06.05.202513:47
- دوستم داشتی . .
اما نه آنقدر ك برایم بجنگی .
دوستت داشتم . .
همانقدر ك برایت در جنگها بمیرم .
اما نه آنقدر ك برایم بجنگی .
دوستت داشتم . .
همانقدر ك برایت در جنگها بمیرم .
04.05.202516:51
- ما را غم هجران تو بد واقعهای بود.
03.05.202507:42
بله آقای چاووشی؛
منم هیچی ازم نمونده جز یه سایه.
منم هیچی ازم نمونده جز یه سایه.
02.05.202507:41
درد را طوری تحمل کردم که انگار یک افتخار بود.
30.04.202516:50
از همه فاصله گرفته بود و به سمت خودش میدوید.
28.04.202518:52
خستگی اَشکال مختلفی داره؛
من به هر شکلی که میشناسید خستم.
من به هر شکلی که میشناسید خستم.
06.05.202507:16
- در خود گریستم . .
به دفعات در خود گریستم.
به دفعات در خود گریستم.
04.05.202510:44
03.05.202505:39
یک،
حادثه آغاز مرا سوخت.
حادثه آغاز مرا سوخت.
01.05.202518:52
چیزی خسته کننده تر از آدمِ بلند پروازی نیست که پرواز نمیکند.
30.04.202507:41
احتمالاً برایش دورانِ سختی بود ، دورانی که تقلا میکرد خودش را عادی نشان بدهد.
28.04.202507:41
باور کنید همهی ما تنهاییم ولی زمان میبره تا متوجه بشیم.
05.05.202516:51
- تو فراموش خواهی شد ، در مرداد ماه . .
زمانی ك برف رویِ ایوان خانهام بنشیند :)!
زمانی ك برف رویِ ایوان خانهام بنشیند :)!
04.05.202505:39
زمان میگذرد و دلم میگوید که بازگشت تو دیگر ممکن نیست.
02.05.202516:51
از این اضطرابِ بیحاصل خستهم.
01.05.202514:33
نامه ای برایت ندارم، اما این را بدان همیشه دلتنگت خواهم ماند.


29.04.202516:51
27.04.202518:52
روان رنجور از آغوش کشیدن خوشبختی طفره میرود.
05.05.202505:39
ببخش ما را که از غمت نمردیم.


03.05.202518:52
02.05.202516:15
01.05.202507:41
احساس کرد تسکین یافته ، بی رمق شده بود و آتشی در درونش پایان یافته بود که هرگز گمان نمیکرد خاموشی یابد.
29.04.202507:41
حسی که گفتم شاید با کمی قدم زدن بگذرد، وسطِ خیابان مرا به گریه انداخت.
27.04.202507:41
روحم را میتوانم به دستان پیرمردی که سالها حمالی کرده است تشبیه کنم ، همانقدر خسته و چروکیده.
显示 1 - 24 共 178
登录以解锁更多功能。