TC
tapswap community
NC
Notcoin Community
WC
WC
Binance Announcements
Binance Announcements

خاکسترِاقیانوس؛

شـایَددَردُنـیایـی‌دیـگَرتـوشیـریـنی‌ِزِنـدِگی‌تَلخـَم‌‌شَـوی؛
اَموالِ‌‌مَن‌تو‌سِه‌چیز‌خُلاصِه‌میشه" تـختـم ، سـیگـارم ، پـسـرم "
https://t.me/for_parkyuri
Уважаемый @durov !!
TGlist рейтинг
0
9.99
ТипАчык
Текшерүү
Текшерилбеген
Ишенимдүүлүк
Ишенимсиз
ОрдуІран
ТилиБашка
Канал түзүлгөн датаDec 09, 2022
TGlistке кошулган дата
Oct 13, 2024

Telegram каналы خاکسترِاقیانوس؛ статистикасы

Катталгандар

2 494

24 саат
3
-0.1%Жума
23
-0.9%Ай
76
-3%
28.03.2025
2 494
2

Цитация индекси

0

Эскерүүлөр1Каналдарда бөлүштү0Каналдарда эскерүүлөр1
28.03.2025
0-

1 посттун орточо көрүүлөрү

6

12 саат60%24 саат6
91.2%
48 саат68
107.4%
28.03.2025
0-

Катышуу (ER)

2.44%

Кайра посттошту0Комментарийлер0Реакциялар0
28.03.2025
0%-

Көрүүлөр боюнча катышуу (ERR)

0%

24 саат0%Жума0%Ай0%
28.03.2025
0%-

1 жарнама посттун орточо көрүүлөрү

12

1 саат12100%1 – 4 саат00%4 - 24 саат00%
28.03.2025
0-
Биздин ботту каналыңызга кошуп, анын аудиториясынын жынысын билүү.
Акыркы 24 саатта бардык посттор
2
Динамика
2

"خاکسترِاقیانوس؛" тобундагы акыркы жазуулар

post sticker
-
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝁮白色波浪‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝀪 ‌ ‌ ‌ ‌꤯ 𝗋𝖾̄𝖼𝖺𝗅𝗅 𝗒꤀𝗎𝗋
‌‌𝗐𝗁꤯𝗍𝖾 𝗐𝖺́𝗏𝖾𝗌 ‌ ‌ ‌ ⎯‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝚩𝗎𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝗁𝖺𝗏𝖾̄
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌𝁥黑暗 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝂳 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝖽𝖺́𝗋𝗄𝖾𝗇𝖾𝖽 𝗇𝗈𝗐.
Кайра бөлүшүлгөн:
یغماے بوسہ avatar
یغماے بوسہ
می دانم آشنای دیروز و غریبه ی امروزم ولی با همه ی غریبگی ام،هنوز آشنای هر روز رویایم هستی و این غریبگی برایم آشناست؛
میان همهمه باد های گیج بهاری خش خش یاد تو،زیر پاهای جانم شنیدنی است ولی چه قدر سخت است که مجبورم دست هایم را روی گوش هایم بگذارم تا نکند ضرباهنگ پای یادت،تنگ بلور قلب منتظرم را بلرزاند.
قدم میزنم در کوچه باغ های یادت و روی صندلی خاطره ها به نظاره ی افق های دور دست می نشینم.باد بهاری مرا یاد لحن یخ زده ی کلامت می اندازد و آن شب پر اصرار من و پر انکار تو!همان شب که بال بال میزدم برای تلاقی جرقه نگاهم باتو تا خرمن هر چه احساسم را به آتش بکشانی و در هوای نیاز خاکسترم کنی.آن شب که من پر پر میزدم تا با آرامش سکر آور نگاهت،آرامم کنی..ولی تو آن شب سنگ تر از همین صندلی سنگی شده بودی که رویش نشسته ام.انگار هر چه پنبه در دنیا بود در گوش تو جا شده بود که صدای تمنایم را نمی شنیدی.آن شب میخواستم تمام تنهایی هایم را با پونه ی آغوشت پیوند زنم و عطر مخملی هر چه عشق را به تن خسته جانم بپاشانم ولی تو آن شب با پیوند بیگانه بودی و حتی وقتی میخواستی با من از جدایی بگویی مثل همیشه با لبخند به بزم جدایی دعوتم میکردی.تو آن شب بر من و تمام پریشانی گیسو هایم خندیدی.خندیدی بر من و داغی که بر شقایق دلم گذاشته بودی.تو شمس گونه از لا به لای شب خاطره هایم پر کشیدی و من مولانا وار به انتظاری فرجامت چه تلخ نشستم.آن شب صدای«دوستت دارم»هایم به امتداد هفت آسمان میرسید ولی تو حاضر نشدی در یک قدمی من بایستی.
Кайра бөлүшүлгөн:
یغماے بوسہ avatar
یغماے بوسہ
امشب مثل هر شب چشم می سایم به بلندای آسمان و باز می جویم ستاره ی دنباله دار را ولی این قصه،قصه ی پر غصه ای است که تا هنوز دنباله دارد؛
با نگاهی خسته،سرد و نا امید بدرقه می کنم عشق را!فرصت از دست رفته ی رویت ستاره ی دنباله دار را!آن گاه که ستاره ی بختم کوچ کرد به دنبالش آواره ی غربت و سردرگمی شدم و شروع شد فصل های در به دری،آغاز شد روز های خالی از خیال خوب که از میان هر چه ستاره همه بی دنباله ولی دنباله ی عشق در به در تو تا هنوز به دنبالم می اید و هنوز آسمان دلم تاریک است و بی فروغ و تو گرچه شبرنگی ولی به همان ستاره گونی ات قسم،دشت آسمان بختم رخت شب پوشیده و سوگوار کوچ ناباورانه ی توست.
Кайра бөлүшүлгөн:
𝖲𝗇𝗈𝗐𝖿𝗅𝖺𝗄𝖾 avatar
𝖲𝗇𝗈𝗐𝖿𝗅𝖺𝗄𝖾
چـي‌ شـد ‌کـه ‌انـقـدر ‌غریبـه‌ شـدیـم‌‌ قـلـبِ‌ مـن؟!
خاکستر اقیانوس
post sticker
-
Кайра бөлүшүлгөн:
PV by PY avatar
PV by PY
همان‌قدر ساده، برایش مرد؛ در میان باقی مانده خاکستر های روحش .
« تو همان خدایی هستی که به نفس‌هایش سوگند خوردم »

Рекорддор

24.01.202521:36
2.7KКатталгандар
31.01.202517:03
300Цитация индекси
26.01.202507:21
2171 посттун көрүүлөрү
14.01.202508:09
1071 жарнама посттун көрүүлөрү
22.12.202423:59
9.09%ER
26.01.202523:12
7.99%ERR
Катталуучулар
Citation индекси
Бир посттун көрүүсү
Жарнамалык посттун көрүүсү
ER
ERR
NOV '24DEC '24JAN '25FEB '25MAR '25

خاکسترِاقیانوس؛ популярдуу жазуулары

Кайра бөлүшүлгөн:
𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 avatar
𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞
بعضی حرف‌ها خلق شده‌اند که فقط یک بار و فقط به یک نفر زده شوند، بعد از آن دیگر هیچ معنایی ندارند.
Кайра бөлүшүлгөн:
𝖲𝗇𝗈𝗐𝖿𝗅𝖺𝗄𝖾 avatar
𝖲𝗇𝗈𝗐𝖿𝗅𝖺𝗄𝖾
20.03.202521:25
چـي‌ شـد ‌کـه ‌انـقـدر ‌غریبـه‌ شـدیـم‌‌ قـلـبِ‌ مـن؟!
11.03.202514:50
فـوروارد کـنیـد؛ پست پیـنتـون رو فـور کـنـم.
Кайра бөлүшүлгөн:
خاکسترِاقیانوس؛ avatar
خاکسترِاقیانوس؛
16.03.202520:37
سلام عزیزکم
حال من خوب است. حال تو چطور ؟ دیاری نیست جز دلتنگی روزگار که امانم را بریده. نامه ای که برایت مینویسم لیلی ام با قلم اغشته به خون خود نوشته ام پس لطفا به حرمت تمام بوسه هایم آن را بخوان.
من در جایی دور از تو در کلبه ای گرفتار شده ام. نه آن که کسی مرا بگیرد نه، خود خود را محکوم به حبس خوانده ام تا زمانی که مرگ در چوبی را بزند.
حرف های ناگفته زیادی را در دل دارم و زمان برای ریختنش به زیر بال هایت کم است.
شمع‌ هایم با بادی که از پنجره آمد کشته شده اند و من دگر توانی ندارم تا باز آنها را زنده کنم. شاید هم نمیخواهم. جسمم هزاران تکه شده است و روحم در آسمان ها خانه ای دارد ولی من هنوز زنده ام. به لطف یادت این خانه بدون آتیشی گرم است گویی که تو خود را برایم به آتش کشیده ای. میتوانم ببینم مرگ در آن کنج نشسته است و از من مراقبت میکند تا زمانی که با آغوش باز به پرواز در بیاورتم.
تمام عمر در انتظار دیدن روی سیاهش بودم و حال ... نه ... نمی‌توانم رهایت کنم.
پاییز به سر رسیده و زمستان سرد تر از روحت شروع شده اما برگ درختان هنوز تسلیم سرنوشت خود نشده اند. صدای فریادشان را می‌شنوم.
آه ... این نامه برایت زیاد سنگین است پس بگذار دوباره با نام رویت آغاز کنم.
سلام عزیزکم
حال من خوب است. دیاری نیست جز دلتنگی روزگار که امانم را بریده.
20.03.202521:25
خاکستر اقیانوس
Кайра бөлүшүлгөн:
خاکسترِاقیانوس؛ avatar
خاکسترِاقیانوس؛
16.03.202520:37
به گیسوانت نگاه میکنم که چطور امواج دریا را به نمایش گذاشته است و به چشمانت که بی شک نشانه هایی از خلقت است.
لب هایت کاغذ سفید را نعمت می‌بخشد و دستهایت تن بی جان من مرده را زنده میکند
به قطع می‌گویم، اگر از زلف‌هایت طناب داری ببافند، خودم را از گردن می‌آویزم.
بگذار که در لحظات آخر عطر گیسوانت بوی حادثه را در خانه نشر دهد.
بگذار در آخر عطر تنت در اعماق وجودم نهفته شود تا شاید باری دگر در دنیایی دور از ذهنمان تو را به خاطر آورم
و آه چه زیبا میکند لبخندت پاییز مرده را
که از مرگِ پاییز، زمستانی سردتر از نگاهت پدیدار می‌شود.
دیگر حتی کلمات هم مرا یاری نمی‌دهند؛ در عمقِ شعر‌های من، بر چشمانِ تو بوسه زده می‌شود.
و در اعماق شعر های من خانه ای از آن توست از جنس تمام کلماتی که ناگفته مانده اند.
و اگر بوسه مقصدی نداشته باشد؟ آخرین نخِ سیگارم را از میان لب‌هایت دود می‌کنم، دور شو، من جهانی از باروتم.
دور شو تا زمانی که بتوانم بوسه های خیالی ام را از یاد ببرم تا بلکه دستانم از نوشتن برایت خسته شوند.
کوتاه بگویم؟ دلم تنگ است و این دلتنگی بزرگ‌ترین دردِ این روزهایم است.

_برای آنکه قلبم بی قراره به آغوش کشیدنش است.
28.03.202512:01
post sticker
21.03.202508:10
-
Кайра бөлүшүлгөн:
یغماے بوسہ avatar
یغماے بوسہ
20.03.202521:25
می دانم آشنای دیروز و غریبه ی امروزم ولی با همه ی غریبگی ام،هنوز آشنای هر روز رویایم هستی و این غریبگی برایم آشناست؛
میان همهمه باد های گیج بهاری خش خش یاد تو،زیر پاهای جانم شنیدنی است ولی چه قدر سخت است که مجبورم دست هایم را روی گوش هایم بگذارم تا نکند ضرباهنگ پای یادت،تنگ بلور قلب منتظرم را بلرزاند.
قدم میزنم در کوچه باغ های یادت و روی صندلی خاطره ها به نظاره ی افق های دور دست می نشینم.باد بهاری مرا یاد لحن یخ زده ی کلامت می اندازد و آن شب پر اصرار من و پر انکار تو!همان شب که بال بال میزدم برای تلاقی جرقه نگاهم باتو تا خرمن هر چه احساسم را به آتش بکشانی و در هوای نیاز خاکسترم کنی.آن شب که من پر پر میزدم تا با آرامش سکر آور نگاهت،آرامم کنی..ولی تو آن شب سنگ تر از همین صندلی سنگی شده بودی که رویش نشسته ام.انگار هر چه پنبه در دنیا بود در گوش تو جا شده بود که صدای تمنایم را نمی شنیدی.آن شب میخواستم تمام تنهایی هایم را با پونه ی آغوشت پیوند زنم و عطر مخملی هر چه عشق را به تن خسته جانم بپاشانم ولی تو آن شب با پیوند بیگانه بودی و حتی وقتی میخواستی با من از جدایی بگویی مثل همیشه با لبخند به بزم جدایی دعوتم میکردی.تو آن شب بر من و تمام پریشانی گیسو هایم خندیدی.خندیدی بر من و داغی که بر شقایق دلم گذاشته بودی.تو شمس گونه از لا به لای شب خاطره هایم پر کشیدی و من مولانا وار به انتظاری فرجامت چه تلخ نشستم.آن شب صدای«دوستت دارم»هایم به امتداد هفت آسمان میرسید ولی تو حاضر نشدی در یک قدمی من بایستی.
20.03.202521:25
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝁮白色波浪‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝀪 ‌ ‌ ‌ ‌꤯ 𝗋𝖾̄𝖼𝖺𝗅𝗅 𝗒꤀𝗎𝗋
‌‌𝗐𝗁꤯𝗍𝖾 𝗐𝖺́𝗏𝖾𝗌 ‌ ‌ ‌ ⎯‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝚩𝗎𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝗁𝖺𝗏𝖾̄
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌𝁥黑暗 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝂳 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝖽𝖺́𝗋𝗄𝖾𝗇𝖾𝖽 𝗇𝗈𝗐.
Кайра бөлүшүлгөн:
یغماے بوسہ avatar
یغماے بوسہ
20.03.202521:25
امشب مثل هر شب چشم می سایم به بلندای آسمان و باز می جویم ستاره ی دنباله دار را ولی این قصه،قصه ی پر غصه ای است که تا هنوز دنباله دارد؛
با نگاهی خسته،سرد و نا امید بدرقه می کنم عشق را!فرصت از دست رفته ی رویت ستاره ی دنباله دار را!آن گاه که ستاره ی بختم کوچ کرد به دنبالش آواره ی غربت و سردرگمی شدم و شروع شد فصل های در به دری،آغاز شد روز های خالی از خیال خوب که از میان هر چه ستاره همه بی دنباله ولی دنباله ی عشق در به در تو تا هنوز به دنبالم می اید و هنوز آسمان دلم تاریک است و بی فروغ و تو گرچه شبرنگی ولی به همان ستاره گونی ات قسم،دشت آسمان بختم رخت شب پوشیده و سوگوار کوچ ناباورانه ی توست.
19.03.202517:21
post sticker
18.03.202518:02
-
Кайра бөлүшүлгөн:
PV by PY avatar
PV by PY
17.03.202521:12
همان‌قدر ساده، برایش مرد؛ در میان باقی مانده خاکستر های روحش .
« تو همان خدایی هستی که به نفس‌هایش سوگند خوردم »
Көбүрөөк функцияларды ачуу үчүн кириңиз.
Cookie

Көрүү тажрыйбаңызды жакшыртуу үчүн биз куки файлдарын колдонобуз. 'Баарын кабыл алуу' баскычын чыкылдатуу менен, сиз куки файлдарын колдонууга макулдугуңузду бересиз.