ִ 𝗒𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎 𝖺𝗎.𝗉𝗂𝗇𝗄 .ೀ “آخرین سفر ما به ونکوور بود، یه سفر سه ماهه که تابستون تو رو با دادن خاطره ۹۰ روزه باقی عمرت رو تبدیل به جهنم کرد یا حداقل زندگی من رو” بومگیو و یونجون دوستای بچگی هم بودن و اتفاقی که نه یونجون و نه بومگیو خواستارش بود اونا رو از هم جدا کرد،اما چی؟یونجون چطور میتونست دوباره وارد زندگی کسی بشه که فراموشش کرده؟