مذاکره انجام شد و پایان گرفت و اتفاقا آن هجوم خشم و غضب و عصبانیت بخاطر عدم توفیق در مذاکره بود. برای تحلیل خبرها و رویدادها بایستی بتوانید بین خطوط را بخوانید وگرنه خواندن خطوط که از عهده بچه دبستانی نیز ساخته است. ماله کش اعظم پیام آورد که ترامپ چه میگوید و چه می خواهد و حاکم مطلقه هم حساب کرد نمی تواند بهایی که ترامپ بعنوان غرامت طلب میکند بپردازد. پس برای خالی نماندن عریضه و البته تولید دستاویز برای متملقان و بله قربانگوها سخنرانی ممنوعیت مذاکره و بحث شرافت ارائه شد. در فایلهای صوتی و ویدئویی پیوست احمد زیدآبادی به درستی توضیح داده است.
آقای ولیفقیه! جیک جیک مستونت بود فکرِ زمستونت نبود!
۱.یکی از مهمترین پرسشهایی که در این شرایط جامعه به طور دایم از من پرسیده می شود این است که "چه باید کرد؟"پیام این دوستان به من این است که بله شما خیلی خوب شرایط جامعه را وصف می کنید،اما نمی گویید چه باید کرد؟
۲.پاسخ اول من به این دوستان آن است که داشتن یک توصیف دقیق از شرایط موجود مهم ترین گام در فراتر رفتن از این شرایط است.همه جامعه شناسان و متفکران بزرگ عالم توصیف گران بزرگ زندگی انسان در ابعاد متفاوت آن بوده اند.حتی مارکس که ایده تغییر را دنبال می کرد بزرگترین شارح نظم نظام سرمایه داری بود.او با توصیف دقیق نظم جامعه سرمایه داری نشان داد که این نظم نیازمند چه تغییری است.
۳.پاسخ دوم و اصلی من اما از جنس دیگری است.دوست دارم در مقام کسی که اندکی از پدیدارشناسی می داند و از جامعه شناسی کلاسیک فاصله گرفته است بگویم پاسخ من به پرسش چه باید کرد سه چیز است:عاشقی،دانش جویی و دلسوزی برای رنج انسان ها.این پاسخ را من از راسل،فیلسوف برجسته،وام گرفته.او می گفت وجود من با سه احساس ساده ولی قدرتمند هدایت می شود:عشق طلبی،دانش جویی و دلسوزی برای رنج انسان ها.این سه کنش البته از نگاه من کنش هایی کاملا سیاسی نیز هستند.
۴.از نگاه من بزرگترین پدیده ای که هر گونه استبداد را ممکن می کند جدایی ما انسان ها از یکدیگر است.انسان ها وقتی در پیوند با یکدیگرند کاملا اخلاقی زندگی می کنند،چون می دانند که چه هستند و چه مسئولیتی در قبال یکدیگر دارند.آنچه ما را وحشی و قاتل می سازد ناتوانی در فهم انسان بوده گی خود و دیگران است.انسان وحشی و قاتل انسانی است که پیشاپیش از انسان های دیگر بریده است و آنها را دشمن خود می داند.
۵.چرا می گویم عاشقی و دانشجویی و دلسوزی ما را نجات خواهد داد.استدلال من آن است که این سه کنش انسانی بیش از هر چیز ما را در پیوند با همدیگر قرار می دهد.عاشقی کردن و دانشجو بودن باعث می شوند شما دیگران را وارد زندگی خود کنید.وقتی عاشق می شوید و کتاب می خوانید عملا دیگری را مهم تر از خود می دانید و او را دوست دارید.عاشقی کردن و کتاب خواندن،بویژه ادبیات و فلسفه، آغاز فرایند گذشت از خود و وارد کردن دیگران در زندگی خود است.اگر با عاشقی و کتاب خواندن دیگران را وارد زندگی خود می کنید با نیکوکاری و دلسوزی برای رنج انسان ها خود را وارد زندگی دیگران می کنید.نیکوکاری و کمک کردن به دیگران یعنی رفتن به خانه دیگران و سلام کردن با آنها.نیکوکاری آغاز ورود تو به ساحت وجود دیگران است.
۶.در جامعه ای که انسان ها در پیوند با هم باشند و زندگی خود را زندگی دیگران ببینند امکان نابودگری و وحشیگری و جرایم اجتماعی بسیار اندک می شود.اگر دیگران را دوست بدارید هرگز نمی کوشید زندگی آن ها را نابود کنید که آنها را خود خود می دانید.عشق راه نجات ماست.
۷.باید به جای واکنشی رفتار کردن در مقابل نظم غیر انسانی موجود،جهانی دیگر ساخت.باید درباره راه های عشق ورزی و دانشجویی و نیکوکاری خیال ورزی کرد و آینده دیگری را تصور نمود.وجود نوین یک جامعه در تصور آن جامعه از آینده ریشه دارد.مادران همیشه با خیال آمدن فرزندان زندگی بهتری را در خیال خود تصور می کنند.باید مادر بود.باید اندیشه و آینده تازه زایید و برای جان بخشیدن به آن تلاش کرد.مادر بودن در آفرینش و مادر بودن در تربیت و مراقبت از کودک راه نجات ماست.به جای افسرده شدن به هنگام دیدن خیال زشت مستبد باید عاشق بود و خیال تازه آفرید و البته برای تحقق این خیال عمل کرد.
فوکو معتقد بود " تکرار" مهمترین فناوری یا تکنیک اجتماعی( نه سیاسی) قدرت است.نظام های ایدئولوژیک برای اعمال قدرت بر جامعه و منتشر کردن خود در تمام سطوح و لایه های جامعه به " تکرار" دائمی مجموعه ای از نام ها، صفات، گزاره ها، و شعارها می پردازند و با تکرار همه جانبه آن ها توسط نیروهای خودشان به جامعه القا می کنند که آنان بسیارند و از قدرت بسیار برخوردارند.
ما که جوانی نکردیم..! ما سرمان شلوغ بود ، خیلی شلوغ به قدری فکر و مشغله روی سرمان سنگینی می کرد که درک درستی از سن و سال نداشتیم ما حتی کودکی هم نکردی چشم باز کردیم و پیر بودیم ما قربانیان بدترین برهه تاریخ بودیم نسل جوانیهای بر باد رفته نسل بحران و بلا تکلیفی نسلی که بدون فریاد در دل آتش زمانه سوخت ما کم سن و سال ترین سالمندان تاریخ بودیم...! @mykhatereha
11.02.202510:16
چه کسی مسئول افزایش قیمت دلار است؟
مناظره حسین عبده تبریزی و حسین صمصامی
مدرسه آزاد
01.02.202515:10
👀 سیاستِ خلاقانه و ارتقابخش، قیام علیه ابتذالِ سیاسی
سردبیر روزنامه شرق:
" در این وضعیت گویا تنها راه، سکوت و انزوای کنشگرانه است و در این سکوت و انزوای کنشگرانه است که باید جلوی هر اشتباهی ایستاد و تاوان آن را پرداخت. چه این اشتباه از سوی مردم باشد، چه از سوی قدرت و چه از سوی نخبگان و روشنفکران."
سردبیر روزنامه شرق از کنشِ مرزی به کنشِ روزنه گشایانه و از آنجا با سیاستِ خلاقانه و ارتقابخش و قیام علیهِ ابتذال سیاسی به "سکوت و انزوای کنشگرانه"! رسیده است.
بطور اصولی نظام حکمرانیی غیرِ قابلِ اصلاح را باید با آزادی و بسطِ ارزشهای انسانی در جامعه(بیانِ آزادی) ساقط کرد. اما در جهان، بیانِ قدرت حاکم بوده و در وضعیتِ موجودِ کنشگریهای مردم و روشنفکرانِ که
ولیفقیه دوم در دامِ مکرِ ولیفقیه اول گرفتار شده جیم الف را که قدرتی مکربنیاد است فقط با مکری قدرتبنیاد میتوان رفع کرده، نظامی نو در انداخت. تحولاتِ فرهنگی و گسترشِ آزادی و ارزشهای انسانی در جامعه پس از جابجایی در قدرت بتدریج روی خواهد داد.
31.01.202516:45
👀 آیا سیاستهای اقتصاد مقاومتی با قاچاقِ انواعِ سوخت ارتباط دارد؟
📣📣📣 دادگستری هرمزگان اگر طرفدارِ
قاچاقچیان سوخت و روغن و قیر و ... نیست؛
چرا شفافیت ندارد؟ پالایشگاهِ خصوصی نام ندارد؟ متعلق به کیست؟ مالک و مالکین پالایشگاه وابستگی به حکومت دارند یا ندارند؟ آیا قوه قضائیه در پی ساخت و پاخت با قاچاقچیان است؟
بهعنوان بنگاه اقتصادی بخش خصوصی، در پی رساندن سود برای جامعه ذینفعان (شاغلان و بازنشستگان)، بعد از تأمین نیاز داخلی به تناسب تولید، خواهان اجازه صادرات بهطور مستقیم هستیم؛
ضرورت دارد تولیدکنندگان عمده قیر کشور
در این زمینه گفتوگو کنند.
برخی برنامهها که حتی ممکن است قانونی نیز باشند با سیاستهای اقتصاد مقاومتی در خصوص تقویت و راهگشایی برای بخش خصوصی تضاد دارند.
برای نمونه مدیران نفت جی گزارش دادهاند که قانونگذار برای صادرات محصول قیر نیز بهعنوان ماده خام مالیات وضع کرده است، در حالی که این ماده، محصول نهایی است. از این رو احتساب مالیات برای قیر صادراتی به بنگاه اقتصادی مانند نفت جی صدمه وارد میکند. باید بخش خصوصی از سوی قانونگذار تقویت شود، اما برخلاف سیاستهای اقتصاد مقاومتی، اکنون قانونگذار در برخی قوانین و احکام بودجه برای کالای نهایی این کارخانه، مالیات خامفروشی پیشبینی کرده است.
انجمن پالایشگاههای روغن سازی ایران و مدیران عامل این پالایشگاهها هیچکدام ذینفع شخصی نمی باشند. اسماعیلی افزود: این صنعت همواره با چالش گرانی فروش خوراک توسط پالایشگاه های مادر مواجه بوده که بدلیل دریافت خوراک به نرخ نیمایی و همچنین تخصیص ارز مواد اولیه وارداتی روغن موتور نرخ مصوب با ارز نیمایی باعث گردید تاکنون آسیب کمتری را به این صنعت به همراه داشته است.
پالایشگاههای روغن سازی کشور تامین کننده روغن موتور کشور با نرخ مصوب می باشند. همچنین
بیش از 90 درصد روغن های صنعتی تخصصی ده هزار واحد صنعتی کشور توسط پالایشگاه های روانکار تولید و تأمین می گردد. صدها واحد صنعتی پایین دستی وابستگی کامل به این پالایشگاه های روانکار جهت تامین مواد اولیه خود دارند. در حوزه صادرات نیز این پالایشگاه ها با بیش از 800 میلیون دلار صادرات و رفع تعهد 100 درصدی در تمام سالیان گذشته، یکی از منابع مهم تامین نیاز ارزی کشور بوده اند.
اعلام جرم علیه یک پالایشگاه خصوصی استان هرمزگان
۱۲ بهمن ۱۴۰۳
رئیس کل دادگستری هرمزگان با اشاره به
صدور دستور قضایی برای تخلیه کشتی حامل ۱۰ میلیون لیتر فرآورده نفتی صادراتی مظنون به قاچاق
از تشکیل پرونده قضایی علیه یکی از پالایشگاههای خصوصی خبر داد.
🔻دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سهشنبه ۴ فوریه، ۱۶ بهمن پیش از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با تاکید چندباره بر «دودلی و ناچاری»، دستوری را برای «فشار حداکثری» بر ایران امضا کرد که هدف آن جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح اتمی، توقف برنامه موشکی بالستیک قارهپیما و اعمال فشار اقتصادی بر کشور از طریق تحریمها و توقف صادرات نفت است.
او در گفتگو با رسانهها گفت: «این دستوری است که در مورد آن دودل هستم. همه میخواهند که آن را امضا کنم. این کار را میکنم. خیلی به ایران سخت میگیرد. همان چیزی است که قبلا داشتیم.» او اضافه کرد: «... امیدوارم که مجبور نشویم خیلی از آن استفاده کنیم. باید ببینیم که آیا میتوانیم ترتیباتی دهیم یا نه یا با ایران توافق کنیم، و اینطوری همه میتوانیم با هم بسازیم. شاید ممکن باشد، و شاید هم نباشد. پس آن را امضا میکنم، و از این کار خوشحال نیستم، اما واقعا چاره زیادی ندارم، چون باید قوی و محکم باشیم، و امیدوارم که اصلا مجبور نشویم تا زیاد از آن استفاده کنیم.»
خبرآنلاین با همسر زنی که مورد تعرض قرار گرفته صحبت کرده که میگوید آرای دادگاه بدوی و تجدیدنظر این پرونده را در اختیار دارد.
بر اساس این گزارش، تعرض جنسی در ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ و در پی تصادفی که هنگام سواری با یک تاکسی اینترنتی روی داد، اتفاق افتاده است.
بر اساس گزارش خبرآنلاین، مامور اورژانس از همسر این زن میخواهد که با خودروی خود دنبال آمبولانس بیاید.
او به خبرآنلاین گفت: «بعد از ۸ دقیقه آمبولانس هنوز حرکت نکرده بود. مجدد برگشتم بهسمت آمبولانس، بهسختی از شیشه داخل کابین را نگاه کردم، وقتی دیدم بدن همسرم را لمس میکند، خشکم زد، اما لحظهای گمان کردم بهدلیل عوارض تصادف برای همسرم اتفاقی افتاده و نیاز به معاینه بیشتری دارد.»
خبرآنلاین در گزارش خود آورده است که زمانی که همسر او تعرض را تایید کرده، آنها به دادگاه شکایت میکنند.
همسر قربانی این تعرض به خبرآنلاین گفت: «دریافت شماره تلفن از زن از سوی مامور خاطی به بهانه تکمیل کردن پرونده، تماس تلفنی با زن از سوی مامور اورژانس، جستوجوی نام زن در فضای مجازی برای پیدا کردن حساب اینستاگرامی او، مواردی هستند که با بررسی پلیس فتا ثابت شده و بعد از گذشت حدود شش ماه کار حقوقی، دادگاه تعرض را تایید میکند.»
خبر آنلاین نوشته است که جرم مامور اورژانس در دادگاه «رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت (غیر از زنا)» ثابت شده است، و او با حکم دادگاه به تحمل ۶۰ ضربه شلاق محکوم شده است. دادگاه تجدید نظر در مهر ماه هم حکم دادگاه اولیه را تایید کرده است.
بر اساس گزارشها اما این مامور اورژانس همچنان به عنوان تکنسین اورژانس مشغول کار است.
این گزارش پس از آن منتشر میشود که هفته گذشته پرونده مشابه دیگری مربوط به سال ۱۳۹۶ رسانهای شد.
در واکنش به آن گزارش، سازمان اورژانس ایران تجاوز به یک بیمار در یکی از مراکز اورژانس را در این پرونده تایید کرد اما گفت که این واقعه مربوط به ۷ سال پیش است و این فرد همان موقع در سال ۱۳۹۶«اخراج شده است.»
پس از اظهارات سخنگوی اورژانس ایران، ندا شمس، وکیل این پرونده بار دیگر تاکید کرد که مامور خاطی اخراج نشده و تنها به مدت دو سال از کار در بخش اورژانس منع شده است.
ده روز پیش که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، از غزه به عنوان یک ویرانه نام برد و خواستار «پاکسازی همه خرابیها» شد معلوم نبود که آیا این سخنان به طور فیالبداهه گفته شده یا فکر مشخصی پشت آن است.
اما سخنانی که پیش از سفر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در دفتر رئیس جمهوری ایراد کرد و همچنین اظهاراتش در نشست خبری مشترک با آقای نتانیاهو، آشکار کرده است که او در پیشنهاد خود کاملا جدی است.
این پیشنهاد غیرمتعارفترین تغییر در موضع سنتی ایالات متحده در قبال اختلاف بین اسرائیل و فلسطینیان در تاریخ این منازعه است و به نظر میرسد در تعارض با موازین حقوق بینالملل باشد.
همچنین علاوه بر نحوه برخورد مردم عادی محل با این پیشنهاد، سخنان رئیس جمهور آمریکا میتواند در این مرحله حساس، بر موضوع مبرمتر بر اساس قوانینبین المللی، اقدام برای انتقال اجباری جمعیت کاملا ممنوع است و فلسطینیها و همچنین کشورهای عربی پیشنهاد ترامپ را مصداق توصیه به جابجایی جمعیت غزه و پاکسازی سرزمین قومی فلسطینیان از آنان میدانند.
به همین دلیل است که رهبران کشورهای عرب طی ۱۰ روز گذشته به طور گسترده این نظر ترامپ و اینکه اردن و مصر ساکنان فلسطینی غزه را «جا بدهند» غیرقابل قبول دانستهاند.
مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، تشکیلات خودگردان فلسطین و اتحادیه عرب روز شنبه در بیانیهای اعلام کردند که چنین اقدامی میتواند ثبات منطقه را به خطر بیندازد، و خطر گسترش درگیریها و تضعیف چشمانداز صلح و همزیستی میان مردمان منطقه را افزایش دهد.
از دیرباز خواسته راستگرایان افراطی و ملیگرایان تندرو اسرائیل اخراج فلسطینیان از سرزمینهای اشغالی و گسترش شهرکهای یهودینشین در این اراضی بوده است.
پس از حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ این گروهها - که رهبران آنها از جمله اعضای دولت ائتلافی نتانیاهو بودهاند - خواستار ادامه نامحدود جنگ علیه حماس شدهاند و وعده دادهاند که در نهایت، شهرکهای یهودی نشین را به غزه بازگردانند.
آنها به تکرار شعارهای خود ادامه داده و با آتشبس و توافق فعلی برای آزادی گروگانها مخالفت کردهاند.
ترامپ در نشست مطبوعاتی مشترک خود با نخست وزیر اسرائیل در کاخ سفید، حتی از پیشنهاد اخیر خود برای «انتقال فلسطینیان» از غزه به مصر و اردن فراتر رفت و گفت که ایالات متحده این منطقه را در اختیار خواهد گرفت و آن را بازسازی خواهد کرد.
هنگامی که از او پرسیده شد که آیا فلسطینیان اجازه بازگشت خواهند داشت یا نه، گفت: «مردم جهان» در آنجا زندگی خواهند کرد و افزود که غزه «مکانی بینالمللی و باورنکردنی» خواهد شد و سپس از فلسطینیان هم نام برد.
استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در امور خاورمیانه، اوایل روز گذشته دیدگاه پشت این پیشنهاد را خلاصه کرد و با اشاره به ترامپ گفت: «این شخص املاک و مستغلات را خوب میشناسد.»
ترامپ گفته است که غزه به «روییرای خاورمیانه» [منطقهای ساحلی برای گردشگران] تبدیل خواهد شد.
آقای ترامپ در پاسخ به این سوال که آیا نیروهای آمریکایی در تسلط بر غزه مشارکت خواهند داشت یا نه، گفت: «ما آنچه لازم باشد انجام خواهیم داد.»
پیشنهاد او بنیادیترین تحول در موضع ایالات متحده در قبال این منطقه از زمان ایجاد کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل است که نتیجه اشغال اراضی عربی از جمله نوار غزه بود.
در آن زمان، غزه محل سکونت فلسطینیانی بود که در جنگ اعراب و اسرائیل درهنگام ایجاد کشور اسرائیل از محل سکونت خود گریختند یا مجبور به ترک آن شدند و به غزه رفتند.
اکثریت قریب به اتفاق جمعیت غزه امروز را این گروه از فلسطینیان و فرزندان و نوادههای آنان تشکیل میدهد.
اگر پیشنهاد ترامپ اجرا شود، جمعیت فلسطینیان که در حال حاضر به دو میلیون نفر رسیده است مجبور خواهد شد در نقاط دیگر جهان عرب یا حتی فراتر از آن «اسکان دایم» شود.
این پیشنهاد امکان راه حل دو کشوری در آینده را به معنای متعارف آن از بین میبرد و بدون تردید از سوی فلسطینیان و کشورهای عرب به عنوان طرحی برای جابجایی جمعیت غزه رد خواهد شد.
در مقابل، بسیاری از حامیان سیاسی نتانیاهو و جنبش شهرکنشینان ملگیرای افراطی در اسرائیل از سخنان دونالد ترامپ دفاع میکنند و آن را به منزله تحقق هدف نتانیاهو برای «پایان دادن همیشگی به تهدید امنیتی علیه اسرائیل از سوی نوار غزه» میدانند.
برای فلسطینیان، چنین تحولی به منزله اقدام مشترک برای مجازات دستجمعی آنها تلقی میشود.
08:30 تئوری بازی قدرت 22:30 رانت چیست؟ 27:43 سازوکارهای اقتصادی رانت 37:07 حلقه وفاداران 46:18 رانت به قدرتهای خارجی 52:10 نقش نهادهای امنیتی 1:00:03 توسعه به مثابه یک قلعه 1:17:20 مسئله ورود به بازارهای جهانی
📣 نظامِ جهانی با کسی شوخی ندارد! یحیی سنوار کجاست؟
برنامه محیط زیست سازمان ملل اعلام کرده است که ممکن آواربرداری و پاکسازی بقایای مواد منفجره جنگ غزه ۲۱ سال طول بکشد.
دونالد ترامپ، گفته است نزدیک به دو میلیون فلسطینی ساکن غزه باید به طور دائمی از این منطقه به خارج منتقل شوند تا آمریکا بتواند مالکیت غزه را بر عهده بگیرد و آن را تبدیل به منطقه ساحلی تفریحی (ریویرای خاورمیانه) کند. غزه بعد از ۱۵ ماه جنگ با اسرائیل به مخروبهای تبدیل شده که زندگی در آن خطرناک است.
جنگ ۱۵ ماهه در غزه پس از رسیدن به توافق آتشبس در ۱۹ ژانویه پایان یافت اما آثار ویرانگری افزون بر تلفات انسانی به جا گذاشته است.
قبل از شروع این جنگ ۲/۲ میلیون نفر ساکن غزه در چهار شهر اصلی، یعنی رفح و خان یونس در جنوب، دیرالبلح در مرکز و شهر غزه زندگی میکردند و بر اساس آمار اعلام شده در ۱۴ ژانویه ۹/۱ میلیون نفر از آنها در نتیجه جنگ در داخل غزه آواره شدند.
برنامه محیط زیست سازمان ملل هشدار داده است که بازسازی خرابههای جنگ غزه زمان بسیار زیادی را در برخواهد گرفت.
این سازمان سیستمهای آب و فاضلاب را «تقریبا کاملا از بین رفته» توصیف میکند.
10.02.202505:24
آقاجان مذاکره انجام شد و پایان گرفت و اتفاقا آن هجوم خشم و غضب و عصبانیت بخاطر عدم توفیق در مذاکره بود . برای تحلیل خبرها و رویدادها بایستی بتوانید بین خطوط را بخوانید وگرنه خواندن خطوط که از عهده بچه دبستانی نیز ساخته است . ماله کش اعظم پیام آورد که ترامپ چه میگوید و چه می خواهد و حاکم مطلقه هم حساب کرد نمی تواند بهایی که ترامپ بعنوان غرامت طلب میکند بپردازد . پس برای خالی نماندن عریضه و البته تولید دستاویز برای متملقان و بله قربان گوها سخنرانی ممنوعیت مذاکره و بحث شرافت ارائه شد .
«اسدالله لاجوردی و محمدرحیم متقی ایروانی هر دو در بازار تهران در کنار هم حجره داشتند. ایروانی کفش و لاجوردی روسری میفروختند. ایروانی غرفه کفش فروشی را به کارخانه کفش ملی با یازده هزار کارگر و حدود ۴۰۰ شعبه در سراسر ایران تبدیل کرد و لاجوردی، بعد از انقلاب دادستان شد و اموال او را مصادره کرد و حالا آن کارخانه تبدیل به انبار شده است»...
این روایت که به نقل از حسین مرعشی، یکی از نمایندگان پیشین مجلس ایران و از مدیران دولتی نقل شده است، روایت یکی از دهها سرمایهدار و کارآفرین پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است که کارخانهها، اموال و املاکشان مصادره شد و بعضی از آنها حتی جان خود را هم از دست دادند.
با گذشت ۴۶ سال از انقلاب ۱۳۵۷، تبعات مصادره یا دعوا برسر مالکیت اموال افراد و شرکتهای منسوب به خانواده پهلوی و چهرهها و فعالان اقتصادی آن زمان همچنان دیده میشود.
۱.یکی از مهمترین پرسشهایی که در این شرایط جامعه به طور دایم از من پرسیده می شود این است که "چه باید کرد؟"پیام این دوستان به من این است که بله شما خیلی خوب شرایط جامعه را وصف می کنید،اما نمی گویید چه باید کرد؟
۲.پاسخ اول من به این دوستان آن است که داشتن یک توصیف دقیق از شرایط موجود مهم ترین گام در فراتر رفتن از این شرایط است.همه جامعه شناسان و متفکران بزرگ عالم توصیف گران بزرگ زندگی انسان در ابعاد متفاوت آن بوده اند.حتی مارکس که ایده تغییر را دنبال می کرد بزرگترین شارح نظم نظام سرمایه داری بود.او با توصیف دقیق نظم جامعه سرمایه داری نشان داد که این نظم نیازمند چه تغییری است.
۳.پاسخ دوم و اصلی من اما از جنس دیگری است.دوست دارم در مقام کسی که اندکی از پدیدارشناسی می داند و از جامعه شناسی کلاسیک فاصله گرفته است بگویم پاسخ من به پرسش چه باید کرد سه چیز است:عاشقی،دانش جویی و دلسوزی برای رنج انسان ها.این پاسخ را من از راسل،فیلسوف برجسته،وام گرفته.او می گفت وجود من با سه احساس ساده ولی قدرتمند هدایت می شود:عشق طلبی،دانش جویی و دلسوزی برای رنج انسان ها.این سه کنش البته از نگاه من کنش هایی کاملا سیاسی نیز هستند.
۴.از نگاه من بزرگترین پدیده ای که هر گونه استبداد را ممکن می کند جدایی ما انسان ها از یکدیگر است.انسان ها وقتی در پیوند با یکدیگرند کاملا اخلاقی زندگی می کنند،چون می دانند که چه هستند و چه مسئولیتی در قبال یکدیگر دارند.آنچه ما را وحشی و قاتل می سازد ناتوانی در فهم انسان بوده گی خود و دیگران است.انسان وحشی و قاتل انسانی است که پیشاپیش از انسان های دیگر بریده است و آنها را دشمن خود می داند.
۵.چرا می گویم عاشقی و دانشجویی و دلسوزی ما را نجات خواهد داد.استدلال من آن است که این سه کنش انسانی بیش از هر چیز ما را در پیوند با همدیگر قرار می دهد.عاشقی کردن و دانشجو بودن باعث می شوند شما دیگران را وارد زندگی خود کنید.وقتی عاشق می شوید و کتاب می خوانید عملا دیگری را مهم تر از خود می دانید و او را دوست دارید.عاشقی کردن و کتاب خواندن،بویژه ادبیات و فلسفه، آغاز فرایند گذشت از خود و وارد کردن دیگران در زندگی خود است.اگر با عاشقی و کتاب خواندن دیگران را وارد زندگی خود می کنید با نیکوکاری و دلسوزی برای رنج انسان ها خود را وارد زندگی دیگران می کنید.نیکوکاری و کمک کردن به دیگران یعنی رفتن به خانه دیگران و سلام کردن با آنها.نیکوکاری آغاز ورود تو به ساحت وجود دیگران است.
۶.در جامعه ای که انسان ها در پیوند با هم باشند و زندگی خود را زندگی دیگران ببینند امکان نابودگری و وحشیگری و جرایم اجتماعی بسیار اندک می شود.اگر دیگران را دوست بدارید هرگز نمی کوشید زندگی آن ها را نابود کنید که آنها را خود خود می دانید.عشق راه نجات ماست.
۷.باید به جای واکنشی رفتار کردن در مقابل نظم غیر انسانی موجود،جهانی دیگر ساخت.باید درباره راه های عشق ورزی و دانشجویی و نیکوکاری خیال ورزی کرد و آینده دیگری را تصور نمود.وجود نوین یک جامعه در تصور آن جامعه از آینده ریشه دارد.مادران همیشه با خیال آمدن فرزندان زندگی بهتری را در خیال خود تصور می کنند.باید مادر بود.باید اندیشه و آینده تازه زایید و برای جان بخشیدن به آن تلاش کرد.مادر بودن در آفرینش و مادر بودن در تربیت و مراقبت از کودک راه نجات ماست.به جای افسرده شدن به هنگام دیدن خیال زشت مستبد باید عاشق بود و خیال تازه آفرید و البته برای تحقق این خیال عمل کرد.
فوکو معتقد بود " تکرار" مهمترین فناوری یا تکنیک اجتماعی( نه سیاسی) قدرت است.نظام های ایدئولوژیک برای اعمال قدرت بر جامعه و منتشر کردن خود در تمام سطوح و لایه های جامعه به " تکرار" دائمی مجموعه ای از نام ها، صفات، گزاره ها، و شعارها می پردازند و با تکرار همه جانبه آن ها توسط نیروهای خودشان به جامعه القا می کنند که آنان بسیارند و از قدرت بسیار برخوردارند.
من معمولاً سعی میکنم از احساسات بد فاصله بگیرم اما ملایمترین توصیفی که این روزها میتوانم از حس و حالم به دست دهم "حس انتظارِ توأم با سردرگمی و بیقراری و نکبت" است! به احتمال زیاد، آتش جنگ در نوارغزه از هفتۀ آینده دوباره شعلهور میشود. اوضاع ایران بیش از هر زمانی در تاریخ معاصر، مبهم و نامشخص است. آلترناتیو قابل اجرایی به جای مذاکره با آمریکا مطرح نمیشود. انگار همه در انتظار حادثهای غیرمنتظره، از ارائۀ هر نوع ابتکار تازه بینیاز یا ناتوان شدهاند. قرار است چه اتفاقی رخ دهد؟ سناریوهای قابل فرض، آرامشکُشند. از شما چه پنهان که من اهل نیایشم. گاهی که در آن غرق میشوم یک ندای باطنی غیرقابل توضیح روزهای بهتری را وعده میدهد. روی چه حسابی؟ با هیچ حساب و کتابی جور در نمیآید. "به غیر حساب" است. فقط یک احساس شخصی است. دلیلی ندارد که برای دیگران برای آن تره خرد کنند اما در لحظاتی مرا نگه میدارد و آرامش میدهد. ما دوپاها خیلی به خود غرهایم، اما دانشمان اندک است! چه بسا اتفاقی را آرزو کنیم که کارمان را خراب کند و یا از اتفاقی بهراسیم که مایۀ نجاتمان باشد. چون جهان بخصوص جهان انسانی، بینهایت پیچیده و اگر به عدهای از داروینیستها بر نخورد کاملاً "رازآلود" است. گاه از روی عجله شر خود را طلب میکنیم. وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ . #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
🔻گروهی از فعالان مدنی امروز سهشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۳ در اعتراض به صدور احکام اعدام مقابل سالن ملاقات زندان اوین تجمع کردند.
در این تجمع، چهرههایی از جمله نرگس محمدی، جعفر پناهی، آرش صادقی، کامبیز نوروزی زاده، حسین رزاق، شقایق مرادی، آریا شیخی, هستی امیری و نرگس محمدی حضور داشتند. آنها پلاکاردهایی با شعار «اتحاد و اعتراض برای لغو اعدام» همراه داشتند.
تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی از جمله خانواده وریشه مرادی، زندانی سیاسی کرد در معرض خطر اعدام هم در این تجمع حضور داشتند.
با جنبش مشروطه و استقرار سلسله پهلوی، برای اولین بار انتقال قدرت از ساختار ایلیاتی و آخوندی جدا شد و روشنفکران در آن دست بالا را گرفتند. رضا شاه ، نه نسب آخوندی داشت و نه ایلیاتی بود. او روی دوش روشنفکران عصر مشروطه به قدرت رسید و دعوا های مربوط به قدرت، در بخش اصلی خود به دعوای روشنفکران چپ و راست ایران بدل شد و در نتیجه همه حوادث از مشروطه تا بهمن ۵۷ را باید در پرتوی این تحول مهم تحلیل کرد.
دومین نکته این است که در سال ۱۳۳۹، آغاز رفروم هایی کلید خوردند که از جمله به دلیل کجکاریهای منجر به کودتای ۲۸ مرداد، به تاخیر افتاده بودند. این رفرم ها تحت فشار کندی و بدست دولت امینی که مورد حمایت او بود، آغاز شدند. در اینجا دو خطای بزرگ اتفاق افتادند.
خطای اول از ناحیه شاه بود که برای مصادره رفرم ها و خارج کردن آنها از چنگ نخست وزیر و در نتیجه تبدیل آنها به اصلاحات شاهانه خیز برداشت و آنها را از محتوای مشروطه خواهانه تهی کرد.
خطای دوم را نیروهای اپوریسیون آن زمان و بویژه جبهه ملی مرتکب شدند. این اپوزیسیون مرتکب یک خطای نظری بزرگ شد و سرنوشت رفرم را با مقوله آزادی گره زد و در نتیجه اصالت و فایدهمندی آنرا به زیر سوال برد. به باور من مهم ترین اتفاق آن ایام این بود که با آغاز رفرمها، مرکز ثقل تحول به درون حکومت منتقل شد. با این انتقال، پروسه گذار ایران به دموکراسی از طریق توسعه اقتصادی آمرانه وارد فاز جدید و تعیین کننده ای شد.
اگر نیرو های ملی و دموکرات بر این نظریه پای نمیفشردند که اصلاحات بدون آزادی فاقد محتواست، می بایست «روزنه گشایی» به درون حکومت را در مرکز سیاست خود قرار می دادند و اجازه نمیدادند که داخل حکومت به انحصار روشنفکران راست اجتماعی در بیاید. از نگاه من - بر خلاف ادعا های انقلابیون - این کار در آن زمان شدنی بود، اعطای حق رای به زنان، تشکیل سپاه های دانش، بهداشت و ترویج، خانه های انصاف و خانه های فرهنگ روستایی، تاسیس کانون پرورش فکری، وجود انجمن های نسبتا دموکراتیک شهر و روستا و ده ها طرح دیگر، میدان فراخی در اختیار روشنفکران چپ اجتماعی قرار می داد تا ریشههای خرافهپرستی و نفوذ روحانیت در متن جامعه را هدف قرار بدهند.
این سخن که اجازه فعالیت سیاسی داده نمیشد و فعالیت سیاسی به مفهوم کلاسیک آن سرکوب می شد، سخن درستی است ، اما مبتنی بر درکی بسیار ساده و بدوی از سیاست است. سیاست مدنی، بر اندیشه ، تشکل و جامعه مدنی استوار است. روزنه گشایی به درون ساختار قدرتی که مبتکر رفرم های گسترده اقتصادی و اجتماعی شده بود، هم ممکن بود و هم مطلوب.
تخم فاجعه بهمن در سال ۱۳۴۱ بدست شاه و روشنفکران راست ایران کاشته شد و بدست اپوزیسیون کوته بین و روشنفکران چپ آبیاری شد تا به صورت درخت کینه ۵۷ قد بکشد.
نکته معین: اگر بخواهیم آزادی را به اصلاحات گره نزنیم؛ ارتجاع نخواهیم ورزید. به بازماندگانِ پهلوی برنخواهیم گشت. از درون جیم الف یار خواهیم جُست! خیلی بهتر است. نیست؟
.
11.02.202510:16
چه کسی مسئول افزایش قیمت دلار است؟
مناظره حسین عبده تبریزی و حسین صمصامی
مدرسه آزاد
11.02.202509:15
🔊فایل صوتی
🎥 بازگشت ترامپ: ایران در آستانه جنگ؟
🔶 گفتگوی مهدی خراتیان و رحمان قهرمانپور
🔻مهدی خراتیان: بعد از اتفاقات اخیر، ذهنیتی از افول ایران ایجاد شده است. بهنظر میرسد که ممکن است آمریکا ما را در این دوراهی قرار دهد که یا باید معامله کنیم، یا گزینه حمله نظامی فعال میشود. در این شرایط بینالمللی، مخصوصا به دلیل چالشها و شکافهایی که در کشور وجود دارد، خطر ناآرامی و اعتراض بسیار زیاد است. به این واقعبینی نسبت به این موقعیت حساس، نیاز جدی داریم. 🔻رحمان قهرمانپور: نزاع ما با آمریکا یک امر برساختی است و یک نزاع ذاتی نیست؛ لازم است برای حل آن، از اختلافهای جناحی خارج شود. رقابتهای سیاسی داخلی مانع از آن میشود که تصمیم درست را بهموقع بگیریم، مثلا دیدیم کسانی که در دولت روحانی با مذاکره مخالف بودند، در زمان رئیسی آن را دنبال میکردند. نیاز به حاکمیت توانمندی داریم که از فرصتها درست استفاده کند.
یکی از راههای شناختِ روحانیت، دریافت و ژرفکاوی سرمایههایی است که روحانیت داشته از دست داده یا تازه به دست آورده است. سرمایه در اینجا تنها به مفهوم مارکسی آن به کار نمیرود؛ بل که فراتر از سرمایه ی مادی است و آن چنان که پیر بوردیو تبیین کرده "سرمایهی نمادین" را نیز در برمیگیرد به سخن دیگر بررسی روحانیت در مقام یک "اقتدار"، نیازمند تحلیل آن نوع داراییها و سرمایههایی است که تار و پود اقتدار آن را میبافند. سرمایههای یک نهاد یا طبقـه، بـه اقتدار ترجمـه میشوند و آن را قادر میکنند قدرت خود را بر طبقه ها، نهادها یا انسانهای دیگر اعمال کند.
برای نمونه پیش از دوران مشروطیت ملاعلی کنی، مجتهد صاحب نفوذ تهران به زهد و پرهیز کاری زبانزد عوام بود. ثروت بیاندازهی او از راههای مشروع و نامشروع در متون تاریخی ثبت است. هنگامی که قحطی در تهران جان آدمها را میگرفت ملاعلی از احتکار غلات و بالابردن بهای آن ثروت میاندوخت او هر سال روسپیان تهران را از شهر بیرون میراند. چند وقت بعد سربازان نایب السلطنه بر دروازه ی شهر از هر روسپی پولی میگرفتند و به او اجازهی بازگشت به شهر را میدادند. درآمد حاصله از این راه، میان نایب السلطنه و مجتهد پارسای شهر تقسیم میشد.1 این نمونهی سرمایهی مادی است که مجتهدی مانند ملاعلی کنی را قادر کند با تکیه بر آن آشکارا در تصمیمگیری سیاسی ناصرالدین شاه اثر بگذارد. چنین مکنت مالی اگر نبود شاید ملاعلی نه آن شهرت به زهد را مییافت نه آن تقرب به سلطان را.2
اما قدرت فقط از سرمایهی مالی بر نمیآید اشکالِ دیگری از سرمایه، چون سرمایه ،نمادین به گروه یا شخصی میتواند قدرتی یگانه ببخشد و اقتدار و مشروعیت او را در پایگانِ اجتماعی جاگیر کند. سرمایهی نمادین، مانند سرمایه واقعی به توافق جمعی بر سر ارزش آن بستگی دارد. زمانی دانشی خاص سرمایهای نمادین به شمار میرود که دیگران، کسانی جز مالکان و دارندگان آن دانش، بدان به چشم سرمایهای با ارزش بنگرند. قدرت چیره گرانهی سرمایه را باید چیره شوندگان به رسمیت بشناسند. با به رسمیت شناختن، احترام و اعتماد ،دیگران، امری نمادین، غیرمادی و ناملموس، ارزش سرمایه را مییابد.
همان طور که ارزش پول و طلا مدام تغییر میکند، ارزش سرمایههای نمادینِ "مدارک دانشگاهی"، "دانش"، "حیثیت خانوادگی"، "جایزه های علمی و فرهنگی"، "طبقه اجتماعی"، "مقام دینی" و مانند آن نیز دگرگون شونده است سرمایهها مدام به کمک یکدیگر میآیند و همدیگر را نیرومند و فربه میکنند. سرمایهی مالی سرمایهی نمادین را بسیار میکند و سرمایهی نمادین بر سرمایهی مالی میافزاید. از آن سو، ورشکستی در یک قلمرو نیز مسری است. هر نقص در سرمایهی نمادین، سرمایههای دیگر را نیز به مخاطره می اندازد و به عکس.
ملاعلی کنی به "زهد آوازه داشت روحانیان پر نفوذ در میان توده ی مردم به پارسایی و نیکوکاری و کناره گیری از دنیا شناخته میشوند. قصهها از کشف و کرامات و بی اعتنایی آنها نسبت به مواهب این جهان یا عطایای سلطان بر سر زبانها میافتد. پارسایی و پرهیزکاری به چهرهی زمینی شخص هاله ای قدسانی میبخشد پارسایی سرمایهای نمادین است.
1.Hamid Algar, Religion and State in Iran, 1785- 1906, Los Angeles: University of Californian Press, 1969, pp 172-173 & 179- 180
درباره ی نقش اقتصادی علما در زمان قاجار بنگرید به:
2.Willem Floor, "The Economic Role of the Ulama in Qajar Persia" in The Most Learned of the Shi'a, The Institution of the Marja' Taqlid, edited by Linda S. Walbridge, Oxford: Oxford University Press, 2001, pp. 5381
روند تغییر و تحول در خاورمیانه سرعت برقآسایی پیدا کرده است. پس از اعلام حماس برای تعویق آزادی چند اسیر اسرائیلی، دونالد ترامپ تهدید کرده است که اگر این گروه "تمام" اسرای اسرائیلی را تا ساعت 12 روز شنبه آزاد نکند، خواهان ازسرگیری جنگ خواهد شد. درخواست ترامپ به معنای لغو ترتیبات پیشبینی شده در توافقنامۀ آتشبس بین اسرائیل و حماس است که بر مبادلۀ تدریجی گروگانها با زندانیان فلسطینی و مرحلهای بودن روند توافق نهایی استوار است. ترامپ گفته است که آزادی قطرهچکانی و کسالتبار گروگانها، قابل قبول نیست و آنها همگی باید تا ظهر شنبۀ آینده آزاد شوند وگرنه حماس با "جهنم" روبرو میشود. او در پاسخ به این پرسش که اگر جنگ دوباره از سرگرفته شود، ممکن است جان گروگانها به خطر بیفتد؛ گفته است که اگر آنها طی چند روز آینده آزاد نشوند، حتماً میمیرند. ترامپ نسبت به شرایط جسمی سه گروگانی که شنبۀ این هفته آزاد شدند، واکنش بسیار خشمگینانهای از خود نشان داد و گفت آنها به بازماندگان هولوکاست شباهت داشتند. ترامپ توضیح نداده است که اگر به فرض حماس همۀ اسرای اسرائیلی را آزاد کند، تکلیف آزادی زندانیان فلسطینی در اسرائیل و باقی مفاد توافقنامۀ دوحه چه خواهد شد؟ ترامپ ظاهراً مصمم است که طرح خود در مورد نوارغزه را به اجرا بگذارد و از این رو توافقنامۀ دوحه را مانعی بر سر راه خود میبیند. به نظر میرسد آنچه در چشم همگان دیوانگی و خیالی مینماید از نگاه ترامپ تنها راهحل واقعبینانه به شمار میرود. با این حساب، تلاطم بیسابقهای در دریای مواج و همیشه توفانی خاورمیانه در انتظار است. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
10.02.202515:27
🎙 قسمت نود و چهارم سکه
«شطرنج قدرت در ایران»
مهمان: پویا ناظران
07:09 اصلاح حکمرانی به جای سیاستگذاری 32:33 اقتصاد رانتی 49:30 تورم بالا 57:35 اهمیت بخش خصوصی 1:09:56 تعریف توسعه 1:38:00 بحران جانشینی