✍#علیصاحبالحواشی
وقتی نقطه عطفی از تاریخ معاصر چنان بیآبرو و منفور تقریبا همگان میشود، فقط این نیست که برایش لطیفههای زننده و گاه مستهجن درست میکنند، بلکه طی ظرائف هوشمندانهتری ابتذال و پوچیِ شرمآورش را نیز پژواک میدهند؛ مثل اینیکی.
هیچ انقلابی در جهان چنین مفتضحِ مردمش نشد که انقلاب ۱۳۵۷ ایران رسوا و منفور ایرانیان گشت؛ نه حتی انقلاب آوریل و سپس کودتای بولشویکی اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، و نه انقلاب عبورشده سوسیالیستی چین.
انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه و انقلاب مشروطیت ایران که بر تارک افتخارات ملی این دو ملت همچنان میدرخشند.
چنین وضعیت غریبی لاجرم پیامدهای غریبتری هم دارد که نشانه بسیاری از آنها از هماینک قابل دیدن است. تراکم این پیامدهایِ پیشتر غیرقابلتصورِ درحال تکوین است که پس از جمهوریاسلامی، ذهنیات ایرانیان و به تبع آن سیمای کشور ایران را چنان خواهد کرد که گویی هیچ ربطی به پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ندارد!
انقلابیون ۱۳۵۷ میخواستند چنین تحولی را در جهت بازگشت به پیش از مشروطیت بکنند، لیکن آنچه واقع شد دودمان اعتقادات و آرزوها و خیالات آنان را یکجا به تندباد تاریخ سپرد.
برای ندیدن این، فقط باید کور بود!