🔻🎥 #ویدئو/ سئوال: آیا ولایت فقیه بدعت در اسلام است؟؟..
🔻سخنان جنجالی و بسیار مهم آیتالله العظمی سنجریاراکی(از شاگردان آیات عظام وحیدخراسانی و صادق روحانی) در باب ولایتفقیه، تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت، انقلاب و قیام در دوران غیبت و ....
آیتالله العظمی سنجریاراکی :
🔻« تئوری اصل ولایت فقیه از سستترین عقاید و بی اعتبارترین عقاید است و اصل ولایت مطلقه فقیه از آن هم سست تر و بی اعتبارتر و هیچ روایتی از اهلبیت علیهم السلام برای این تئوری وجود ندارد..!!
🔻در روایات ما حتی یک روایت نداریم که به کسی از غیرمعصومین علیهمالسلام جواز تشکیل حکومت به اسم اسلام و برپایی عدالت داده شده باشد بلکه روایات و احادیث فراوان امامیه بشدت نهی فرمودند از اینکار..!! تشکیل حکومت به دست غیرمعصومین به اسم اسلام از حرامترین کارها در تشیع است...»
🆔@MohandesMirHosseinMousavi
10.02.202506:00
#افشاگری
بار ها و بارها خدمت عزیزان عرض کردیم ، در بحث هایی مثل فناوری نانو ، هوش مصنوعی ، جنگ شبکه محور و ..... ما فاصله بسیار زیادی با این مفاهیم داریم و زیر ساخت های لازم را نداریم !
دوستانی می آیند و سوال می کنند که فلانی ! بفرما ! این شرکت در داخل مملکت با این ادعا در خصوص مثلا هوش مصنوعی و امکان فلان کار و بهمان توانایی ! شما چرا توان داخلی را زیر سوال می بری !
مهندس بازرگان در دادگاه با نظام پیشین اتمام حجت میکند که ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما برخورد میکنیم. اگر شما ما را برنتابید، شما بر اساس گفتمانی که حاکم است با گروههایی سروکار خواهید داشت که دیگر زبان قانون را به کار نخواهند برد. اکنون بنده به عنوان یکی از کسانی که تبعات بستن فضای تنفس جامعه در سال ۵۷ را خود شاهد بوده، به شما عرض میکنم که با این شیوهٔ حکمرانی، پس از سپری شدن آخرین فرصت شما در سردر دانشگاه تهران، دیگر کسی با زبان سکوت با شما سخن نخواهد گفت. قمیشی یکی از شریفترین، عزیزترین و دلسوزترین مردمان این دیار است که تمامی جوانی خود را پشت سنگرها و یا در اسارت سپری نمود. اگر دلنوشتههای سراسر مهر و محبت او را متوجه نمیشوید، اگر کارتان به جایی رسیده که کهنه سرباز دلسوختهٔ وطن را که با قلمش طوفان به پا میکند را برنتابید و انذارهای عاشقانهاش را برنتابید، یقین بدانید که به بیراهه رفتهاید. جای رحیم بازداشتگاه نیست، گوشی رحیم را نباید ضبط کرد، باید با آب طلا تزیینش کرد. بیش از این گفتن بیفایده است که اگر در خانه کس است، یک حرف بس است.
ما نسبت به رنج هیچ انسانی بیتفاوت نیستیم. ما هر ظلمی را هرجای جهان صورت گیرد محکوم میکنیم. به ما تهمت نزنید! سخن ما این است که گرسنگان داخل کشور نسبت به هر کسی اولويت دارند و نباید مال آنان را جای دیگری هزینه کرد. و این سخن سید بزرگوار مظلوم محصور است. ✳️ ۲۵ بهمن ۱۱ صبح روبروی سردر دانشگاه تهران نسبت به ظلم عظیمی که به ایشان شده به صورت کاملا مسالمتآمیز اعتراض خواهیم کرد! انشاءاللّه!
🔴چالش مذاکره | فرصت سوزی بزرگترین خسارت در رسیدن به توسعه و پیشرفت
✍️ سیدجواد میرموسوی
🔰 صرف نظر از هر تحلیلی در رابطه با مذاکره با آمریکا و پیامدهای استقرار مجدد ترامپ در کاخ سفید، آن چه در حال از دست رفتن است، زمان است. با کمال تأسف در میان تصمیم گیرندگان و سیاست مداران ما آنچه فراموش شده است و یا از درک آن عاجز هستند هزینه_فرصت است. این که تحریم نعمت بوده یا نه؟ اینکه تحریم کاغذ پاره ای بیش بوده یا نه؟ اینکه تحریم چالشهای متعددی رو برای کشور و مردم بوجود آورده یا نه؟، اهمیتی کمتر دارد نسبت به آن که تحریمها فرصت و زمانِ توسعه و امید را از ایران گرفته است. و کشورهایی نظیر عربستان، امارات، قطر و... بر خلاف ما به پیشرفتهای چشم گیری رسیدهاند. این که بیش از دو دهه یک مملکت مشغولِ پرداختن به یک مساله باشد، یعنی آن مساله نه تنها حل نشده است، بلکه تبدیل به یک چالش مزمن شده است.
💠 چالش تحریم ها و مذاکرات هستهای که بیش از دو دهه همواره در بالای هر فهرستی از مسائل روز یک مملکت قرار میگیرد یعنی اینکه به مرور تبدیل به بخشی از تعریف وضعیت موجود میشود. آنقدر این مسألهی مذاکرات طولانی شد و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست رفت که امروز به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. آنقدر این حکایت مذاکرات هستهای و رفع تحریم ها رو کش دادن که تمام پیکرهی جمهوری اسلامی را تحت تاثیر قرار داده و داره کم کم تبدیل میشه به موجودیت اصل نظام.
💠 داگلاس نورث، نوبلیست نهادگرای اقتصادی، میگوید: « بیتعارف میگویم: بدون درکی عمیق از زمان، سیاستمداران بدی خواهید بود ». در حقیقت هیچ سیاستی نیست که همیشه خوب یا همیشه بد باشد. سیاست بیش از هر عاملی تابع زمان است. سیاستی در زمانی (یعنی در یک موقعیتهای خاصی) خوب است و در زمان دیگری بد.
به این ترتیب سیاست در ترکیب با زمان است که معنا مییابد و قابل سنجش است که آیا خوب است یا بد. به همین دلیل هم هست که هر سیاستی مانند هر محصول غذایی، مانند شیر یا پنیر، دارای تاریخ انقضاء است. سیاستها نیز مانند محصولات تاریخ تولید و تاریخ انقضاء دارند.
💠 این که بیش از دو دهه سیاستهایی نتوانسته باشند به یک مساله پاسخ دهند، یعنی:
● اولا به جامعه این پیام داده میشود که آن موضوع (مساله) تبدیل به یک چالش مزمن شده است.
● ثانیا مذاکره و رسیدن به راهحل آن نیز تاریخ انقضایش در حالِ سر آمدن است.
این که مساله امروز چگونه حل شود، بازمیگردد به تنوعی از گزینههای پیش رو و انتخابی که تصمیم گیرندگان انجام میدهند.
همین ویژگیهاست که ما را تبدیل به جامعهای در آستانه کرده است، جامعهای که میتواند در آستانه هر چیزی قرار گیرد؛ هر چیزی که حتی ما امروز انتظارش را نداریم.
در آستانه مذاکره در آستانه جام زهر در آستانه رسیدن به قله در آستانه فروپاشی اجتماعی در آستانه فروپاشی اقتصادی در آستانه آیندهای نامعلوم یا بهتر در آستانه جنگ در آستانه صلح در آستانه رفع مشکلات در آستانه کنترل گرانی در آستانه مهار تورم در آستانه ...
🖍️ جناب آقای پزشکیان روش رییس جمهور جدید آمریکا در خصوصِ نزدیکترین دوستانش، همانند دورهی پیشین، ایجاد فضایی سخت در آغاز تعاملات فیمابینشان میباشد؛ آنچه که متعاقبا به سرعت تغییر مینماید. روشی که پرزیدنت ترامپ در چند روز گذشته در مورد کانادا و مکزیک اعمال کرد؛ و با عقلانیّت سیاسی مکزیک و کانادا، ابتدا به تعویق انداخته شد و پس از آن از طریق مذاکره به تفاهم خواهند رسید. از این رو، در خصوص ایران و آمریکا نیز که رابطهشان در اوج خصومت است، نمیتوان انتظار داشت تا روشی دیگر برگزیده شود. بااین وجود، رییس جمهور آمریکا، به جای اٍعمال روش سخت خود در برابر دوستانش یعنی فرمان اجرایی «Executive Order»، در مورد ایران از روشی کاملا سهلگیرانهتر یعنی «Executive Memoranda» یا «یادداشت ریاست جمهوری» که موقعیت اِعمالی و اِجرایی و حقوقیِ سهلتر و پایینتری دارد استفاده نمود. آن هم در حالی که هنوز با نخستوزیر اسرائیل دیدار نکرده؛ و میخواهد او را در عمل انجام شده قرار دهد. اینجا است که با این تفاوتِ قابل توجه در نوع اقدام و با در نظر گرفتن سخنان او در حین امضا و این امر که متن امضا شده وضعیتِ حقوقی کاملا متزلزلتری برای ایران دارد، دو راه پدید خواهد آمد: ۱)روش دیپلماتیک، همانند مکزیک و کانادا و اروپا؛ ۲)روش تداوم خصومت همانند گذشته، و تغییر بعدی وضعیت خصومت به درگیری؛
لذا به نظر میرسد عقلانیّت سیاسی حکم میکند تا روش دیپلماتیکْ انتخاب گردیده، و با اعلام آمادگی جهت مذاکرهی همهجانبه از طریق تماس تلفنی جنابعالی با دونالد ترامپ، وفق درخواست علنی و رسمی مذاکره از سوی ایشان، تفاهمی اولیه برای جلوگیری از تشدید تنشها و از بین بردن خطرات بعدی و احتمال بهرهگیری از مکانیسم ماشه و شاید هم درگیری و جنگ فراهم شود.
جناب آقای عراقچی علیرغم آنچه گفته شد؛ از ظواهر امر، بیتفاوتی، و عدم جدیّتِ جناب پزشکیان چنین بر میآید که حضرتشانْ سیاست خارجی و پیگیری موضوع رفع تحریمها را وانهادهاند. افزون بر این، جنابعالی با این روشهای مخالفت با مذاکره و تذکر به دولتیانِ موافق مذاکره و تمسخر رییس جمهور آمریکا و… که در پیش گرفتهاید، رییس جمهور را در مسیری که در پیش گرفتهاند بیش از گذشته استوار و نسبت به دیپلماسی بیتفاوت نمودهاید. لذا خاطر شریفتان باشد که: ۱)چنانچه روزی تصمیم گرفته شد، و مقرر گردید تا جنابعالی مذاکره نمایید؛ آن زمان نیز بدون حمایت رییس جمهور محترم، به نتیجه نخواهید رسید. حتما آنچه در خصوص برجام اتفاق افتاد خاطرتان هست؛ ۲)و چنانچه همچنان بر طبل عدم مذاکره، با حمایت جنابعالی، دمیده شده، و تا شش ماه آینده تحریمهای سازمان ملل باز گردد و کشور دوباره ذیل فصل هفتم منشور قرار گیرد؛ نام جنابعالی نه فقط در کنار نام جناب جلیلی به عنوان «عاملان قرار گرفتن ایران در ذیل فصل هفتم منشور» در تاریخ ثبت خواهد شد، بلکه عنوان «نابودکننده تلاشهای مستمرّ دیپلماتیک برای نجات ایران» نیز به شما تعلق خواهد گرفت.
این سخنی از سرِ دلسوزی است؛ چراکه دوران هر وزارتی، چون گذشتگان، روزی به پایان خواهد رسید. لذا ملّت را دریابید؛ وزارت خارجه را از انفعال و محکومیتهای بیحاصلِ سخنگویی و… خارج کنید؛ از رییس جمهور بخواهید تا به عرصهی دیپلماسی با غرب و آمریکا، به دلیل تعهدات انتخابیشان بازگشته، و شخصا مسئولیت آن را به دوش بگیرند؛ با ایشان سخن بگویید تا نگرانی از اتفاقات خطرناک بعدی و تاثیرات آنها در امورات داخلی و اقتصادی و… ایران را جدی بگیرند؛ و بالاخره مقامات دولتیِ موافق مذاکره را گرد هم آورند، و با مشورتهای ممتد، رایزنیهای دیپلماتیک و گفتگوی مستقیم و جامع با آمریکا را آغاز نمایند. زمان دیپلماسی در گذر است.
تحمل شنیدن سخنان نقدآمیز رزمندگان سابق را ندارند. تحمل شنیدن کوچکترین اعتراضی به عملکرد غیرقانونی، غیرانسانی، غیراخلاقی خود را ندارند. میدانند رفع حصر مطالبه ملی است. میدانند آزادی زندانیان سیاسی مطالبه ملی است. با اینحال با مردم لجبازی میکنند. از تجمع آرامومسالمت آمیز رزمندگان بیم دارند. باید هم نگران باشند. رزمندگان و جانبازان که به میدان بیایند دستشان رومیشود. حالا این سه تن، رحیم قمیشی، ناصر دانشفر و اکبر دانش سرارودی، بازداشت شدهاند. با همسرانشان تماس گرفتهام که با آنها ابراز همدردی کنم و بگویم خواهرانه در کنارشان هستم. مقاوم و استوار حمایت از همسرانشان میکنند. انتظاری جز این از زنانی که با صبوری روزها و شبهای عملیات را در دلهره و اضطراب سپری کردهاند تا خبری از مردانشان برسد، نداشتم. خیالم راحت میشود. به خدایشان میسپارم. عزیزان دربند را هم به خدا میسپارم که بهترین حافظ ونگهبان است.
✅رحیم قمیشی، پدرم را که دیروز بردهاند من نبودم. وقتی رسیدم مادرم و خواهرم تنها خانه مانده بودند و میلرزیدند. گفتند هشت نفر آمدند و… گفتم زندان ایران؟ من در خیابان جلوی خانه سه خودرو شخصی دیده بودم با جوانانی که کلاه زده بودند و با شال و ماسک صورت خود را پوشانده بودند و به سرعت حرکت کردند.
✅پیکهای زندان ایران! خانه را کامل گشته بودند. تمامی نوشته ها را بررسی کرده بودند، کتابهای کتابخانه را دانه دانه بیرون کشیده بودند، تمامی کامپیوترها را، تمامی اتاقها را دانه دانه و چند نفری گشته بودند و صورتجلسه آورده بودند که ببینید، ما به هیچ چیز دست نزدیم. امضا کنید!
✅زندگی در ایران! موقع بردنش گفته بودند که بلند حکمت را بخوان. نوشته بودند متهم رحیم قمیشی… نگاهش که کرده بود بغضش ترکیده بود. جلوی مادرم و خواهر کوچکم بلند خوانده بود: “قهرمان” رحیم قمیشی و ادامه داده بود.
✅هر کسی که زنگ میزند میگوید نگران نباشید، به خیر میگذرد، پدرت اذیت نمیشود. میخندم، میگویم تازه داشت جای زندانهای عراق از بین میرفت، شاید لازم بوده تجدید خاطراتی کند. با بازجویی که فارسی حرف میزند، با زندانبانی که وقتی عراق بوده او در آغوش مادرش آسوده تکان میخورده، در آرامش.
✅شاید وقتش بوده که دوباره به میلههای تیره زندان نگاه کند، از تاریکی داخل سلول آسمان و ستارهها را تماشا کند. شاید لازم بوده که ببیند خانوادهاش خم به ابرو نمیآورند و به مردان ماسک پوش و کلاه دار و ترسیده از ته دل میخندند. ایران!
✅با خودم مدام تکرار میکنم ایران ایران به مادرم نگاه میکنم، قرار بود آخرین دلهرهاش شهادت برادرش مهدی باشد. به خواهرانم نگاه میکنم که قرار بود آب در دلشان تکان نخورد. در ایران. به خانواده نگاه میکنم، حرفهای دوستانش را میشنوم. قرار بود ایران را بسازیم. یاد پدرم میافتم. میدانم که او الان دارد میخندد. هر کجا که باشد. با خودم بلند تکرار میکنم زندان عراق یا زندان ایران فرقی ندارد ایران را میسازیم
✳️ با عزمی راسختر به وظیفه عدالتخواهی و مبارزه باظلم و ستم و تفرعن ادامه خواهیم داد و هیچ هراسی به خود راه نخواهیم داد!
✅پس آنان را [به سوى همان آيينى كه به تو وحى شده] دعوت كن، و همان گونه كه مأمورى [بر اين دعوت] استقامت كن، و از هواهاى نفسانى آنان پيروى مكن و بگو: به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آوردم، و مأمورم كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم؛ خدا پروردگار ما و شماست؛ اعمال ما براى خود ما و اعمال شما براى خود شماست؛ ديگر ميان ما و شما [پس از روشن شدن حقايق] هيچ حجت و برهانى نيست؛ خدا ما و شما را [در عرصه قيامت] جمع مى كند، و بازگشت به سوى اوست. ( شورا/١٥)
✅با عزمی راسختر به وظیفه عدالتخواهی و مبارزه باظلم و ستم و تفرعن ادامه خواهیم داد و هیچ هراسی به خود راه نخواهیم داد!
🔴 طیبه حسنلو: تصادف ساختگی است، مهاجمان به همسرم را شناختم و عکس گرفتم
طیبه حسنلو، همسر اکبر دانش سرارودی از برگزارکنندگان کارزار رفع حصر میگوید عاملان تصادف ساختگی با همسرش را شناخته است: «یکی از آنها قبلا برای بازداشت به خانه ما آمده بود. پلیس دیر آمد؛ وقتی رسید هم به ما توجهی نکرد ولی با آنها خوش و بش کرد و تلفن همراهم که با آن از مهاجمان به همسرم عکس گرفتم ضبط شد».
بنا بر گزارشها آقای دانش سرارودی به بخش CCU بیمارستان شهید صدوقی اصفهان، تحت نظر نیروهای امنیتی منتقل شد. این تصادف را دو سرنشین یک خودروی سمند سفیدرنگ رقم زدهاند و پس از هجوم به خودروی اکبر دانش سرارودی، گوشی حاوی عکسهای ثبت شده از تصادف را با خود بردهاند.
آقای سرارودی را ابتدا به بیمارستان کاشانی بردند، اما به دلیل تشدید شرایط قلبی، به بیمارستان شهید صدوقی انتقال یافت. او از رزمندگان و جانبازان جنگ و از برگزارکنندگان کارزار رفع حصر است که ساعاتی پیش از آغاز تجمع ۲۵ بهمن، هدف حمله قرار گرفت.
🔸سرپرست دانشگاه تهران در برابر اصرار دانشجویان یادآور فاجعه کوی دانشگاه در سال هفتاد و هشت شد و به عاملیت « لباس شخصی ها» اذعان کرد. دیروز که در برابر قتل وحشتناک امیرمحمد خالقیفر، لباس شخصیها اعتراض دانشجویان را سرکوب کردند،یکبار دیگر دو کلمه بخشی از تاریخ نه چندان دورمان را به تصویر کشیدند:« کوی دانشگاه» و « لباس شخصی». هر دو « کلمه-رخداد»، هستند، یعنی کلماتی که چکیده ای از تاریخ رنج و درد ما را فشرده کرده اند و « کوی دانشگاه» برای ما نه صرف نام یک مکان که ذکر یک تاریخ پر از رنج است و لباس شخصی نه اشاره به فرد یا افراد که ارجاعی به یک نظام سیاسی مستقر مبتنی بر نظم اوباشگری برای سرکوب اعتراض شهروندی است.
🔸 از کلمه « کوی دانشگاه»، خون و خشونت استبداد علیه دانشجو میبارد و از کلمه « لباس شخصی» حجم وسیع سرکوب. اختراع کلمه لباس شخصی برای تبرئه نیروهای سرکوبگر نظام سیاسی بود که خواستند حملات سازمان یافته اوباش را نه نیروی سازمان یافته تحت امر که « خودسر» و نافرمان جا بیندازند. همچنان که « آتش به اختیار» را خواستند نه مزدبگیر آلوده به رانت که نیروی غیرتی جا بیندازند.
🔸اوباشگری یک ضلع قدرتمند تاریخ معاصر ماست و یک نیروی سیاسی پای کار که هم در کلمه و هم در عمل مولد خشونت علیه نیروهای پیشروی تجددخواه به خصوص نهاد دانشگاه بوده. برای همین با کلمه کوی دانشگاه نه صرفا عزت ابراهیم نژاد،قربانی سرافراز هیجده تیر هفتادو هشت و سرکوب تمام عیار دانشجویان و نهاد دانشگاه را تجسم می کنیم، که ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان دانشگاه علامه در سال هشتاد و دو و کوی دانشگاه در سال هشتادوهشت را به خاطر می آوریم تا اهمیت « دانشگاه» به عنوان نهاد مدافع تجدد خواهی و پیشقراول دموکراسی خواهی در تاریخ معاصرمان را گوشزد کنیم.
🔸لباس شخصی ها، از مریخ نیامده اند، همان سربازان سرکوب نظام سیاسی اند که از فرهنگ شهروندی که مبتنی خرد انتقادی و همبستگی در برابر سلطه خواهی نهاد دولت است، نفرت دارند. برای همین، لباس شخصی، تاریخ پر از خشونت حاکم علیه شهروند است و کوی دانشگاه تجسم بخش قربانی در برابر نهاد سرکوبگر است.
لباس شخصی از حاکم جدا نیست، چهره خشونت بار خود حاکم برای سرکوب مداوم است و برای همین در خوابگاه طرشت علامه روایت شد سعید عسگر،عامل ترور حجاریان، در سال هشتاد و دو در حالی که همراهانش به سر و صورت و بدن دانشجو قمه و چاقو میکشیدند و شخصیت انسانی شان را لگدمال میکردند، عربده میکشید که «منم سعید عسگر»،عربده کشی که معنایی جز این ندارد من خود نظام سلطه گر در برابر شهروند بی پناهم.
🔸در هنگامه بحران های پی در پی و هم افزای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که ایران سخت در محاصره تهدید است ، جان ملت نیز سخت تر از آن در چنبره تهدید حکومت است. تنها در دو روز پیوسته سرد این بهمن، صحنه های تلخ سرکوب اعتراض های خشونت پرهیز تکرار شد. نخست اعتراض سکوت در برابر حصر چهارده ساله رهبران قربانی تقلب و کینه توزی های حکومت جور . اما اینبار نه با جوانه های پر شور و احساس ، نه به زعم خویش با دگر اندیشان ، که با رزمندگانی که افتخار و مظهر بالیدن حکومت بودند. آنان که رزمندگی برایشان نام و نان نشد ، که جانبازی و آزادی مام میهن و اسارت قهرمانانه در خاک دشمن و رهایی از هر نوع بندگی ، خوی و خصلت شان بود.
▪️چه ناباورانه بود برای چنین رزمندگانی اسارت در یوغ حکومتی که روزگاری بقایش را با جانفشانی ضامن شدند. چه دردی است برای جانباز ترکش در بدن که به این دلیل کتک خورد و نقل کرد که «این شرم آورترین تصویری است که از سرکوبگران جمهوری اسلامی دیده است ».
🔸درد است و تلخ است ، اما دردهای سنگین تر و تلخی های عمیقتری در حافظه و قلب های آسیب دیده این ملت است. درد به مسلخ بردن توده وار جوانان بیگناه در دهه سیاه شصت ، درد به خون غلطیدن جوانه های در جستجوی زندگی در کف خیابان ،درد قربانی شدن زنان و مردان تشنه عدالت و آزادی در حبس .
▪️چه رویایی است اگر آن روزهای نخست که نشانه های شرارت برای اقلی از اهل فکر و عمل هویدا شد، یکباره به آگاهی می رسیدیم ، نه نوبت به نوبت که یکباره و جمعی بیدار می شدیم و تصویر واقعی سایه شوم خشونت را می دیدیم . هم صدا برای آزادی برمی خاستیم و آرمان های انقلاب را با انباشت سرمایه های فکری و اجتماعی این سالیان ، در ریل خود پاس می نهادیم . در ذات این مسیر تمرین مدنیت هم داشتیم .
🔸در این روز ، برای اعتراض در سکوت رزمندگان در دادخواهی شکست حصر رهبران جنبش سبز ، قشون کشی شد و به جای امن کردن این اعتراض آرام ، امنیت از همگان گرفته شد و دستگیری ها آغاز شد. ▪️روز بعد صحنه کاملا بر عکس شد. امنیت کوی دانشگاه برای حفظ جان دانشجویان که بارها به ناامنی منطقه معترض بودند، نه تنها تامین نشد که باز هم کوی، تکرار صحنه ۷۸ را با نقش لباس شخصی ها به خود دید . با آنکه جان قربانی کوی این بار به طریق دیگر گرفته شد، باز هم صدای حق خواهی دانشجویان و باز هم وعده های تکراری مسئولان بی اختیار .
🔸اینک به زمانه ای رسیده ایم که با کوچک ترین حادثه و واقعه ای آتش زیر خاکستر زبانه می کشد و این بار عرصه برای حکومت نیز تنگ تر می شود. هیچ اصلاح اساسی با این ساختار میسر نیست . زین رو درک جمعی موقعیت کنونی، همگرایی برای اعتراض مداوم خشونت پرهیز ، تاب آوری برای توسعه جامعه مدنی ، هم افزایی نهادهای مدنی و سرمایه های اجتماعی بیش از پبش نیاز است .
▪️نیاز به هم صدایی (و نه تک صداها) از درون بیش از گذشته جدی است . هم صدایی در اعتراض هم بینش می خواهد و هم روش و البته منش. هم صدایی امروز دیگر رویا و آرزو نیست ، آب حیات است .
مادرم میگوید: سلام رحیم کجایی؟ به سکوت وادارش میکنند. مبادا بفهمیم کجاست. پدرم به شوشتری میگوید: اذیتتان که نکردند؟ حرفش تمام نشده تذکر میدهند که فارسی صحبت کن. مبادا حرفی بزنی که ما نفهمیم.
بحث را عوض میکند، میگوید اینجا خیلی راحتم، اتاقی دارم با یک تخت، مبل و حمام و سکوت طولانی بعد از حرفش… میخواهد ما نگرانش نباشیم. بلافاصله تذکر میدهند که تلفن قطع خواهد شد. میگوید به محمد و فاطمه و عاطفه بگو دوستشان دارم؛ فقط…. و تلفن قطع میشود.
سی ثانیه از حقوق انسانی سی ثانیه از حقوق اسلامی سی ثانیه از حقوق مدنی سی ثانیه از زندگی…
مهلت ندادند ما حرفی بزنیم، بگوییم نمیدانی یکی را گرفتهاند و هزاران هزار شکفتهاند، دوستانت از همه جا جویای احوالت هستند و ما هیچ جز شرمندگی نداریم. تلفن مامان لحظهای از زنگ زدن نمیایسته. همه میگن وای به حال بازپرس که با عمو رحیم تنها مونده و میخندند. امروز آقای دردکشان با خانواده آمده بود، خانم محتشمی پور آمده بود، آقا سید دوست داشتنیات از اهواز آمده بود که فقط بگوید آقا رحیم من هستم. عمو و عمه و مامانبزرگ و دایی رو که نگم برات… ما اینجا خیلی شرمنده شدیم از لطف مردم، خیلی.
مهلت ندادند که ما حرفی بزنیم اما میدانم اما مطمئنم که خودت بهتر میدانی میدانی که چه همراهان و همرزمان عزیزی داری
✍ محمد قمیشی فرزند “قهرمان” رحیم قمیشی
🆔@MohandesMirHosseinMousavi
15.02.202518:50
🟢 در انتظار رفع حصر؛ نامه ۲۱۷ تن از ایثارگران به پزشکیان
🔴 بنام خدا حضور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان، ریاست محترم جمهور و رئیس شورایعالی امنیت ملی
احتراما باستحضار میرسانیم: کشور ما ایران امروز در شرایط خطیری بهسر میبرد که حاصل فرصتسوزیهای سهلانگارانه دلسوزان از یک سو و تاخت و تاز کوتهاندیشان منفعتطلب از سوی دیگر است. بازیابی اعتماد عمومی مقدمه هر گام موثر برای نجات ایران از دام طمع سلطهجویان بیگانه و خطر فروپاشی اجتماعی است و تأکید جنابعالی بر تلاش برای دستیابی به وفاق ملی در همین راستاست. اما برای این مقصود کدام اقدام از پایان بخشیدن به حبس خانگی سکانداران نجات ایران در هشت سال دفاع از این آب و خاک (که شما نیز در آن حضوری پرخاطره داشتهاید) از طولانیترین حصر تاریخ معاصر ایران میتوان ضروریتر سراغ گرفت؟ پایان حبسها و حصرها میتواند بخشی از زخمهایی که بر پیکر این ملت مظلوم نشسته را التیام بخشد و راهحل مشکلات و معضلاتی که امروز زندگی همه ایرانیان را به تنگاهای نفس گیر دچار کرده، هموار سازد. از همین روست که انتظار ما همرزمان دیروز شما این است که با توجه به مسئولیت و اختیاراتی که در شورایعالی امنیت ملی دارید در جهت پاسداری از آزادی، عدالت و حکومت قانون، این گره فروبسته را بگشایید تا روزنه امیدی برای فردایی روشنتر گشوده شود.
📝بررسی قتل دردناک امیرمحمد خالقی، دانشجوی دانشگاه تهران به دست اشرار 🔺ناگهان پایان
✍🏻شهرزاد همتی
✅مرگ امیرمحمد خالقی دانشجوی ۱۹ساله مدیریت کسبوکار دانشگاه تهران و رتبه ۸۴ کنکور سراسری، در پی حمله دزدها به او هنگام خروج از دانشگاه و ضبط لحظات نفسگیری از افتادن این دانشجو روی زمین، واکنش گسترده دانشجویان و استادان را در پی داشت. آنها اعلام کردند بارها درباره امنیتنداشتن اطراف دانشکده مدیریت و دانشکده علوم اجتماعی هشدار داده بودند که کسی جدی نگرفت و در نتیجه به قیمت جان پسری ۱۹ساله تمام شد که برای رؤیای زندگی بهتر به تهران آمده بود و احتمالا در همین غروب غمانگیز در میان بهت مادر و پدر، بدن رنجورش به خاک سپرده شده است.
✅چهارشنبه ۲۴ بهمنماه، درست دم غروب آفتاب، امیرمحمد ۱۹ساله از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران بیرون میزند و مثل همه روزهایی که کلاس دارد، کمرکش خیابان را میگیرد تا به کوی دانشگاه برسد. هوا سرد است. احتمالا دستهایش را در جیبش کرده. شاید قبل از حمله دزدها با مادرش تلفنی صحبت کرده باشد، قربانصدقهاش رفته باشد و برنامه دو هفته بعد را هم چیده باشد که به خانه بازمیگردد تا برای تعطیلات طولانی نوروزی پیش مادر و پدر باشد. شاید امیرمحمد آن روز هنوز فرصت نکرده بود با مادرش صحبت کند و تلفن به خانه را برای خوابگاه گذاشته بود. شاید امیرمحمد در لحظههایی پیش از آنکه کارد بر بدنش فرود بیاید، به فکر روز عشق بوده و شاخهگلی که دلش میخواست به کسی بدهد. اما همیشه برنامهریزیها بههم میخورد.
✅یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران که احتمالا به دلیل فضای متصلب دانشگاه ترجیح داد نامی از او فاش نشود، در گفتوگو با «شرق» درباره مرگ امیرمحمد خالقی میگوید: «امیرمحمد خالقی دانشجوی ورودی ۱۴۰۲ رشته کسبوکار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران بود و برای ادامه تحصیل از خراسان جنوبی آمده بود. چهارشنبه بعدازظهر و پس از اتمام کلاسها برای بازگشت به خوابگاه از دانشکده خارج میشود که در پی حمله اشرار برای دزدی از او با چاقو زخمی میشود. او بعد از اینکه از گرفتن دزدها ناامید شده، به بیمارستان مراجعه کرده ولی به دلیل شدت جراحات و خونریزی جان خود را از دست میدهد».
✅ مدتهاست که نوشته هایش در فضای مجازی دست به دست می شود تا ایستادن یک اندیشمندِ دلسوز در زمین حقیقت و گریختن از زمین شهرت را به عالی ترین شکل ممکن بازنمایی کند. مردی که راستی و درستی نه فقط باور او که کُنش او هم هست. مردی که از تبدیل شدن به یک سلبریتیِ مجازی ؛ گریخته و از اینکه حضوری بی معنا در فضای مجازی داشته باشد ؛ به شدت گریزان است. همین است که با همین نوشته ها و گزین گویه کردن حرف هایش در شبکههای اجتماعی توانسته کلیت سخن را شجاعانه افشا کند و امکان خردورزی عمیق و کل نگر را در سطح جامعه افزایش دهد. جناب قمیشی همواره در پی آن است که حقیقت زیر ساطور سانسور نرود و در پسِ تفکر انتقادی به زندگی آدمها جهت دهد. او خیلی ها را تف و لعنت می کند تا روشنفکران و خائنین از هم متمایز شوند و جای هر کدام شان به درستی در بین مردم مشخص شود.
✅ عمو رحیم می گوید بازی نقد و اندیشه ورزی فقط در زمین حقیقت است که رخ میدهد نه در زمین شهرت. اگر قرار است آزادی فریاد شود و فسادها از پشت پرده بیرون بیاید و آن چه در زیر پوست شهر است خودش را بی کم و کاست به مردم عرضه کند ؛ حتما که باید همه ی عدالت خواهان و آزادی جویان و حق طلبان در جامعه حضوری خود آگاهانه و اثر بخش داشته باشند تا فهم و تبیین حقیقت به درستی و وضوح روشن شود و دغدغه های شخصی خودش را نشان دهد. دغدغه هایی که به قول او منافع شخصی را کنار بزند و منافع عمومی را یادآوری کند. به گمانم و آن چه از نوشته های رحیم قمیشی در این مدت دیده ام حرف او بر سر رسانه ای شدن خودش نیست. بر سر رسانهای کردن اندیشه است تا با بسط اندیشه و برانگیختن میل به اندیشه ورزی مخصوصا در فضای مجازی، دیگران را به تفکر و تامل درباره ی وضعیت به هم ریخته ی جامعه آگاه کند. اگر منش و کُنش روشنفکریِ رحیم قمیشی و یا امثال او در درون استایل سلبریتی بودگی و شهرت و معروفیت بود ؛ معرفتِ این رزمنده ی بی ادعای جنگ در زمین همین شهرتِ پوشالی زمین گیر میشد و ابن اندازه محبوبیت و وجاهت و مشروعیت نمی یافت. اما قطعا و به گمانِ آنهایی که رحیم قمیشی را بهتر از من می شناسند ؛ مقصد و مقصود او صرفا و تنها روشنگری و نقد و آگاهی بخشی در جامعه بوده و همچنان هم هست.
✅ او فعلا با همین بضاعتی که در قلم و زبان داشته و همین اندازه روشنگری های آگاهانه ؛ توانسته به سهولت اما در عینِ دشواری و سختی قواعد بازی را در زمین شهرت به سود حقیقت تغییر دهد تا سودای حقیقت طلبی بر سوداگری شهرت طلبی غالب شود. این شکل از حضور پر صلابت رحیم قمیشی و دوستانِ اندیشمندش مثل مهدی نصیری ؛ اکبر دانش سرارودی ؛ شهاب الدین حائری شیرازی ؛ علیرضا مکرمی ؛ ناصر دانشفر ؛ و البته دیگران ؛ محصور و مرعوب شدن در زمین شهرت نبوده و هرگز نیست ؛ که شخم زدن آن برای کاشتن بذر آگاهی و معرفت در جامعه ای ست که تاب آوری شنیدنِ صدای مخالفانش را ندارد. شاید اگر عمو رحیم به جای ثبت واقعیت و حقیقت و در بند شدن و به اسیری رفتن ؛ مثل خیلی های دیگر بلد بود لوندی و لونده گی را در نوشته ها و رفتارهایش بروز دهد و شیوه تفکر اندیشمندانه اش را تغییر داده یا موقتا پنهان کند ؛ عشوههای دیده شدن اش خود نمایی می کرد نه که شیوهای درست دیدن اش عیان شود. اگر میل به زیستن در زمین خوبی ؛ حقیقت و زیبایی را دارید رحیم قمیشی را همواره بشنوید. مردی که این روزها از خانه اش بسیار دور است.
🔴رهبر در آزمون شرافت ✍🏻سیدمصطفی تاجزاده زندان اوین 🔺۱. کمتر مسالهای بهاندازه کوچککردن سفرههای مردم و برهمزدن امنیت روانی آنان غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه است. نعل وارونه غریبی است که فردی یک تنه، راههای شکوفایی اقتصادی کشور و بهبود معیشت، رفاه و آسایش مردم را ببندد و ملتی کهن را در معرض مخاطرات خانمانبرانداز قرار دهد و در عین حال مخالفت با این روند بنیانافکن را بیعقلی، نابخردی و بیشرافتی بخواند؛ روندی که در شکل خوشبینانهاش فروپاشی سیاسی را در پی دارد و در حالتی که محتملتر است، ایران را خدای نکرده در چاه ویل بیدولتی و هرجومرج میاندازد.
🔺حتی میتواند به پاره پاره شدن کشور منجر شود. در چنین اوضاع و احوالی عقل و هوش و شرف حکم به درک همهجانبه و فهم واقعبینانه امنیت و منافع ملی میدهد، بر اولویت آن دو تاکید میکند و بر شناسایی و استفاده از فرصتهای داخلی و جهانی برای تامین آنها اصرار میورزد. استبداد رای و لجاجت با خرد جمعی، بهویژه در چنین شرایط خطرخیزی، نه عاقلانه است، نه هوشمندانه و نه شرافتمندانه!
🔻صاحبان قدرت نه تنها به تماشای نقض آشکارای قانون اساسی، کرامت انسانی و حقوق بشر نشستهاند، بلکه بر تناقض فاحش در واکنش به اعتراض خودیها و غیرخودیها چشم بستهاند؛ عدهای قلیل آزادانه و بیدردسر برای خواستههای خود تجمع برگزار میکنند، حال آنکه اعتراض به مسائلی که «مورد تائید نیستند» پیش از آنکه به تجمع بینجامند، سرکوب میشود.
📝بیانیه انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در مورد برخورد دوگانه حاکمیت در برگزاری تجمعات
✅ در سالروز ۲۵ بهمن ماه روز حصر غیرقانونی مهندس میرحسین موسوی، حجة الاسلام والمسلمین مهدی کروبی و دکتر زهرا رهنورد ، جمعی از علاقمندان ایشان که عمدتا از پایه گذاران انقلاب اسلامی و رزمندگان و جانبازان دوره جنگ تحمیلی بودند ، در اعتراض به این اقدام غیرقانونی ، دعوت به تجمعی آرام نمودند.
✅ با وجودیکه قانون اساسی هرگونه تجمعی که در آن حمل سلاح نبوده و مخل مبانی اسلام نباشد را آزاد شمرده است، بانیان این تجمع درخواست خود را از مدتی قبل به وزارت کشور ارائه نمودند. متاسفانه نهادهای قضایی و امنیتی که ۱۴ سال است از پاسخ چرایی این حصر غیرقانونی ناتوان هستند، با استفاده از خشونت و دستگیری جمع کثیری از مردم ، مانع برگزاری تجمعی شدند که می توانست در فضایی آرام با پرهیز از شعارهای ساختارشکنانه ، یکی از مطالبات جدی و به حق بخشی از جامعه را منتقل کند. این برخوردها در حالیست که منتقدین دولت ، هرگاه بخواهند ، در هر جا که بخواهند و با هر تعداد اندکشان ، به راحتی تجمع برگزار میکنند و به هر نهاد و شخصی که مخالف تفکر شان باشد ، توهین کرده و حتی خلاف مصالح کشور برای مردم، کشور و نظام هزینه ایجاد میکنند. متاسفیم که بگوییم بخشی از این برخورد توسط وزارت کشور دولتی صورت میگیرد، که شعارش پیاده کردن حق و عدالت بوده است.
✅چهارده سال است که مردمان صبور و شکور و شجاع و شریف و فرهیخته این مملکت طی انتخابات متعدد با "نوع "حضور و با شعارها و نوشته ها و فریادها و از طرق قانونی ترین شیوه های ممکن، خواستار رفع حبس غیر عادلانه و غیر قانونی محصورین شده اند
✅چهارده سال است که احزاب اصلاح طلب، شخصیت های واجد سرمایه اجتماعی، بزرگان علمی حوزه، دانشجویان نواندیش، بسیاری از مسولین چهار دهه حکومت، خانواده های عزیز شهدا،برخی از جانبازان به نامِ عرصه خون و آتش، وکلای وجیه المله ، منتقدین مصلح، مصلحین مشفق و قاطبه مردم کشورمان خواهان گشایش در بن بست اختر شده اند.
✅چهارده سال است که انجمن اسلامی جامعه پزشکی به عنوان تشکلی که موثرین آن از پیشگامان انقلاب و پیشتازان جنگ بوده و دغدغه سلامت آحاد جامعه را دارد، طی نامه های تخصصی در حوزه پزشکی خطاب به عوامل تاثیر گذار در تصمیم مذکور، بنا بر ملاحظات صرفا علمی و پزشکی از خطرات جدی این وضعیت سخن رانده و خواهان پایان حصر شده است
✅امروز و در دوره ای که دولتی بر سر کار هست که بزرگ ترین دعوی خود را برمبنای " وفاق" شکل داده است، به جد و جهد فراوان ازدولت می خواهیم به قولی که به ملت درجهت رفع تبعض های ظالمانه داده است جامه عمل بپوشاند.تا احاد ملت بطور برابر بتوانند به رویه های غیرعادلانه وغیر قانونی اعتراض کنند که امر به معروف ونهی ازمنکربراساس اموزه های اصیل جز نقد قدرت نیست
✅انجمن اسلامی جامعه پزشکی با جهت گیری حمایت نقادانه از دولت دکتر پزشکیان ، رئیس جمهور محترم را به مقاومت مومنانه و ایستادگی راستین در برابر این میزانِ از کژاندیشی و کژرفتاری فرا می خواند.
▫️﴿إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت﴾ 🔹جمعه ۲۶بهمن ۱۴۰۳
🔻🎥محسن در جریان جنبش سبز یک دوره زندان را سپری کرد در حالیکه زندان بود وقتی مادرش برای ملاقات آمده بود در مسیر تصادف کرد، راننده از صحنه گریخته بود و از آن بدتر یک دزد وسایل او را دزیده بود از همین رو نام و نشانی از او نداشتند و در بیمارستان شريعتی به دلیل جراحت جان باخت...
🔻محسن پدرش را هم سالها قبل از دست داده بود و در بیخبری از مادرش چند هفته سپری کرد و چون به او اجازه ندادند برای جستجو از احوال مادرش به مرخصی برود اعتصاب غذا کرد اما دادستان او را از بند سیاسی به بند مجرمان مالی منتقل کرد و...
🔻ویدئویی که از محسن قشقاییزاده پیش از بازداشت ضبط کرده است
🆔@MohandesMirHosseinMousavi
15.02.202512:31
🔴نگذارید پای لباسشخصیهای متوحش به حرم دانشگاهها باز شود
کوی دانشگاه تهران، حرم دانشگاه تهران است و حرم، جای نامحرمان متوحش نیست. دولت وظیفه دارد امنیت حرم دانشگاه را تأمین کند و یا اعلام کند از تامین امنیت ساکنان حرم دانشگاه ناتوان است. کسانی که با علم و اطلاع نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری اخیر احترام سفارت عربستان سعودی را شکستهاند ظرفیت حرمت شکنی حرم دانشگاه را هم دارند. اعتراضات دانشجویی در همه جهان عادیست هر چند برای قتل دانشجویی به دست سارقان در خیابان باشد که در آن ظاهراً قصور و تقصیر متوجه کسی نیست. در هر حال پای لباسشخصیهای متوحش نباید به حرم دانشگاهها باز شود و هر پای متجاوزی قطع گردد.
✅حسین حسینی سرپرست دانشگاه تهران روز جمعه ۲۶ بهمن با حضور در تجمع دانشجویان در کوی دانشگاه تهران گفت: عامل اصلی کوی اتفاقات کوی دانشگاه در ۱۸ تیر و اتفاقات امروز، نیروهای لباس شخصی هستند.
حسین حسینی با حضور در جمع دانشجویان تاکید کرد که عوامل اطلاعاتی و لباس شخصی مسئولیت به تشنج کشیده شدن اعتراضات امروز را برعهده داشتند و با این کار میخواهند درگیریها را به خیابان بکشانند.
پیشتر خبرنامه امیرکبیر گزارش داد، ضارب لباس شخصی که به دلیل اعتراض یک دانشجو دختر در کوی دانشگاه به وی حمله کرده بود، توسط دانشجویان بازداشت شده و حکم ماموریت اطلاعاتی از وی کشف شده است.
سرپرست دانشگاه تهران اجازه خروج این نیروی اطلاعاتی را تا حضور مقامات قضایی نداده است.
جمعی از دانشجویان ساکن خوابگاه کوی پسران دانشگاه تهران روز جمعه ۲۶ بهمن در اعتراض به کشتهشدن امیرمحمد خالقی و عدم تامین امنیت مسیرهای منتهی به کوی دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار کردند.
آقای پزشکیان به عنوان رئیس جمهور کشور باید قدری به عمق و مفهوم و اثرات سخنان خود بیشتر بیاندیشند و بیشتر دقت کنند. چیزهایی میگویند که حتی اگر افرادی بیسمت هم بخواهند بگویند باید مطالعات فراوان کنند، آثار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و امنیتیاش را بسنجند و فکر کنند که حرفشان احتما چه تغییرات قانونی نیاز خواهد داشت.
طرح مجدد ایده تغییر پایتخت در اوایل شروع به کار توسط آقای پزشکیان شگفتآور بود. معلوم نیست در دل اوج انواع بحرانهای کشور موضوع تغییر پایتخت چه معنا و مقصدی داشتهاست؟ معاون اول آقای عارف میشود مسئول این کار که همه کارها را خودمحورانه، بیاعتنا به نظرات کارشناسان مستقل و با پنهانکاری کامل انجام میدهد و در چنین موضوع استراتژیک و بسیار مهمی مردم را حق دانستن محروم میکند. آیا اینجا هم رانتهای عظیم توزیع میشود؟
اخیرا نیز آقای پزشکیان گفتهآند علاقمندند که هر استان یک رئیس جمهور داشته باشد.
آیا ایشان به معنا و آثار و لوازم این حرف توجه کرده است؟ این ایدههای عجیب و غریب چه ربطی به درمان اقتصاد نابسامان، گسستگی حقوقی، شکافهای عمیق طبقاتی، وضعیت روابط بینالملل، فساد گسترده و عمیق نظام اداری و دیگر مشکلات کشور دارند؟
تغییر پایتخت و تعیین رئیس جمهور برای هر استان ایدههایی واهی و انجام نشدنی و امکانناپذیرند.
شایسته آقای رئیس جمهور نیست این سبک و شیوه سخن.
از مهترین ویژگیهای آقای پزشکیان در جریان انتخابات این بود که به خلاف بقیه نامزدها شعارهای توخالی و واهی نداد. در این چند ماه چه بر سر آقای پزشکیان آمده که آن شیوه درست را فراموش کرده و چنین اظهارات غریبی دارد.
عوالم لاهوتی را ترک کنید. حرفهایی مثل تغییر پایتخت و انتخاب رئیس جمهور برای استانها را کنار بگذارید.
به عوالم ناسوتی باز گردید که در آن دولت را سامان بدهید تا بتواند مشکلات روزمره مردم را برطرف کند یا لااقل مانع از افزایش بحرانها شود.
آن جمعیت اندکی که در انتخابات شرکت کردند و آن تعداد که به آقای پزشکیان رأی دادند، با حداقل امید تصمیم گرفتند. امید همچنان هست و شما نیز نخواهید این تتمه امید هم به ناامیدی بدل شود. فرصت کم است و کارهای اصلاحی فراوانی که هنوز بر زمیناند.
نشان بدهید که رئیس جمهور هستید. نشان دهید دولت وجود دارد.
♦️ مسوولین و آقازادهها لطمهای از تحریمها دیدهاند؟
✍️ محمد پارسی
مگر نه اینکه در سالهای تحریم اقتصادی در شعب ابیطالب، حضرت رسول(ص) تمامی دارایی خود و خانوادهاش را در مسیر اهداف انقلابش هزینه کرد طوری که ثروت خدیجه طی ۳سال به اتمام رسید؛ ♦️آقایان مسوول فهرستی از داراییهایتان منتشر کنید تا مشخص شود در این سالها چه آسیبی از تحریمها دیدهاید!