tapswap community
tapswap community
Notcoin Community
Notcoin Community
Notcoin Community
Notcoin Community
ʟᴏɴᴇʟʏ ꜱᴛᴀʀ avatar

ʟᴏɴᴇʟʏ ꜱᴛᴀʀ

I'm a star in a darkness... a lonely star without Sun✨
Unknown Link; https://t.me/harfmanbot?start=1932696100
My Blue Sky: https://t.me/BlueSideKTW
Рейтинг TGlist
0
0
ТипПублічний
Верифікація
Не верифікований
Довіреність
Не надійний
Розташування
МоваІнша
Дата створення каналуБер 19, 2025
Додано до TGlist
Бер 19, 2025

Рекорди

19.03.202523:59
73Підписників
18.03.202521:02
11Індекс цитування
18.03.202521:02
17Охоплення 1 допису
31.03.202523:59
9Охоп рекл. допису
28.03.202519:44
0.00%ER
18.03.202521:02
23.29%ERR

Розвиток

Підписників
Індекс цитування
Охоплення 1 допису
Охоп рекл. допису
ER
ERR
19 БЕР '2521 БЕР '2523 БЕР '2525 БЕР '2527 БЕР '25

Популярні публікації ʟᴏɴᴇʟʏ ꜱᴛᴀʀ

اینارو)))
19.03.202519:40
https://t.me/harfmanbot?start=1932696100

کمتر از بیست و چهار ساعت به سال جدید مونده
حرفی حدیثی غری اعترافی بحثی درد و دلی چیزی؟
18.03.202518:58
فردا اگر ز راه نمی‌آمد
من تا ابد کنار تو می‌ماندم
من تا ابد ترانهٔ عشقم را
در آفتاب عشق تو می‌خواندم
در پشت شیشه‌های اتاق تو
آن شب نگاه سرد سیاهی داشت
دالان دیدگان تو در ظلمت
گوئی به‌عمق روح تو راهی داشت
لغزیده بود در مه آیینه
تصویر ما شکسته و بی‌آهنگ
موی تو رنگ ساقهٔ گندم بود
موهای من، خمیده و قیری‌رنگ
رازی درون سینهٔ من می‌سوخت
می‌خواستم که با تو سخن گوید
اما صدایم از گره کوته بود
در سایه، بوته هیچ نمی‌روید
18.03.202519:34
همون طنابو میکنم تو کون-
18.03.202519:26
هیونگت نیستم اگه با قیچی باغبونی نیوفتم دنبالت
18.03.202522:49
انیگما هم تموم شد:))
19.03.202519:41
یکبار سعی کنید فقط بیننده نباشید.
ولی این آهنگ>>>>
19.03.202517:22
فور کنین بهتون بگم کدوم شخصیت انیمیشنی هستین
19.03.202517:08
معذرت میخوام که دیگه بهت پیام ندادم چون حس کردم برات مهم نیستم.🦢

INTP, ISTP, INTJ, INFJ, ESTP, ENTJ, ENTP
19.03.202517:01
کاش میتونستم ذهنمو یکمم که شده مرتب کنم.
18.03.202522:38
فکر میکردم قسمت نجات آنیا قراره غمگین ترین قسمت انیگما باشه
ولی جیهون..
18.03.202522:00
18.03.202522:00
ماهِ خاکستریم هر روزی که میگذره داره تاریک تر میشه
آفتابگردون دیگه به خورشیدش خیره نمیشه.. دیگه رد آفتاب رو نمیبوسه..
از آسمونی که ماه نقره ای زیباتر از همیشه میدرخشید گذشتم..
از آسمونِ آبی که خورشیدم رو اونجا جا گذاشتم، گذشتم
از رویایی که کودکانه توی سرم ساختم گذشتم،
از آسمونی که برای من نبود، از دریایی که قایق غریبه ی روی آب رو بوسید تا توی دور افتاده ترین موجِ وجودش گم نشه،
از خشم، نفرت، هراس،‌ عشق و دلتنگی گذشتم،
از تموم آسمونهایی که برام غریبه بودن گذشتم و در نهایت آغوشِ اون غریبه، آسمونم شد، آسمونی که حتی نتونستم بهش نزدیک بشم،
چیزی تا پوچ شدن اون آغوش نمونده، تا به سیاهی رسیدن ماهِ خاکستری من، ماهی که هرگز برای من نبود.. زمان زیادی نمونده و من احساسش میکنم، رفتنِ اون ماه رو احساس میکنم و حتی نمیتونم بخاطرش اشک بریزم،، چون اون هرگز ماهِ من نبود..
اما پیش از رفتن، اون باید باهام خداحافظی کنه.. نباید بدون خداحافظی بره.. نمیتونه که بدون خداحافظی بره..
اما کاش، هیچوقت نمیرفت، کاش حداقل ماهِ خاکستری من میموند، تا یک روز شهامت این رو پیدا کنم که بهش بگم چقدر دوستش دارم،،
شاید یک روز تونستم ماهِ خاکستری رو به آغوش بکشم.. شاید..
Увійдіть, щоб розблокувати більше функціональності.