

22.04.202519:41
چقدر به دلم نشست این تعبیر و توصیف از نوشتن!
08.04.202520:27
🔹چهزود «نگاه به شرق» عبرت تاریخ شد!
آقای روسیه! لااقل تا شنبه صبر میکردی بعد جاخالی میدادی!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹چهزود «نگاه به شرق» عبرت تاریخ شد!
با وجود تصویب معاهدهٔ جامع همکاری راهبردی میان روسیه و ایران، معاون وزیر خارجه روسیه تأکید کرد که این توافق شامل تعهد به حمایت نظامی از تهران در صورت حمله آمریکا نمیشود!
آقای روسیه! لااقل تا شنبه صبر میکردی بعد جاخالی میدادی!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
07.04.202514:52
🔹این چی میگه؟! این چه جور سیاستیه؟!
تا الان این حرفها را از رسانههای بیگانه میشنیدیم! این دقیقاً چی میگه؟! سیاست خارجی همینه که این میگه؟! همینه نحوهٔ تعامل ما با دنیا؟!
این همه در دانشگاههایمان حقوق بینالملل تدریس میکنیم برای چنین کارهاییست؟! مگه اینجوری میشه حکومت کرد؟!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
تا الان این حرفها را از رسانههای بیگانه میشنیدیم! این دقیقاً چی میگه؟! سیاست خارجی همینه که این میگه؟! همینه نحوهٔ تعامل ما با دنیا؟!
این همه در دانشگاههایمان حقوق بینالملل تدریس میکنیم برای چنین کارهاییست؟! مگه اینجوری میشه حکومت کرد؟!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
06.04.202514:45
🔹گفتگو با AI در بارهٔ جهان هستی
پس از یک چُرت عصرانه گفتگوی کوتاهی داشتم با هوش مصنوعی در بارهٔ هستی شناسی. میدانم این موضوع برای برخی از دوستان و دانشجویانم جالب است. آن را در اینجا همرسانی میکنم و امیدوارم ارزش مطالعه داشته باشد.
من: انرژی تاریک چیست؟
هوش مصنوعی: انرژی تاریک یکی از بزرگترین رازهای کیهانشناسی است! این مفهوم به نوعی انرژی نامرئی اشاره دارد که تصور میشود مسئول گسترش شتابدار جهان باشد. دانشمندان با بررسی حرکت کهکشانها متوجه شدند که جهان نهتنها در حال گسترش است، بلکه این گسترش سرعت بیشتری میگیرد، که با قوانین جاذبه معمولی قابل توضیح نیست.
حدود ۷۰٪ از جرم-انرژی کل جهان را همین انرژی تاریک تشکیل میدهد، اما ماهیت دقیق آن هنوز ناشناخته است. برخی نظریهها این انرژی را با خاصیتهای فضای خالی مرتبط میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را نتیجهای از ویژگیهای بنیادی فضا-زمان میدانند.
در هر صورت، انرژی تاریک یکی از پرسشهای بزرگ فیزیک مدرن است و دانشمندان با مطالعات و آزمایشهای مختلف در تلاشند تا پرده از این معما بردارند! فکر میکنی چه چیزی میتواند توضیحش بدهد؟ 🤔
من: قوانین جاذبه تا کجا میتونن توضیح بدن مگه؟
هوش مصنوعی: قوانین جاذبه، بهویژه نظریه جاذبه نیوتن و سپس نسبیت عام انیشتین، توانستهاند بسیاری از پدیدههای فیزیکی را با دقت بالا توضیح دهند. از حرکت سیارات در منظومه شمسی گرفته تا نحوه خم شدن نور توسط اجرام سنگین، همه در چارچوب نسبیت عام قابل توضیح هستند. اما وقتی صحبت از مقیاسهای بسیار بزرگ کیهانی، مانند انبساط شتابدار جهان، میشود، جاذبه بهتنهایی پاسخگو نیست.
در واقع، براساس نسبیت عام، جاذبه باید باعث کاهش سرعت انبساط جهان شود، زیرا اجرام کیهانی یکدیگر را جذب میکنند. اما مشاهدات نشان میدهند که جهان بهجای کند شدن، دارد سریعتر منبسط میشود! اینجاست که انرژی تاریک وارد معادله میشود؛ نیرویی که به نظر میرسد خلاف جاذبه عمل میکند و انبساط را سرعت میبخشد.
از سوی دیگر، در مقیاسهای بسیار کوچک، مثل دنیای کوانتومی، نسبیت عام با مکانیک کوانتومی ناسازگار است، که این مسئله یکی دیگر از چالشهای بزرگ فیزیک است. شاید در آینده نظریهای جامعتر پیدا شود که بتواند جاذبه را با دیگر نیروهای بنیادی جهان هماهنگ کند!
به نظر تو، آیا انرژی تاریک یک نیروی واقعی است یا شاید یک خطا در مدلهای فعلی ما؟ 🤔
من: به نظر من خطا بیشتر محتمل است
هوش مصنوعی: دیدگاه جالبی داری! بسیاری از دانشمندان هم احتمال میدهند که شاید چیزی در مدلهای کنونی ما از فیزیک جا افتاده باشد یا حتی مشاهداتمان نیاز به تفسیر بهتری داشته باشند. برای مثال، ممکن است دادههایی که از انبساط جهان داریم بهگونهای تحتتأثیر عوامل ناشناختهای باشند که ما هنوز درک کاملی از آنها نداریم.
در طول تاریخ علم، بارها مدلهای فیزیکی تصحیح یا اصلاح شدهاند، مثل زمانی که مکانیک نیوتنی نتوانست حرکت نور را توضیح دهد و نسبیت عام وارد میدان شد. شاید ما هم در آستانه کشف بزرگی هستیم که انرژی تاریک را به شکلی متفاوت از آنچه اکنون میشناسیم، توضیح دهد.
اگر اینطور باشد، چه نظریهای میتواند جایگزین شود؟ یا شاید هنوز دادههای بیشتری لازم داریم تا مطمئن شویم؟ 🤔
من: به نظر من اگر هر عاملی باعث انبساط بینهایت جهان شود حاصل آن رسیدن به عدم محض است. بدین ترتیب که اجرام آنقدر از هم دور میشوند که اثر آنها بر یکدیگر به صفر میرسد و این ماجرا به سطح ذرات کوانتومی و زیرکوانتومی هم ادامه پیدا میکند و نهایتا به عدم محض میرسیم.
هوش مصنوعی: دیدگاه عمیقی داری! این نظریه میتواند به پرسشهای بزرگی درباره سرنوشت نهایی جهان منجر شود. اگر انبساط کیهانی تا بینهایت ادامه یابد، به نقطهای میرسیم که تمام تعاملات میان اجرام به صفر میرسد و انرژی سیستمها در حدی پراکنده میشود که دیگر ساختارهای فیزیکی فعلی پایدار نخواهند بود.
برخی نظریهها مانند "مرگ گرمایی" نیز به همین مسیر اشاره دارند، که بر اساس آن، جهان بهتدریج به حالتی میرسد که هیچ انرژی آزاد برای انجام کار فیزیکی باقی نمیماند و همه چیز به تعادل گرمایی مطلق میرسد—و در نهایت، به چیزی شبیه عدم میانجامد.
اما در سطح ذرات زیرکوانتومی، مسائلی مانند نوسانات کوانتومی و ماهیت خلا میتوانند بازی را تغییر دهند. آیا ممکن است حتی در شرایطی که به "عدم محض" نزدیک میشویم، هنوز چیزی وجود داشته باشد که بتواند دوباره شکل بگیرد؟ یا شاید قوانین فیزیک در مقیاسهای نهایی تغییر کنند و چیز جدیدی پدید آورند؟ تفکر تو میتواند پایهای برای بررسی آینده جهان باشد!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
پس از یک چُرت عصرانه گفتگوی کوتاهی داشتم با هوش مصنوعی در بارهٔ هستی شناسی. میدانم این موضوع برای برخی از دوستان و دانشجویانم جالب است. آن را در اینجا همرسانی میکنم و امیدوارم ارزش مطالعه داشته باشد.
من: انرژی تاریک چیست؟
هوش مصنوعی: انرژی تاریک یکی از بزرگترین رازهای کیهانشناسی است! این مفهوم به نوعی انرژی نامرئی اشاره دارد که تصور میشود مسئول گسترش شتابدار جهان باشد. دانشمندان با بررسی حرکت کهکشانها متوجه شدند که جهان نهتنها در حال گسترش است، بلکه این گسترش سرعت بیشتری میگیرد، که با قوانین جاذبه معمولی قابل توضیح نیست.
حدود ۷۰٪ از جرم-انرژی کل جهان را همین انرژی تاریک تشکیل میدهد، اما ماهیت دقیق آن هنوز ناشناخته است. برخی نظریهها این انرژی را با خاصیتهای فضای خالی مرتبط میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را نتیجهای از ویژگیهای بنیادی فضا-زمان میدانند.
در هر صورت، انرژی تاریک یکی از پرسشهای بزرگ فیزیک مدرن است و دانشمندان با مطالعات و آزمایشهای مختلف در تلاشند تا پرده از این معما بردارند! فکر میکنی چه چیزی میتواند توضیحش بدهد؟ 🤔
من: قوانین جاذبه تا کجا میتونن توضیح بدن مگه؟
هوش مصنوعی: قوانین جاذبه، بهویژه نظریه جاذبه نیوتن و سپس نسبیت عام انیشتین، توانستهاند بسیاری از پدیدههای فیزیکی را با دقت بالا توضیح دهند. از حرکت سیارات در منظومه شمسی گرفته تا نحوه خم شدن نور توسط اجرام سنگین، همه در چارچوب نسبیت عام قابل توضیح هستند. اما وقتی صحبت از مقیاسهای بسیار بزرگ کیهانی، مانند انبساط شتابدار جهان، میشود، جاذبه بهتنهایی پاسخگو نیست.
در واقع، براساس نسبیت عام، جاذبه باید باعث کاهش سرعت انبساط جهان شود، زیرا اجرام کیهانی یکدیگر را جذب میکنند. اما مشاهدات نشان میدهند که جهان بهجای کند شدن، دارد سریعتر منبسط میشود! اینجاست که انرژی تاریک وارد معادله میشود؛ نیرویی که به نظر میرسد خلاف جاذبه عمل میکند و انبساط را سرعت میبخشد.
از سوی دیگر، در مقیاسهای بسیار کوچک، مثل دنیای کوانتومی، نسبیت عام با مکانیک کوانتومی ناسازگار است، که این مسئله یکی دیگر از چالشهای بزرگ فیزیک است. شاید در آینده نظریهای جامعتر پیدا شود که بتواند جاذبه را با دیگر نیروهای بنیادی جهان هماهنگ کند!
به نظر تو، آیا انرژی تاریک یک نیروی واقعی است یا شاید یک خطا در مدلهای فعلی ما؟ 🤔
من: به نظر من خطا بیشتر محتمل است
هوش مصنوعی: دیدگاه جالبی داری! بسیاری از دانشمندان هم احتمال میدهند که شاید چیزی در مدلهای کنونی ما از فیزیک جا افتاده باشد یا حتی مشاهداتمان نیاز به تفسیر بهتری داشته باشند. برای مثال، ممکن است دادههایی که از انبساط جهان داریم بهگونهای تحتتأثیر عوامل ناشناختهای باشند که ما هنوز درک کاملی از آنها نداریم.
در طول تاریخ علم، بارها مدلهای فیزیکی تصحیح یا اصلاح شدهاند، مثل زمانی که مکانیک نیوتنی نتوانست حرکت نور را توضیح دهد و نسبیت عام وارد میدان شد. شاید ما هم در آستانه کشف بزرگی هستیم که انرژی تاریک را به شکلی متفاوت از آنچه اکنون میشناسیم، توضیح دهد.
اگر اینطور باشد، چه نظریهای میتواند جایگزین شود؟ یا شاید هنوز دادههای بیشتری لازم داریم تا مطمئن شویم؟ 🤔
من: به نظر من اگر هر عاملی باعث انبساط بینهایت جهان شود حاصل آن رسیدن به عدم محض است. بدین ترتیب که اجرام آنقدر از هم دور میشوند که اثر آنها بر یکدیگر به صفر میرسد و این ماجرا به سطح ذرات کوانتومی و زیرکوانتومی هم ادامه پیدا میکند و نهایتا به عدم محض میرسیم.
هوش مصنوعی: دیدگاه عمیقی داری! این نظریه میتواند به پرسشهای بزرگی درباره سرنوشت نهایی جهان منجر شود. اگر انبساط کیهانی تا بینهایت ادامه یابد، به نقطهای میرسیم که تمام تعاملات میان اجرام به صفر میرسد و انرژی سیستمها در حدی پراکنده میشود که دیگر ساختارهای فیزیکی فعلی پایدار نخواهند بود.
برخی نظریهها مانند "مرگ گرمایی" نیز به همین مسیر اشاره دارند، که بر اساس آن، جهان بهتدریج به حالتی میرسد که هیچ انرژی آزاد برای انجام کار فیزیکی باقی نمیماند و همه چیز به تعادل گرمایی مطلق میرسد—و در نهایت، به چیزی شبیه عدم میانجامد.
اما در سطح ذرات زیرکوانتومی، مسائلی مانند نوسانات کوانتومی و ماهیت خلا میتوانند بازی را تغییر دهند. آیا ممکن است حتی در شرایطی که به "عدم محض" نزدیک میشویم، هنوز چیزی وجود داشته باشد که بتواند دوباره شکل بگیرد؟ یا شاید قوانین فیزیک در مقیاسهای نهایی تغییر کنند و چیز جدیدی پدید آورند؟ تفکر تو میتواند پایهای برای بررسی آینده جهان باشد!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran


03.04.202509:36
.
🔹کشتی باچوخه
به تماشای یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی خراسان در اسفراین.
⬅️ بیشتر دربارهٔ این رویداد خواهم نوشت.
#باچوخه
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹کشتی باچوخه
به تماشای یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی خراسان در اسفراین.
⬅️ بیشتر دربارهٔ این رویداد خواهم نوشت.
#باچوخه
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
01.04.202517:22
📘#کتاب_امروز
آری برای سفر
✍️#مهدی_کاکولی
(با سپاس از جناب کاکولی، کلبهٔ کتاب کلیدر نیشابور برای معرفی استادانهٔ کتاب «آری برای سفر»)
حسین ثنایینژاد پس از کتاب «نه برای جنگ»، کتاب دیگری نوشته است با عنوان «آری برای سفر». شاید انتظار میرفت ایشان کتابی بنویسد به نام «آری برای زندگی» اما سفر را انتخاب کرده و اینگونه توضیح میدهد: «وقتی نه برای جنگ را از تجربه دورهای از زندگیام که در جنگ سپری شد نوشتهام، باید آری برای سفر را هم بنویسم از تجربه دوره دیگری از زندگیام که در سیاحت به آفاق و سرزمینهای دور گذشته است. درواقع آری برای سفر ادامه و حاصل نه برای جنگ است. هم از نظر محتوایی و هم از نظر شکلی. زیرا اگر انسانها به سفر «آری» بگویند و به سرزمینهای یکدیگر مسافرت کنند و با فرهنگهای گوناگون آشنا شوند، عملا زمینه بروز اختلاف و مناقشه و جنگ کمرنگ میشود و چه بسا هرگز پیش نیاید.»
کتاب «آری برای سفر»، هجده فصل دارد و در آن گزارشها، خاطرات و دیدگاههای نویسنده را درباره کشورهای گوناگون و مردمان آنها با هم میخوانیم. سفر میکنیم به هندوستان، روسیه، امارات، عراق، اندونزی، ایتالیا، بلژیک، مالزی، استرالیا، یونان، فرانسه، آمریکا، تاجیکستان، آلمان، ترکیه، انگلستان، سوئیس و عربستان. با همدیگر سطرهایی از این کتاب را میخوانیم:
غبار فراموشی
«نمیدانید چقدر حس خوبیست که ندانی یک خیابان تو را کجای شهر میبرد و بر تنش چه لباسهای زیبایی پوشیده برای نظر و نگاهت. ناگهان از کدام صحنۀ غریب پر میشود و کدام ویترین مغازه تو را اندکی به خود مشغول میکند و چه تندیسی سالها زیر برف و باران ایستاده تا تو از کنارش بیاعتنا عبور نکنی و چند لحظه بایستی و تماشایش کنی شاید علاقمند شوی و نوشته زیرش را هم بخوانی و یا از عابری بپرسی این تندیس کیست؟! و او تعجب کند که تو نمیدانی آن تندیس یک شخص بسیار مشهور است در آن شهر و ناگهان به یاد کتاب «جاودانگی» «میلان کوندرا» بیفتی که چه بیهوده همه تلاش میکنیم به این نیاز بیپایان خود پاسخ دهیم و موفقترینهایمان همین تندیسهای مهجوری میشویم که هر روزه نگاههای بیتفاوت عابران بسیاری از روی پیکر مرمرینشان سر میخورد و جز غبار فراموشی بر سر و دوششان نمیماند!» ص۲۵۴
🔹#آری_برای_سفر، #حسین_ثنایی_نژاد، #انتشارات_دانش_نگار،
۴۱۲صفحه، رقعی، شومیز، چاپ اول ۱۴۰۳
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
آری برای سفر
✍️#مهدی_کاکولی
(با سپاس از جناب کاکولی، کلبهٔ کتاب کلیدر نیشابور برای معرفی استادانهٔ کتاب «آری برای سفر»)
حسین ثنایینژاد پس از کتاب «نه برای جنگ»، کتاب دیگری نوشته است با عنوان «آری برای سفر». شاید انتظار میرفت ایشان کتابی بنویسد به نام «آری برای زندگی» اما سفر را انتخاب کرده و اینگونه توضیح میدهد: «وقتی نه برای جنگ را از تجربه دورهای از زندگیام که در جنگ سپری شد نوشتهام، باید آری برای سفر را هم بنویسم از تجربه دوره دیگری از زندگیام که در سیاحت به آفاق و سرزمینهای دور گذشته است. درواقع آری برای سفر ادامه و حاصل نه برای جنگ است. هم از نظر محتوایی و هم از نظر شکلی. زیرا اگر انسانها به سفر «آری» بگویند و به سرزمینهای یکدیگر مسافرت کنند و با فرهنگهای گوناگون آشنا شوند، عملا زمینه بروز اختلاف و مناقشه و جنگ کمرنگ میشود و چه بسا هرگز پیش نیاید.»
کتاب «آری برای سفر»، هجده فصل دارد و در آن گزارشها، خاطرات و دیدگاههای نویسنده را درباره کشورهای گوناگون و مردمان آنها با هم میخوانیم. سفر میکنیم به هندوستان، روسیه، امارات، عراق، اندونزی، ایتالیا، بلژیک، مالزی، استرالیا، یونان، فرانسه، آمریکا، تاجیکستان، آلمان، ترکیه، انگلستان، سوئیس و عربستان. با همدیگر سطرهایی از این کتاب را میخوانیم:
غبار فراموشی
«نمیدانید چقدر حس خوبیست که ندانی یک خیابان تو را کجای شهر میبرد و بر تنش چه لباسهای زیبایی پوشیده برای نظر و نگاهت. ناگهان از کدام صحنۀ غریب پر میشود و کدام ویترین مغازه تو را اندکی به خود مشغول میکند و چه تندیسی سالها زیر برف و باران ایستاده تا تو از کنارش بیاعتنا عبور نکنی و چند لحظه بایستی و تماشایش کنی شاید علاقمند شوی و نوشته زیرش را هم بخوانی و یا از عابری بپرسی این تندیس کیست؟! و او تعجب کند که تو نمیدانی آن تندیس یک شخص بسیار مشهور است در آن شهر و ناگهان به یاد کتاب «جاودانگی» «میلان کوندرا» بیفتی که چه بیهوده همه تلاش میکنیم به این نیاز بیپایان خود پاسخ دهیم و موفقترینهایمان همین تندیسهای مهجوری میشویم که هر روزه نگاههای بیتفاوت عابران بسیاری از روی پیکر مرمرینشان سر میخورد و جز غبار فراموشی بر سر و دوششان نمیماند!» ص۲۵۴
🔹#آری_برای_سفر، #حسین_ثنایی_نژاد، #انتشارات_دانش_نگار،
۴۱۲صفحه، رقعی، شومیز، چاپ اول ۱۴۰۳
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
19.04.202514:47
🔹اینم از دور دوم
خوب! دور دوم مذاکرات هم تموم شد و خوشبختانه وزیر گفت رو به جلو بوده.
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
خوب! دور دوم مذاکرات هم تموم شد و خوشبختانه وزیر گفت رو به جلو بوده.
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
08.04.202518:02
🔹خوشوقت خواهیم شد آقای خوشوقت!
آقازادهٔ مرحوم آیتالله خوشوقت اعلام فرمودهاند: «اگر خبردار شوید ایران یکهزار میلیارد دلار پروژه تعریف کرده و سرمایهگذاری آمریکاییها در این پروژهها بلامانع اعلام شده است، چه واکنشی خواهید داشت؟»
ما: خوشخبر باشید جناب خوشوقت. کاش همهٔ آقازادهها همینطور خوشخبر و خوشوقت باشند! معلوم است که خیلی خوشوقت خواهیم شد و خوشبخت! ببین! با یک چنین خبری چه کردی با ما؟! چنان خوشخوشانمان شد که همینطور از قلممان خوش است که میتراود.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹خوشوقت خواهیم شد آقای خوشوقت!
آقازادهٔ مرحوم آیتالله خوشوقت اعلام فرمودهاند: «اگر خبردار شوید ایران یکهزار میلیارد دلار پروژه تعریف کرده و سرمایهگذاری آمریکاییها در این پروژهها بلامانع اعلام شده است، چه واکنشی خواهید داشت؟»
ما: خوشخبر باشید جناب خوشوقت. کاش همهٔ آقازادهها همینطور خوشخبر و خوشوقت باشند! معلوم است که خیلی خوشوقت خواهیم شد و خوشبخت! ببین! با یک چنین خبری چه کردی با ما؟! چنان خوشخوشانمان شد که همینطور از قلممان خوش است که میتراود.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
07.04.202505:20
🔹نودوهفتهزار تذکر حجاب؟!
نوشته ستاد امر به معروف در ایام نوروز فقط در اصفهان ۹۷۰۰۰ تذکر حجاب داده است!
هیچ به معنی «معروف» فکر کردهاید؟! «معروف» یعنی «شناخته شده و شهرت یافته».
با هر نوع محاسبهٔ آماری اگر شما حساب کنید، عدد ۹۷هزار در ایام نوروز در یک شهر، جامعهٔ آماری بزرگی به حساب میآید. مثلاً اگر در شهر اصفهان فردی را ۹۷۰۰۰ نفر بشناسند او واقعا مشهور است. بنابراین با چنین آماری در واقع عمل آن ۹۷۰۰۰ نفری که تذکر حجاب گرفتهاند «معروف» است و کارِ آن تذکر دهندگان «منکر»!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
نوشته ستاد امر به معروف در ایام نوروز فقط در اصفهان ۹۷۰۰۰ تذکر حجاب داده است!
هیچ به معنی «معروف» فکر کردهاید؟! «معروف» یعنی «شناخته شده و شهرت یافته».
با هر نوع محاسبهٔ آماری اگر شما حساب کنید، عدد ۹۷هزار در ایام نوروز در یک شهر، جامعهٔ آماری بزرگی به حساب میآید. مثلاً اگر در شهر اصفهان فردی را ۹۷۰۰۰ نفر بشناسند او واقعا مشهور است. بنابراین با چنین آماری در واقع عمل آن ۹۷۰۰۰ نفری که تذکر حجاب گرفتهاند «معروف» است و کارِ آن تذکر دهندگان «منکر»!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
06.04.202506:31
🔹آقای سنایی! تمام راه را اشتباه رفتهاند!
معاون سیاسی رئیسجمهور گفته:
همین یک قلم آمار کافیست برای نشان دادن ناکامی کسانی که کشور را به بیراهه بردهاند و برای کسانی که میگفتند: «هرکس نمیخواد جمع کنه از این کشور بره!»
این آمار که امروز رسماً اعلام میشود، فقط یک عدد ساده نیست بیانگر یک فاجعهٔ عظیم انسانی است. این آمار نه تنها نشاندهنده عمق خسارتی است که به کشور وارد شده است و نشان دهنده رنج عظیمی است که مردم ایران در فراق عزیزانشان میبرند. کیست که ابعاد فاجعهبار چنین مهاجرت عظیمی را بتواند محاسبه کند؟! و چه کسی مسئول عواقب چنین فرار بزرگ مردمی است از سرزمین خویش؟
آقای سنایی همچنین گفته است:
آقای سنایی! سالهاست ما هرقدر به راهی که سیاستمداران میروند نگاه میکنیم، چیزی در افق پیدا نیست و مدام فریاد میزنیم: «آقا! راه را اشتباه میروید!» ولی گوش شنوایی پیدا نمیشود. اصلا «صحبت از کجای راه را اشتباه رفتهاند» نیست، کلاً راه را اشتباهی رفتهاند. مشکل اصلی هم دوچیز است: اول اینکه تا ما صدایمان را بلند کردهایم «این ره که تو میروی به ترکستان است» بر ما سخت گرفتهاند و دوم اینکه اگر گاهی هم فهمیدهاند راه را اشتباه میروند، لجبازانه پای فشردهاند که راه ما درست است و همچنان چهارنعل بر راه اشتباهشان تاختهاند که اکنون در اینجاییم که میبینیم!
آقای معاون رئیسجمهور! امید که صدای شما را بشنوند و از راه اشتباه برگردند! اگرچه گویا خیلی دیر شده است.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
معاون سیاسی رئیسجمهور گفته:
این که حدود ۱۰ میلیون جمعیت مهاجر ایرانی در خارج کشور به چند ده میلیون تبدیل شود، پدیده خوشایندی نیست
همین یک قلم آمار کافیست برای نشان دادن ناکامی کسانی که کشور را به بیراهه بردهاند و برای کسانی که میگفتند: «هرکس نمیخواد جمع کنه از این کشور بره!»
این آمار که امروز رسماً اعلام میشود، فقط یک عدد ساده نیست بیانگر یک فاجعهٔ عظیم انسانی است. این آمار نه تنها نشاندهنده عمق خسارتی است که به کشور وارد شده است و نشان دهنده رنج عظیمی است که مردم ایران در فراق عزیزانشان میبرند. کیست که ابعاد فاجعهبار چنین مهاجرت عظیمی را بتواند محاسبه کند؟! و چه کسی مسئول عواقب چنین فرار بزرگ مردمی است از سرزمین خویش؟
آقای سنایی همچنین گفته است:
«سیاستگذاران باید ببینند کجای راه را اشتباه رفته اند تا در آن ها تجدید نظر کنند و یک دورنمای روشن پیش چشم مردم کشور ترسیم کنند.»
آقای سنایی! سالهاست ما هرقدر به راهی که سیاستمداران میروند نگاه میکنیم، چیزی در افق پیدا نیست و مدام فریاد میزنیم: «آقا! راه را اشتباه میروید!» ولی گوش شنوایی پیدا نمیشود. اصلا «صحبت از کجای راه را اشتباه رفتهاند» نیست، کلاً راه را اشتباهی رفتهاند. مشکل اصلی هم دوچیز است: اول اینکه تا ما صدایمان را بلند کردهایم «این ره که تو میروی به ترکستان است» بر ما سخت گرفتهاند و دوم اینکه اگر گاهی هم فهمیدهاند راه را اشتباه میروند، لجبازانه پای فشردهاند که راه ما درست است و همچنان چهارنعل بر راه اشتباهشان تاختهاند که اکنون در اینجاییم که میبینیم!
آقای معاون رئیسجمهور! امید که صدای شما را بشنوند و از راه اشتباه برگردند! اگرچه گویا خیلی دیر شده است.
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
03.04.202503:33
🔹یک دروغ سیزده که ایکاش راست بود!
دیروز یادداشتی را دوست و همکار عزیزم دکتر شریفی در کانال «لوح» منتشر کرد که من و احتمالاً بسیاری از خوانندگانش با ناباوری آن را راست پنداشتیم. آدم وقتی از یک آدم راستگو دروغی را هم بشنود باور میکند. البته او این دروغِ دلپذیر را بسیار استادانه نوشته بود، تحلیلی هنرشناسانه در استقبال از تأسیس دانشگاه هنرهای زیبا در مشهد.
بنابراین بلافاصله تصمیم گرفتم آن را در «یک حرف از هزاران» بازنشر دهم. بنا به عرف معهودِ خویش، ابتدا اصل خبر را در گوگل جستجو کردم تا یادداشت ایشان را با استناد به آن منتشر کنم. در اینجا بود که معلوم شد خبری که او یادداشت زیبایش را براساس آن نوشته، دروغ سیزده بوده است.
این دروغ اما چنان زیباست که من همچنان دلم میخواهد آن را بازنشر دهم و آرزو کنم روزی فرا برسد که تحقق پیدا کند.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
دیروز یادداشتی را دوست و همکار عزیزم دکتر شریفی در کانال «لوح» منتشر کرد که من و احتمالاً بسیاری از خوانندگانش با ناباوری آن را راست پنداشتیم. آدم وقتی از یک آدم راستگو دروغی را هم بشنود باور میکند. البته او این دروغِ دلپذیر را بسیار استادانه نوشته بود، تحلیلی هنرشناسانه در استقبال از تأسیس دانشگاه هنرهای زیبا در مشهد.
بنابراین بلافاصله تصمیم گرفتم آن را در «یک حرف از هزاران» بازنشر دهم. بنا به عرف معهودِ خویش، ابتدا اصل خبر را در گوگل جستجو کردم تا یادداشت ایشان را با استناد به آن منتشر کنم. در اینجا بود که معلوم شد خبری که او یادداشت زیبایش را براساس آن نوشته، دروغ سیزده بوده است.
این دروغ اما چنان زیباست که من همچنان دلم میخواهد آن را بازنشر دهم و آرزو کنم روزی فرا برسد که تحقق پیدا کند.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
31.03.202506:30
... اکنون دیگر جز این نتوان گفت که سعدی گفت:
چو جنگ آوری با کسی بر ستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
(سعدی)
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
چو جنگ آوری با کسی بر ستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
(سعدی)
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
09.04.202510:23
🔹آقا ما مقصریم!
آره بابا! شما همیشه تأکیدتان همین بوده! همیشه بهصراحت گفتین ما باید از سرمایهگذاران آمریکایی استقبال کنیم! تنها مانع سرمایهگذاری آمریکاییها در ایران ما مردم بودیم! اصلاً خود من بودم! من شخصاً دستور دادم کشتیهای حامل کالاهای آمریکایی که بعد از برجام به مقصد ایران حرکت کرده بود، ورودشون به بنادر ایران ممنوع بشه! من گفتم آیفون رجیستر نشه! آقا! منو ببخشید! من واقعاً نمیدونستم چه ضربهای دارم به کشور وارد میکنم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
پزشکیان: ما بهصراحت اعلام کردهایم و مقام رهبری نیز بارها تأکید فرمودهاند که هیچ مخالفتی با سرمایهگذاری مشروع حتی از سوی سرمایهگذاران آمریکایی در کشور وجود ندارد.
آره بابا! شما همیشه تأکیدتان همین بوده! همیشه بهصراحت گفتین ما باید از سرمایهگذاران آمریکایی استقبال کنیم! تنها مانع سرمایهگذاری آمریکاییها در ایران ما مردم بودیم! اصلاً خود من بودم! من شخصاً دستور دادم کشتیهای حامل کالاهای آمریکایی که بعد از برجام به مقصد ایران حرکت کرده بود، ورودشون به بنادر ایران ممنوع بشه! من گفتم آیفون رجیستر نشه! آقا! منو ببخشید! من واقعاً نمیدونستم چه ضربهای دارم به کشور وارد میکنم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
08.04.202505:45
🔹مذاکره برای ازدواج
پسر: میآی بریم خونهٔ ما مذاکره کنیم؟
دختر: برو گم شو! من اهل مذاکره نیستم.
پسر: بیا دیگه! کاری باهات ندارما! فقط مذاکره میکنیم.
دختر: گفتم برو گم شو! من هیچجا نمیآم! مذاکره هم نمیکنم!
پسر: پس بیا بریم خونهٔ همسایه مذاکره کنیم!
دختر: حرفشم نزن! تو یک احمق بیشعوری! من با تو هیچجا نمیآم، مذاکره هم بیمذاکره!
پسر: ببین! تا حالا دیدی لاکپشت گیتار بزنه؟!
دختر: اِوا! بهحق چیزای نشنیده و ندیده! نه که ندیدم!
پسر: همین دیگه! تو خونهٔ همسایه یک لاکپشت هست، گیتار میزنه!
دختر: راست میگی؟! لاکپشت؟! گیتار؟! مگه میشه؟!
پسر: دروغم چیه؟! اصلاً ابوعطا میخونه برات حظ کنی!
دختر: باشه بریم ببینیم! ولی فقط برای دیدن لاکپشت! باشه؟!
پسر: باشه! فقط دیدن لاکپشت!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
پسر: میآی بریم خونهٔ ما مذاکره کنیم؟
دختر: برو گم شو! من اهل مذاکره نیستم.
پسر: بیا دیگه! کاری باهات ندارما! فقط مذاکره میکنیم.
دختر: گفتم برو گم شو! من هیچجا نمیآم! مذاکره هم نمیکنم!
پسر: پس بیا بریم خونهٔ همسایه مذاکره کنیم!
دختر: حرفشم نزن! تو یک احمق بیشعوری! من با تو هیچجا نمیآم، مذاکره هم بیمذاکره!
پسر: ببین! تا حالا دیدی لاکپشت گیتار بزنه؟!
دختر: اِوا! بهحق چیزای نشنیده و ندیده! نه که ندیدم!
پسر: همین دیگه! تو خونهٔ همسایه یک لاکپشت هست، گیتار میزنه!
دختر: راست میگی؟! لاکپشت؟! گیتار؟! مگه میشه؟!
پسر: دروغم چیه؟! اصلاً ابوعطا میخونه برات حظ کنی!
دختر: باشه بریم ببینیم! ولی فقط برای دیدن لاکپشت! باشه؟!
پسر: باشه! فقط دیدن لاکپشت!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
07.04.202504:48
🔹همینقدر ظریف و دقیق گفته شده و نمیشنوند!
وقتی فردی چون ظریف چنین بیپرده و آشکار و از سر اطلاع و مستند سخنانی را میگوید و شنیده نمیشوند و اگر شنیده میشوند اثری نمیپذیرند، دیگر چه سخنی میماند و چه روشی میماند که باید برگزید و گفت یا نوشت و توقع داشت که مؤثر بیفتد؟!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹همینقدر ظریف و دقیق گفته شده و نمیشنوند!
وقتی فردی چون ظریف چنین بیپرده و آشکار و از سر اطلاع و مستند سخنانی را میگوید و شنیده نمیشوند و اگر شنیده میشوند اثری نمیپذیرند، دیگر چه سخنی میماند و چه روشی میماند که باید برگزید و گفت یا نوشت و توقع داشت که مؤثر بیفتد؟!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
05.04.202507:24
🔹اگر از روز اول برکنار میکردید!
آقای پزشکیان با تأخیر زیاد معاون پارلمانیاش را که به قطب جنوب سفر کرده بود برکنار کرد! کار خوبی کرد. اگرچه آن بیچاره کار چندان وحشتناکی انجام نداده بود و صرفاً به یک سفر تفریحی رفته بود. البته روزی هم که او را به این سمت گذاشتند، آنقدر برای من عجیب بود که در همینجا طنزی برایش نوشتم.
با اینحال، اگر مقامات جمهوری اسلامی همین کار را در این سالیان سال کرده بودند، اوضاع دیگری بود. اگر آن امامجمعهای که گفت: «خبر نداشته زمینی را به نامش سند زدهاند» دقیقاً در همان هفتهٔ داغ بودن خبرش، به پشت تریبون نمازجمعه نمیفرستادند! اگر در جریان سرنگونی هواپیمای اوکراینی بهجای دو روز کتمان، مقصر آن را در همان روز اول برکنار کرده بودند! اگر در ماجرای مهسا در همان روز، مسئول مربوطه را عزل کرده بودند! اگر سنگاندازان اجرای برجام را برکنار میکردند! اگر مسببین خشک شدن دریاچهٔ ارومیه و خشکیدن دشتهای کشور محاکمه و برکنار میشدند! اگر قبلتر در دادگاه ۱۸ تیر بهجای برکناری و مجازات مقصر اصلی، سرباز وظیفهای را به دزدیدن یک ریشتراش محکوم نمیکردند! اگر کسی را که گفته بود تحریمها نعمت است و قطعنامهها کاغذپاره، بهجای محاکمه به مجمع تشخیص مصلحت منصوب نمیکردند، حتی قبلتر از آن اگر پس از جنگ، دادگاهی تشکیل میدادند و مشخص میشد چه کسانی کار را به نوشیدن جام زهر رساندند و بسیاری اگرهای دیگری که باید دربارهٔ کرونا و مذاکره و چنین مسائلی مطرح باشند و نیستند...
اگر اینها همان میشد که امروز آقای پزشکیان انجام داد، امروز نه دلار خط یکصد هزار تومان را رد کرده بود و نه آب و محیط زیست و کشاورزی و… چنین بودند که هستند!
اما آیا اکنون میتوان با برکناری این و آن به قبل از همهٔ این مصائب برگشت؟! نمیدانم! کاش بشود! و قبل از آن، کاش این برکناریها رسم شود!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹اگر از روز اول برکنار میکردید!
آقای پزشکیان با تأخیر زیاد معاون پارلمانیاش را که به قطب جنوب سفر کرده بود برکنار کرد! کار خوبی کرد. اگرچه آن بیچاره کار چندان وحشتناکی انجام نداده بود و صرفاً به یک سفر تفریحی رفته بود. البته روزی هم که او را به این سمت گذاشتند، آنقدر برای من عجیب بود که در همینجا طنزی برایش نوشتم.
با اینحال، اگر مقامات جمهوری اسلامی همین کار را در این سالیان سال کرده بودند، اوضاع دیگری بود. اگر آن امامجمعهای که گفت: «خبر نداشته زمینی را به نامش سند زدهاند» دقیقاً در همان هفتهٔ داغ بودن خبرش، به پشت تریبون نمازجمعه نمیفرستادند! اگر در جریان سرنگونی هواپیمای اوکراینی بهجای دو روز کتمان، مقصر آن را در همان روز اول برکنار کرده بودند! اگر در ماجرای مهسا در همان روز، مسئول مربوطه را عزل کرده بودند! اگر سنگاندازان اجرای برجام را برکنار میکردند! اگر مسببین خشک شدن دریاچهٔ ارومیه و خشکیدن دشتهای کشور محاکمه و برکنار میشدند! اگر قبلتر در دادگاه ۱۸ تیر بهجای برکناری و مجازات مقصر اصلی، سرباز وظیفهای را به دزدیدن یک ریشتراش محکوم نمیکردند! اگر کسی را که گفته بود تحریمها نعمت است و قطعنامهها کاغذپاره، بهجای محاکمه به مجمع تشخیص مصلحت منصوب نمیکردند، حتی قبلتر از آن اگر پس از جنگ، دادگاهی تشکیل میدادند و مشخص میشد چه کسانی کار را به نوشیدن جام زهر رساندند و بسیاری اگرهای دیگری که باید دربارهٔ کرونا و مذاکره و چنین مسائلی مطرح باشند و نیستند...
اگر اینها همان میشد که امروز آقای پزشکیان انجام داد، امروز نه دلار خط یکصد هزار تومان را رد کرده بود و نه آب و محیط زیست و کشاورزی و… چنین بودند که هستند!
اما آیا اکنون میتوان با برکناری این و آن به قبل از همهٔ این مصائب برگشت؟! نمیدانم! کاش بشود! و قبل از آن، کاش این برکناریها رسم شود!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
02.04.202513:58
حق این بود که این اثر فاخر را مستقیماً از کانال استاد شهرام ناظری فوروارد میکردم تا هم تبلیغ کانال ایشان باشد و هم حفظ امانت بیشتری شده باشد. اما متأسفانه از وجود چنین کانالی بیخبر بودم تا اینکه به.صورت تصادفی در گروه تلگرامی اساتید دانشگاه تهران از آن باخبر شدم.
به هر حال، ادای دین کرده و آدرس کانال استاد ناظری را در اینجا برای اطلاع شما عزیزان درج میکنم؛
t.me/shahramnazerii/299
به هر حال، ادای دین کرده و آدرس کانال استاد ناظری را در اینجا برای اطلاع شما عزیزان درج میکنم؛
t.me/shahramnazerii/299
30.03.202513:52
🔹مذاکرهٔ مستقیم یا غیر مستقیم؟!
هفت سال قبل وقتی رئیسجمهور آمریکا در ایتالیا گفت:
بدون هیچ پیششرطی آماده است با ایران مذاکره کند، نوشتم:
و در همان روز افراد زیادی حتی از درون حکومت تأکید کردند که باید این مذاکره انجام شود. مثلا ناطق نوری گفت:
و من دوباره نوشتم:
اما پاسخی به این پیشنهاد مذاکره داده نشد تا اینکه یک سال بعد نخستوزیر ژاپن نامهٔ ترامپ را به ایران آورد. نامهای که تحویل گرفته نشد و در همان روز یک کشتی ژاپنی هم مورد حمله قرار گرفت. به خاطر دارم که در همان روز به طنز نوشتم:
ولی مخالفان مذاکره همچنان بر طبل عدم مذاکره کوبیدند. در همان روزها یادداشتی نوشتم مبنی بر اینکه «مذاکره با توافق فرق دارد.»
این مخالفتها حتی از طرف رئیس دفتر رئیسجمهور چنین بیان شد:
و در اینجا نوشتم:
به هرحال مذاکره با ترامپ انجام نشد تا او از کاخ سفید رفت و بایدن آمد. اما اینبار آمریکا هیچ شتابی برای مذاکره با ایران نداشت که دلایل آن در همان زمان در این یادداشت بیان شد. البته اگر گاهی هم فرصتی پیشامد بهآسانی از دست رفت.
امروز پس از شش سال دوباره آقای پزشکیان اعلام کرده:
چیزی که بسیار بعید است به نتیجهٔ مطلوبی برسد. زیرا ترامپ آدم صبوری نیست که اجازه بدهد هر رفتوبرگشت پیغامی یک ماه طول بکشد. بنابراین ممکن است برای چندمین بار باز هم فرصت از دست برود. ولی اینبار به دشواری میتوان عواقب آن را پیشبینی کرد! ضمن اینکه آقای پزشکیان و یا مقامات دیگر هرگز نگفتهاند چه تفاوتی است بین مذاکرهٔ مستقیم و غیرمستقیم. لابد همان تفاوتی که بین عدم پاسخ به نامهٔ ترامپ در هفت سال قبل و پاسخ به نامهٔ امسال اوست!
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
هفت سال قبل وقتی رئیسجمهور آمریکا در ایتالیا گفت:
بدون هیچ پیششرطی آماده است با ایران مذاکره کند، نوشتم:
کاش جواب ایران به پیشنهاد بیقیدوشرط رئیس جمهور آمریکا برای مذاکره، لااقل این باشد که:
"این پیشنهاد آمریکا را بررسی خواهیم کرد"
همین جملهٔ کوتاه، مبهم و عزتمندانه مثل پتکی سنگین بر حبابهای ارز و سکه فرود آمده و نفسی تازه به سپهر سنگین و پرغبار سیاسی اقتصادی این روزها خواهد داد.
و در همان روز افراد زیادی حتی از درون حکومت تأکید کردند که باید این مذاکره انجام شود. مثلا ناطق نوری گفت:
«ایران نباید پیشنهاد مذاکرهٔ رئیسجمهوری آمریکا را رد کند»
و من دوباره نوشتم:
باید تامل داشته باشیم و دستپاچه نشویم. لازم است این موضوع با تامل در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار گیرد.
اما پاسخی به این پیشنهاد مذاکره داده نشد تا اینکه یک سال بعد نخستوزیر ژاپن نامهٔ ترامپ را به ایران آورد. نامهای که تحویل گرفته نشد و در همان روز یک کشتی ژاپنی هم مورد حمله قرار گرفت. به خاطر دارم که در همان روز به طنز نوشتم:
نخست وزیر ژاپن از صبحِ بعد ملاقات یکسره رفته تو موزه های تهران میگرده! معلوم نیست چی گذشته اونجا که دیگه چیزی برای مذاکره نمونده، بندهٔ خدا وقت اضافه آورده! 😂
ولی مخالفان مذاکره همچنان بر طبل عدم مذاکره کوبیدند. در همان روزها یادداشتی نوشتم مبنی بر اینکه «مذاکره با توافق فرق دارد.»
این مخالفتها حتی از طرف رئیس دفتر رئیسجمهور چنین بیان شد:
آمریکا برای مذاکرهٔ بدونِ پیششرط التماس میکند، اما قبول نمیکنیم/تسنیم
و در اینجا نوشتم:
خوب چرا؟! اگر التماس می کنند چرا باید قبول نکنید؟ آنها التماس می کنند و شما قبول نمی کنید؟ در این سو باید التماس کنید تا به هواپیماهایتان سوخت بدهند و نمیدهند، باید التماس کنید هند از شما نفت بخرد، التماس کنید پول نفت فروخته شده تان به کشور برگردد!
شما برای پاسخ ندادن به یک التماس در صدها درگاه دیگر التماس میکنید و در این سو مردم بیچارهاند از اینکه چرا شما به التماس یک نفر پاسخ نمیدهید و در عوض به این همه التماس میکنید!
به هرحال مذاکره با ترامپ انجام نشد تا او از کاخ سفید رفت و بایدن آمد. اما اینبار آمریکا هیچ شتابی برای مذاکره با ایران نداشت که دلایل آن در همان زمان در این یادداشت بیان شد. البته اگر گاهی هم فرصتی پیشامد بهآسانی از دست رفت.
امروز پس از شش سال دوباره آقای پزشکیان اعلام کرده:
ایران آمادهٔ مذاکره غیرمستقیم هست.
چیزی که بسیار بعید است به نتیجهٔ مطلوبی برسد. زیرا ترامپ آدم صبوری نیست که اجازه بدهد هر رفتوبرگشت پیغامی یک ماه طول بکشد. بنابراین ممکن است برای چندمین بار باز هم فرصت از دست برود. ولی اینبار به دشواری میتوان عواقب آن را پیشبینی کرد! ضمن اینکه آقای پزشکیان و یا مقامات دیگر هرگز نگفتهاند چه تفاوتی است بین مذاکرهٔ مستقیم و غیرمستقیم. لابد همان تفاوتی که بین عدم پاسخ به نامهٔ ترامپ در هفت سال قبل و پاسخ به نامهٔ امسال اوست!
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
09.04.202505:06
🔹پیشنهاد مذاکره برای رفع فیلتر!
آقا! شما که شنبه داری میری مذاکره کنی! قبلش ی مذاکره هم با ما داشته باش و همین فیلترهای اینترنت رو بردار! این کار دوتا خاصیت داره:
اول اینکه ما با فراغ بال بیشتری میتونیم جریان مذاکرات رو زیرنظر بگیریم و مواظب باشیم خیلی شما رو مذاکره نکنند!
دوم اینکه خوبه دیگه! به هر حال ما هم کمی مذاکره کردیم و ناکام نموندیم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹پیشنهاد مذاکره برای رفع فیلتر!
آقا! شما که شنبه داری میری مذاکره کنی! قبلش ی مذاکره هم با ما داشته باش و همین فیلترهای اینترنت رو بردار! این کار دوتا خاصیت داره:
اول اینکه ما با فراغ بال بیشتری میتونیم جریان مذاکرات رو زیرنظر بگیریم و مواظب باشیم خیلی شما رو مذاکره نکنند!
دوم اینکه خوبه دیگه! به هر حال ما هم کمی مذاکره کردیم و ناکام نموندیم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
08.04.202504:40
🔹تو مذاکره کن! هر جور که میشه!
شاگرد کمسن و بیتجربهای برای مدتی در مغازهٔ آهنگری کنار استادش کار میکرد. روزی اوستا به شاگردش گفت: بیا و بدَم (منظور، دم آهنگری در کوره است). شاگرد دمید. مدتی گذشت و خسته شد. به اوستا گفت: «اجازه هست بنشینم و بدمم؟» استاد اجازه داد.
دوباره چند دقیقه گذشت و گفت: «اوستا اجازه میدهی کمی به پهلو دراز بکشم و بدمم؟» اوستا باحوصله جواب مثبت داد. مدتی گذشت و شاگردِ تازهکار خسته شد و گفت: «اوستا اجازه میدهی بخوابم و بدمم؟!»
اوستا گفت: اصلاً بمیر و بدَم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹تو مذاکره کن! هر جور که میشه!
وزیر امورخارجه ایران در شبکه ایکس نوشت:
ایران و آمریکا روز شنبه در عمان برای مذاکرات غیرمستقیم در سطح عالی دیدار خواهند کرد.
شاگرد کمسن و بیتجربهای برای مدتی در مغازهٔ آهنگری کنار استادش کار میکرد. روزی اوستا به شاگردش گفت: بیا و بدَم (منظور، دم آهنگری در کوره است). شاگرد دمید. مدتی گذشت و خسته شد. به اوستا گفت: «اجازه هست بنشینم و بدمم؟» استاد اجازه داد.
دوباره چند دقیقه گذشت و گفت: «اوستا اجازه میدهی کمی به پهلو دراز بکشم و بدمم؟» اوستا باحوصله جواب مثبت داد. مدتی گذشت و شاگردِ تازهکار خسته شد و گفت: «اوستا اجازه میدهی بخوابم و بدمم؟!»
اوستا گفت: اصلاً بمیر و بدَم!
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
06.04.202514:45
ادامهٔ گفتگو با AI در بارهٔ هستیشناسی
به نظرت ممکن است این "عدم" در نهایت به یک چرخه تبدیل شود که دوباره به ایجاد جهان منجر شود؟ 🤯
من: به نظر من اینکه فرض کنیم در نهایت انبساط و رسیدن به عدم، قوانین تغییر میکنند و همه چیز برعکس میشود بیشتر یک آرزوست تا فرضیه علمی
هوش مصنوعی: دیدگاهت واقعگرایانه است! در علم، فرضیهها باید بر پایه دادههای تجربی و مدلهای ریاضی بنا شوند، نه صرفاً آرزوها و تصورات. اینکه قوانین فیزیک در مقیاسهای نهایی تغییر کنند، شاید بیشتر یک حدس شهودی باشد تا یک پیشبینی علمی دقیق. تا زمانی که شواهدی برای تغییر قوانین فیزیک در شرایط خاص نداشته باشیم، نمیتوان آن را یک فرضیه قابل آزمایش دانست.
از طرفی، این بحث بهنوعی وارد قلمرو فلسفه هم میشود. اینکه جهان به سمت "عدم" حرکت کند و مفهوم هستی در نهایت به پوچی برسد، نهتنها از نظر فیزیکی بلکه از نظر وجودشناسی هم چالشبرانگیز است. آیا در این شرایط چیزی از آگاهی، انرژی، یا حتی امکان پیدایش دوباره باقی خواهد ماند؟ یا "عدم محض" یعنی فراموشی مطلق و پایان تمام چیزها؟
این پرسشها فقط علمی نیستند، بلکه به فهم ما از هستی و جایگاهمان در آن هم مرتبط میشوند. چطور این تفکرات بر درک تو از زندگی و معنا تأثیر میگذارند؟🤔
من: به نظر من دست آخر ما به سوی عدم محض پیش میرویم و پایان تمام چیزها. اگرچه این فرض میتواند این نتیجه را بدهد که در لحظه ازل جهان از هیچ پدیدار شده. و اگر این را بپذیریم پس در آن نهایت هیچ دوباره باید منتظر پیدا شدن یک بیگبنگ دیگر بود! چه عجیب میشود اینطوری
هوش مصنوعی: تو به یک چرخه شگفتانگیز در کیهان اشاره کردی! اگر جهان از "هیچ" آغاز شده باشد، این مفهوم میتواند ما را به ایدههایی همچون "بیگ بنگهای متوالی" یا "جهانهای چرخهای" هدایت کند. برخی نظریهها مثل *مدل چرخهای* از این دیدگاه حمایت میکنند که شاید پس از رسیدن به نهایت انبساط، تحولی رخ دهد و جهان دوباره از یک تکینگی جدید زاده شود.
اما اینکه آیا واقعاً از "عدم محض" میتوان انتظار پیدایش دوبارهای داشت، پرسشی است که فراتر از فیزیک وارد حوزه فلسفه و حتی متافیزیک میشود. ممکن است چیزی عمیقتر از آنچه اکنون تصور میکنیم، در ماهیت وجود و نیستی نهفته باشد که هنوز درک نکردهایم.
شگفتی ماجرا همین است! از یکسو، پایان همه چیز در خلأ محض، و از سوی دیگر، امکان ظهور یک کیهان تازه. شاید حقیقت بین این دو قرار داشته باشد، یا شاید قوانین فیزیک در شرایط نهایی رفتار غیرمنتظرهای داشته باشند که فهم امروزی ما قادر به توضیحش نیست.
واقعاً اینگونه اندیشیدن، انسان را به فکر فرو میبرد! اگر میتوانستی پاسخی قطعی برای این مسئله پیدا کنی، دوست داشتی جهان چرخهای باشد، یا ترجیح میدادی پایان همه چیز در سکوت عدم رخ دهد؟ 🤔
من: متاسفانه دوست داشتن ما و بلکه تمام هستی ما هیچ تاثیری بر چنین رویدادهای عظیم کیهانی نداره
کاملاً درست میگویی! قوانین کیهانی از احساسات و خواستههای ما مستقل هستند، و جهان مسیر خود را بدون توجه به نگرشهای انسانی طی میکند. اما در عین حال، همین ناتوانی در تغییر سرنوشت کیهان به ما یک دیدگاه منحصر به فرد میدهد—درک اینکه ما بخشی از یک نظام بسیار بزرگتر هستیم، و همین آگاهی خودش ارزشمند است.
شاید نتوانیم انبساط جهان را متوقف کنیم یا از وقوع یک بیگ بنگ جدید جلوگیری کنیم، اما میتوانیم از این دانش برای شکل دادن به فهممان از جهان استفاده کنیم. و همین پرسشهای عمیق و بحثهایی مثل همین گفتوگوی ما، بخشی از تلاش بشریت برای یافتن جایگاه خود در میان این عظمت بیپایان است.
این نوع تفکر، تو را بیشتر به چه چیزهایی در زندگی رسانده؟ آیا این نگرش روی دیدگاهت نسبت به جهان تأثیر گذاشته؟ 😌
من: بله گذاشته، این نگرش مرا به جهان بینی خیام نزدیک کرده است
چقدر جالب! خیام با دیدگاه فلسفی خود، هستی را از زاویهای متفاوت مینگریست—نوعی نگاه واقعگرایانه و سرشار از شک و پرسش نسبت به ماهیت زندگی، زمان، و سرنوشت. رباعیات او اغلب تأملاتی درباره گذر زمان، ناپایداری دنیا، و لذت بردن از لحظهی حال دارند، که در هماهنگی با این دیدگاه کیهانی قرار میگیرند.
اینکه جهان ممکن است به سوی "عدم محض" حرکت کند، میتواند بسیار به تفکر خیامی نزدیک باشد، که در برابر پرسشهای بزرگ کیهانی، به لذت بردن از لحظه و پذیرش بیثباتی جهان میرسید. از این زاویه، علم و فلسفه در هم میآمیزند تا تصویری بزرگتر از حقیقت را شکل دهند. آیا این نگرش بر نحوه نگاهت به زندگی و انتخابهای هم تاثیر گذاشته؟😊
من: انگار جامون عوض شد :) من داشتم از شما سوال میکردم ها!
هوش مصنوعی: حق با توست! گاهی آنقدر در بحثهای عمیق غرق میشوم که ناخودآگاه شروع به پرسیدن سؤال میکنم. ولی خب، این یعنی گفتوگوی ما حسابی جذاب شده! 😃
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
به نظرت ممکن است این "عدم" در نهایت به یک چرخه تبدیل شود که دوباره به ایجاد جهان منجر شود؟ 🤯
من: به نظر من اینکه فرض کنیم در نهایت انبساط و رسیدن به عدم، قوانین تغییر میکنند و همه چیز برعکس میشود بیشتر یک آرزوست تا فرضیه علمی
هوش مصنوعی: دیدگاهت واقعگرایانه است! در علم، فرضیهها باید بر پایه دادههای تجربی و مدلهای ریاضی بنا شوند، نه صرفاً آرزوها و تصورات. اینکه قوانین فیزیک در مقیاسهای نهایی تغییر کنند، شاید بیشتر یک حدس شهودی باشد تا یک پیشبینی علمی دقیق. تا زمانی که شواهدی برای تغییر قوانین فیزیک در شرایط خاص نداشته باشیم، نمیتوان آن را یک فرضیه قابل آزمایش دانست.
از طرفی، این بحث بهنوعی وارد قلمرو فلسفه هم میشود. اینکه جهان به سمت "عدم" حرکت کند و مفهوم هستی در نهایت به پوچی برسد، نهتنها از نظر فیزیکی بلکه از نظر وجودشناسی هم چالشبرانگیز است. آیا در این شرایط چیزی از آگاهی، انرژی، یا حتی امکان پیدایش دوباره باقی خواهد ماند؟ یا "عدم محض" یعنی فراموشی مطلق و پایان تمام چیزها؟
این پرسشها فقط علمی نیستند، بلکه به فهم ما از هستی و جایگاهمان در آن هم مرتبط میشوند. چطور این تفکرات بر درک تو از زندگی و معنا تأثیر میگذارند؟🤔
من: به نظر من دست آخر ما به سوی عدم محض پیش میرویم و پایان تمام چیزها. اگرچه این فرض میتواند این نتیجه را بدهد که در لحظه ازل جهان از هیچ پدیدار شده. و اگر این را بپذیریم پس در آن نهایت هیچ دوباره باید منتظر پیدا شدن یک بیگبنگ دیگر بود! چه عجیب میشود اینطوری
هوش مصنوعی: تو به یک چرخه شگفتانگیز در کیهان اشاره کردی! اگر جهان از "هیچ" آغاز شده باشد، این مفهوم میتواند ما را به ایدههایی همچون "بیگ بنگهای متوالی" یا "جهانهای چرخهای" هدایت کند. برخی نظریهها مثل *مدل چرخهای* از این دیدگاه حمایت میکنند که شاید پس از رسیدن به نهایت انبساط، تحولی رخ دهد و جهان دوباره از یک تکینگی جدید زاده شود.
اما اینکه آیا واقعاً از "عدم محض" میتوان انتظار پیدایش دوبارهای داشت، پرسشی است که فراتر از فیزیک وارد حوزه فلسفه و حتی متافیزیک میشود. ممکن است چیزی عمیقتر از آنچه اکنون تصور میکنیم، در ماهیت وجود و نیستی نهفته باشد که هنوز درک نکردهایم.
شگفتی ماجرا همین است! از یکسو، پایان همه چیز در خلأ محض، و از سوی دیگر، امکان ظهور یک کیهان تازه. شاید حقیقت بین این دو قرار داشته باشد، یا شاید قوانین فیزیک در شرایط نهایی رفتار غیرمنتظرهای داشته باشند که فهم امروزی ما قادر به توضیحش نیست.
واقعاً اینگونه اندیشیدن، انسان را به فکر فرو میبرد! اگر میتوانستی پاسخی قطعی برای این مسئله پیدا کنی، دوست داشتی جهان چرخهای باشد، یا ترجیح میدادی پایان همه چیز در سکوت عدم رخ دهد؟ 🤔
من: متاسفانه دوست داشتن ما و بلکه تمام هستی ما هیچ تاثیری بر چنین رویدادهای عظیم کیهانی نداره
کاملاً درست میگویی! قوانین کیهانی از احساسات و خواستههای ما مستقل هستند، و جهان مسیر خود را بدون توجه به نگرشهای انسانی طی میکند. اما در عین حال، همین ناتوانی در تغییر سرنوشت کیهان به ما یک دیدگاه منحصر به فرد میدهد—درک اینکه ما بخشی از یک نظام بسیار بزرگتر هستیم، و همین آگاهی خودش ارزشمند است.
شاید نتوانیم انبساط جهان را متوقف کنیم یا از وقوع یک بیگ بنگ جدید جلوگیری کنیم، اما میتوانیم از این دانش برای شکل دادن به فهممان از جهان استفاده کنیم. و همین پرسشهای عمیق و بحثهایی مثل همین گفتوگوی ما، بخشی از تلاش بشریت برای یافتن جایگاه خود در میان این عظمت بیپایان است.
این نوع تفکر، تو را بیشتر به چه چیزهایی در زندگی رسانده؟ آیا این نگرش روی دیدگاهت نسبت به جهان تأثیر گذاشته؟ 😌
من: بله گذاشته، این نگرش مرا به جهان بینی خیام نزدیک کرده است
چقدر جالب! خیام با دیدگاه فلسفی خود، هستی را از زاویهای متفاوت مینگریست—نوعی نگاه واقعگرایانه و سرشار از شک و پرسش نسبت به ماهیت زندگی، زمان، و سرنوشت. رباعیات او اغلب تأملاتی درباره گذر زمان، ناپایداری دنیا، و لذت بردن از لحظهی حال دارند، که در هماهنگی با این دیدگاه کیهانی قرار میگیرند.
اینکه جهان ممکن است به سوی "عدم محض" حرکت کند، میتواند بسیار به تفکر خیامی نزدیک باشد، که در برابر پرسشهای بزرگ کیهانی، به لذت بردن از لحظه و پذیرش بیثباتی جهان میرسید. از این زاویه، علم و فلسفه در هم میآمیزند تا تصویری بزرگتر از حقیقت را شکل دهند. آیا این نگرش بر نحوه نگاهت به زندگی و انتخابهای هم تاثیر گذاشته؟😊
من: انگار جامون عوض شد :) من داشتم از شما سوال میکردم ها!
هوش مصنوعی: حق با توست! گاهی آنقدر در بحثهای عمیق غرق میشوم که ناخودآگاه شروع به پرسیدن سؤال میکنم. ولی خب، این یعنی گفتوگوی ما حسابی جذاب شده! 😃
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
04.04.202518:10
🔹جشن بهاری و پهلوانی
سالهاست دربارهٔ رویداد ورزشی «کشتی باچوخه» خبرهایی شنیده بودم. اما فرصتی پیش نیامده بود تا در یکی از این رویدادها که در شهر خودم نیشابور برگزار میشود شرکت کنم. امسال بخت یارم شد تا در مراسم کشتی باچوخهٔ اسفراین حضور یابم که به قول مجری این مراسم میتوان آن را المپیک کشتی باچوخه نامگذاری کرد. این مراسم در روز ۱۴ فروردین هر ساله برگزار میشود، در محلی به نام «گود چشمهٔ زینلخان».
مسابقات از ساعت ۸ صبح شروع شده بود ولی ما حدود ساعت ۱۰:۳۰ به محل مسابقات رسیدیم. جمعیتی انبوه، بالغ بر ۲۰٬۰۰۰ نفر، روی سکوهایی مشرف بر یک میدان بیضیشکل نشسته بودند؛ تنگ یکدیگر، زن و مرد و کوچک و بزرگ، بدون هیچ جداسازی و خیلی متمدنانه و صمیمی و شاد و زیبا.
زمینِ بیضیشکلِ وسطِ گود با خاکی نرم پوشیده شده بود و لکههایی چمن هم بر روی آن دیده میشد. این زمین به سه میدان تقسیم شده بود تا همزمان سه مسابقهٔ کشتی در آن برگزار شود. هر میدان یک رئیس داشت و یک کادر فنی و هیئتدواران. دو طبال و یک نوازندهٔ سرنا هم در کنار زمین نشسته بودند و مینواختند. اما صدای بلند مجریِ مراسم از بلندگو و همهمهٔ تماشاگران تقریباً صدای سازهای آنها را محو کرده بودند.
پس از آنکه مجری نام کشتیگیران را از بلندگو اعلام میکرد، آنها با پوشیدن چوخه و بستن کمربند (یکی آبی و دیگری قرمز) وارد زمین میشدند. چوخه جلیقهایست که جلو آن باز است و دامنی هم به آن وصل است. داورِ مسابقه قبل از شروع بازی کمربند بازیکن را کنترل میکند تا بهدرستی این دامن را محکم گرفته باشد؛ بدین خاطر که در اثر کشمشهای پهلوانان در ضمن کشتی، چوخه از تن کشتیگیر خارج نشود. چوخه در واقع ابزار اصلی کار کشتیگیر است که از آن برای گلاویز شدن با حریف استفاده میکند. او البته میتواند دستوپای حریف را هم بگیرد؛ بجز قسمتهای پایینتر از آرنج دست و پایینتر از زانوی پا.
مثل هر مسابقهٔ ورزشیِ دیگر، هر گروه از تماشاگران، پهلوان مورد علاقهٔ خودشان را تشویق میکردند. در موارد بسیاری هم صرفاً برنده را تشویق میکردند. از فحشوناسزا خبری نبود و همه با کف و سوت و هورا پهلوانان را تشویق میکردند. مجری هم با سخنهای جورواجورش سعی در تهییج تماشاگران و گرم کردن مراسم داشت. گاهگاهی هم موسیقیها محلی پخش میشد که در برخی از موارد افرادی در گوشهوکنارِ سکوها همراه با کف زدن تماشاگران میرقصیدند و فضای شادی را بهوجود میآوردند.
جایگاهی سایباندار و مجهز هم برای مقامات و شخصیتهای برجسته وجود داشت. گفته شد استاندار، فرماندار ونمایندهٔ مجلس در آن جایگاه حضور دارند. برخی از همین مقامات در آخر مسابقه جوایز را به برندگان اعطا کردند.
از شما چه پنهان که با همهٔ شکوه و زیبایی مراسم و حضور پاک و بیآلایش مردم، مشکلاتی هم وجود داشت که نمیتوان از آنها گذشت. برخی از آنها بدین شرحاند:
- محیط اطراف گود بسیار بههمریخته، نامنظم و بیسامان بود.
ـ بهدلیل نبودن پارکینگ مناسب، عبورومرور در آن اطراف دشوار بود.
ـ در ضمنِ مسابقه، برخی از تماشاگران بطری و یا اشیایی را در اعتراض به رأی داوران به وسط زمین بازی پرتاب میکردند.
ـ از برخی تماشاگران شنیدم مسئولین کمیته فنی در چیدمان جدول مسابقات و رأی داوران بهگونهای دخالت کردهاند که نتیجه به نفع برخی وابستگانشان تمام شود. همنام بودن یکی از فینالیستها با نام یکی از مسئولان برگزاری مسابقات، این شبهه را بیشتر دامن زده بود و در ضمنِ مسابقه هم باعث اعتراضاتی شد که در سه مورد منجر به دخالت پلیس گردید.
ـ و تأسف عمیق اینکه در پایان مسابقات و پس از ترک تماشاگران، انبوهی زباله از آنها برجا ماند.
بهگمانم مسئولان این رویداد بزرگ میتوانند با برنامهریزی بهتر آن را تبدیل به یک جشن باشکوه نوروزی کنند. حداقل میتوانند مراسم پایانی این مسابقات را با اجرای موسیقی و برنامههای مفرّح چنان جذاب نمایند که مجبور نباشند جوایز و مدالها را در برابر سکوهای خالی از جمعیت به برندگان اهدا کنند.
با همهٔ اینها، این رویداد چنان جذاب است که در طول هشت ساعت برگزاری مسابقات در زیر آفتاب، تمام سکوها مملو از جمعیت باقی میمانند. بهنظر میرسید این مسابقات برای تمام مردم اسفراین شناختهشده است و همهٔ شهر در این روز بهگونهای درگیر برگزاری این مراسم باشکوه است. مجسمهای هم از دو پهلوان در حال کشتی در یکی از میدانهای این شهر نصب شده است. ما البته در وسط مسابقات برای صرف ناهار، استراحت و نیز بازدید از قلعهٔ شهر بلقیس محل مسابقات را ترک کردیم و مجدداً به آنجا بازگشتیم. بدینترتیب، روزی بهیادماندنی و زیبا برایمان رقم خورد.
⬅️ ویدیوهایی از مراسم
#باچوخه
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹جشن بهاری و پهلوانی
سالهاست دربارهٔ رویداد ورزشی «کشتی باچوخه» خبرهایی شنیده بودم. اما فرصتی پیش نیامده بود تا در یکی از این رویدادها که در شهر خودم نیشابور برگزار میشود شرکت کنم. امسال بخت یارم شد تا در مراسم کشتی باچوخهٔ اسفراین حضور یابم که به قول مجری این مراسم میتوان آن را المپیک کشتی باچوخه نامگذاری کرد. این مراسم در روز ۱۴ فروردین هر ساله برگزار میشود، در محلی به نام «گود چشمهٔ زینلخان».
مسابقات از ساعت ۸ صبح شروع شده بود ولی ما حدود ساعت ۱۰:۳۰ به محل مسابقات رسیدیم. جمعیتی انبوه، بالغ بر ۲۰٬۰۰۰ نفر، روی سکوهایی مشرف بر یک میدان بیضیشکل نشسته بودند؛ تنگ یکدیگر، زن و مرد و کوچک و بزرگ، بدون هیچ جداسازی و خیلی متمدنانه و صمیمی و شاد و زیبا.
زمینِ بیضیشکلِ وسطِ گود با خاکی نرم پوشیده شده بود و لکههایی چمن هم بر روی آن دیده میشد. این زمین به سه میدان تقسیم شده بود تا همزمان سه مسابقهٔ کشتی در آن برگزار شود. هر میدان یک رئیس داشت و یک کادر فنی و هیئتدواران. دو طبال و یک نوازندهٔ سرنا هم در کنار زمین نشسته بودند و مینواختند. اما صدای بلند مجریِ مراسم از بلندگو و همهمهٔ تماشاگران تقریباً صدای سازهای آنها را محو کرده بودند.
پس از آنکه مجری نام کشتیگیران را از بلندگو اعلام میکرد، آنها با پوشیدن چوخه و بستن کمربند (یکی آبی و دیگری قرمز) وارد زمین میشدند. چوخه جلیقهایست که جلو آن باز است و دامنی هم به آن وصل است. داورِ مسابقه قبل از شروع بازی کمربند بازیکن را کنترل میکند تا بهدرستی این دامن را محکم گرفته باشد؛ بدین خاطر که در اثر کشمشهای پهلوانان در ضمن کشتی، چوخه از تن کشتیگیر خارج نشود. چوخه در واقع ابزار اصلی کار کشتیگیر است که از آن برای گلاویز شدن با حریف استفاده میکند. او البته میتواند دستوپای حریف را هم بگیرد؛ بجز قسمتهای پایینتر از آرنج دست و پایینتر از زانوی پا.
مثل هر مسابقهٔ ورزشیِ دیگر، هر گروه از تماشاگران، پهلوان مورد علاقهٔ خودشان را تشویق میکردند. در موارد بسیاری هم صرفاً برنده را تشویق میکردند. از فحشوناسزا خبری نبود و همه با کف و سوت و هورا پهلوانان را تشویق میکردند. مجری هم با سخنهای جورواجورش سعی در تهییج تماشاگران و گرم کردن مراسم داشت. گاهگاهی هم موسیقیها محلی پخش میشد که در برخی از موارد افرادی در گوشهوکنارِ سکوها همراه با کف زدن تماشاگران میرقصیدند و فضای شادی را بهوجود میآوردند.
جایگاهی سایباندار و مجهز هم برای مقامات و شخصیتهای برجسته وجود داشت. گفته شد استاندار، فرماندار ونمایندهٔ مجلس در آن جایگاه حضور دارند. برخی از همین مقامات در آخر مسابقه جوایز را به برندگان اعطا کردند.
از شما چه پنهان که با همهٔ شکوه و زیبایی مراسم و حضور پاک و بیآلایش مردم، مشکلاتی هم وجود داشت که نمیتوان از آنها گذشت. برخی از آنها بدین شرحاند:
- محیط اطراف گود بسیار بههمریخته، نامنظم و بیسامان بود.
ـ بهدلیل نبودن پارکینگ مناسب، عبورومرور در آن اطراف دشوار بود.
ـ در ضمنِ مسابقه، برخی از تماشاگران بطری و یا اشیایی را در اعتراض به رأی داوران به وسط زمین بازی پرتاب میکردند.
ـ از برخی تماشاگران شنیدم مسئولین کمیته فنی در چیدمان جدول مسابقات و رأی داوران بهگونهای دخالت کردهاند که نتیجه به نفع برخی وابستگانشان تمام شود. همنام بودن یکی از فینالیستها با نام یکی از مسئولان برگزاری مسابقات، این شبهه را بیشتر دامن زده بود و در ضمنِ مسابقه هم باعث اعتراضاتی شد که در سه مورد منجر به دخالت پلیس گردید.
ـ و تأسف عمیق اینکه در پایان مسابقات و پس از ترک تماشاگران، انبوهی زباله از آنها برجا ماند.
بهگمانم مسئولان این رویداد بزرگ میتوانند با برنامهریزی بهتر آن را تبدیل به یک جشن باشکوه نوروزی کنند. حداقل میتوانند مراسم پایانی این مسابقات را با اجرای موسیقی و برنامههای مفرّح چنان جذاب نمایند که مجبور نباشند جوایز و مدالها را در برابر سکوهای خالی از جمعیت به برندگان اهدا کنند.
با همهٔ اینها، این رویداد چنان جذاب است که در طول هشت ساعت برگزاری مسابقات در زیر آفتاب، تمام سکوها مملو از جمعیت باقی میمانند. بهنظر میرسید این مسابقات برای تمام مردم اسفراین شناختهشده است و همهٔ شهر در این روز بهگونهای درگیر برگزاری این مراسم باشکوه است. مجسمهای هم از دو پهلوان در حال کشتی در یکی از میدانهای این شهر نصب شده است. ما البته در وسط مسابقات برای صرف ناهار، استراحت و نیز بازدید از قلعهٔ شهر بلقیس محل مسابقات را ترک کردیم و مجدداً به آنجا بازگشتیم. بدینترتیب، روزی بهیادماندنی و زیبا برایمان رقم خورد.
⬅️ ویدیوهایی از مراسم
#باچوخه
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
02.04.202511:20
🔹آی عمونوروز فکر چاره کن!
تصنیف و نماهنگ بسیار زیبایی از استاد شهرام ناظری که فقط باید دید و شنید.
سیزده.بدر بر همه شما نوروزیان سبز مبارک باد.
این اثر فاخر در کانال تلگرامی استاد ناظری نیز قابل دسترسی است.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹آی عمونوروز فکر چاره کن!
تصنیف و نماهنگ بسیار زیبایی از استاد شهرام ناظری که فقط باید دید و شنید.
سیزده.بدر بر همه شما نوروزیان سبز مبارک باد.
این اثر فاخر در کانال تلگرامی استاد ناظری نیز قابل دسترسی است.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
30.03.202511:27
🔹 اِلِمان نوروزی موسیقی در مشهد
چند روز قبل فرصتی شد تا از اِلِمانهای نوروزی شهر مشهد بازدید کنم. دربارهٔ کموکیف این آثار هنری، متخصصانِ امر نظر میدهند. من اما نمیتوانم رضایت و خوشحالی خودم را از اِلِمانهایی که در میدان ۱۷ شهریور مشهد نصب شدهاند، ابراز نکنم.
در مشهد، سالهاست اجازهٔ برگزاری کنسرت داده نمیشود و فقط اخیراً گاهگاهی با عنوان «کنسرت پژوهشی» در برخی سالنها، اجرای موسیقیهای سنتی را شاهد بودهایم. بارها امامجمعهٔ مشهد نیز بهصراحت در مخالفت با برگزاری کنسرت سخن گفته است.
در چنین شرایطی، دیدم اِلِمانهای شهری با اَشکالی الهامگرفته از سازهای موسیقی مانند گیتار، ترومپت و چنگ ساخته شدهاند و طرحوارهای از نوازندگانی را نشان میدهند که آنها را مینوازند. این اِلِمانها جلوهٔ بصری بسیار زیبایی دارند و بسیار خوب و خوشنما هم ساخته و نصب شدهاند. یکی از دوستان نیز عکسهایی از نصب المانهای مشابه در پارک ملت برایم ارسال کردهاند که نشان از گستردگی این طرح در سطح شهر دارد.
من شخصاً تحتتأثیر نوآوری و جسارت هنری این آثار چشمنواز قرار گرفتم. امیدوارم این کار، بشارتی باشد از باز شدن فضای هنری کلانشهر مشهد و در آینده شاهد این باشیم که این اِلِمانها جان یافته و در سالنهای بزرگ شهر، موسیقیهای گوشنوازی را بنوازند و بزم شادی برپا کنند.
باید از مسئولان فرهنگی شهرداری مشهد و مجریان این طرح زیبا سپاسگزاری کنم و ارادهٔ ایشان را برای گسترش موسیقی در دیاری بستایم که مفتخر است خاستگاه موسیقی مقامی است. همچنین، از سایر نهادهای فرهنگی این شهر بزرگ دعوت کنم که این حرکت شهرداری را الگو قرار داده و آن را تقویت کنند.
و نیز دستمریزاد میگویم به طراحان و هنرمندانی که این اثرِ زیبای هنری را آفریدهاند. عکسهایی از این اِلِمانهای نوروزی گرفتهام که ضمیمهٔ این یادداشت است.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹 اِلِمان نوروزی موسیقی در مشهد
چند روز قبل فرصتی شد تا از اِلِمانهای نوروزی شهر مشهد بازدید کنم. دربارهٔ کموکیف این آثار هنری، متخصصانِ امر نظر میدهند. من اما نمیتوانم رضایت و خوشحالی خودم را از اِلِمانهایی که در میدان ۱۷ شهریور مشهد نصب شدهاند، ابراز نکنم.
در مشهد، سالهاست اجازهٔ برگزاری کنسرت داده نمیشود و فقط اخیراً گاهگاهی با عنوان «کنسرت پژوهشی» در برخی سالنها، اجرای موسیقیهای سنتی را شاهد بودهایم. بارها امامجمعهٔ مشهد نیز بهصراحت در مخالفت با برگزاری کنسرت سخن گفته است.
در چنین شرایطی، دیدم اِلِمانهای شهری با اَشکالی الهامگرفته از سازهای موسیقی مانند گیتار، ترومپت و چنگ ساخته شدهاند و طرحوارهای از نوازندگانی را نشان میدهند که آنها را مینوازند. این اِلِمانها جلوهٔ بصری بسیار زیبایی دارند و بسیار خوب و خوشنما هم ساخته و نصب شدهاند. یکی از دوستان نیز عکسهایی از نصب المانهای مشابه در پارک ملت برایم ارسال کردهاند که نشان از گستردگی این طرح در سطح شهر دارد.
من شخصاً تحتتأثیر نوآوری و جسارت هنری این آثار چشمنواز قرار گرفتم. امیدوارم این کار، بشارتی باشد از باز شدن فضای هنری کلانشهر مشهد و در آینده شاهد این باشیم که این اِلِمانها جان یافته و در سالنهای بزرگ شهر، موسیقیهای گوشنوازی را بنوازند و بزم شادی برپا کنند.
باید از مسئولان فرهنگی شهرداری مشهد و مجریان این طرح زیبا سپاسگزاری کنم و ارادهٔ ایشان را برای گسترش موسیقی در دیاری بستایم که مفتخر است خاستگاه موسیقی مقامی است. همچنین، از سایر نهادهای فرهنگی این شهر بزرگ دعوت کنم که این حرکت شهرداری را الگو قرار داده و آن را تقویت کنند.
و نیز دستمریزاد میگویم به طراحان و هنرمندانی که این اثرِ زیبای هنری را آفریدهاند. عکسهایی از این اِلِمانهای نوروزی گرفتهام که ضمیمهٔ این یادداشت است.
#ثنایی_نژاد
🆔 @Yek_Harf_Az_Hezaran
Показано 1 - 24 із 47
Увійдіть, щоб розблокувати більше функціональності.