلخ کشانده شد، به روایت مهرانگیز کار 🔻

✍ سیامک پورزند، چنان‌که مهرانگیز کار در این کتاب درباره‌اش می‌نویسد، روزنامه‌نگاری پر‌ سر و‌ صدا با کلی ماجراجویی‌های مطبوعاتی و سیاسی و سینمایی بود که در ۱۸ سالگی «سینه‌ کلوپ» را در تهران راه‌انداخته بود، کشته‌مرده‌ی سینمای هالیوود بود و می‌خواست که ایرانی‌ها را با سینمای هالیوود و فرهنگ و هنر غرب آشنا کند؛ در زمان ملی شدن صنعت نفت از هواداران مصدق بود و بعدتر هم‌سو با هویت سیاسی خانواده‌اش، از طرفداران پادشاه و پادشاهی شد. در روزهایی که نماینده‌ی روزنامه‌ی کیهان در هالیوود بود، از آمریکا در جریان نگارش یک مقاله درباره‌‌ی قتل رابرت کندی با مهرانگیز کار آشنا شد و کمی بعد در محفل کوچکی که ویگن، خواننده‌ی جاز ایران در آن گیتار می‌نواخت، ازدواج کردند. زوج جوانی که زندگی‌شان رنگی از زیست فرهنگی و مدرن داشت، در میان محافل سینمایی و مطبوعاتی و هنری وقت می‌گذراندند و با شور و شوق در برنامه‌های هم‌سو با توسعه‌ی اجتماعی مشارکت می‌کردند. بعد از انقلاب ۱۳۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، سیامک پورزند با ۱۵ سال سابقه‌ی کار در روزنامه‌ی کیهان، تقاضای بازنشستگی داد و تا ۱۰ سال پس از انقلاب خانه‌نشین شد. خودش نمی‌خواست «حتی یک روز با حکومت خمینی کار کند.»

✍ بار روانی اعترافات اجباریِ زندانی‌ای که زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده بر خودش و خانواده‌اش از موضوعاتی است که کمتر به آن پرداخته می‌شود. مهرانگیز کار اقاریر اجباری را سیم خارداری توصیف می‌کند که پیرامون اقرارکننده‌ی شکنجه‌شده و خانواده‌اش کشیده می‌شود و عبور از آن ممکن نیست. او که هنوز زخم این سیم‌خاردار را بر جان دارد، شجاعانه در جای جای این کتاب اعترافات اجباری و تأثیر آن بر محیط اطراف زندانیِ تازه آزاد شده را زیر ذره‌بین برده است. «احساس شرم ما نسبت به دوستان و مطبوعاتی‌ها و سینمایی‌ها و سایر هنرمندان که پیاپی به اداره اماکن احضار می‌شدند قابل توصیف نیست. احساس نفرت آنها از سیامک هم که نمی‌توانستند باور کنند در کدام شرایط غیرانسانی اوراق بازجویی را مکتوب کرده تا جایی بود که هر یک پس از بازگشت از اداره‌ی اماکن به من در آمریکا زنگ می‌زدند و می‌گفتند پرونده روی شاخ شما رفته و اقاریر اخلاقی و جاسوسی او علیه شما چنان است که هرگاه بازگردید آب خوش از گلوتان پایین نمی‌رود. گاهی من و دخترها آرزو می‌کردیم در یک حادثه هر چهارتن جان داده بودیم و از دور شاهدی نمی‌شدیم بر این همه درد و رنجی که بر رگ و ریشه‌های ما فرود می‌آوردند.»

✍ مهرانگیز کار از همان روزهای نخست بازداشت سیامک پورزند در سال ۱۳۸۰ در تقویم شخصی‌اش شروع به ثبت روند پرونده کرد. او امید داشت که شاید به‌رغم دوری از ایران و دسترس نداشتن به جزییات حقوقی پرونده بتواند با ثبت و مرور گزارش‌های رسانه‌ای تا حدممکن از کار دستگاه امنیتی و قضایی سر دربیاورد. دستگاهی که همسرش اسیر دستشان شده بود. یادداشت‌ها و مستنداتی که در نهایت نسخه‌‌ی اولیه‌ی این کتاب شدند.مهرانگیز کار در این کتاب با تیزبینی یک حقوق‌دان، نشان می‌دهد که چطور از همان ابتدای بازداشت تا روزهای زندان و شکنجه و دادگاه و حتی پس از آزادی، حقوق ابتدایی متهم و زندانی به اشکال مختلف زیرپا گذاشته شد و نیروهای امنیتی که هراسی از تبعات رفتارشان در برابر قانون نداشتند حتی پس از آزادی نیز دست از سر زندانی‌شان برنداشتند و او را تا پای مرگ کشاندند. داستان پرآب چشمی که فقط شرح زندگی سیامک پورزند نیست و برای هزاران زندانی سیاسی و حتی غیرسیاسی دیگر در ایران نیز تکرار شده و می‌شود.

@NashrAasoo 💭
نومیدی و بی‌تفاوتی به جایی راه نمی‌برد🔺
✍ آریل دورفمن در گفتگو با مهراد واعظی‌نژاد

«من این درد و غمی را که بر زندگی‌ام رد انداخته انتخاب نکردم. انتخاب من نبود که در کشوری با حکومت دیکتاتوری زندگی کنم. آنچه می‌توانستم انتخاب کنم ــ و کردم ــ این بود که آن تجربه‌ها را در قالب واژه‌ها برجسته کنم. چرا که با همین ارتباط، با همین نفس بیان کردن است که می‌توانیم بر درد غلبه کنیم. و از آن مهم‌تر، تنهایی و نسیان ــ این برادران دوقلوی مرگ ــ را شکست دهیم.»

@NashrAasoo 💭
05.02.202517:10
با مرگ زبان‌ها چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ 🔻

✍️ بر اساس آخرین آمار اتنولوگ، یکی از پراستفاده‌ترین دیتابیس‌های مربوط به زبان، ۱۹۰ دولت‌-ملت جهان میزبان ۷۱۶۸ «زبان زنده» هستند. با توجه به اینکه حکومت‌های محدودی از داشتن بیش از یک یا چند زبان رسمی استقبال می‌کنند، این عدم تناسب چشمگیر میان تعداد کشورها و زبان‌ها پیامدهای آشکاری دارد. بیشتر این زبان‌ها به جوامعی تعلق دارند که از دولت‌-ملت‌ها قدیمی‌تر و محلی‌تر هستند. عدم تناسب میان تعداد کشورها و زبان‌ها حداقل یکی از عوامل مؤثر در سرعتِ حیرت‌آور زوال تنوع زبانی است، مسئله‌ای که باعث تغییری در آگاهی انسانی در سراسر جهان شده است.

✍️ در حالی که گویش‌وران زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسه، هندی، چینی ماندارین و اسپانیایی جمع کثیری را تشکیل می‌دهند، زبان‌های کمتر‌شناخته‌شده در حال محو شدن هستند. بر اساس یکی از تخمین‌ها، ۹۶ درصد جمعیت جهان تنها به ۴ درصد از کل زبان‌ها صحبت می‌کنند. یا به عبارت دیگر تنها ۴ درصد جمعیت جهان به ۹۶ درصد از کل زبان‌ها صحبت می‌کنند. تنوع زبانی مانند تنوع ‌زیستی به شکلی یکسان توزیع نشده است و در مناطقی همچون پاپوآگینه‌ی‌نو، مناطق استوایی در آفریقا، آمازون و هیمالیا بیشتر است. در همه‌ی این مناطق حداقل تا همین اواخر جغرافیا، اقتصاد معیشتی، و فاصله از حکومت‌‌های مرکزی به بقای گروه‌های زبانی کوچک‌تر کمک کرده است.

✍️ در کتاب انبوه زبان‌ها، اورت تنوع عظیم زبان‌های جهان را ترسیم می‌کند. بیشتر این زبان‌ها به یکی از صدها خانواده‌ی زبانی بزرگ از جمله زبان‌های آسترونزیایی، هندواروپایی (که شامل انگلیسی نیز می‌شود)، و نیجر-کنگو تعلق دارند. اما بیش از صد زبان «منزوی» نیز وجود دارند که هیچ ارتباط اثبات‌شده‌ای با دیگر زبان‌های شناخته‌شده ندارند. اگرچه خانواده‌های زبانی به طور معمول از یک زبان نیایی باستانی با قدمتی هزاران ساله سرچشمه می‌گیرند اما زبان‌ها به‌طور مستقل نیز می‌توانند ویژگی‌ها و ساختارهای خاص خود را توسعه ‌دهند یا از طریق تماس با زبان‌های دیگر دستخوش تغییر ‌شوند.

@NashrAasoo 💭
23.02.202507:11
«نه قربانیان، نه جلادان»، سلسله مقالاتی از آلبر کامو 🔻

✍ کامو در پاییز ۱۹۴۳، در حالی که به‌تازگی از یکی از حملات بیماری سل بهبود یافته‌ بود، به نهضت مقاومت فرانسه پیوست و به نگارش مقالاتی برای روزنامه‌ی زیرزمینیِ «کُمبا» (نبرد) رو آورد. آن روز‌ها، مقارن بود با پایان جنگ جهانی دوم. فرانسه تازه از اشغال نازی‌ها بیرون آمده بود و دادگاه‌های تصفیه برای محاکمه‌ی مأموران برجسته‌ی رژیم ویشی، و شبه‌نظامیان و ژورنالیست‌ها و روشنفکرانی که، از نظر ایدئولوژیک، با آنان همدستی کرده بودند به‌راه افتاده بود. کامو، در ابتدا، به نام عدالت از این دادگاه‌ها حمایت کرد. در اواخر ۱۹۴۴، کامو وارد بحث‌هایی پردامنه با فرانسوا موریاک، نویسنده و روزنامه‌نگار شهیر فرانسوی، بر سرِ گذشت یا اجرای عدالت در چنین مواردی شد. موریاک معتقد بود که تصفیه‌های اخیر، اساساً نگران‌کننده هستند، زیرا در آنها بیش از آنکه به مسئله‌ی عدالت توجه شود، دغدغه‌ی قصاص است که خودنمایی می‌کند.

✍ فقط چند هفته کافی بود تا دادگاه‌های تصفیه، کامو را نیز نسبت به اجرای عدالت ناامید سازند. در جریان تصفیه، صدها نفر کشته شدند و به زبان کامویی، «قتل، اندک اندک، به‌امری دوست‌داشتنی» و «جنایتی دلپذیر»مبدل گردید. کامو و بسیاری دیگر به‌زودی دریافتند که عدالت به‌شکل وارونه‌ای اِعمال می‌شد: در مورد جرائم سبک‌تر، تقریباً در تمام موارد، عدالت سریعاً و شدیداً اجرا می‌شد اما در مورد جرائم سنگین، اجرای عدالت به‌طرز دردآوری، کُند و آسان‌گیر عمل می‌کرد.بی‌عدالتی در دادگاه‌های تصفیه سبب شد که کامو اساساً در مورد مشروعیت مجازات اعدام تردید کند و او را به سوی مخالفت قطعی با اعدام سوق دهد. او در این هنگام، طوماری را برای جلوگیری از اعدام روبر برازیاک، امضا کرد. (سیمون دوبووار و ژان پل سارتر از امضای این طومار خودداری ورزیدند.) برازیاک یکی از بدنام‌ترین روشنفکرانی بود که با نازی‌ها همکاری کرده بود و کامو به‌شدت از او بیزار بود؛ بنابراین امضای کامو، نه به جهت حمایت از او، بلکه برای متوقف‌ساختن جریان اعدام‌ها بود. کامو حتی در مورد اعدام افرادی که در نظر او شنیع‌ترین جنایات را انجام داده بودند به تردید افتاد. مسئله این بود که وقتی چرخه‌ی اعدام‌ها به راه می‌افتاد حد یقفی در کار نبود.

✍ به‌باور من، خشونت امری است اجتناب‌ناپذیر. این را سال‌های اِشغال به من آموخته است ... پس بر آن نیستم که بگویم باید کاربرد هر نوع خشونتی را منع کرد؛ گو آنکه این امر، ایدئال ولی اتوپیایی است. ادعای من، تنها این است که نباید زیر بار پذیرش هر گونه مشروعیت‌دهی به خشونت برویم ... خشونت در عین ناگزیربودن، ناحق و توجیه‌ناپذیر است. به گمانم لازم است که در همه حال، سرشت استثنائی خشونت را مد نظر داشته باشیم و آن را با تبعید به محدوده‌هایی خاص، در تنگنا قرار دهیم ... در جهانی که مردم تحت استیلای استدلال‌های معارض در دفاع از وحشت‌آفرینی و انجام ترور هستند، به‌باور من، باید به توسن خشونت لگام بزنیم، تا وقتی ناگزیر از آن شدیم، بتوانیم محصورش کنیم و با محدودساختن افراط‌ها و تفریط‌ها در کاربرد آن، اثرات دهشتناکش را مهار نماییم. من از خشونتی که راحت اِعمال شود سخت بیمناکم.

@NashrAasoo 💭
«مهرانگیز کار بازداشت و شکنجه‌ی سیامک پورزند به منظور گرفتن اعترافات اجباری از او را یک گروکشی سیاسی بین دو جناح محافظه‌کار و اصلاح‌طلب در ایران می‌داند و با نوشتن این کتاب خواسته نشان بدهد که «چطور جمهوری اسلامی برای انتقام از رقیبانش طعمه انتخاب می‌کند.او می‌گوید یکی از هدف‌هایش برای نوشتن این کتاب این بود که نشان دهد چطور حکومت با نابود کردن نیروهای سکولار و مستقلی که به امید گشایش فضایی برای تغییر از اصلاح‌طلبان حمایت کرده بودند، می‌خواست «فرزندان ناخلف اصلاح‌طلبش» را ادب و کنترل کند.»

@NashrAasoo 💭
با مرگ زبان‌ها چه چیزی را از دست می‌دهیم؟

✍️ جرالد روش، زبان‌شناس، اشاره می‌کند که جنبش‌های زبانی «اغلب شکل ملی‌گرایانه پیدا می‌کنند و در تلاش برای کسب یا ایجاد قدرت حکومتی برای ملت خودشان منطق یک ملت، یک زبان، یک سرزمین را بازتولید و در این فرآیند زبان‌ اقلیت‌های ضعیف‌تر از خود را سرکوب می‌کنند.» نمونه‌ای که روش به آن اشاره می‌کند، مبارزه‌ی استقلال‌طلبانه‌ی تبت است که به یک «جنبش زبان پدری خالص» دامن زده و ضمن تمرکز بر زبان تبتی استاندارد، زبان‌ها و گویش‌های دیگر تبت را نادیده می‌گیرد.

@NashrAasoo 💭
نامه‌های زندان
✍️
نسرین ستوده

«کتاب نامه‌های زندان، مجموعه‌ای از ده سال نامه‌نگاری‌نسرین ستوده است. نامه‌هایی که علاوه بر گزارشی مفصل از وضعیت زندگی در زندان، بر برش‌هایی از تاریخ مبارزات مدنی در ایران نیز پرتو افکنده است.»

📚 در سایت آسو می‌توانید نسخه‌ی الکترونیک این کتاب را به رایگان دانلود کنید و بخوانید و نسخه‌ی کاغذی آن را سفارش دهید.

@NashrAasoo 💭
لیبرال بودن به چه معنا است؟🔺
مایکل والزر

«هدف از ایجاد قیدوبندهای لیبرال برای دموکراسی این است که هیچ‌کس دچار فاجعه و مصیبت نشود. این محدودیت‌ها هزینه‌ی کشمکش سیاسی را کاهش می‌دهند. در این صورت، بازنده‌ی انتخابات هیچ‌یک از حقوق مدنیِ خود، از جمله حق مخالفت، را از دست نمی‌دهد و می‌تواند به پیروزی در انتخابات بعدی امیدوار باشد.»

@NashrAasoo 💭
अधिक कार्यक्षमता अनलॉक करने के लिए लॉगिन करें।