Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Лёха в Short’ах Long’ует
Лёха в Short’ах Long’ует
خردنامه avatar
خردنامه
خردنامه avatar
خردنامه
#نامه‌روز

در روزنامه‌ی ایران، به تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۲۴، به این کنایه برخوردم و بسیار گیراست که این روزنامه کوشیده‌است حتی‌الامکان از کارواژه‌ی منفی اعدام شدن بهره نبرد و به آماج به‌گویی (حسن تعبیر)، از کنا‌یه‌ی بسته شدن پرونده‌ی زندگی بهره برده‌است تا بار منفی این خبرها را بکاهد.



🆔خردنامه
به ترجمه‌ی انگلیسی هرکدام از این هشدارها دقت کنید و برگردان‌ها را با فارسیِ هشدارها بسنجید. سپس، این فرسته را بخوانید.



🆔خردنامه
16.12.202414:55
#از_ادبیات

معنا
: غم عشق تنها یک داستان دارد، ولی از هر انسانی که این داستان را می‌شنوم تازه است و تکراری نیست.
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

✍«یک قصه بیش نیست غم عشق»: نخست، حواسمان باشد که اینجا تشبیه نداریم. تشبیه زمانی آفریده می‌شود که جمله‌ی ما سلبی نباشد، زیرا تشبیه آن زمان معنا دارد که مشبه (غم عشق) بر مشبه‌به (قصه) حمل شود. هرچند، اینجا سلب شده است؛ بنابراین، تشبیهی در کار نیست.

زبان در مصرع دوم مجازِ جزء به کل است، زیرا شاعر اینجا عضوی از بدن انسان را به کل او تعمیم می‌دهد.

✍شگفتی شاعر در این بیت، از یک تناقض‌ سرچشمه می‌گیرد: مگر می‌شود غم عشق یکسان باشد، ولی هرکس که از آن روایتی تعریف می‌کند داستانش همچنان نو و تازه باشد؟ بنابراین، آرایه‌ی تناقض هم در این بیت حافظ چشمگیر است.

با سپاس از کانال مشاعره شعر و شراب

🆔خردنامه
آخر درب یا در؟

برای این واژه‌ها، دو رویکرد هست: برخی پادسوی به‌کارگیری این دو واژه جای هم هستند و برخی دیگر با هم‌چم دانستن این دو همسواند.


پادسویان باورمندند چون در عربی، درب به‌چم «دروازه» است، شایسته نیست به‌جای در به کار رود.

همسویان، هرچند، بر این باورند که چون در عربی واژه‌ای برای مفهوم ویژه‌ای به کار رفته است، به این معنا نیست که در فارسی هم باید به همان مفهوم ویژه اشاره کند، همان‌طور که لغت در عربی یعنی «زبان»، ولی در فارسی، معنای «واژه» می‌دهد و با این چما کاربرد دارد.



🆔خردنامه
09.02.202507:44
راهکار نجفی و صلح‌جو تنها/فقط ابهام‌آور است!


✍ ابوالحسن نجفی در صفحه‌های ۱۱۷ و ۱۱۸ کتاب زبانزد غلط ننویسیم خود، و علی صلح‌جو در صفحه‌های ۳۶ و ۳۷ کتاب نکته‌های ویرایش به نکته‌‌ی خردبرانگیزی که در این تصویرها آمده‌است اشاره کرده‌اند (تصویرها را با دقت بخوانید).
هرچند، نکته‌ای که هر دوی آن‌ها چیزی درباره‌‌اش نگفته‌اند این است که قید فقط نیز ممکن است در برخی ساختارها ابهام‌برانگیز باشد.


✍ شاید در جمله‌ای که استاد صلح‌جو بیان کرده‌اند بتوان فقط را با تنها جایگزین کرد تا از خلط معنی جلوگیری شود، ولی اگر در جمله‌ی دیگر از آن بهره ببریم چطور؟ برای همین، تصمیم گرفتم پیشنهاد هر دو استاد گرامی را در ساختاری دیگر بهره ببرم تا ببینم جایگزین کردن تنها با فقط می‌تواند همیشه راهکار مناسبی باشد یا نه. به جمله‌ی زیر توجه کنید:
من تنها بار را حمل خواهم کرد.


از این جمله سه برداشت تداعی می‌شود:
۱- فاعل بدون کمک گرفتن از کسی بار را حمل می‌کند.

۲- فاعل کاری جز حمل کردن بار انجام نمی‌دهد.

۳- فاعل جز بار چیز دیگری حمل نمی‌کند.


✍ حال، براساس پیشنهاد دو استاد، تنها را با فقط جایگزین می‌کنیم تا ابهام را رفع کنیم:
من فقط بار را حمل خواهم کرد.


به نگر می‌آید ابهام‌ نخست رفع شده‌است، ولی دو ابهام دیگر همچنان باقی‌اند:
۱- فاعل کاری جز حمل کردن بار انجام نمی‌دهد.

۲- فاعل جز بار چیز دیگری حمل نمی‌کند.


✍ شاید برخی راهکار دهند که اگر جایگاه قید را تغییر دهیم، ابهام‌های دیگر نیز رفع خواهد شد. نخست، این راهکار را با تنها می‌آزمایم:
من بار را تنها حمل خواهم کرد.


این‌طور که پیداست، همچنان ابهام‌ها بر قوت خود باقی‌اند و همان سه برداشت از این جمله نیز برمی‌آید. با فقط نیز جمله را بیان می‌کنیم:
من بار را فقط حمل خواهم کرد.


گویا حتا با جایگزین کردن فقط با تنها، همچنان ابهام داریم و همان دو برداشت از این جمله نیز تداعی می‌شود. 

✍ بنابراین، پیشنهاد جایگزین کردن فقط با تنها برای برخی ساختارها کارساز است، ولی برای ساختارهای دیگر باید دنبال راهی دیگر باشیم. البته، این را نیاز می‌دانم که بگویم خردنامه پیشنهادهای دیگر آن دو استاد بزرگوار را مناسب و ابهام‌گشا می‌داند. هرچند، در نگارش، این ساختار است که می‌تواند بهترین یاری‌رسان ما در گزینش قید درخور باشد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

بنخان‌های به‌کاررفته برای این فرسته
- نجفی، ابوالحسن (۱۳۹۹)، غلط ننویسیم: فرهنگ دشواری‌های زبان فارسی، چاپ بیست و پنجم، تهران: مرکز نشر دانشگاهی

- صلح‌جو، علی (۱۳۹۹)، نکته‌های ویرایش، ویراست دوم، چاپ هفتم، تهران: نشر مرکز






🆔خردنامه
09.01.202511:01
آرایه‌ای ناخودآگه در آگهی

چند هفته پیش، به این آگهی در مترو برخوردم و نگرم را به خود جلب کرد. آگهی‌نویس شاید متوجه نبوده‌است، ولی آرایه‌ای که در عبارت قصه‌ی آدم و هوا به کار برده‌است به آن ایهام می‌گویند، ولی نه یک ایهام معمولی، بلکه ایهام تبادر.

چم ایهام
برای دریافتن ایهام تبادر، نخست باید خود ایهام را بشناسیم.
ایهام یعنی کلمه‌ای در سخن که دست‌کم به دو معنی به کار رفته باشد (شمیسا، ۱۴۰۲: ۱۲۴).


برای نمونه، در جایی، این جمله را خوانده بودم:
فیلمی تماشا کردم که در آن مردی بدوی شیر می‌خورد.


اگر فرهنگ‌ها را باز کنید و دنبال معنای شیر بگردید، احتمالاً می‌بینید که شیر در سه معنا به کار می‌رود:
۱- حیوانی وحشی که دارای یال است؛

۲- مایعی‌ سفیدرنگ که از گاو می‌دوشند و می‌نوشند؛

۳- لوله‌ای که آب از آن عبور می‌کند و مردم از آب می‌گیرند.


در جمله‌‌ای که نمونه آوردم، معنای نخست و دوم ممکن است، اما حتا میان آن دو چم هم، یکی از آن‌ها معتبر است و دیگری نامعتبر.

ایهام تبادر در آگهی
ایهام تبادر به این معناست:
واژه‌ای که در سخن می‌آید و واژه‌ای دیگری را که با آن، تا حدودی، هم‌شکل و هم‌صداست در ذهن تداعی می‌کند (همان: ۱۳۳).
در این آگهی، واژه‌ی هوا حوا (همسر حضرت آدم) را به ذهن متبادر می‌کند و آگهی‌نویس نشانه‌هایی برای رساندن هم‌شکل هوا جای داده‌است. آن‌ نشانه‌ها واژه‌های قصه و آدم هستند و به برکت وجود این نشانه‌هاست که وقتی فارسی‌زبانی این آگهی را می‌خواند، جذب آن می‌شود، حتا اگر نام آرایه‌ی به‌کاررفته را دقیق نداند.


بنخان به‌کاررفته برای این فرسته
شمیسا، سیروس (۱۴۰۲)، نگاهی تازه به بدیع، ویراست سوم، چاپ هفتم، تهران: میترا





🆔خردنامه
16.12.202408:43
#از_ترجمه
1. He works hard.

2. He hardly works.


✍ترجمه‌ی تحت‌اللفظی این جمله چنین است:

او به‌سختی کار می‌کند.


✍ازآنجایی‌که این ترجمه چنان جالب نیست، چگونه هریک از دو جمله‌ی بالا را ترجمه کنیم که معنی آن‌ها از هم تمایز یابد؟

✍برای جمله‌ی نخست، می‌توانیم به را بیندازیم و برگردانیم:

او سخت کار می‌کند.


✍هرچند، کار برای جمله‌ی دوم کمی سخت‌تر است، چون hardly قیدی است که در انگلیسی می‌تواند هم قید مقدار باشد و هم قید تکرار. به نمونه‌های زیر توجه کنید:

I hardly go to school.
من به‌ندرت به مدرسه می‌روم. (قید تکرار)

It was hardly surprising to me.
آن‌قدر غافلگیرم نکرد. (قید مقدار)


✍بنابراین، اگر، در بافت جمله، تداوم و تکرار عمل مد نظر باشد، باید جمله را این‌گونه ترجمه کنیم:

او به‌ندرت کار می‌کند.


✍اما اگر مقدار و میزانی که فرد عمل را انجام می‌دهد، که در این مورد نزدیک به هیچ است، مورد توجه باشد، باید ترجمه کنیم:

او خیلی/زیاد کار نمی‌کند.

یا
او آن‌قدر کار نمی‌کند.




🆔خردنامه
06.12.202410:39
داستان‌های فلسفه‌ی یازدهم (۱): گل‌کاسه‌

استادی از شاگردان خود پرسید:
بچه‌ها، بگید ببینم: به نظر شما، چه چیزی انسان رو زیبا می‌کنه؟


هرکدامشان پاسخی دادند؛ یکی گفت: «چشم رنگی.» دیگری گفت: «موی لخت.» یکی دیگر گفت: «قد بلند.» و...

سپس، استاد دو کاسه آورد که یکی جنسش از طلا بود و دیگری از گل. کاسه‌ها را روبه‌روی شاگردانش گذاشت و به آن‌ها گفت:
این دو کاسه رو می‌بینید؟ یکی‌ش از گله و یکی دیگه‌ش از طلا. تو کاسه گلیه آب گواراست و توی کاسه‌ی طلایی، شوکرون. شما باشید، از کدوم می‌خورید؟
همه یک‌صدا گفتند: «از کاسه‌ی گلی

استاد لبخندی زد و به آن‌ها گفت:
دیدید وقتی حقیقت درون کاسه‌ها براتون آشکار شد کدوم رو ترجیح دادید و دیگه ظاهر به چشمتون نیومد؟ انسان‌ها هم همینن‌. شاید ظاهرهاشون گیرنده‌ی دلمون باشه، ولی این باطنشونه که ما رو گیر نگه می‌داره.


نوشیدن زهر از قدح زرد نشاید
زنهار که از سیرت خوش نیک برآید


- خردنامه
09.02.202507:38
به این چهار تصویر که در آن به نکته‌ای مهم در نگارش فارسی، اشاره شده‌است نگاه کنید. پَرْسونانه بررسی‌اش کنید. سپس این فرسته را خوب بخوانید.



🆔خردنامه
✍ این آگهی را نگاهی بیندازید و درباره‌‌اش بیندیشید.

۱- آیا چیزی دارد که آن را گیرا کرده‌است؟
۲- اگر آری، چه چیزی؟


✍ پس‌از اینکه پرسش‌ها را در ویر خود پاسخ دادید، این نوشته را بخوانید.




🆔خردنامه
14.12.202406:14
داستان‌های فلسفه‌ی یازدهم (۲): ناسزا

فرزانه‌ای را ناسزا گفتند. او هیچ پاسخی نداد. او را گفتند:
ای حکیم، از چه روی پاسخی ندادی؟


گفت:
از آن روی که در جنگی ورود نمی‌کنم که برنده‌ی آن از بازنده‌ی آن بدتر است.



🆔خردنامه
04.12.202415:39
✍پی این فرسته، در اینستاگرام، داستانکی درباره‌ی به‌کارگیری واژه‌ی گلر گذاشته‌ام. دوست داشتید، نگاهکی هم به آن اندازید.

بر عبارت رنگی بزنید.



🆔خردنامه
15.01.202505:55
#از_ترجمه

✍ با این هشدارها بر درودیوار مترو برخورده‌ایم. گیراست که در ترجمه‌ی برخی هشدارها به انگلیسی، مترجم آن روشن‌سازی‌ای را که در زبان مبدأ می‌بینیم انجام نداده‌است.

✍ فارسیِ دو هشدار
Mind the Gap

و
Mind Your Hand

به کوتاهیِ ترجمه‌های انگلیسی آن‌ها نیستند.

✍ این گویای این است که هشدارنویسان ما گمانه‌ای دارند که فارسی‌زبان با کمترین توضیح نمی‌تواند منظور هشدار را دریابد یا شاید ترس از این دارند که به ضرورت رعایت آن پی نبرد. انگار نمی‌توان برای یک ایرانی به‌سادگی نوشت
شکاف را بپایید


یا باید حتماً توضیح داد که فردید از «مراقبت از دست» گیر نکردن آن میان درهای قطار است و نمی‌توان به‌سادگی نوشت
دست خود را بپایید


✍ این‌گونه که پیداست، هشدارنویسان ما گمان می‌کنند مردم بدون توضیح افزوده متوجه هشدار نخواهند شد و برای همین، هشدارها را دراز می‌نویسند تا ابهامی در آن پیش نیاید. هرچند، گویا مترجم نگرانی‌ای از این بابت نداشته‌است، چون می‌داند وقتی ترجمه می‌کند
Mind the Gap

انگلیسی‌زبان یا هرکس که انگلیسی خوب بداند می‌فهمد فردید از Gap چه چیزی است، یا وقتی ترجمه می‌کند
Mind Your Hand

می‌داند انگلیسی‌زبان خواهد فهمید که باید مراقب باشد دستش میان درهای قطار گیر نکند.

✍ شگفتا! در فارسی، گویا این درازنویسی‌ها نیاز است که مبادا ایرانی‌ای دستش لای درهای قطار گیر کند یا، خدایی ناکرده، حواسش به «فاصله‌ی بین قطار و سکو» نباشد!



🆔خردنامه
16.12.202415:02
12.12.202419:43
#درد_دل
سلام بر همۀ دوستان عزیز و گرامی.
در اکثر گروه‌های ویراستاری در تعجبم و همواره این پرسش برایم مطرح است که چرا شما، با وجود اینکه زبان مادریتان فارسی است و تا‌حدی بیشتر از بقیۀ افراد جامعه فارسی‌دان هستید و در زمرۀ فرهیختگان به‌حساب می‌آیید، نمی‌توانید یک بحث و گفت‌وگو را با نگاهی بی‌تعصب و بی‌غرض ارائه دهید و همدیگر را با الفاظ و کلام ناپسند خطاب نکنید. چرا یک گفت‌وگو را براساس دیدگاهتان تحلیل‌وبررسی نمی‌کنید و در انتهای هر بحث، بازخورد و نتیجه‌گیری مشخصی ندارید؟
چرا باید خود را دانایِ کل بدانیم و با یک نظر مخالف، سریع بربیاشوبیم و آرامشِ خویشتنِ خویش را از کف بدهیم؟ این‌همه فارسی می‌دانیم، اما هنوز نیاموخته‌ایم که با زبان مادریمان، به‌زیبایی و به شکلی مشارکتی به گفت‌وگو بپردازیم. حتی گاهی لازم است، برای بهبود این وضعیت، اندکی هم از کتاب‌های خارجی در زمینۀ گفتمان کمک بگیریم.
واقعیت این است که در گروه‌هایی که هدفشان یادگیری هرچه بیشتر زبان فارسی است، کمتر از تعامل و تجربه‌های دیگران درس گرفته‌ام. اما آنچه در این گروه‌ها کمتر دیده‌ام، یادگیری واقعی و عمیق زبان از راه تعامل سازنده بوده‌است. اینکه صرفاً آکادمیک بلد باشیم یا چند کتاب بیشتر از دیگران خوانده باشیم، دلیل نمی‌شود که خود را اَبَرسواد بپنداریم و‌ بر اَبرهایِ دانش سوار باشیم. این موضوع سخت مرا می‌آزارد!
باشد که رستگار شوید.😊
Shown 1 - 11 of 11
Log in to unlock more functionality.