21.02.202518:20
♦️از فلسفه ورزی سلبی تا ایدئولوژی اندیشی ایجابی!
✍دکترمحمدحسن علایی
(جامعهشناس)
نگارنده بر این نکته اصرار دارد که در زمانهی عسرت و انحطاط "ما" ایرانیان، جناب دکتر بیژن عبدالکریمی و معدودی دیگر از چهرههای حاضر در سپهر تُنُک فکری و فرهنگی کشور، علی التحقیق، خردک شعلهی فلسفهورزی را در برهوت توسعهنیافتگی تاریخی ما فروزان و بر پا داشتهاند، چندان که این رسالت خطیر را معدود چهرههایی دیگر چون دکتر رضا داوری اردکانی در نسل پیش از ایشان بر دوش می کشیدند، از همین رو بر هر جویندهی دانش و روندهی رواداری در ساحت اندیشه، حفظ جانب ایشان امری پسندیده و البته از پیش مسلم است.
اما باید موکدا توجه داشت که حتی شخصی چون جناب عبدالكريمي نیز به اذعان خویش -فی المثل رجوع شود به مناظرهی اخیر ایشان با دکتر مرتضی سرابی- در ارائه نکات ایجابی در طرحافکنیهای فلسفی خویش زبان چندان گویا و رسایی نداشته و ندارند. ایشان البته این امر را ذیل سیطرهی نیهیلیسم حاکم بر دوران ما مطرح و توجیه می نماید لیکن نگارنده ضمن همدلی با ایشان در این ادله، عدم وجود برخی حساسیتهای نظری، عدم وجود احتجاج و اهتمام معطوف به فلسفه و اشتغال بیش از اندازه به حوزهی عمومی را نیز بی تاثیر نمی پندارد هر چند وجود ایشان را در این عرصه مغتنم می شمارد.
مسئله جایی بغرنج می شود که ایشان به جای گفتگو و محاجه با همتایان صاحب صلاحیت خویش در حوزه ی فکر و فلسفه، بیشتر وقت خویش را مصروف بحث و فحص با برخی افراد ایدئولوژی اندیش و کم اهلیت در فلسفه می دارند که اگر چند ثمراتی به دنبال داشته اما گه گاه حجیتی بی اساس هم به طرف تخاطب اعطا کرده است که چندان هم مباح و بی ضرر و زیان نبوده است. شرح این فقره بماند برای مجالی دیگر، اینجا به همین میزان بسنده می کنم که در فقدان سویههای ایجابی از لسان عبدالکریمی و تکرار مواضع سلبی، همین نوآموختگان ایدئولوژی اندیش مجال جولان بیشتری مییابند که این امر عرصه را برای افراد با صلاحیت تنگتر و تنگتر می کند افرادی که حتی در ابراز گشودگی لازم برای آموختن از هماورد فلسفه ورز خویش نیز احساس کاذب استغنا به ایشان مستولی می شود که زهی اَلم و زهی اَسف.
✍دکترمحمدحسن علایی
(جامعهشناس)
نگارنده بر این نکته اصرار دارد که در زمانهی عسرت و انحطاط "ما" ایرانیان، جناب دکتر بیژن عبدالکریمی و معدودی دیگر از چهرههای حاضر در سپهر تُنُک فکری و فرهنگی کشور، علی التحقیق، خردک شعلهی فلسفهورزی را در برهوت توسعهنیافتگی تاریخی ما فروزان و بر پا داشتهاند، چندان که این رسالت خطیر را معدود چهرههایی دیگر چون دکتر رضا داوری اردکانی در نسل پیش از ایشان بر دوش می کشیدند، از همین رو بر هر جویندهی دانش و روندهی رواداری در ساحت اندیشه، حفظ جانب ایشان امری پسندیده و البته از پیش مسلم است.
اما باید موکدا توجه داشت که حتی شخصی چون جناب عبدالكريمي نیز به اذعان خویش -فی المثل رجوع شود به مناظرهی اخیر ایشان با دکتر مرتضی سرابی- در ارائه نکات ایجابی در طرحافکنیهای فلسفی خویش زبان چندان گویا و رسایی نداشته و ندارند. ایشان البته این امر را ذیل سیطرهی نیهیلیسم حاکم بر دوران ما مطرح و توجیه می نماید لیکن نگارنده ضمن همدلی با ایشان در این ادله، عدم وجود برخی حساسیتهای نظری، عدم وجود احتجاج و اهتمام معطوف به فلسفه و اشتغال بیش از اندازه به حوزهی عمومی را نیز بی تاثیر نمی پندارد هر چند وجود ایشان را در این عرصه مغتنم می شمارد.
مسئله جایی بغرنج می شود که ایشان به جای گفتگو و محاجه با همتایان صاحب صلاحیت خویش در حوزه ی فکر و فلسفه، بیشتر وقت خویش را مصروف بحث و فحص با برخی افراد ایدئولوژی اندیش و کم اهلیت در فلسفه می دارند که اگر چند ثمراتی به دنبال داشته اما گه گاه حجیتی بی اساس هم به طرف تخاطب اعطا کرده است که چندان هم مباح و بی ضرر و زیان نبوده است. شرح این فقره بماند برای مجالی دیگر، اینجا به همین میزان بسنده می کنم که در فقدان سویههای ایجابی از لسان عبدالکریمی و تکرار مواضع سلبی، همین نوآموختگان ایدئولوژی اندیش مجال جولان بیشتری مییابند که این امر عرصه را برای افراد با صلاحیت تنگتر و تنگتر می کند افرادی که حتی در ابراز گشودگی لازم برای آموختن از هماورد فلسفه ورز خویش نیز احساس کاذب استغنا به ایشان مستولی می شود که زهی اَلم و زهی اَسف.
20.02.202506:49
انجمن جامعه شناسی ایران، گروه کشورهای اسلامی؛
وبینار «شهریار و ایران»
زمان: روز سه شنبه ۱۴۰۰/۷/۲۰
دکتر محمدحسن علایی
(جامعه شناس)
@sociologicalperspectives
وبینار «شهریار و ایران»
زمان: روز سه شنبه ۱۴۰۰/۷/۲۰
دکتر محمدحسن علایی
(جامعه شناس)
@sociologicalperspectives
17.02.202520:30
♦️برائت از عبدالکریمی به مثابه برند!
✍دکترمحمدحسن علایی
(جامعه شناس)
نگارنده به عنوان یک جامعهشناس مردممدار و نظریهپرداز اجتماعی حوزه ی وفاق، که نه در جامعهشناسی و نه در نظریهپردازی کمترین ادعاعی ندارد و تنها به عنوان یک جوینده دانش خواهان نیل به هر دو آن است، بارها و بارها در کانال جامعهشناختی آکادمی وفاق به طرح و بازنشر آرای دکتر بيژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه پرداخته است، و تا آنجا که در بضاعت نگارنده بودهاست به نقد و شرح و بسط نظریات فلسفی-جامعهشناختی وی مبادرت ورزیده، آثار قلمی و کلامی ایشان را مطمح نظر داشته است.
در مقام نویسنده در دو کتاب "گفتمان وفاق، ارمغان دو دهه زیست آکادمیک" و "شریعتی و تفکر معنوی در روزگار سیطرهی نیستانگاری" نیز جا به جا به آرای عبدالکریمی ارجاع دادهام. همچنین در مقاله "شریعتی و تفکر غیرتئولوژیک-غیرسکولار" که در مجله جامعه پژوهی فرهنگی به چاپ رسیده است نیز ارجاعات بسیاری به آثار عبدالکریمی دادهام.
همچنین توفیق داشته ام در برخی مکاتبات و مناظرات متنی دوجانبه و یک نشست رونمایی کتاب با ایشان به گفتگو نشسته و وارد تعامل و تعاطی اندیشه شوم. و به جز چند نقد اخیرم که در کانال خویش منتشر کردهاند در اکثر موارد از ایشان پاسخ گرفته و در مواردی نیز قانع شدهام.
با توجه آنچه به اجمال گفته آمد قصد دارم در سه مورد مخاطبان پیگیر و فرهیخته خویش را دعوت به تأمل کنم؛
اول اینکه برخی به اشتباه پنداشته اند رویکرد انتقادی بنده به ایشان حاصل و ناشی از برخی مواضع اخیر ایشان در برخی حمایت های وی از گفتمان انقلاب است که هم اینجا این فرضیه دوستان را رد می کنم هر چند بر سر فاصله خویش با اکثر این مواضع چون و چرایی ندارم.
ثانیا در خصوص گفتمان وفاق و فاصله آن با آنچه در سپهر سیاست واقع شده است بنده برخی روشنگریها را کرده ام و البته آن را تکمیل نیز خواهم نمود، ولی هنوز از ایشان ندیده و نشنیده ام که رویکرد انتقادی خویش را در این فقره اتخاذ و اعلام کنند ولی این مورد نیز موجبات اختلاف نظرات فاحش بین نگارنده و ایشان را فراهم نکرده است و در مجموع، اعم مساعی ایشان ذیل گفتمان وفاق را شایسته تحسین می دانم.
و اما، ثالثا؛ عبدالکریمی به مثابه یک استاد فلسفه مطرح در سپهر فرهنگی و تفکر کشور خاصه در رویکرد حکمی ایشان در مواجهه با بنیادگرایی و پوپولیسم، هماره برای بنده ارج و قرب داشته و دارد لیکن اینکه "برند عبدالکریمی" باعث شود تا چشم و گوش بسته سخنان ایشان را عین تعقل و فلسفه تلقی و از سر ارادت یا سرسپردگی از آن متابعت کنم قویا از آن برائت می جویم و دوستان خویش را هم نسبت به آن تذکار داده و می دهم. عبدالکریمی و هر اهل فلسفهی دلسوز عزیز است اما با نهایت احترام و اخلاص، فلسفه و تفکر عزیزتر است.
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را...
✍دکترمحمدحسن علایی
(جامعه شناس)
نگارنده به عنوان یک جامعهشناس مردممدار و نظریهپرداز اجتماعی حوزه ی وفاق، که نه در جامعهشناسی و نه در نظریهپردازی کمترین ادعاعی ندارد و تنها به عنوان یک جوینده دانش خواهان نیل به هر دو آن است، بارها و بارها در کانال جامعهشناختی آکادمی وفاق به طرح و بازنشر آرای دکتر بيژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه پرداخته است، و تا آنجا که در بضاعت نگارنده بودهاست به نقد و شرح و بسط نظریات فلسفی-جامعهشناختی وی مبادرت ورزیده، آثار قلمی و کلامی ایشان را مطمح نظر داشته است.
در مقام نویسنده در دو کتاب "گفتمان وفاق، ارمغان دو دهه زیست آکادمیک" و "شریعتی و تفکر معنوی در روزگار سیطرهی نیستانگاری" نیز جا به جا به آرای عبدالکریمی ارجاع دادهام. همچنین در مقاله "شریعتی و تفکر غیرتئولوژیک-غیرسکولار" که در مجله جامعه پژوهی فرهنگی به چاپ رسیده است نیز ارجاعات بسیاری به آثار عبدالکریمی دادهام.
همچنین توفیق داشته ام در برخی مکاتبات و مناظرات متنی دوجانبه و یک نشست رونمایی کتاب با ایشان به گفتگو نشسته و وارد تعامل و تعاطی اندیشه شوم. و به جز چند نقد اخیرم که در کانال خویش منتشر کردهاند در اکثر موارد از ایشان پاسخ گرفته و در مواردی نیز قانع شدهام.
با توجه آنچه به اجمال گفته آمد قصد دارم در سه مورد مخاطبان پیگیر و فرهیخته خویش را دعوت به تأمل کنم؛
اول اینکه برخی به اشتباه پنداشته اند رویکرد انتقادی بنده به ایشان حاصل و ناشی از برخی مواضع اخیر ایشان در برخی حمایت های وی از گفتمان انقلاب است که هم اینجا این فرضیه دوستان را رد می کنم هر چند بر سر فاصله خویش با اکثر این مواضع چون و چرایی ندارم.
ثانیا در خصوص گفتمان وفاق و فاصله آن با آنچه در سپهر سیاست واقع شده است بنده برخی روشنگریها را کرده ام و البته آن را تکمیل نیز خواهم نمود، ولی هنوز از ایشان ندیده و نشنیده ام که رویکرد انتقادی خویش را در این فقره اتخاذ و اعلام کنند ولی این مورد نیز موجبات اختلاف نظرات فاحش بین نگارنده و ایشان را فراهم نکرده است و در مجموع، اعم مساعی ایشان ذیل گفتمان وفاق را شایسته تحسین می دانم.
و اما، ثالثا؛ عبدالکریمی به مثابه یک استاد فلسفه مطرح در سپهر فرهنگی و تفکر کشور خاصه در رویکرد حکمی ایشان در مواجهه با بنیادگرایی و پوپولیسم، هماره برای بنده ارج و قرب داشته و دارد لیکن اینکه "برند عبدالکریمی" باعث شود تا چشم و گوش بسته سخنان ایشان را عین تعقل و فلسفه تلقی و از سر ارادت یا سرسپردگی از آن متابعت کنم قویا از آن برائت می جویم و دوستان خویش را هم نسبت به آن تذکار داده و می دهم. عبدالکریمی و هر اهل فلسفهی دلسوز عزیز است اما با نهایت احترام و اخلاص، فلسفه و تفکر عزیزتر است.
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را...
15.02.202515:04
🔶️🔸️در نظربازی ما بیخبران حیرانند ...
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
12.02.202519:53
♦️آیندهی فیزیک و متافیزیک!
✍دکترمحمدحسن علایی
پیشرفت فزاینده بشر در حیطه ی علوم تجربی و پایه اعم از فیزیک و زیست شناسی، گستره ی نگرش آدمی در ابعاد میکرو و ماکرو را به شدت وسعت بخشیده است لیکن این میزان چشمگیر و باورناپذیر توسعه ی علمی و بنیادی مع الوصف هنوز نتوانسته است جهان استعاری و اسطوره ای، و متافیزیک جدیدی را برای بشر بنیان گذارد و افق تعالی مادی و معنوی را برای تمدن آینده ترسیم و جهان بهتری را به ارمغان بیاورد.
هر چند با فهم اینکه جهان به همین زمین ختم نمی شود بشر از تخت خودمرکزپنداری سابق پایین نشست و با رشد محاسبات علم فیزیک پذیرفت همین زمین ابا اجدادی اش که روزگاری مرکز عالم تلقی می شد و خورشید بر گردش می چرخید امروزه در میان انبوهی از کهکشانها و سحابی شمارش ناپذير چیزی در حد خس و خاشاک هم به حساب نمی آید لیکن این همه اطلاعات حیرت برانگیز جدید هنوز به یک نگره هستیشناختی معنابخش ترجمه نشده است، و این اهمیت ارتباط دو حوزه ی علم و فلسفه را بیش از پیش آشکار می سازد، کاری که از عهده ی فلسفههای مضاف از جمله فلسفه علم مرسوم خارج است، و نیازمند انقلابی پارادایمیک در حوزه ی تفکر بشریست.
https://www.instagram.com/p/DF_CeVmKoXG/?igsh=MWRvZmZzcHYwdmMxYg==
✍دکترمحمدحسن علایی
پیشرفت فزاینده بشر در حیطه ی علوم تجربی و پایه اعم از فیزیک و زیست شناسی، گستره ی نگرش آدمی در ابعاد میکرو و ماکرو را به شدت وسعت بخشیده است لیکن این میزان چشمگیر و باورناپذیر توسعه ی علمی و بنیادی مع الوصف هنوز نتوانسته است جهان استعاری و اسطوره ای، و متافیزیک جدیدی را برای بشر بنیان گذارد و افق تعالی مادی و معنوی را برای تمدن آینده ترسیم و جهان بهتری را به ارمغان بیاورد.
هر چند با فهم اینکه جهان به همین زمین ختم نمی شود بشر از تخت خودمرکزپنداری سابق پایین نشست و با رشد محاسبات علم فیزیک پذیرفت همین زمین ابا اجدادی اش که روزگاری مرکز عالم تلقی می شد و خورشید بر گردش می چرخید امروزه در میان انبوهی از کهکشانها و سحابی شمارش ناپذير چیزی در حد خس و خاشاک هم به حساب نمی آید لیکن این همه اطلاعات حیرت برانگیز جدید هنوز به یک نگره هستیشناختی معنابخش ترجمه نشده است، و این اهمیت ارتباط دو حوزه ی علم و فلسفه را بیش از پیش آشکار می سازد، کاری که از عهده ی فلسفههای مضاف از جمله فلسفه علم مرسوم خارج است، و نیازمند انقلابی پارادایمیک در حوزه ی تفکر بشریست.
https://www.instagram.com/p/DF_CeVmKoXG/?igsh=MWRvZmZzcHYwdmMxYg==
08.02.202510:10
ششمین همایشِ «کنکاشهای مفهومی و نظری دربارۀ جامعۀ ایران»
آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات
30 بهمن 1403
تاریخ اعلام نتیجه داوری چکیده مقالات
20 اسفند 1403
آخرین مهلت ارسال مقالات کامل
25 فروردین 1404
تاریخ شروع همایش
27 خرداد 1404
تاریخ پایان همایش
29 خرداد 1404
@sociologicalperspectives
آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات
30 بهمن 1403
تاریخ اعلام نتیجه داوری چکیده مقالات
20 اسفند 1403
آخرین مهلت ارسال مقالات کامل
25 فروردین 1404
تاریخ شروع همایش
27 خرداد 1404
تاریخ پایان همایش
29 خرداد 1404
@sociologicalperspectives
20.02.202518:00
🌎«جامعهشناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است»
اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانیم.
🔸🔸پنجشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۲🔸🔸
✍نعمت الله فاضلی
✴️تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🔸@DrNematallahFazeli
✍عادل سجودی
✴️جستاری در جامعه شناسی
🔸@GILsociologist
✍سودابه حیدری
✴️رادیولوگ؛ پادکستِ اجتماعی، علمی و فلسفی
🔸@Radio_Log
✍مصلح فتاح پور
✴️تحلیل آسیب های اجتماعی
🔸@Analysisisocialproblems
✍محمدحسن علایی
✴️آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعهشناختی
🔸@sociologicalperspectives
✍احمد فعال
✴️تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
🔸@bayane_azadi
✍آرش احدی مطلق
✴️جامعه شناسی و اخلاق
🔸@Sociology_of_Ethics
✍بیتا مدنی
✴️مطالعات فمینیستی تفسیری پرگمتیستی
🔸@sociology_of_sport
✍مسعود زمانی مقدم
✴️نوشتهها، مقالات و دورههای آموزشی
🔸@masoudzamanimoghadam
✍مسعود زمانی مقدم
✴️روش و پژوهش کیفی
🔸@qualitative_methodology
✍اصغر ایزدی جیران
✴️مردمنگار؛ آموزش، پژوهش و ترویج مردمشناسی
🔸@Mardomneghar
✍ح.ا. تنهایی
✴️جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی
🔸@hatanhai
✍سعید معدنی
✴️هفت اقلیم
🔸@Saeed_Maadani
✍فریبا نظری
✴️جامعهشناسی گروههای اجتماعی
🔸@Sociologyofsocialgroups
✍کاوه فرهادی
✴️انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری
🔸@kaveh_farhadi
🔻Click here to join us:
🔸@madanibita
🔸@dr_shirinvalipouri
🔸@Mohamadzeinaliunari
اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانیم.
🔸🔸پنجشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۲🔸🔸
✍نعمت الله فاضلی
✴️تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🔸@DrNematallahFazeli
✍عادل سجودی
✴️جستاری در جامعه شناسی
🔸@GILsociologist
✍سودابه حیدری
✴️رادیولوگ؛ پادکستِ اجتماعی، علمی و فلسفی
🔸@Radio_Log
✍مصلح فتاح پور
✴️تحلیل آسیب های اجتماعی
🔸@Analysisisocialproblems
✍محمدحسن علایی
✴️آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعهشناختی
🔸@sociologicalperspectives
✍احمد فعال
✴️تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
🔸@bayane_azadi
✍آرش احدی مطلق
✴️جامعه شناسی و اخلاق
🔸@Sociology_of_Ethics
✍بیتا مدنی
✴️مطالعات فمینیستی تفسیری پرگمتیستی
🔸@sociology_of_sport
✍مسعود زمانی مقدم
✴️نوشتهها، مقالات و دورههای آموزشی
🔸@masoudzamanimoghadam
✍مسعود زمانی مقدم
✴️روش و پژوهش کیفی
🔸@qualitative_methodology
✍اصغر ایزدی جیران
✴️مردمنگار؛ آموزش، پژوهش و ترویج مردمشناسی
🔸@Mardomneghar
✍ح.ا. تنهایی
✴️جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی
🔸@hatanhai
✍سعید معدنی
✴️هفت اقلیم
🔸@Saeed_Maadani
✍فریبا نظری
✴️جامعهشناسی گروههای اجتماعی
🔸@Sociologyofsocialgroups
✍کاوه فرهادی
✴️انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری
🔸@kaveh_farhadi
🔻Click here to join us:
🔸@madanibita
🔸@dr_shirinvalipouri
🔸@Mohamadzeinaliunari
19.02.202514:24
🔴زبان مادری حق همه ی ایرانیان است.
دکترمحمدحسن علایی
جامعه شناس
@sociologicalperspectives
دکترمحمدحسن علایی
جامعه شناس
@sociologicalperspectives
17.02.202512:13
♦️سخنان آغازین دکتر محمدحسن علایی در جلسه رونمایی کتاب "شریعتی و تفکر معنوی در روزگار سیطرهی نیستانگاری"
باشگاه اندیشه
۴ مرداد ۱۴۰۳
#نیهیلیسم
#علی_شریعتی
#بیژن_عبدالکریمی
#حسن_محدثی
#سیدجواد_میری
#رحیم_محمدی
#محمدحسن_علایی
@sociologicalperspectives
باشگاه اندیشه
۴ مرداد ۱۴۰۳
#نیهیلیسم
#علی_شریعتی
#بیژن_عبدالکریمی
#حسن_محدثی
#سیدجواد_میری
#رحیم_محمدی
#محمدحسن_علایی
@sociologicalperspectives
14.02.202520:30
از کتاب گفتمان وفاق؛ ارمغان دو دهه زیست آکادمیک!
دکترمحمدحسن علایی
جامعهشناس
شاید اگر بیست سال پیش که وارد دانشگاه شدم راه صحرا را در پیش گرفته بودم چنین نیازمند ظهور مردی از آکادمی برای التیام دردهایم نمی بودم و در بوته ی گلی در صحرا یا در ناله ی نی شبانی در کوه یا در سکوت جنگلی انبوه و بشکوه ... می توانستم روح بیقرارم را تسکین دهم اما نه، من راه تحصیل علم و دانش را آن هم در دانشگاه پیگیری کرده بودم، آن هم به عنوان کسی که پیشاپیش از انتخاب هر رشته ای که بال و پر سوالات او را کوتاه کند سرباز زده است ...حالا دیگر نه راه رفتن بود نه راه بازگشت...اما قدرت تفکری آشنا و خویشاوند مرا مجاب کرد که های سالک خیره سر و پای آبله راه را چندان هم خطا نآمده ای...
خیلی طبیعیست اگر کسی سوال کند که "خب؛ بعدش چی؟"؛ فکر نکنید من خودم از خودم این سوال را نکرده ام، چرا شاید نزدیک به هزار بار یا حتی بیشتر، این که آیا واقعا رفتن به دانشگاه ارزش این همه اتلاف وقت و انرژی را داشت؟! آن هم برای کسی که از همان ابتدا تصور هضم شدن در یک دیسیپلین دانشگاهی را نداشت؛ آیا این نهایت کج سلیقگی و شیرین عقلی نیست که آدم از سوراخی گزیده بشود که قبل تر مزه ی آن را چشیده است، وقتی عیار نهاد دانشگاه دست آدم آمده باشد دیگر ادامه دادن در مقاطع بالاتر آیا بی خردی نیست؟! و کلی سوالات این چنینی و بلکه تلخ تر و حسرت بار تر....
تکرار یک نوعی از بودن شهامت می خواهد اینکه همیشه قرار است صاحب نظر در یک حوزه بخصوص باشی، این خود به تنهایی هراس آور نیست؟ واقعا همین گریز از تکرار مرا از در آمدن در کسوت یک استاد در یک رشته ی بخصوص هماره باز داشته است؛ شخصیت ها؛ دانشگاهیان؛ آن هایی که می شناسم از مقابل پروژکتور ذهنم یک به یک عبور می کنند تصور اینکه تا ابد همین هستند که هستند حتی در خصوص ارجمندترین شان رقت بار است؛ اگر بیش تر به این دانش شاهانه آگاهی یافته بودم هیچ وقت عمرم را در این آکادمی های کذایی حرام نمی کردم؛ ...
این نوشته ها شاید به درد خیلی از کسانی که هنوز وارد دانشگاه نشده اند یا در شرف دانشجو شدن هستند یا در تردید بین ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر یا انتخاب گزینه ی دیگرند، یا حتی برای کسانی که هنوز به پوشالی بودن وعده های ایدئولوژیک نرسیده اند، یا کسانی که تصور همگن و یکدستی از دانشگاه و اساتید دارند و تحقق خودشان به این شبه نهادها و شبه استادها و...گره زده اند پیشاپیش گره گشا و کارساز باشد، تا برای آنها که چونان خود من، زخم خورده و مال باخته اند که در آن صورت این نوشتار در حکم نوشدارویی خواهد بود پس از مرگ سهراب...
یک فرد دکتری گرفته حتی اگر هیچ از دانش تخصصی خویش نیاندوخته باشد مرارت های بسیاری را بر خود روا داشته است تا به آن کاغذ پاره ی کذایی برسد. کنار آمدن با هزینه ی تحصیل، مماشات با پرسنل نهادهای ناکارآمد آموزشی، فائق آمدن بر شکاف های پرناشدنی با اساتید، پاس کردن واحدها، تنظیم پروپزال و دفاع پایان نامه کمترین کاریست که هر دانش آموخته دکتری به انجام رسانده است. این میان به چاپ رساندن مقاله نهیلیستیک ترین خوان این هفت خوان است. بماند اینکه پس از اخذ مدرک هم هیچ افقی برایش در این آشفته بازار متصور نیست. حالا بگذریم از معدود دانشجویانی که با جان و دل در این قمار عاشقانه شتافته اند و از همه چیز به پای این عشق گذشته اند. دانشجویان می بایست بیش از هر چیز دغدغه ی تحقق خویش را داشته باشند جنبش خودآگاهی آفرین دانشجویی باید خواستار حقوق به حق خویش باشد. آیا اهمیت کیفیت ارائه یک واحد درسی از سایر دغدغه های صنفی کمتر است. همه ارکان دانشگاه از وزیر تا رئیس می بایست بی وقفه پاسخگوی مطالبات دانشجویی باشند...
دکترمحمدحسن علایی
جامعهشناس
شاید اگر بیست سال پیش که وارد دانشگاه شدم راه صحرا را در پیش گرفته بودم چنین نیازمند ظهور مردی از آکادمی برای التیام دردهایم نمی بودم و در بوته ی گلی در صحرا یا در ناله ی نی شبانی در کوه یا در سکوت جنگلی انبوه و بشکوه ... می توانستم روح بیقرارم را تسکین دهم اما نه، من راه تحصیل علم و دانش را آن هم در دانشگاه پیگیری کرده بودم، آن هم به عنوان کسی که پیشاپیش از انتخاب هر رشته ای که بال و پر سوالات او را کوتاه کند سرباز زده است ...حالا دیگر نه راه رفتن بود نه راه بازگشت...اما قدرت تفکری آشنا و خویشاوند مرا مجاب کرد که های سالک خیره سر و پای آبله راه را چندان هم خطا نآمده ای...
خیلی طبیعیست اگر کسی سوال کند که "خب؛ بعدش چی؟"؛ فکر نکنید من خودم از خودم این سوال را نکرده ام، چرا شاید نزدیک به هزار بار یا حتی بیشتر، این که آیا واقعا رفتن به دانشگاه ارزش این همه اتلاف وقت و انرژی را داشت؟! آن هم برای کسی که از همان ابتدا تصور هضم شدن در یک دیسیپلین دانشگاهی را نداشت؛ آیا این نهایت کج سلیقگی و شیرین عقلی نیست که آدم از سوراخی گزیده بشود که قبل تر مزه ی آن را چشیده است، وقتی عیار نهاد دانشگاه دست آدم آمده باشد دیگر ادامه دادن در مقاطع بالاتر آیا بی خردی نیست؟! و کلی سوالات این چنینی و بلکه تلخ تر و حسرت بار تر....
تکرار یک نوعی از بودن شهامت می خواهد اینکه همیشه قرار است صاحب نظر در یک حوزه بخصوص باشی، این خود به تنهایی هراس آور نیست؟ واقعا همین گریز از تکرار مرا از در آمدن در کسوت یک استاد در یک رشته ی بخصوص هماره باز داشته است؛ شخصیت ها؛ دانشگاهیان؛ آن هایی که می شناسم از مقابل پروژکتور ذهنم یک به یک عبور می کنند تصور اینکه تا ابد همین هستند که هستند حتی در خصوص ارجمندترین شان رقت بار است؛ اگر بیش تر به این دانش شاهانه آگاهی یافته بودم هیچ وقت عمرم را در این آکادمی های کذایی حرام نمی کردم؛ ...
این نوشته ها شاید به درد خیلی از کسانی که هنوز وارد دانشگاه نشده اند یا در شرف دانشجو شدن هستند یا در تردید بین ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر یا انتخاب گزینه ی دیگرند، یا حتی برای کسانی که هنوز به پوشالی بودن وعده های ایدئولوژیک نرسیده اند، یا کسانی که تصور همگن و یکدستی از دانشگاه و اساتید دارند و تحقق خودشان به این شبه نهادها و شبه استادها و...گره زده اند پیشاپیش گره گشا و کارساز باشد، تا برای آنها که چونان خود من، زخم خورده و مال باخته اند که در آن صورت این نوشتار در حکم نوشدارویی خواهد بود پس از مرگ سهراب...
یک فرد دکتری گرفته حتی اگر هیچ از دانش تخصصی خویش نیاندوخته باشد مرارت های بسیاری را بر خود روا داشته است تا به آن کاغذ پاره ی کذایی برسد. کنار آمدن با هزینه ی تحصیل، مماشات با پرسنل نهادهای ناکارآمد آموزشی، فائق آمدن بر شکاف های پرناشدنی با اساتید، پاس کردن واحدها، تنظیم پروپزال و دفاع پایان نامه کمترین کاریست که هر دانش آموخته دکتری به انجام رسانده است. این میان به چاپ رساندن مقاله نهیلیستیک ترین خوان این هفت خوان است. بماند اینکه پس از اخذ مدرک هم هیچ افقی برایش در این آشفته بازار متصور نیست. حالا بگذریم از معدود دانشجویانی که با جان و دل در این قمار عاشقانه شتافته اند و از همه چیز به پای این عشق گذشته اند. دانشجویان می بایست بیش از هر چیز دغدغه ی تحقق خویش را داشته باشند جنبش خودآگاهی آفرین دانشجویی باید خواستار حقوق به حق خویش باشد. آیا اهمیت کیفیت ارائه یک واحد درسی از سایر دغدغه های صنفی کمتر است. همه ارکان دانشگاه از وزیر تا رئیس می بایست بی وقفه پاسخگوی مطالبات دانشجویی باشند...
12.02.202515:30
✅"دلم برای باغچه می سوزد"!
[خوانشی شعری از فروغ به همراه ملاحظات اجمالی]
دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
ــــــــــــــــــــــ
#فروغ_فرخزاد
@sociologicalperspectives
[خوانشی شعری از فروغ به همراه ملاحظات اجمالی]
دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
ــــــــــــــــــــــ
#فروغ_فرخزاد
@sociologicalperspectives
Қайта жіберілді:
جامعه شناسی صلح

07.02.202517:41
🔻مروری بر مهمترین آثار مایکل بوراووی
1. Manufacturing Consent: Changes in the Labor Process Under Monopoly Capitalism (1979)
- این کتاب یکی از شناختهشدهترین آثار بوراووی است که به بررسی تغییرات در فرآیند کار تحت سرمایهداری انحصاری میپردازد.
2. The Politics of Production: Factory Regimes Under Capitalism and Socialism (1985)
- این کتاب به مقایسه نظامهای کارخانهای در سرمایهداری و سوسیالیسم میپردازد.
3. Ethnography Unbound: Power and Resistance in the Modern Metropolis (1991)
- این کتاب به بررسی قدرت و مقاومت در زمینههای شهری از طریق روشهای اتنوگرافیک میپردازد.
4. Global Ethnography: Forces, Connections, and Imaginations in a Postmodern World (2000)
- بوراووی در این اثر به بررسی اتنوگرافی جهانی و چگونگی تاثیرات جهانیسازی بر زندگی روزمره میپردازد.
5. Public Sociology: From Local to Global (2005)
- این کتاب به اهمیت جامعهشناسی عمومی و نقش آن در جامعه از مقیاس محلی تا جهانی تمرکز دارد.
6. The Extended Case Method: Four Countries, Four Decades, Four Great Transformations, and One Theoretical Tradition (2009)
- این اثر به روششناسی تحقیق جامعهشناسی با تمرکز بر روش موردی گسترده میپردازد.
7. Conversations with Bourdieu: The Johannesburg Moment (2012)
- این کتاب به بحثها و مباحثهها در مورد آثار پیر بوردیو در زمینههای اجتماعی و فرهنگی اختصاص دارد.
8. Facing an Unequal World: Challenges for a Global Sociology (2014)
- این اثر به چالشهای جامعهشناسی در مواجهه با نابرابریهای جهانی میپردازد.
این فهرست شامل برخی از آثار شاخص این جامعه شناس است لکن از او آثار دیگری نیز در قالب مقالات، فصول کتاب و کتابهای مشترک با دیگر نویسندگان منتشر شده است.
با احترام به درگذشت مایکل بوراووی
#عباس_نعیمی_جورشری
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
@abbasnaeemi
1. Manufacturing Consent: Changes in the Labor Process Under Monopoly Capitalism (1979)
- این کتاب یکی از شناختهشدهترین آثار بوراووی است که به بررسی تغییرات در فرآیند کار تحت سرمایهداری انحصاری میپردازد.
2. The Politics of Production: Factory Regimes Under Capitalism and Socialism (1985)
- این کتاب به مقایسه نظامهای کارخانهای در سرمایهداری و سوسیالیسم میپردازد.
3. Ethnography Unbound: Power and Resistance in the Modern Metropolis (1991)
- این کتاب به بررسی قدرت و مقاومت در زمینههای شهری از طریق روشهای اتنوگرافیک میپردازد.
4. Global Ethnography: Forces, Connections, and Imaginations in a Postmodern World (2000)
- بوراووی در این اثر به بررسی اتنوگرافی جهانی و چگونگی تاثیرات جهانیسازی بر زندگی روزمره میپردازد.
5. Public Sociology: From Local to Global (2005)
- این کتاب به اهمیت جامعهشناسی عمومی و نقش آن در جامعه از مقیاس محلی تا جهانی تمرکز دارد.
6. The Extended Case Method: Four Countries, Four Decades, Four Great Transformations, and One Theoretical Tradition (2009)
- این اثر به روششناسی تحقیق جامعهشناسی با تمرکز بر روش موردی گسترده میپردازد.
7. Conversations with Bourdieu: The Johannesburg Moment (2012)
- این کتاب به بحثها و مباحثهها در مورد آثار پیر بوردیو در زمینههای اجتماعی و فرهنگی اختصاص دارد.
8. Facing an Unequal World: Challenges for a Global Sociology (2014)
- این اثر به چالشهای جامعهشناسی در مواجهه با نابرابریهای جهانی میپردازد.
این فهرست شامل برخی از آثار شاخص این جامعه شناس است لکن از او آثار دیگری نیز در قالب مقالات، فصول کتاب و کتابهای مشترک با دیگر نویسندگان منتشر شده است.
با احترام به درگذشت مایکل بوراووی
#عباس_نعیمی_جورشری
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
@abbasnaeemi
20.02.202510:14
♦️جستاری دربارهی احول بینی نقاد داوری!
✍️دکترمحمدحسن علایی
(جامعهشناس)
دو بینی جناب دکتر مهدی جمشیدی در نقد دکتر رضا داوری اردکانی را میتوان به ایدئولوژی اندیشی وی منتسب دانست، اساسا نگاهی که جز سیاه و سفید دیدن منظری دیگر نمی شناسد ایدئولوژیک هست. این را می توان از موقف ایشان نیز بازشناخت، اتخاذ مواضع سخت و صلب نه از جهت قوت و قدرت استدلال ایشان و امثال ایشان است که از جهت تصلب و تعصب هست و بس. "من چنین می گویم و چنین می بینم، پس چنین است و چنین ولاغیر". مغالطه پهلوان پنبه هم در مرقومه ای که ایشان در بارهی دکتر رضا داوری اردکانی نگاشته اند البته رخ داده است که آن نیز از همین نگاه تنگ ایدئولوژیاندیشی رنج می برد جمشیدی مع الاسف با احول بینی داوری را به "پرده نشین عالم حکمت" و "قدرت نشین عرصه سیاست" فروکاسته است، و به خیال خود همگرایی با لیبرالها در ساحت سیاست و عالم عمل و واگرایی با ایشان در ساحت فلسفه و عالم نظر را نکوهیده است.
بی که بیاندیشد شاید این احول بینی از جهت عدم فهم وی از تأملات فلسفی داوری هست که وی را در فهم ملاحظات سیاسی داوری نیز به اشتباه انداخته است. دست کم، اکثر آثار متاخر داوری در دو دهه گذشته مشحون از اشاراتی هست که از کیفیت موقف وی در مرز سیاست و فلسفه، پرده بر می دارد، خوانش انتقادی آثار وی از نقد تجدد گرفته تا درد توسعهنیافتگی البته تنها برای اهل اندیشه و نه اهل ایدئولوژی ممکن و میسور است و مادام که شخص با حربهی ازرق پوشی و مشی انگشتنماگشتن به فکر حجیتتراشی برای خود و دوختن کلاهی برای خویش از نمد به اصلاح نقد است راه به جایی نخواد برد. و اگر نه کسی نگفته است داوری یا هر کس دیگری، مورد نقد و داوری واقع نشود، لیکن نقد داوری حداقل هایی را می طلبد که برخی مدعیان از همان هم بی بهره افتاده اند.
قیاس ده پایین با استاندارد های ده بالا و سنجش داوری و پوپر و امثالهم با یک سنجه، نیز البته عدم درک راقم آن سطور مشعشع از اقتضائات برهوت توسعهنیافتگی تاریخی را بر آفتاب افکنده است. عجالتا ختم می کنم به بیتی از خواجه که فرمود:
زهد رندان نوآموخته راهی به دهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
✍️دکترمحمدحسن علایی
(جامعهشناس)
دو بینی جناب دکتر مهدی جمشیدی در نقد دکتر رضا داوری اردکانی را میتوان به ایدئولوژی اندیشی وی منتسب دانست، اساسا نگاهی که جز سیاه و سفید دیدن منظری دیگر نمی شناسد ایدئولوژیک هست. این را می توان از موقف ایشان نیز بازشناخت، اتخاذ مواضع سخت و صلب نه از جهت قوت و قدرت استدلال ایشان و امثال ایشان است که از جهت تصلب و تعصب هست و بس. "من چنین می گویم و چنین می بینم، پس چنین است و چنین ولاغیر". مغالطه پهلوان پنبه هم در مرقومه ای که ایشان در بارهی دکتر رضا داوری اردکانی نگاشته اند البته رخ داده است که آن نیز از همین نگاه تنگ ایدئولوژیاندیشی رنج می برد جمشیدی مع الاسف با احول بینی داوری را به "پرده نشین عالم حکمت" و "قدرت نشین عرصه سیاست" فروکاسته است، و به خیال خود همگرایی با لیبرالها در ساحت سیاست و عالم عمل و واگرایی با ایشان در ساحت فلسفه و عالم نظر را نکوهیده است.
بی که بیاندیشد شاید این احول بینی از جهت عدم فهم وی از تأملات فلسفی داوری هست که وی را در فهم ملاحظات سیاسی داوری نیز به اشتباه انداخته است. دست کم، اکثر آثار متاخر داوری در دو دهه گذشته مشحون از اشاراتی هست که از کیفیت موقف وی در مرز سیاست و فلسفه، پرده بر می دارد، خوانش انتقادی آثار وی از نقد تجدد گرفته تا درد توسعهنیافتگی البته تنها برای اهل اندیشه و نه اهل ایدئولوژی ممکن و میسور است و مادام که شخص با حربهی ازرق پوشی و مشی انگشتنماگشتن به فکر حجیتتراشی برای خود و دوختن کلاهی برای خویش از نمد به اصلاح نقد است راه به جایی نخواد برد. و اگر نه کسی نگفته است داوری یا هر کس دیگری، مورد نقد و داوری واقع نشود، لیکن نقد داوری حداقل هایی را می طلبد که برخی مدعیان از همان هم بی بهره افتاده اند.
قیاس ده پایین با استاندارد های ده بالا و سنجش داوری و پوپر و امثالهم با یک سنجه، نیز البته عدم درک راقم آن سطور مشعشع از اقتضائات برهوت توسعهنیافتگی تاریخی را بر آفتاب افکنده است. عجالتا ختم می کنم به بیتی از خواجه که فرمود:
زهد رندان نوآموخته راهی به دهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
19.02.202509:36
نه، از زندگی، کسی با ما نگفت!!
به ما گفتند از این خانه تا آن خیابان چه راهی هست، از این خیابان تا آن میدان، از آن میدان تا آن شهر دیگر، از آن شهر تا آن کشور دیگر، ... ، از این زمین، تا آن آسمان، از آن آسمان، تا آن کهکشان، از آن کهکشان تا آن کهکشان دیگر، ... ،اما کسی با ما نگفت، تا خود خانه چه راهی هست!!
کسی با ما نگفت، آخر دنیا کجاست، کسی با ما نگفت چگونه میتوان یک عمر معلق در هوا زیست؛ چگونه میتوان وسط آسمان و زمین خانهای برپا کرد، چگونه میتوان سفرهای پهن کرد و لقمهای نان خورد!!
کسی با ما نگفت چگونه باید با کسی دیگر هم خانه شد، چگونه باید با آن دیگری سر یک سفره نشست، چگونه باید با آن دیگری نان را قسمت کرد!!
نه، دریغا، از آن دیگری،
کسی با ما نگفت!!
با ما از روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها و قرنها و هزارهها گفتند، اما کسی با ما نگفت چگونه باید در لحظه زیست، چگونه باید وسط تیر و ترکش و توپ و تفنگ زندگی کرد، هم آغوشی کرد، بچه زایید، و صاحب خانه شد!!
کسی با ما نگفت، خانه کجاست، وطن کجاست، همخانه کیست، همسایه کیست، ... ،
با ما گفتند که روزی خورشید زمینش را خواهد بلعید، با ما از آیندهی دور کیهان گفتند، از اینکه روزی همه چیز سرد و تاریک می شود، به ما از انرژی تاریک، از انبساط جهان گفتند، اما کسی با ما نگفت امروز را چگونه باید تاب آورد!!
نه دریغا، از زندگی،
کسی با ما نگفت!!
https://www.instagram.com/p/DGP-L96qpTW/?igsh=MWZmcXdsdHdlaDZ3MQ==
به ما گفتند از این خانه تا آن خیابان چه راهی هست، از این خیابان تا آن میدان، از آن میدان تا آن شهر دیگر، از آن شهر تا آن کشور دیگر، ... ، از این زمین، تا آن آسمان، از آن آسمان، تا آن کهکشان، از آن کهکشان تا آن کهکشان دیگر، ... ،اما کسی با ما نگفت، تا خود خانه چه راهی هست!!
کسی با ما نگفت، آخر دنیا کجاست، کسی با ما نگفت چگونه میتوان یک عمر معلق در هوا زیست؛ چگونه میتوان وسط آسمان و زمین خانهای برپا کرد، چگونه میتوان سفرهای پهن کرد و لقمهای نان خورد!!
کسی با ما نگفت چگونه باید با کسی دیگر هم خانه شد، چگونه باید با آن دیگری سر یک سفره نشست، چگونه باید با آن دیگری نان را قسمت کرد!!
نه، دریغا، از آن دیگری،
کسی با ما نگفت!!
با ما از روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها و قرنها و هزارهها گفتند، اما کسی با ما نگفت چگونه باید در لحظه زیست، چگونه باید وسط تیر و ترکش و توپ و تفنگ زندگی کرد، هم آغوشی کرد، بچه زایید، و صاحب خانه شد!!
کسی با ما نگفت، خانه کجاست، وطن کجاست، همخانه کیست، همسایه کیست، ... ،
با ما گفتند که روزی خورشید زمینش را خواهد بلعید، با ما از آیندهی دور کیهان گفتند، از اینکه روزی همه چیز سرد و تاریک می شود، به ما از انرژی تاریک، از انبساط جهان گفتند، اما کسی با ما نگفت امروز را چگونه باید تاب آورد!!
نه دریغا، از زندگی،
کسی با ما نگفت!!
https://www.instagram.com/p/DGP-L96qpTW/?igsh=MWZmcXdsdHdlaDZ3MQ==
Қайта жіберілді:
فرهیختگان

16.02.202520:19
اساتید دانشگاه در بی افقی دانشجویان شریک جرمند!
محمدحسن علایی
فریاد دادخواهی از عمر به هدر رفته ی دانشجویان در نظام ناکارآمد دانشگاه ایرانی به صرف گرفتن ژست های معترضانه و منتقدانه نمی تواند و نباید فرو کاسته شود؛ و بایستی با روشنگری های مداوم و بی وقفه ی دانشگاهیان در عمل جلوی رویه های سرمایه سوز و خانمان برانداز پذیرش فله ای دانشجو در مراکز آموزش عالی گرفته شود؛ که در غیر این صورت مع الاسف باید اساتید دانشگاه را نیز در کنار دیگر ذینفعان در بی افقی دانشجویان شریک جرم قلمداد کرد.
رشد سرطانی مراکز فاقد کیفیت دانشگاهی در حقیقت کیفیت را به پای کمیت ذبح کرده است. آیا بین نیازهای جامعه، صنعت و بازار کار با فارغالتحصیلان رشته های علوم انسانی؛ فنی و مهندسی؛ علوم پایه و ... تناسب معنی داری وجود دارد؛ آیا در این خصوص نیازسنجی های علمی صورت می پذیرد؛ آیا نحوه جذب؛ پذیرش و آموزش دانشجو با استانداردهای جهانی تطابق دارد؟
در قبال این میزان از سرمایه سوزی های نسل های جوان که عمر خویش را در طی این مدارج دانشگاهی برای اخذ این مدارک کذایی بر باد می دهند به واقع کدام نهاد باید پاسخگو باشد؟!
نگارنده در جایجای کتاب "گفتمان وفاق؛ ارمغان دو دهه زیست آکادمیک" به طرح این قبیل پرسشها پرداخته است؛ در بخشی از این کتاب آمده است:
"روایت دو دهه تجربه ی زیسته ی آکادمیک را ای بسا بتوان به مثابه ی نقطه ی پایانی بر فعالیت های آکادمیک نویسنده نیز تلقی کرد، یک جور نامه ی خداحافظی با شرحی نسبتا مبسوط برای پذیرش یک تقدیر محتوم، که راه من را بالاخره از آکادمی جدا می کند؛ اما تقلیل دادن چنین تلاشی به صرف یک بزرگداشت تشریفاتی، قدری اجحاف است؛ من در این روایت، به جای اینکه سعی کرده باشم رد پا هایم را پاک کنم به این حقیقت تلخ و دردناک تن دادم که تَرَک ها و رخنه ها را در تجربه ی خودم منعکس کنم، و ای بسا اجازه بدهم که ادامه ی آن ها در کنش و گفتار و شخصیت من، مجال بروز یابند تا به وسع خویش، در برملا ساختن سازوبرگ های ایدئولوژیک آکادمی و عریان ساختن امر واقع زیر پوست آن موثر باشم...".
در پایان به بخش دیگری از این کتاب که در راستای دغدغه این جستار می باشد نیز اشاره می گردد:
"مسئله این نیست که تجربه زیست آکادمیک در ایران، در نهایت یک تجربه شکست و ناکامی در بعد فردی است بل امر مهمتر این است که اساساً در ابعاد اجتماعی نیز، از سامان دادن به کنشهای اجتماعی ناتوان است، چه از جهت عدم تشکل دادن به یک اجتماع علمی حقیقی که در گفتوگو با همدیگر واجد یک حیات عینی باشند، و چه از منظر تولید نخبههای پیشرو برای ورود به عرصه جامعه و حفظ ارتباط با عقبه دانشگاهی برای روزآمدسازی اطلاعات و دانش در خدمت اصلاح امور؛ باید دید کژکارکردی در نهاد آموزش عالی، بهواقع در متن حیات اجتماعی ما به چه عواملی تاریخی، فرهنگی و سیاسی مربوط میشود".
#فرهیختگان راهی به رهایی
محمدحسن علایی
فریاد دادخواهی از عمر به هدر رفته ی دانشجویان در نظام ناکارآمد دانشگاه ایرانی به صرف گرفتن ژست های معترضانه و منتقدانه نمی تواند و نباید فرو کاسته شود؛ و بایستی با روشنگری های مداوم و بی وقفه ی دانشگاهیان در عمل جلوی رویه های سرمایه سوز و خانمان برانداز پذیرش فله ای دانشجو در مراکز آموزش عالی گرفته شود؛ که در غیر این صورت مع الاسف باید اساتید دانشگاه را نیز در کنار دیگر ذینفعان در بی افقی دانشجویان شریک جرم قلمداد کرد.
رشد سرطانی مراکز فاقد کیفیت دانشگاهی در حقیقت کیفیت را به پای کمیت ذبح کرده است. آیا بین نیازهای جامعه، صنعت و بازار کار با فارغالتحصیلان رشته های علوم انسانی؛ فنی و مهندسی؛ علوم پایه و ... تناسب معنی داری وجود دارد؛ آیا در این خصوص نیازسنجی های علمی صورت می پذیرد؛ آیا نحوه جذب؛ پذیرش و آموزش دانشجو با استانداردهای جهانی تطابق دارد؟
در قبال این میزان از سرمایه سوزی های نسل های جوان که عمر خویش را در طی این مدارج دانشگاهی برای اخذ این مدارک کذایی بر باد می دهند به واقع کدام نهاد باید پاسخگو باشد؟!
نگارنده در جایجای کتاب "گفتمان وفاق؛ ارمغان دو دهه زیست آکادمیک" به طرح این قبیل پرسشها پرداخته است؛ در بخشی از این کتاب آمده است:
"روایت دو دهه تجربه ی زیسته ی آکادمیک را ای بسا بتوان به مثابه ی نقطه ی پایانی بر فعالیت های آکادمیک نویسنده نیز تلقی کرد، یک جور نامه ی خداحافظی با شرحی نسبتا مبسوط برای پذیرش یک تقدیر محتوم، که راه من را بالاخره از آکادمی جدا می کند؛ اما تقلیل دادن چنین تلاشی به صرف یک بزرگداشت تشریفاتی، قدری اجحاف است؛ من در این روایت، به جای اینکه سعی کرده باشم رد پا هایم را پاک کنم به این حقیقت تلخ و دردناک تن دادم که تَرَک ها و رخنه ها را در تجربه ی خودم منعکس کنم، و ای بسا اجازه بدهم که ادامه ی آن ها در کنش و گفتار و شخصیت من، مجال بروز یابند تا به وسع خویش، در برملا ساختن سازوبرگ های ایدئولوژیک آکادمی و عریان ساختن امر واقع زیر پوست آن موثر باشم...".
در پایان به بخش دیگری از این کتاب که در راستای دغدغه این جستار می باشد نیز اشاره می گردد:
"مسئله این نیست که تجربه زیست آکادمیک در ایران، در نهایت یک تجربه شکست و ناکامی در بعد فردی است بل امر مهمتر این است که اساساً در ابعاد اجتماعی نیز، از سامان دادن به کنشهای اجتماعی ناتوان است، چه از جهت عدم تشکل دادن به یک اجتماع علمی حقیقی که در گفتوگو با همدیگر واجد یک حیات عینی باشند، و چه از منظر تولید نخبههای پیشرو برای ورود به عرصه جامعه و حفظ ارتباط با عقبه دانشگاهی برای روزآمدسازی اطلاعات و دانش در خدمت اصلاح امور؛ باید دید کژکارکردی در نهاد آموزش عالی، بهواقع در متن حیات اجتماعی ما به چه عواملی تاریخی، فرهنگی و سیاسی مربوط میشود".
#فرهیختگان راهی به رهایی
13.02.202519:51
🔴 هشدار یک جامعهشناس در خصوص آمار بالای فارغالتحصیلان بیکار؛
دکترمحمدحسن علایی:
"فاجعه است؛ دانشجویان دکتری ما بعد از فارغالتحصیلی بیکار می مانند!"
لینک نامه سرگشاده خطاب به وزیر علوم، تحقيقات و فناوری
@sociologicalperspectives
دکترمحمدحسن علایی:
"فاجعه است؛ دانشجویان دکتری ما بعد از فارغالتحصیلی بیکار می مانند!"
لینک نامه سرگشاده خطاب به وزیر علوم، تحقيقات و فناوری
@sociologicalperspectives
10.02.202523:15
📔آیین نکوداشت استاد فرزانه دکتر منصور وثوقی
سخنرانان:
#مصطفی_ازکیا
#حمیدرضا_جلایی_پور
#احسان_رحمانی_خلیلی
#موسی_عنبری
#مهدی_لبیبی
#حسین_میرزایی
🗓 چهارشنبه 1 اسفند 1403 ساعت 17
🏡سالن فردوسی
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.
🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
💢انجمن جامعه شناسی ایران💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
@sociologicalperspectives
سخنرانان:
#مصطفی_ازکیا
#حمیدرضا_جلایی_پور
#احسان_رحمانی_خلیلی
#موسی_عنبری
#مهدی_لبیبی
#حسین_میرزایی
🗓 چهارشنبه 1 اسفند 1403 ساعت 17
🏡سالن فردوسی
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.
🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
💢انجمن جامعه شناسی ایران💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
@sociologicalperspectives
06.02.202519:53
معرفی کتاب "فیزیک و فلسفه"
قرن نوزدهم مرحلهای مهم در سیر تکامل نظریههای فیزیک است. تحولات این دوره بین دو نقطۀ عطف در تاریخ فیزیک قرار دارند: از یک سو، در قرن هجدهم شاهد شکوفایی فیزیک کلاسیک و تبیینهای مکانیکی هستیم؛ و از سوی دیگر، در اوایل قرن بیستم شاهد پیدایش دو انقلاب بزرگ کوانتومی و نسبیتی. در این کتاب، خواننده با تحولات اساسی فیزیک قرن نوزدهم آشنا میشود، اما نقطۀ تأکید توجه به بنیانهای هستیشناختی و فلسفی این علم و نحوۀ تعامل آن با متافیزیک است. کتاب تلاشی است برای توصیف و صورتبندی نحوۀ تعامل فیزیک و فلسفه در زمینۀ تاریخی قرن نوزدهم. پس از ذکر نکاتی دربارۀ تاریخنگاری علم، نویسنده چهارچوبی نظری برای بررسی تعامل فیزیک و متافیزیک عرضه میکند، آنگاه به بررسی تأثیر مکانیکگرایی در وحدتبخشی به حوزههای مختلف فیزیک در قرن نوزدهم، تحول در هستیشناسی نظریههای فیزیکی پس از مطرح شدن مفهوم «انرژی»، تلاش برای تبیین قوانین پدیدارشناسانۀ ترمودینامیک در چهارچوب نگرش مکانیکی، مطرح شدن نظریۀ «میدان» و آغاز زوال نگرش مکانیکی، و سرانجام مهیا شدن فضای فکری برای کنار گذاشتن »اتر» و پیدایش نظریههای نسبیت و مکانیک کوانتومی میپردازد.
https://www.instagram.com/p/DFvd05pqiVF/?igsh=MTd6enpnb2J2dzJkNQ==
قرن نوزدهم مرحلهای مهم در سیر تکامل نظریههای فیزیک است. تحولات این دوره بین دو نقطۀ عطف در تاریخ فیزیک قرار دارند: از یک سو، در قرن هجدهم شاهد شکوفایی فیزیک کلاسیک و تبیینهای مکانیکی هستیم؛ و از سوی دیگر، در اوایل قرن بیستم شاهد پیدایش دو انقلاب بزرگ کوانتومی و نسبیتی. در این کتاب، خواننده با تحولات اساسی فیزیک قرن نوزدهم آشنا میشود، اما نقطۀ تأکید توجه به بنیانهای هستیشناختی و فلسفی این علم و نحوۀ تعامل آن با متافیزیک است. کتاب تلاشی است برای توصیف و صورتبندی نحوۀ تعامل فیزیک و فلسفه در زمینۀ تاریخی قرن نوزدهم. پس از ذکر نکاتی دربارۀ تاریخنگاری علم، نویسنده چهارچوبی نظری برای بررسی تعامل فیزیک و متافیزیک عرضه میکند، آنگاه به بررسی تأثیر مکانیکگرایی در وحدتبخشی به حوزههای مختلف فیزیک در قرن نوزدهم، تحول در هستیشناسی نظریههای فیزیکی پس از مطرح شدن مفهوم «انرژی»، تلاش برای تبیین قوانین پدیدارشناسانۀ ترمودینامیک در چهارچوب نگرش مکانیکی، مطرح شدن نظریۀ «میدان» و آغاز زوال نگرش مکانیکی، و سرانجام مهیا شدن فضای فکری برای کنار گذاشتن »اتر» و پیدایش نظریههای نسبیت و مکانیک کوانتومی میپردازد.
https://www.instagram.com/p/DFvd05pqiVF/?igsh=MTd6enpnb2J2dzJkNQ==
Қайта жіберілді:
آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی؛

20.02.202506:49
✅به بهانه "روز جهانی زبان مادری"!
باز نشر سخنرانی دکتر محمدحسن علایی با عنوان «شهریار و ایران» در انجمن جامعه شناسی ایران، گروه کشورهای اسلامی؛ در کانال رویکردهای جامعه شناختی به آدرس زیر:
@sociologicalperspectives
باز نشر سخنرانی دکتر محمدحسن علایی با عنوان «شهریار و ایران» در انجمن جامعه شناسی ایران، گروه کشورهای اسلامی؛ در کانال رویکردهای جامعه شناختی به آدرس زیر:
@sociologicalperspectives
18.02.202517:51
🔶️🔸️ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ...
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
16.02.202516:50
✅"تولدی دیگر"!
[خوانشی شعری از فروغ به همراه ملاحظات اجمالی]
دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
ــــــــــــــــــــــ
#فروغ_فرخزاد
@sociologicalperspectives
[خوانشی شعری از فروغ به همراه ملاحظات اجمالی]
دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
ــــــــــــــــــــــ
#فروغ_فرخزاد
@sociologicalperspectives
13.02.202517:56
🔶️🔸️صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار ...
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
(از سری جلسات حافظخوانی)
♦️دکتر محمدحسن علایی
#حافظ
🎗با آکادمی وفاق به آدرس زیر در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
10.02.202512:10
🔸️مشاوره پروپوزال نویسی و انتخاب موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری
🔸️مشاورهی تخصصی نگارش مقاله
🔸️مشاوره تحصیلی، شغلی و مهاجرت
🔸️مشاوره عاطفی و مهارتهای ارتباطی و تابآوری اجتماعی
♦️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس و مؤسس آکادمی وفاق)
🎗 جهت هماهنگی به کانال آکادمی وفاق به آدرس زیر مراجعه نمایید و یا با آدرس ايميل در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
@Dr_Mh_Alaei
Phd.alaei@gmail.com
http://www.instagram.com/dr.alaei.sociology
🔸️مشاورهی تخصصی نگارش مقاله
🔸️مشاوره تحصیلی، شغلی و مهاجرت
🔸️مشاوره عاطفی و مهارتهای ارتباطی و تابآوری اجتماعی
♦️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس و مؤسس آکادمی وفاق)
🎗 جهت هماهنگی به کانال آکادمی وفاق به آدرس زیر مراجعه نمایید و یا با آدرس ايميل در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
@Dr_Mh_Alaei
Phd.alaei@gmail.com
http://www.instagram.com/dr.alaei.sociology
Қайта жіберілді:
آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی؛

06.02.202515:49
🔸️مشاوره پروپوزال نویسی و انتخاب موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری
🔸️مشاورهی تخصصی نگارش مقاله
🔸️مشاوره تحصیلی، شغلی و مهاجرت
🔸️مشاوره عاطفی و مهارتهای ارتباطی و تابآوری اجتماعی
♦️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس و مؤسس آکادمی وفاق)
🎗 جهت هماهنگی به کانال آکادمی وفاق به آدرس زیر مراجعه نمایید و یا با آدرس ايميل در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
@Dr_Mh_Alaei
Phd.alaei@gmail.com
http://www.instagram.com/dr.alaei.sociology
🔸️مشاورهی تخصصی نگارش مقاله
🔸️مشاوره تحصیلی، شغلی و مهاجرت
🔸️مشاوره عاطفی و مهارتهای ارتباطی و تابآوری اجتماعی
♦️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس و مؤسس آکادمی وفاق)
🎗 جهت هماهنگی به کانال آکادمی وفاق به آدرس زیر مراجعه نمایید و یا با آدرس ايميل در ارتباط باشید:
@sociologicalperspectives
@Dr_Mh_Alaei
Phd.alaei@gmail.com
http://www.instagram.com/dr.alaei.sociology
Көрсетілген 1 - 5 арасынан 5
Көбірек мүмкіндіктерді ашу үшін кіріңіз.