اگر فرض را بر این بگذاریم قدرتهای جهانی هدفشان برخورد سخت جنگی با ج.ا. نباشد، با زیان خودمانی میتوان کفت نیروهایی در حال شیر کردن ج.ا. هستند تا یک اشتباه تاکتیکی از او سر زند. اگر جمهوری اسلامی برخی از صحبتها را به حساب قدرت خود بگذارد و حرکتی اشتباه از او سر زند کارش تمام است.
به عمده حرفهای خبرنگاران و سیاستمدارانی که در کانون تصمیمگیری های سیاسی قرار دارند، دقت کنید! شاهد هستید این روزها خبرنگاران و روزنامه نگاران وِرد زبانشان این است که ایران [ج.ا.] ضعیف شده …. و فلان و فلان
برای مثال وقتی خبرنگاری در کاخ سفید از ترامپ پرسید: «با توجه به ضعیف شدن ج.ا. … ( ادامه سوال) »
ترامپ بلافاصله پاسخ داد که به نظر او ج.ا. ضعیف نشده و همچنان قدرتمند است!!!!
به نظر من این بازی زبانی که ترامپ با ج.ا. میکند برای جلب رضایت ج.ا. نیست برای کشیدن و افتادنش به تله نشستن پشت میز مذاکره است.
همه ما میدانیم که امکان ندارد ج.ا. آن چیزی که ترامپ میخواهد تن دهد.
باز هم بارها دیدیدم و شاهد بودیم ج.ا. زمانی تن به همه چیز میدهد که زمانش از دست رفته باشد.
فاکت بعدی این است که تنها شیوه مرسوم ج.ا. در این گونه موقعیتها، وقت کشی و به درازاکشاندن زمان مذاکرات است.
بخاطر زیاد تکرار شدن این ترفند ، حریفان نیز از آن مطلعند.بنابراین ضمن کشاندن ج.ا. به میز مذاکره به ج.ا. فرصت وقت کشی نخواهند داد. ج.ا. یا باید به تمامی خواسته ها تن دهد یا ندهد.
اما با شناختی که از این نظام وجود دارد میتوان انتظار داشت اتفاقاتی که در داخل خود ج.ا. میافتد زودتر از تحولات دیپلوماسی بین المللی خود را نشان خواهد داد و آن نمایان شدن و سرباز کردن شکاف بین باندهای قدرت و ثروت در داخل ج.ا. است.
پدیدار شدن شکاف و تبدیل شدنش به برخورد حذفی در هر نظام دیکتاتوری، آن نیرویی غلبه خواهد داشت که زورش بر بقیه باندها بچربد.
اینجا نقطه طلایی ورود بازیگر سوم بازیگر سوم برای برهم زدن بازی یعنی جنبش مردمی است. برای هزارمین بار باید تکرار کرد که عقل جمعی مردم ایران اگر در لحظه سرنوشت ساز دخالت نکند و بازی را برهم نزند در زمان های بعدی شانس بسیار کمتری خواهد داشت.
اگر عقل جمعی مردم ایران این فرصت را از دست ندهد درخشانترین برگی خواهد بود که به زودی در تاریخ ایران ورق خواهد خورد. این برگ از تاریخ ایران شاید در نگاه آیندگان به عنوان تلاشی برای جبران خطای سال ۵۷ مقبول افتد.