МС
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
ТУ
Труха⚡️Україна
ЛХ
Лёха в Short’ах Long’ует
𝘋𝘦𝘢𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘝𝘦𝘯𝘪𝘤𝘦
Уважаемый @durov
Я скучаю по своему телу, которое было в синяках от твоей руки
ты можешь снова ушибить меня?
я приветствую это!
⋆scenarios are also written by me⋆
⋆ https://t.me/HidenChat_Bot?start=5013806891
Я скучаю по своему телу, которое было в синяках от твоей руки
ты можешь снова ушибить меня?
я приветствую это!
⋆scenarios are also written by me⋆
⋆ https://t.me/HidenChat_Bot?start=5013806891
Рэйтынг TGlist
0
0.46
ТыпПублічны
Вертыфікацыя
Не вертыфікаваныНадзейнасць
Не надзейныРазмяшчэнне
МоваІншая
Дата стварэння каналаMar 24, 2022
Дадана ў TGlist
Dec 09, 2024Падпісчыкаў
109
24 гадз.
10.9%Тыдзень00%Месяц
4-3.1%
03.04.2025
0-
Індэкс цытавання
0
Згадкі0Рэпостаў на каналах0Згадкі на каналах0
03.04.2025
0-
Сярэдняе ахоп 1 паста
6
12 гадз.11
54.2%24 гадз.6
56.4%48 гадз.140%
03.04.2025
0-
Узаемадзеянне (ER)
0%
Рэпостаў0Каментары0Рэакцыі0
03.04.2025
0%-
Узаемадзеянне па ахопу (ERR)
0%
24 гадз.0%Тыдзень
2.75%Месяц0%
03.04.2025
0%-
Ахоп 1 рэкламнага паста
7
1 гадз.00%1 – 4 гадз.00%4 - 24 гадз.00%
03.04.2025
0-
Усяго пастоў за 24 гадзіны
2
Дынаміка
17
Апошнія публікацыі ў групе "𝘋𝘦𝘢𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘝𝘦𝘯𝘪𝘤𝘦"
30.03.202521:20
اگه کسی رو دوست داشته باشم،
تمام توجه و نگاهم رو روی اون متمرکز میکنم، باید بفهمه برام ارزشمنده، تا آخرین لحظه که درکنارش نفس میکشم بهش میگم دوسش دارم..عاشقشم،
اگه کسیو دوست داشته باشم اون آدم هیچوقت نمیتونه از حصار آغوش من فرار کنه، بوسش میکنم ، نوازشش میکنم، دوست ندارم حتی یک لحظه احساس کنه از طرف من داره ایگنور میشه...چون خودم این درد رو کشیدم... هیچوقت نمیزارم درکنارم احساس تنهایی کنه... اگه واقعاً دوسش داشته باشم..من از هیچ چیزی دریغ نمیکنم،
و برای اون آدم ممکنه حسود ترین باشم، اینطوری که تو فقط مال منی- و خوب خیلی ممکنه خودم رو کنترل کنم بروز ندم ولی رفتارم متاسفانه از من پیروی نمیکنه توی این مواقع..
تمام توجه و نگاهم رو روی اون متمرکز میکنم، باید بفهمه برام ارزشمنده، تا آخرین لحظه که درکنارش نفس میکشم بهش میگم دوسش دارم..عاشقشم،
اگه کسیو دوست داشته باشم اون آدم هیچوقت نمیتونه از حصار آغوش من فرار کنه، بوسش میکنم ، نوازشش میکنم، دوست ندارم حتی یک لحظه احساس کنه از طرف من داره ایگنور میشه...چون خودم این درد رو کشیدم... هیچوقت نمیزارم درکنارم احساس تنهایی کنه... اگه واقعاً دوسش داشته باشم..من از هیچ چیزی دریغ نمیکنم،
و برای اون آدم ممکنه حسود ترین باشم، اینطوری که تو فقط مال منی- و خوب خیلی ممکنه خودم رو کنترل کنم بروز ندم ولی رفتارم متاسفانه از من پیروی نمیکنه توی این مواقع..
Пераслаў з:
سُکوتِ اُقیانوس؛

30.03.202520:03
چندنفر افتخار حضور در سُکوتِ اُقیانوس رو به ما میدن؟
پروموت میکنم، پلی لیست تقدیم میشه.
29.03.202516:32

29.03.202516:30
@TheBruis
29.03.202516:25
@TheBruis
29.03.202516:23
بیوتیف-
Пераслаў з:
𝖵ᦅ𝗅ν𝖾𝗋

29.03.202516:22
ࢪهـآیـے؛
بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش، به این نتیجه رسید که نمیتونه اینطوری ساکت بمونه. باید حرکتی بزنه، تنبیهش کنه، شرمندش کنه، حداقل بخش کوچکی از دردی که براش ایجاد کرده بود رو بهش برگردونه و به هر شکل ممکن ازش انتقام بگیره.
همچنان امیدوار بود که روزی بتونه ترکش کنه اما احساساتی که روی قلبش سنگینی میکردن این امید رو براش واهی کرده بودن. نمیتونست برخلاف چیزی که شبیهشه عمل کنه و اون کسی باشه که عشقش رو ترک میکنه.
شبیه پروانهای شده بود که به خواست خودش در قفس سرد و بیروح زندانبانش که هیچیک از احساساتش براش ذرهای ارزش نداشت، اسیر شده بود. این پروانه، در جستجوی آزادیش، به جای صفای آزادی، در چنگال بیرحم بیتفاوتی اسیر شده بود.
فکر میکرد شاید عشقش به اندازه کافی عمیق نیست، یا شاید باید بیشتر خودش رو فدا کنه. اما حالا چیزی جز رنج براش باقی نمونده بود.
باید دست میجنبوند و بین "درد دلتنگی" و "درد نداشتن کسی که کنارشه" انتخاب میکرد.
به این نتیجه رسیده بود که دلش رو به شخص نادرستی سپرده و حالا زمانش رسیده که یکبار برای همیشه از زندان احساساتش رها بشه. تصمیم گرفت تا "درد دلتنگی" رو مثل تلخی زهری کشنده به جون بخره. قدم در مسیر رهایی گذاشت، مسیری که هرچند پر از چالشها و غمها بود، اما پر از امید به روحش جلا داده بود. در اون لحظه، شکوه رهایی رو حس کرد و فهمید که برای پیداکردن خود، باید گاهی دل به تاریکی زد.


29.03.202516:22
بیوتیف-
29.03.202516:21

29.03.202516:17
بیوتیف-
29.03.202516:16
Blue
29.03.202516:16

29.03.202516:15
بیوتیف-
Пераслаў з:
خاکسترِاقیانوس؛ پاکسازی

29.03.202516:15
خاکسترِاقیانوس؛:
-اینجا چه خبره ؟ یه کافر ادعای پرستیدن میکنه ؟
-اگه قسمت به پرستیدن یاقوت سرخ لبهات باشه عزیزترین ، من هر یک شنبه ردیف اول صندلیهای کلیسا منتظرتم.
و اگه قسمت به پرستیدن برق چشمهات باشه ماه من ، من هر شب بابت کشتن کسایی که بهشون خیره میشن؛ باید توبه کنم !
-اینجا چه خبره ؟ یه کافر ادعای پرستیدن میکنه ؟
-اگه قسمت به پرستیدن یاقوت سرخ لبهات باشه عزیزترین ، من هر یک شنبه ردیف اول صندلیهای کلیسا منتظرتم.
و اگه قسمت به پرستیدن برق چشمهات باشه ماه من ، من هر شب بابت کشتن کسایی که بهشون خیره میشن؛ باید توبه کنم !
Рэкорды
29.01.202523:59
118Падпісчыкаў16.10.202423:59
0Індэкс цытавання29.03.202523:59
20Ахоп 1 паста29.12.202419:30
14Ахоп рэкламнага паста08.02.202523:59
25.00%ER29.03.202523:59
18.52%ERRРазвіццё
Падпісчыкаў
Індэкс цытавання
Ахоп 1 паста
Ахоп рэкламнага паста
ER
ERR
Увайдзіце, каб разблакаваць больш функцый.