
Реальний Київ | Украина

Реальна Війна

Україна Сейчас | УС: новини, політика

Мир сегодня с "Юрий Подоляка"

Труха⚡️Україна

Николаевский Ванёк

Лачен пише

Лёха в Short’ах Long’ует

Анатолий Шарий

Реальний Київ | Украина

Реальна Війна

Україна Сейчас | УС: новини, політика

Мир сегодня с "Юрий Подоляка"

Труха⚡️Україна

Николаевский Ванёк

Лачен пише

Лёха в Short’ах Long’ует

Анатолий Шарий

Реальний Київ | Украина

Реальна Війна

Україна Сейчас | УС: новини, політика

سُکوتِ اُقیانوس؛
Рэйтынг TGlist
0
0
ТыпПублічны
Вертыфікацыя
Не вертыфікаваныНадзейнасць
Не надзейныРазмяшчэнне
МоваІншая
Дата стварэння каналаГруд 04, 2024
Дадана ў TGlist
Груд 28, 2024Рэкорды
18.03.202516:19
565Падпісчыкаў05.12.202423:59
0Індэкс цытавання19.03.202523:59
59Ахоп 1 паста11.03.202516:33
16Ахоп рэкламнага паста13.12.202423:59
6.90%ER19.03.202523:59
10.63%ERRПераслаў з:
𝖵ᦅ𝗅ν𝖾𝗋



13.03.202508:23
لمسِاو؛
دست معشوقش رو به آرومی لمس کرد و در اون لحظه انگار قلب یخیِ در انتظارش ذوب شد. معلوم شد که این لمس چیزی بیشتر از یک برخورد سادهی دو پوست به هم دیگس و این لمس تبدیل به پلی بین روحها شد.
اون دنیای کاملی از احساسات رو حس کرد، جایی که هر احساسی مثل آتش شعله ور میشه. جایی سوزان، اما در عین حال جذاب که اون رو به سمت آغوش معشوقش هدایت میکنه.
اون قادر به مقاومت در مقابل این تماس درونی نبود. دوباره دستش رو دراز کرد و فهمید که لمس کردن عشقش یادآور شبی پر از ستارههای چشمکزنه. باد آور زمانیه که به نظر میرسید زمان از حرکت ایستاده و دنیای اطرافش تعادل خودش رو از دست داده.
فهمید لمس کردن بدنش مثل بارونیه که خیلی دوستش داشتن، مثل وقتیه که قطرات بارون روی صورتشون میباره و زمزمهای از لرز روی پوستشون میشینه، اما قلبشون رو با نوری درخشان گرم میکنه.
هر لحظه با اون مثل رقص نور و سایهست، مثل جایی که حتی در سرما میشه گرما رو درش پیدا کرد.
24.03.202512:40
فور + نیمتون رو قرار بدید تا با کمک AI یک عاشقانه غمگین مربوط به اسمتون بنویسم.
جوین باشید
Выдалена25.03.202521:31
25.03.202511:54
Valery، نامی که همچون شعلهای ملایم در دل شبهای سرد میدرخشد. این نام یادآور عشقهای خاموش و آرزوهای ناتمام است؛ همچون دلی که در جستجوی محبت گم شده، اما هرگز تسلیم نمیشود. Valery، نماد زیبایی و لطافت است، اما در عین حال بار غم را بر دوش دارد؛ گویی هر بار که بر زبان جاری میشود، داستانی از عشقهای دور و جداییهای دردناک را روایت میکند. در این نام، همواره امیدی نهفته است، امیدی به بازگشت و وصالی که شاید هرگز محقق نشود.
https://t.me/Almameows
Пераслаў з:
دژم؛

13.03.202508:19
— نـمایش زیـبایی بود اما تو بـازیگر زیـباتری.
تو میگـفتی "دوسـتت دارم"، مـن لبـخـند مـیزدم.
تـو وانمود میکردی که میمانی، من باور میکردم.
تـو قـول میدادی، من برایـش زندگـی میسـاختم.
دستهایـت هرگز پـناه نبـودند، اما مـن پـناه بـردم.
چشـمانت هرگز با دیدنم ندرخـشیدند،
اما من شـبهایم را در پـسِ روشـنیِ آنـها گم کردم.
باورم شد که عشق هیچگاه در تاریکی گم نمیشود.
کـه دسـتهـا وقـتـی مـیمـانـنـد، رهــا نـمـیکنـنـد.
که "همـیشه" یعنی چیزی بیشتر از چند صبحِ گذرا.
– اما در آخـر پرده افـتاد و قـصه به پایان رسید؛
بـیمقـدمـه، بـیدلیـل، بـینـگـاه آخـر.
تـنـها سـکوتی مـانـد و جـایِخالی دستـانی که هرگز
برای گرفـتن نبـودنـد. و مـن ناشـیانه؛
آن عـشقِ دروغـیـن را چـون نوری در شبهای تیره
پـذیرفـتم، ناآگـاه از آنکه در پـس هر رنگِ زودگـذر،
تلخیِ پایـدارِ بیوفایـی نهفـته اسـت.
«تو هرگز عاشـق نبودی جانانم فقط راویماهری
بـودی کـه قصـهی عشـق را زیبا تعریف میکرد.»
تـنها عاشـقِ این داستان فقط منی بود که احـمقانه
بــه دیـواری تـکـیـه داد کـه از ابـتـدا تـرک داشـت.
تو میگـفتی "دوسـتت دارم"، مـن لبـخـند مـیزدم.
تـو وانمود میکردی که میمانی، من باور میکردم.
تـو قـول میدادی، من برایـش زندگـی میسـاختم.
دستهایـت هرگز پـناه نبـودند، اما مـن پـناه بـردم.
چشـمانت هرگز با دیدنم ندرخـشیدند،
اما من شـبهایم را در پـسِ روشـنیِ آنـها گم کردم.
باورم شد که عشق هیچگاه در تاریکی گم نمیشود.
کـه دسـتهـا وقـتـی مـیمـانـنـد، رهــا نـمـیکنـنـد.
که "همـیشه" یعنی چیزی بیشتر از چند صبحِ گذرا.
– اما در آخـر پرده افـتاد و قـصه به پایان رسید؛
بـیمقـدمـه، بـیدلیـل، بـینـگـاه آخـر.
تـنـها سـکوتی مـانـد و جـایِخالی دستـانی که هرگز
برای گرفـتن نبـودنـد. و مـن ناشـیانه؛
آن عـشقِ دروغـیـن را چـون نوری در شبهای تیره
پـذیرفـتم، ناآگـاه از آنکه در پـس هر رنگِ زودگـذر،
تلخیِ پایـدارِ بیوفایـی نهفـته اسـت.
«تو هرگز عاشـق نبودی جانانم فقط راویماهری
بـودی کـه قصـهی عشـق را زیبا تعریف میکرد.»
تـنها عاشـقِ این داستان فقط منی بود که احـمقانه
بــه دیـواری تـکـیـه داد کـه از ابـتـدا تـرک داشـت.
27.03.202521:13
من همیشه تمام خودم رو براش گذاشتم اما اون همیشه من رو نادیده میگرفت.
https://t.me/vanitas_requiem
https://t.me/vanitas_requiem
25.03.202513:33
فور کنید + آیدی بزارید بگم شبیه چه نوع طبیعتی هستید
Limit 535
25.03.202513:31
اگر میتونستم قسمتی از رفتار/اخلاقش رو تغییر بدم اون.....بود.
فور کنید جای خالی رو پر کنم | جوین باشید
25.03.202513:30
من همیشه تمام خودم رو براش گذاشتم اما اون....
فور کنید ادامه بدم | جوین باشید
24.03.202511:16
-
24.03.202511:16
-
Пераслаў з:
ㅤㅤ. vk

24.03.202511:21
𝖬𝗋.𝗌𝖺𝗇𝖽𝗆𝖺𝗇 , 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗆𝖾 𝖺 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆 .
𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗎𝗍𝖾𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂'𝗏𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗌𝖾𝖾𝗇 .
𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗐𝗈 𝗅𝗂𝗉𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗋𝗈𝗌𝖾𝗌 𝗇𝖽 𝖼𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋 , 𝗇𝖽 𝗍𝖾𝗅𝗅 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗁𝖾𝗋 𝗅𝗈𝗇𝗅𝖾𝗒 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍𝗌 𝗋𝖾 𝗈𝗏𝖾𝗋 .
𝗌𝖺𝗇𝖽𝗆𝖺𝗇 , 𝗂'𝗆 𝗌𝗈 𝖺𝗅𝗈𝗇𝖾 , 𝖽𝗈𝗇'𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈𝖻𝗈𝖽𝗒 𝗍𝗈 𝖼𝖺𝗅𝗅 𝗆𝗒 𝗈𝗐𝗇 .
𝗉𝗅𝖺𝖾𝗌𝖾 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗈𝗇 𝗎𝗋 𝗆𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖻𝖾𝖺𝗆 .
𝖬.𝗋 𝗌𝖺𝗇𝖽𝗆𝖺𝗇 , 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗆𝖾 𝖺 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆 .
𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗎𝗍𝖾𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂'𝗏𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗌𝖾𝖾𝗇 .
𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗐𝗈 𝗅𝗂𝗉𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗋𝗈𝗌𝖾𝗌 𝗇𝖽 𝖼𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋 , 𝗇𝖽 𝗍𝖾𝗅𝗅 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗁𝖾𝗋 𝗅𝗈𝗇𝗅𝖾𝗒 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍𝗌 𝗋𝖾 𝗈𝗏𝖾𝗋 .
𝗌𝖺𝗇𝖽𝗆𝖺𝗇 , 𝗂'𝗆 𝗌𝗈 𝖺𝗅𝗈𝗇𝖾 , 𝖽𝗈𝗇'𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈𝖻𝗈𝖽𝗒 𝗍𝗈 𝖼𝖺𝗅𝗅 𝗆𝗒 𝗈𝗐𝗇 .
𝗉𝗅𝖺𝖾𝗌𝖾 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗈𝗇 𝗎𝗋 𝗆𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖻𝖾𝖺𝗆 .
𝖬.𝗋 𝗌𝖺𝗇𝖽𝗆𝖺𝗇 , 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗆𝖾 𝖺 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆 .
27.03.202521:36
Dn.
27.03.202521:36
دشت گندم ها.
https://t.me/for_littlestar
https://t.me/for_littlestar
27.03.202521:36
دشت گل های بابونه.
https://t.me/sstllaa
https://t.me/sstllaa
Увайдзіце, каб разблакаваць больш функцый.