
معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه
جهت همکاری در معرفی اساتید و برای معرفی کردن اساتید اخلاق و عرفان و ادرس و مکان جلساتشان ، جهت معرفی در کانال، میتوانید به آیدی زیر پیام بدهید:
@shia12shia
⛔️کپی بدون ذکر منبع ، مطالب کانال معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه ،حرام است.
@shia12shia
⛔️کپی بدون ذکر منبع ، مطالب کانال معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه ،حرام است.
TGlist reytingi
0
0
TuriOmmaviy
Tekshirish
TekshirilmaganIshonchnoma
ShubhaliJoylashuvІран
TilBoshqa
Kanal yaratilgan sanaJan 25, 2025
TGlist-ga qo'shildi
Jan 25, 2025"معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه" guruhidagi so'nggi postlar
Repost qilingan:
خرمگس

24.02.202521:19
دکتر شفیعی کدکنی:
⏺ تمام عقب ماندگی های ما در علوم انسانی این است که ما حوزه های علوم انسانی را نیاموخته ایم.
⏺ اینجا علوم انسانی شوخی است. حالا طلبه ها هم مدعی علوم انسانی شدند این خنده داره. طلبه هایی که درس خودشان را نخوندند. فقه و اصول خودشان را بلد نیستند مدعی شده اند که ما می خواهیم علوم انسانی درست کنیم. با ورق زدن سه چهارتا کتاب جامعه شناسی فارسی نظر می دهند که سوسیولوژی اسلامی، آنتروپولوژی اسلامی درست کنیم...
غرض اینکه مسئله را بسیار ساده گرفته اند.
⏺ مملکت ما مملکت انشاء نویسی است.
مردم ما از دانستن می ترسند.
@kharmagaas
⏺ تمام عقب ماندگی های ما در علوم انسانی این است که ما حوزه های علوم انسانی را نیاموخته ایم.
⏺ اینجا علوم انسانی شوخی است. حالا طلبه ها هم مدعی علوم انسانی شدند این خنده داره. طلبه هایی که درس خودشان را نخوندند. فقه و اصول خودشان را بلد نیستند مدعی شده اند که ما می خواهیم علوم انسانی درست کنیم. با ورق زدن سه چهارتا کتاب جامعه شناسی فارسی نظر می دهند که سوسیولوژی اسلامی، آنتروپولوژی اسلامی درست کنیم...
غرض اینکه مسئله را بسیار ساده گرفته اند.
⏺ مملکت ما مملکت انشاء نویسی است.
مردم ما از دانستن می ترسند.
@kharmagaas
Repost qilingan:
شفیعی کدکنی

24.02.202521:18
خیلی شرم داره!
هفت هشت ده تا آدم!
ابن سینا باشه، همونها صحبت میکنند. کانت باشه، همونها صحبت میکنند، تاریخ نمیدونم ابن هیثم و فیزیک و... همونها...
خیلی شرم داره!
خجالت نمیکشند.
هفت هشت ده تا آدم!
ابن سینا باشه، همونها صحبت میکنند. کانت باشه، همونها صحبت میکنند، تاریخ نمیدونم ابن هیثم و فیزیک و... همونها...
خیلی شرم داره!
خجالت نمیکشند.
Repost qilingan:
جرعه

24.02.202521:18
♦️محمدرضا شفیعی کدکنی در خصوصِ فرهنگِ ایرانی سخن میگوید.
♦️وی همچنین انتقادی به همایشهای بیحاصل دارد🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
♦️وی همچنین انتقادی به همایشهای بیحاصل دارد🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
Repost qilingan:
از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

24.02.202521:17
حکایتنویس مباش!
خواجه عبدالکریم، خادمِ خاص شیخ ما، ابوسعید قَدَّس اللهُ روحَهُ العزیز بود، گفت: روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایتهایِ شیخِ ما او را چیزی مینوشتم. کسی بیامد که "شیخ تو را میخواند." برفتم. چون پیش شیخ رسیدم، شیخ پرسید که "چه کار میکردی؟" گفتم: "درویشی حکایتی چند خواست، از آنِ شیخ، مینوشتم." شیخ گفت: "یا عبدالکریم! حکایتنویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند."
▪️ آن سویِ حرف و صوت: گزیدۀ اسرار التوحید، انتخاب و توضیح محمدرضا شفیعی کدکنی، نشر سخن، ص 111.
از این حکایتِ موجز و نغز و پرمغز میتوان به جوهرِ سلوکِ معنوی و عصارۀ اندیشه و نگاه تربیتی ابوسعید ابوالخیر پی بُرد. با تأمّل در این حکایت، هم میتوان به تصورِ فروتنانهای که ابوسعید از خویشتن در مقام پیر و مربی و آموزگار دارد تا حد زیادی راه یافت، و هم میتوان به مواجهۀ مشفقانه و خیرخواهانهاش با کسانی که در مقام مرید یا شاگرد، سعادت درک محضر و کسب آموزههای او را داشتهاند، نزدیک شد. اساسا شگردهای ابوسعید در تربیت شاگردانش از چنان روشنبینی، و تازگی و طراوت، و اصالت و ابتکار و خلاقیتی برخوردار است که خود میتواند موضوع گفتار و یا نوشتاری بلند و جذاب قرار گیرد. این سخنِ خردافروز و انساننواز را، که "حکایتنویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند"، سزاوار آن است که به زر نوشت و قاب گرفت تا در دیوار کلاسهای مدارس ایران آویخته شود.
ابوسعید با این سخن نشان میدهد که معلم و مربی حقیقی، آن کسانی هستند که صرفا در پیِ گرمیِ بازار خویش نیستند و شاگردان را تا ابد وابسته به خود نمیخواهند. آنها به هر طریقی میکوشند تا شاگرد از مقام شاگردی درگذرد و با کشف و شناخت قوای روحی و ذهنی خود به رشد و شکوفایی و اجتهاد دست یابد. استادِ راستین نه تنها باکی از آن ندارد که روزی شاگردش از حد و مرتبه او درگذرد و به مقام و مرتبتی فراتر از او در مهارت و دانش دست یابد، بلکه این فراتر رفتن را بزرگترین پاداشی میداند که شاگرد میتواند در ازای آموزههایش به او هدیه دهد. این جاست که ابوسعید را در این شیوه آموزشی همسو با کسانی چون نیچه میبینیم. نیچه آن جا که گفته است:
"آن که همیشه شاگرد میماند آموزگارِ خود را پاداشی بسزا نمیدهد."
و براستی چه اندکشمارند معلمانی که دائما شاگرد خود را شاگرد نخواهند. این که شاگرد باید بکوشد تا روزی از مقام تقلید و شاگردی درگذرد، و صاحب قوّه نقد و اجتهاد شود، مهمترین نکتهای است که یک آموزگار در مقام عمل میبایستی به شاگردان خود بیاموزد. این ویژگی افزون بر دانش و ژرفاندیشی، همچون فضیلتی اخلاقی، به آزادگی، فروتنی و شجاعت و انسانیتی نیاز دارد که هر معلمی واجد آنها نیست. از همین روست که نیچه در جای دیگری از کتاب "چنین گفت زرتشتِ" خود، بار دیگر بر این معنا پای میفشارد و میگوید:
"از انسانیت(انسان دوستی) هر استادی است که شاگردش را از خود بپرهیزانَد و دور کند".
باری، اگر یکی از مهمترین آفتهای نظام آموزشی ایران را چه در گذشته و چه در امروز، مریدپروری و مریدبافی، و خواستن و ماندن شاگردان در مقام سرسپردگی و طاعت و تبعیت و تقلید محض از سوی شماری از استادان و معلمان و مربیان بدانیم، دامن آموزگارانِ مهربان و بزرگی چون ابوسعید و مولانا از این آفت، پاک و مبرّاست. همان مولانایی که خطاب به شاگردان و شیفتگان دیروز و امروزش فرمود:
تو را هر کس به سوی خویش خواند
تو را من جز به سوی تو نخوانم!
@irajrezaie
خواجه عبدالکریم، خادمِ خاص شیخ ما، ابوسعید قَدَّس اللهُ روحَهُ العزیز بود، گفت: روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایتهایِ شیخِ ما او را چیزی مینوشتم. کسی بیامد که "شیخ تو را میخواند." برفتم. چون پیش شیخ رسیدم، شیخ پرسید که "چه کار میکردی؟" گفتم: "درویشی حکایتی چند خواست، از آنِ شیخ، مینوشتم." شیخ گفت: "یا عبدالکریم! حکایتنویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند."
▪️ آن سویِ حرف و صوت: گزیدۀ اسرار التوحید، انتخاب و توضیح محمدرضا شفیعی کدکنی، نشر سخن، ص 111.
از این حکایتِ موجز و نغز و پرمغز میتوان به جوهرِ سلوکِ معنوی و عصارۀ اندیشه و نگاه تربیتی ابوسعید ابوالخیر پی بُرد. با تأمّل در این حکایت، هم میتوان به تصورِ فروتنانهای که ابوسعید از خویشتن در مقام پیر و مربی و آموزگار دارد تا حد زیادی راه یافت، و هم میتوان به مواجهۀ مشفقانه و خیرخواهانهاش با کسانی که در مقام مرید یا شاگرد، سعادت درک محضر و کسب آموزههای او را داشتهاند، نزدیک شد. اساسا شگردهای ابوسعید در تربیت شاگردانش از چنان روشنبینی، و تازگی و طراوت، و اصالت و ابتکار و خلاقیتی برخوردار است که خود میتواند موضوع گفتار و یا نوشتاری بلند و جذاب قرار گیرد. این سخنِ خردافروز و انساننواز را، که "حکایتنویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند"، سزاوار آن است که به زر نوشت و قاب گرفت تا در دیوار کلاسهای مدارس ایران آویخته شود.
ابوسعید با این سخن نشان میدهد که معلم و مربی حقیقی، آن کسانی هستند که صرفا در پیِ گرمیِ بازار خویش نیستند و شاگردان را تا ابد وابسته به خود نمیخواهند. آنها به هر طریقی میکوشند تا شاگرد از مقام شاگردی درگذرد و با کشف و شناخت قوای روحی و ذهنی خود به رشد و شکوفایی و اجتهاد دست یابد. استادِ راستین نه تنها باکی از آن ندارد که روزی شاگردش از حد و مرتبه او درگذرد و به مقام و مرتبتی فراتر از او در مهارت و دانش دست یابد، بلکه این فراتر رفتن را بزرگترین پاداشی میداند که شاگرد میتواند در ازای آموزههایش به او هدیه دهد. این جاست که ابوسعید را در این شیوه آموزشی همسو با کسانی چون نیچه میبینیم. نیچه آن جا که گفته است:
"آن که همیشه شاگرد میماند آموزگارِ خود را پاداشی بسزا نمیدهد."
و براستی چه اندکشمارند معلمانی که دائما شاگرد خود را شاگرد نخواهند. این که شاگرد باید بکوشد تا روزی از مقام تقلید و شاگردی درگذرد، و صاحب قوّه نقد و اجتهاد شود، مهمترین نکتهای است که یک آموزگار در مقام عمل میبایستی به شاگردان خود بیاموزد. این ویژگی افزون بر دانش و ژرفاندیشی، همچون فضیلتی اخلاقی، به آزادگی، فروتنی و شجاعت و انسانیتی نیاز دارد که هر معلمی واجد آنها نیست. از همین روست که نیچه در جای دیگری از کتاب "چنین گفت زرتشتِ" خود، بار دیگر بر این معنا پای میفشارد و میگوید:
"از انسانیت(انسان دوستی) هر استادی است که شاگردش را از خود بپرهیزانَد و دور کند".
باری، اگر یکی از مهمترین آفتهای نظام آموزشی ایران را چه در گذشته و چه در امروز، مریدپروری و مریدبافی، و خواستن و ماندن شاگردان در مقام سرسپردگی و طاعت و تبعیت و تقلید محض از سوی شماری از استادان و معلمان و مربیان بدانیم، دامن آموزگارانِ مهربان و بزرگی چون ابوسعید و مولانا از این آفت، پاک و مبرّاست. همان مولانایی که خطاب به شاگردان و شیفتگان دیروز و امروزش فرمود:
تو را هر کس به سوی خویش خواند
تو را من جز به سوی تو نخوانم!
@irajrezaie
Repost qilingan:
ایرج شهبازی

24.02.202521:14
هنرِ کتاب نخواندن
ایرج شهبازی
در یکی از روزهای سال 1384 یا 1385، دکتر شفیعی کدکنی، در کلاس دورۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، در دانشگاه تهران، دو دستِ خود را به حالت تکبیرِ نماز، تا برابر گوشها بالا آوردند و فرمودند: استاد بدیع الزمان فروزانفر یک روز، به همین حالت دستانشان را بالا آوردند و فرمودند:
«استادِ ما، ادیب، ده جلد کتاب خوانده بود».
منظور استاد فروزانفر از «ادیب» همانا «ادیب پیشاوری»، از بزرگترین استادانِ ادبیات فارسی و عربی، در سدۀ گذشته است. روز سهشنبه، دوم خردادماه 1396، از استاد رسول شایسته که ایشان هم از دانشجویانِ استاد فروزانفر بودهاند، دربارۀ این جمله پرسیدم و ایشان هم تأیید کردند که آن استاد بزرگ، در حقِ ادیب پیشاوری چنین سخنی گفته است.
اکنون که سندِ این روایت استوار شد، بهتر است که نگاهی به دلالتِ آن بیندازیم. مطلبِ شگفتآوری که از این سخن به دست میآید، آن است که ادیب پیشاوری، با مطالعۀ تعداد بسیار اندکی کتاب، به یکی از بزرگترین استادانِ زمانۀ خود تبدیل شده بودند و کسانی که چندین برابر ایشان کتاب خوانده و مطالعه کرده بودند، هیچگاه نتوانستند به جایگاهِ رفیع ایشان در دنیای ادبیات نزدیک شوند. به نظر میرسد رازِ این مطلب در «هنرِ کتاب خواندن» و از آن مهمتر در «هنر کتاب نخواندن» است؛ یعنی برای دانشمند شدن علاوه بر آنکه نیاز داریم به کتاب خواندن، باید این هنر را داشته باشیم که تشخیص بدهیم چه کنابهایی را «نباید» بخوانیم.
گفتنی است که در هر زمینهای از دانشهای بشری، تعدادِ منابع دست اول از انگشتان دست درنمیگذرد و تقریباً همۀ کتابها و مقالات و پایاننامهها از درونِ همین کتابهای اندک پدید میآیند؛ بنابراین برای متخصص شدن در هر رشتهای، بهتر است که مستقیماً به سراغ همین منابع و مراجع دست اول برویم و بیهوده عمر خود را بر سر مطالبِ دست دوم و دست سوم تلف نکنیم. کم نیستند کسانی که دهها و صدها کتاب و مقاله و پایاننامه و گزارش دربارۀ یک موضوع خواندهاند و دهها سخنرانی دربارۀ آن موضوع گوش دادهاند، ولی هیچگاه در آن حوزه صاحبنظر نشدهاند و هستند کسانی مانند ادیب پیشاوری که با مطالعۀ عمیق و دقیق چند کتاب، نامی جاوادانه از خود به یادگار گذاشتهاند؛ برای نمونه ادیب پیشاوری کتاب «مطوّل» را که از برترین منابع دست اول در حوزۀ علوم بلاغی است، در حافظه داشتند و بارها و بارها آن را به دقت تمام خوانده بودند. روشن است که فراگیریِ دقیق مطوّل او را از مطالعۀ بسیاری نوشتجات دست دوم بینیاز کرده بود. استاد فروزانفر هم، در قیاس با بسیاری از استادان زمانۀ خود، کتابهای زیادی نخوانده بود، ولی «کتابهای خوبِ کمی» را «خوب» خوانده بود.
بنابراین برای پیشرفت در هر زمینهای از معارف بشری، خوب است به این دو نکته توجه کنیم: اولاً مراجع و منابعِ اصلی و مادر را که تعدادشان معمولاً اندک است، بخوانیم و ثانیاً این کتابهای خوب را بارها و بارها با دقت تمام بخوانیم، آنها را عمیقاً بیاموزیم، در آنها نیک درنگ کنیم و آنها را درونی کنیم. اینجاست که میگوییم باید «هنرِ نخواندنِ کتابهای دست دوم» را آموخت.
#روش_مطالعه
@irajshahbazi
ایرج شهبازی
در یکی از روزهای سال 1384 یا 1385، دکتر شفیعی کدکنی، در کلاس دورۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، در دانشگاه تهران، دو دستِ خود را به حالت تکبیرِ نماز، تا برابر گوشها بالا آوردند و فرمودند: استاد بدیع الزمان فروزانفر یک روز، به همین حالت دستانشان را بالا آوردند و فرمودند:
«استادِ ما، ادیب، ده جلد کتاب خوانده بود».
منظور استاد فروزانفر از «ادیب» همانا «ادیب پیشاوری»، از بزرگترین استادانِ ادبیات فارسی و عربی، در سدۀ گذشته است. روز سهشنبه، دوم خردادماه 1396، از استاد رسول شایسته که ایشان هم از دانشجویانِ استاد فروزانفر بودهاند، دربارۀ این جمله پرسیدم و ایشان هم تأیید کردند که آن استاد بزرگ، در حقِ ادیب پیشاوری چنین سخنی گفته است.
اکنون که سندِ این روایت استوار شد، بهتر است که نگاهی به دلالتِ آن بیندازیم. مطلبِ شگفتآوری که از این سخن به دست میآید، آن است که ادیب پیشاوری، با مطالعۀ تعداد بسیار اندکی کتاب، به یکی از بزرگترین استادانِ زمانۀ خود تبدیل شده بودند و کسانی که چندین برابر ایشان کتاب خوانده و مطالعه کرده بودند، هیچگاه نتوانستند به جایگاهِ رفیع ایشان در دنیای ادبیات نزدیک شوند. به نظر میرسد رازِ این مطلب در «هنرِ کتاب خواندن» و از آن مهمتر در «هنر کتاب نخواندن» است؛ یعنی برای دانشمند شدن علاوه بر آنکه نیاز داریم به کتاب خواندن، باید این هنر را داشته باشیم که تشخیص بدهیم چه کنابهایی را «نباید» بخوانیم.
گفتنی است که در هر زمینهای از دانشهای بشری، تعدادِ منابع دست اول از انگشتان دست درنمیگذرد و تقریباً همۀ کتابها و مقالات و پایاننامهها از درونِ همین کتابهای اندک پدید میآیند؛ بنابراین برای متخصص شدن در هر رشتهای، بهتر است که مستقیماً به سراغ همین منابع و مراجع دست اول برویم و بیهوده عمر خود را بر سر مطالبِ دست دوم و دست سوم تلف نکنیم. کم نیستند کسانی که دهها و صدها کتاب و مقاله و پایاننامه و گزارش دربارۀ یک موضوع خواندهاند و دهها سخنرانی دربارۀ آن موضوع گوش دادهاند، ولی هیچگاه در آن حوزه صاحبنظر نشدهاند و هستند کسانی مانند ادیب پیشاوری که با مطالعۀ عمیق و دقیق چند کتاب، نامی جاوادانه از خود به یادگار گذاشتهاند؛ برای نمونه ادیب پیشاوری کتاب «مطوّل» را که از برترین منابع دست اول در حوزۀ علوم بلاغی است، در حافظه داشتند و بارها و بارها آن را به دقت تمام خوانده بودند. روشن است که فراگیریِ دقیق مطوّل او را از مطالعۀ بسیاری نوشتجات دست دوم بینیاز کرده بود. استاد فروزانفر هم، در قیاس با بسیاری از استادان زمانۀ خود، کتابهای زیادی نخوانده بود، ولی «کتابهای خوبِ کمی» را «خوب» خوانده بود.
بنابراین برای پیشرفت در هر زمینهای از معارف بشری، خوب است به این دو نکته توجه کنیم: اولاً مراجع و منابعِ اصلی و مادر را که تعدادشان معمولاً اندک است، بخوانیم و ثانیاً این کتابهای خوب را بارها و بارها با دقت تمام بخوانیم، آنها را عمیقاً بیاموزیم، در آنها نیک درنگ کنیم و آنها را درونی کنیم. اینجاست که میگوییم باید «هنرِ نخواندنِ کتابهای دست دوم» را آموخت.
#روش_مطالعه
@irajshahbazi
24.02.202521:13
◽️حق التدریس!
👤دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی:
🔹مرحوم محمد تقی ادیب نیشابوری تنها استادى در حوزه خراسان بود كه براى گذران زندگى اش ماهانه از هر شاگرد مبلغ ناچيزى مى گرفت. دفترى داشت كه ماه به ماه هر طلبه با پرداختن آن مبلغ ثبت نام مى كرد.
🔸مبلغ ثبت نام با درس هاى متفاوت مرحوم اديب ، تغيير مى كرد. گران ترین درس او مطول بود که سه تومان در ماه می گرفت و ارزان ترين آنها سيوطى و سپس مغنى.
🌀وقتى وارد مَدرس ادیب مى شديد، در سمت غربى، بر كاغذى مستطيل روى ديوار، با خطِّ نستعليق بسيار زيبايى نوشته شده بود «الكاسِبُ حبيبُ اللَّه». اين نوشته در حقيقت عذرِ مرحوم اديب بود، در برابر طُلاّب كه وجهى از ايشان مى گرفت، يعنى نوعى كار و كسبِ اوست.
🔶 او به هيچ روى حاضر نبود از اوقافِ مدرسه پولى دريافت كند يا از وجوهات شرعيه اى كه مراجع تقليد به طُلاّب ماهيانه مى پرداختند. ممرِّ درآمدى هم جز همين نداشت.
🍁بنابراين در كارِ «ثبت نام» بسيار جدّى بود و در روزهاى آغازين هر ماه، دو سه جلسه با اين عبارت شروع مى شد كه: «هركس اسمش را ننوشته است بنويسد وگرنه در درس حاضر نشود.»
🔷طلبه هاى مشتاقى بودند كه از پرداختن همين مبلغِ ناچيز هم عاجز بودند. اين بود كه آنها در پشتِ درِ مَدْرَس و در راهروِ مدرس مى ايستادند و گوش مى دادند و از درس او بهره مى بُردند.
📚مقاله سیره استاد ما ادیب نوشته دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی، مجله بخارا ، شماره ۷۱، خرداد ـ شهریور 1388
@shia12t
👤دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی:
🔹مرحوم محمد تقی ادیب نیشابوری تنها استادى در حوزه خراسان بود كه براى گذران زندگى اش ماهانه از هر شاگرد مبلغ ناچيزى مى گرفت. دفترى داشت كه ماه به ماه هر طلبه با پرداختن آن مبلغ ثبت نام مى كرد.
🔸مبلغ ثبت نام با درس هاى متفاوت مرحوم اديب ، تغيير مى كرد. گران ترین درس او مطول بود که سه تومان در ماه می گرفت و ارزان ترين آنها سيوطى و سپس مغنى.
🌀وقتى وارد مَدرس ادیب مى شديد، در سمت غربى، بر كاغذى مستطيل روى ديوار، با خطِّ نستعليق بسيار زيبايى نوشته شده بود «الكاسِبُ حبيبُ اللَّه». اين نوشته در حقيقت عذرِ مرحوم اديب بود، در برابر طُلاّب كه وجهى از ايشان مى گرفت، يعنى نوعى كار و كسبِ اوست.
🔶 او به هيچ روى حاضر نبود از اوقافِ مدرسه پولى دريافت كند يا از وجوهات شرعيه اى كه مراجع تقليد به طُلاّب ماهيانه مى پرداختند. ممرِّ درآمدى هم جز همين نداشت.
🍁بنابراين در كارِ «ثبت نام» بسيار جدّى بود و در روزهاى آغازين هر ماه، دو سه جلسه با اين عبارت شروع مى شد كه: «هركس اسمش را ننوشته است بنويسد وگرنه در درس حاضر نشود.»
🔷طلبه هاى مشتاقى بودند كه از پرداختن همين مبلغِ ناچيز هم عاجز بودند. اين بود كه آنها در پشتِ درِ مَدْرَس و در راهروِ مدرس مى ايستادند و گوش مى دادند و از درس او بهره مى بُردند.
📚مقاله سیره استاد ما ادیب نوشته دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی، مجله بخارا ، شماره ۷۱، خرداد ـ شهریور 1388
@shia12t
24.02.202521:09
▫️همیشه درس!
👤دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی:
🔹درس محمد تقی ادیب نیشابوری تعطيل بردار نبود. مىگفت: «اگر من بخواهم مثل اينها (منظورش علماى حوزه بود) به هر بهانه اى درسم را تعطيل كنم، بايد اصلاً درس نگويم. چون يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر بوده و در طول سال، هر روزى وفات چند تا از اينهاست.»
🔸جز همان تاسوعا و عاشورا و چند تعطيل اساسى، مثل ايّامِ نوروز T تعطيل ديگرى را قبول نداشت.
🌀 در ميانِ برف و باران و يخبندان، به هرزحمتى بود، سرِوقت خود را به مدرسه می رسانيد. همين امر هم سبب شد كه در يكى از اين زمستان هاى سرد و يخبندانِ مشهد وقتى آمده بود براى درس، افتاده بود و پايش شكسته بود. مدتها خانه نشين شده بود.
📚مجله بخارا، شماره ۷۱.
@shia12t
👤دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی:
🔹درس محمد تقی ادیب نیشابوری تعطيل بردار نبود. مىگفت: «اگر من بخواهم مثل اينها (منظورش علماى حوزه بود) به هر بهانه اى درسم را تعطيل كنم، بايد اصلاً درس نگويم. چون يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر بوده و در طول سال، هر روزى وفات چند تا از اينهاست.»
🔸جز همان تاسوعا و عاشورا و چند تعطيل اساسى، مثل ايّامِ نوروز T تعطيل ديگرى را قبول نداشت.
🌀 در ميانِ برف و باران و يخبندان، به هرزحمتى بود، سرِوقت خود را به مدرسه می رسانيد. همين امر هم سبب شد كه در يكى از اين زمستان هاى سرد و يخبندانِ مشهد وقتى آمده بود براى درس، افتاده بود و پايش شكسته بود. مدتها خانه نشين شده بود.
📚مجله بخارا، شماره ۷۱.
@shia12t
Repost qilingan:
شفیعی کدکنی

24.02.202520:50
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
دوستِ قدیمی
▪️آن شب رفتم منزل استاد حکیمی و طبق قرار، به سعادتآبادِ دکتر شفیعی بردمش. بسیار مشتاقانه منتظرِ دیدار دوست قدیمی و صمیمی خود بود و از او مشتاقتر و شیداتر، دکتر شفیعی!
از حجرههای مدرسۀ نوّابِ مشهد تا موسسهٔ فرانکلین و فصل مشترکهایشان با ابتهاج و شجریان و... سخنها رفت.
حکیمی مثل همیشه زلال و بیپیرایه و پایبند به دینداریِ عدالتمحور. دکتر شفیعی هم الحق که این خصائل انسانی و حتی دین العجائزش را حرمت مینهاد.
فریاد روزها، خاموش شد.
روایتی از دکتر محمدرضا موحدی
#محمدرضا_حکیمی
ـــــــــــــــــــــــ
دوستِ قدیمی
▪️آن شب رفتم منزل استاد حکیمی و طبق قرار، به سعادتآبادِ دکتر شفیعی بردمش. بسیار مشتاقانه منتظرِ دیدار دوست قدیمی و صمیمی خود بود و از او مشتاقتر و شیداتر، دکتر شفیعی!
از حجرههای مدرسۀ نوّابِ مشهد تا موسسهٔ فرانکلین و فصل مشترکهایشان با ابتهاج و شجریان و... سخنها رفت.
حکیمی مثل همیشه زلال و بیپیرایه و پایبند به دینداریِ عدالتمحور. دکتر شفیعی هم الحق که این خصائل انسانی و حتی دین العجائزش را حرمت مینهاد.
فریاد روزها، خاموش شد.
روایتی از دکتر محمدرضا موحدی
#محمدرضا_حکیمی
24.02.202500:10
🎥حکایت ساخت بیمارستان توسط آیت الله مستجابی
🔺راه رسیدن به خدا ، از منظر آیت الله مستجابی
@shia12t
🔺راه رسیدن به خدا ، از منظر آیت الله مستجابی
@shia12t


19.02.202521:09
🔹 خود کرده را تدبیر نیست!
🔸دعا در حق فرد مقصر، مستجاب نیست
🎙شیخ حسین انصاریان
@shia12t
🔸دعا در حق فرد مقصر، مستجاب نیست
🎙شیخ حسین انصاریان
@shia12t
Repost qilingan:
جواهر كلام

19.02.202521:08
.
استاد شیخ جواد خرمیان حفظه الله
از شاگردان معقول مرحوم علامه شیخ حسن زاده آملی
و شاگرد اخلاقی مرحوم آیت الله سید رضا بهاء الدینی
🔸 @jawaher_kalam
استاد شیخ جواد خرمیان حفظه الله
از شاگردان معقول مرحوم علامه شیخ حسن زاده آملی
و شاگرد اخلاقی مرحوم آیت الله سید رضا بهاء الدینی
🔸 @jawaher_kalam
Repost qilingan:
کانال رسمی وابسته به آیت الله العظمی جوادی آملی

19.02.202520:54
همایش تفسیر تسنیم در قم برگزار می شود / رونمایی از ۸۰ جلد تفسیر تسنیم
🔸
📌 در این همایش نکوداشت و اختتام این اثر عظیم، رونمایی از 80 جلد تفسیر شریف تسنیم و همچنین 20 جلد تفسیر موضوعی قرآن کریم نیز صورت خواهد گرفت.
🗒 زمان: 1403/12/06
⏰ ساعت: 9 صبح الی 12
🏢 مکان: سالن همایش های مدرسه عالی دارالشفاء
↙️ لینک خبر:
https://news.esra.ir/fa/w/-200
↙️ لینک برنامه ها:
https://news.esra.ir/fa/w/5399979
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#همایش_تسنیم
#بنیاد_بین_المللی_علوم_وحیانی_اسراء
#اطلاعیه
🌐 https://esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
🔸
پایگاه اطلاع رسانی اسراء
: همایش بین المللی #تفسیر_تسنیم، اثر عظیم علمی و تفسیری حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، در ششم اسفند ماه امسال در سالن همایش های مدرسه دار الشفاء در قم برگزار می گردد. 📌 در این همایش نکوداشت و اختتام این اثر عظیم، رونمایی از 80 جلد تفسیر شریف تسنیم و همچنین 20 جلد تفسیر موضوعی قرآن کریم نیز صورت خواهد گرفت.
🗒 زمان: 1403/12/06
⏰ ساعت: 9 صبح الی 12
🏢 مکان: سالن همایش های مدرسه عالی دارالشفاء
↙️ لینک خبر:
https://news.esra.ir/fa/w/-200
↙️ لینک برنامه ها:
https://news.esra.ir/fa/w/5399979
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#همایش_تسنیم
#بنیاد_بین_المللی_علوم_وحیانی_اسراء
#اطلاعیه
🌐 https://esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
Repost qilingan:
کانال رسمی وابسته به آیت الله العظمی جوادی آملی

19.02.202520:53
💠
🔹 بدون تردید این تفسیر تسنیم #محصول_حوزه است، هیچ تردیدی نیست!
بنده هم یک نفر هستم، تعارف نیست.
🔹 واقعاً در این #تفسیر_تسنیم، حوزه اصل است. در این چهل سال #چهار_نسل پا به رکاب [بودند].
[این تفسیر] هشتاد درصد برای حوزه است بیست درصد برای ماست. بدون تردید، نه تعارف.
مرتب اشکال و سؤال بود، مگر ممکن است؟
کار کار حوزه است بنده هم یک نفر هستم.
👈 چهار نسل در چهار دهه آمدند، گاهی سؤالات و اشکالات تکرار است؛
اما #نفس_گیر بود!
🔹 این صد جلد است نه هشتاد جلد. ما دیدیم این خیلی است! کتاب پانصد صفحه را کردیم هشتصد صفحه که زودتر تمام بشود.
این برکت خون شهداست. #خون_شهدا برکت دارد یعنی همین.
↙️ لینک خبر (فیلم کامل):
https://news.esra.ir/fa/w/5365688
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#کلیپ
#همایش_تسنیم
📚 پیام به نخستین همایش ملی مرجعیت علمی قرآن کریم
تاریخ: 1403/11/04
🌐 https://esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
میراث حوزه
🔹 بدون تردید این تفسیر تسنیم #محصول_حوزه است، هیچ تردیدی نیست!
بنده هم یک نفر هستم، تعارف نیست.
🔹 واقعاً در این #تفسیر_تسنیم، حوزه اصل است. در این چهل سال #چهار_نسل پا به رکاب [بودند].
[این تفسیر] هشتاد درصد برای حوزه است بیست درصد برای ماست. بدون تردید، نه تعارف.
مرتب اشکال و سؤال بود، مگر ممکن است؟
کار کار حوزه است بنده هم یک نفر هستم.
👈 چهار نسل در چهار دهه آمدند، گاهی سؤالات و اشکالات تکرار است؛
اما #نفس_گیر بود!
🔹 این صد جلد است نه هشتاد جلد. ما دیدیم این خیلی است! کتاب پانصد صفحه را کردیم هشتصد صفحه که زودتر تمام بشود.
این برکت خون شهداست. #خون_شهدا برکت دارد یعنی همین.
↙️ لینک خبر (فیلم کامل):
https://news.esra.ir/fa/w/5365688
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#کلیپ
#همایش_تسنیم
📚 پیام به نخستین همایش ملی مرجعیت علمی قرآن کریم
تاریخ: 1403/11/04
🌐 https://esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
Rekordlar
24.02.202523:59
6.7K
Obunachilar28.01.202523:59
100
Iqtiboslar indeksi30.12.202415:52
813
Bitta post qamrovi30.12.202415:52
813
Reklama posti qamrovi11.02.202523:59
2.23%
ER30.12.202415:52
12.28%
ERRKo'proq funksiyalarni ochish uchun tizimga kiring.