25.02.202518:17
« دخالت نمایندگان در نصب و عزل مدیران خلاف وظایفی است که بر اساس قانون اساسی بر عهده دارند »
درخواست دو تشکل فرهنگی از وزیر آموزش و پرورش برای تغییر مدیر آموزش و پرورش شهرستان شهریار
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه تشکل ها/
دو تشکل فرهنگیان ( انجمن اسلامی معلمان شهرستان شهریار و مجمع فرهنگیان ایران اسلامی شهرستان شهریار ) در نامه ای که به علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش نوشته و برای « صدای معلم » ارسال کرده اند خواهان تغییر مدیر فعلی آموزش و پرورش شهرستان شهریار شده اند .
متن کامل این نامه به شرح زیر است .
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/25317-/درخواست-دو-تشکل-فرهنگی-از-وزیر-آموزش-و-پرورش-برای-تغییر-مدیر-آموزش-و-پرورش-شهرستان-شهریار
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
درخواست دو تشکل فرهنگی از وزیر آموزش و پرورش برای تغییر مدیر آموزش و پرورش شهرستان شهریار
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه تشکل ها/
دو تشکل فرهنگیان ( انجمن اسلامی معلمان شهرستان شهریار و مجمع فرهنگیان ایران اسلامی شهرستان شهریار ) در نامه ای که به علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش نوشته و برای « صدای معلم » ارسال کرده اند خواهان تغییر مدیر فعلی آموزش و پرورش شهرستان شهریار شده اند .
متن کامل این نامه به شرح زیر است .
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/25317-/درخواست-دو-تشکل-فرهنگی-از-وزیر-آموزش-و-پرورش-برای-تغییر-مدیر-آموزش-و-پرورش-شهرستان-شهریار
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
24.02.202518:30
بیانیه ی یازدهم جمعی از پرسش گران و کنش گران آموزش و پرورش ؛
آموزش در مدارس ایران کاملا لوث شده است ! به تعطیلی ها پایان دهید !
صدای معلم منتشر می کند ؛
* هنوز آثار ویران گر و زیان بار 26 ماه تعطیلی مدارس به خاطر کرونا از چهره مدارس زدوده نشده است . دانش آموزانی که بعضا نه سواد خواندن دارند و نه نوشتن .
یک روز به خاطر آلودگی هوا مدارس را تعطیل می کنند . روز دیگر به خاطر برودت هوا و نبود گرمایش در مدارس .
وضعیت به گونه ای شده که بسیاری از دانش آموزان به جای چک کردن برنامه درسی و انجام وظایف خود بیش تر و پیش تر به وضعیت تعطیلی مدارس حساس شده که آیا فردا به مدرسه می روند یا نه .
* واقعا قرینه و یا مشابه این وضعیت در کدام کشور جهان یافت می شود ؟
* این موجب شده است تا ایران در زمره کشورهایی قرار بگیرد که کم ترین زمان آموزش را به خود اختصاص می دهد و البته نتایج آن در موقعیت هایی مانند امتحان های نهایی و آزمون های بین المللی به وضوح کاملا قابل مشاهده و لمس است .
* توالی و تناوب تعطیلی های مدارس دانش آموزان و معلمان و کادر مدرسه را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده و اقتدار و جایگاه مدرسه در جامعه از هویت خود تهی و لوث شده است .
مسئولان هم بدون هیچ گونه توضیحی این روال را ادامه می دهند و به نظر می رسد این وضعیت غلط در آینده نیز استمرار داشته باشد .
* عواقب این گونه تعطیلی های فله ای و بی حساب و کتاب بیشتر گریبان مدارس عادی دولتی را گرفته و احیای « عدالت آموزشی » را دور از دسترس قرار خواهد داد .
* ترک تحصیل ، افت تحصیلی و به خطر افتادن سلامت روانی و جسمی تنها بخشی از نتایج این تصمیم های غیرکارشناسی است که البته آثار مخرب آن جامعه را هم در بر خواهد گرفت و جبران آن حتی غیرممکن و غیر قابل برگشت خواهد بود .
* این وضعیت برای ما به عنوان « معلمان پرسش گر و کنش گر » به هیچ وجه قابل قبول نبوده ؛ ضمن اعلام هشدار به ادامه این روند از مسئولان به جد می خواهیم که به این وضعیت پایان داده و آموزش و تربیت را در اولویت قرار دهند .
* از دولت پزشکیان انتظار می رود تا ضمن بازنگری جدی در این گونه تصمیم گیری ها ؛ ضمن مجاب کردن سایر مقامات در تغییر سیاست های حکمرانی آن را نه فقط در شعار بلکه در عمل راهنمای اساسی خود قرار داده و به آموزش به عنوان محور توسعه پایدار بنگرند .
* از خانواده ها و جامعه مدنی می خواهیم که در این مسیر همراهی کنند و با آگاهی بخشی ، مسئولیت پذیری و مشارکت فعال، فشار لازم را برای بهبود وضعیت آموزشی کشور ایجاد نمایند.
تنها با همکاری همه جانبه و مسئولیت پذیری جمعی می توانیم نظام آموزشی را از این بحران خارج کرده و آینده ای روشن برای فرزندان این سرزمین تضمین کنیم.
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25312-/آموزش-در-مدارس-ایران-کاملا-لوث-شده-است-به-تعطیلی-ها-پایان-دهید
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
آموزش در مدارس ایران کاملا لوث شده است ! به تعطیلی ها پایان دهید !
صدای معلم منتشر می کند ؛
* هنوز آثار ویران گر و زیان بار 26 ماه تعطیلی مدارس به خاطر کرونا از چهره مدارس زدوده نشده است . دانش آموزانی که بعضا نه سواد خواندن دارند و نه نوشتن .
یک روز به خاطر آلودگی هوا مدارس را تعطیل می کنند . روز دیگر به خاطر برودت هوا و نبود گرمایش در مدارس .
وضعیت به گونه ای شده که بسیاری از دانش آموزان به جای چک کردن برنامه درسی و انجام وظایف خود بیش تر و پیش تر به وضعیت تعطیلی مدارس حساس شده که آیا فردا به مدرسه می روند یا نه .
* واقعا قرینه و یا مشابه این وضعیت در کدام کشور جهان یافت می شود ؟
* این موجب شده است تا ایران در زمره کشورهایی قرار بگیرد که کم ترین زمان آموزش را به خود اختصاص می دهد و البته نتایج آن در موقعیت هایی مانند امتحان های نهایی و آزمون های بین المللی به وضوح کاملا قابل مشاهده و لمس است .
* توالی و تناوب تعطیلی های مدارس دانش آموزان و معلمان و کادر مدرسه را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده و اقتدار و جایگاه مدرسه در جامعه از هویت خود تهی و لوث شده است .
مسئولان هم بدون هیچ گونه توضیحی این روال را ادامه می دهند و به نظر می رسد این وضعیت غلط در آینده نیز استمرار داشته باشد .
* عواقب این گونه تعطیلی های فله ای و بی حساب و کتاب بیشتر گریبان مدارس عادی دولتی را گرفته و احیای « عدالت آموزشی » را دور از دسترس قرار خواهد داد .
* ترک تحصیل ، افت تحصیلی و به خطر افتادن سلامت روانی و جسمی تنها بخشی از نتایج این تصمیم های غیرکارشناسی است که البته آثار مخرب آن جامعه را هم در بر خواهد گرفت و جبران آن حتی غیرممکن و غیر قابل برگشت خواهد بود .
* این وضعیت برای ما به عنوان « معلمان پرسش گر و کنش گر » به هیچ وجه قابل قبول نبوده ؛ ضمن اعلام هشدار به ادامه این روند از مسئولان به جد می خواهیم که به این وضعیت پایان داده و آموزش و تربیت را در اولویت قرار دهند .
* از دولت پزشکیان انتظار می رود تا ضمن بازنگری جدی در این گونه تصمیم گیری ها ؛ ضمن مجاب کردن سایر مقامات در تغییر سیاست های حکمرانی آن را نه فقط در شعار بلکه در عمل راهنمای اساسی خود قرار داده و به آموزش به عنوان محور توسعه پایدار بنگرند .
* از خانواده ها و جامعه مدنی می خواهیم که در این مسیر همراهی کنند و با آگاهی بخشی ، مسئولیت پذیری و مشارکت فعال، فشار لازم را برای بهبود وضعیت آموزشی کشور ایجاد نمایند.
تنها با همکاری همه جانبه و مسئولیت پذیری جمعی می توانیم نظام آموزشی را از این بحران خارج کرده و آینده ای روشن برای فرزندان این سرزمین تضمین کنیم.
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25312-/آموزش-در-مدارس-ایران-کاملا-لوث-شده-است-به-تعطیلی-ها-پایان-دهید
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
22.02.202508:25
پرسش ها و تحلیل « صدای معلم » به واقعیت پیوست : گشت و گذار پزشکیان در مدارس و بیل به دست گرفتن و آجر چینی و... نمایشی بیش نبود مثل بقیه !
شاهکار دولت پزشکیان در نخستین سال برای بودجه آموزش و پرورش : از 8 / 9 رسیدیم به 22 / 7 ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* اخبار خوب و امیدبخشی از بودجه آموزش و پرورش برای سال 1404 به گوش نمی رسد .
* « ... این رشد حداقلی نشان میدهد که کسری بودجه پایدار و مداوم در آموزش و پرورش برای سال آینده خواهیم داشت. از طرف دیگر در پایان سال به هر حال دولت نمیتواند حقوق معلمان را پرداخت نکند .
این موضوع قطعاً منجر به عدم تخصیص مناسب بودجه ردیفهای کیفیت بخشی آموزش و پرورش خواهد بود. مانند ردیف سرانه دانشآموزی در قانون بودجه ۱۴۰۴ که حدود ۱۲۱ درصد رشد داشته است، ولی در پایان سال کمتر از ۵۰ درصد تخصیص خواهند داد .
یک شاخص بسیار مهم دیگر که میتوان بر اساس آن، نگاه دولتها را در خصوص آموزش و پرورش سنجید و نیز مهمترین معیاری است که حتی میتوان به کمک آن، وضعیت مالی آموزش کشورهای مختلف را نیز مقایسه کرد سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت است .
این شاخص به عنوان مهمترین شاخص در ادبیات اقتصاد آموزش به «تلاش مالی» مشهور است. به عبارت روشنتر از ۱۰۰ واحد بودجه عمومی دولت، چند واحد به آموزش و پرورش اختصاص مییابد؟ در شعار گفته میشود آموزش و پرورش زیربنای توسعه است و معلمی شغل انبیاست اما در عمل باید دید دولتها براساس این شاخص چه اندازه بودجه و منابع به آموزش و پرورش اختصاص دادهاند .
براساس این شاخص در 1401 که رتبهبندی اجرا شد سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت بیش از 13 درصد بوده که این رقم در 1402 به 2 / 11 درصد و در 1403 به 8 / 9 درصد کاهش یافته است .
این رقم در حال حاضر در بودجه ۱۴۰۴ براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس به 3 / 7 درصد رسیده است که اگر صحیح باشد فاجعه است، چراکه با این حساب به هیچ وجه نمیتوان به فکر ارتقای کیفیت در نظام آموزشی و انتظار افزایش حقوق معلمان بود. به تبع آن، مدیران برای تأمین هزینههای ضروری مدارس نیازمند کمک والدین خواهند بود » .
* « صدای معلم » در گزارش خود با عنوان : « گشت و گذار پزشکیان در مدارس ؛ چند پرسش و یک عکس ... آیا جایگاه آموزش و پرورش دیده شده است ؟ » به تاریخ دوشنبه 17 دی 1403 نوشت :
«این روزها ؛ مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در حال سرکشی به مدارس می باشد . به میان معلمان و دانش آموزان می رود . صحبت می کند و عکس می گیرد .
برخی این رفتار پزشکیان را کم سابقه و یا بی نظیر خوانده و در تحلیل هایی که می کنند و توزیع می کنند سعی دارند از پزشکیان یک « قهرمان » بسازند و این که واقعا و بر خلاف رفتار غالب روسای پیشین جمهور به نقش « آموزش » در « توسعه پایدار » پی برده و در حال برنامه ریزی و فعالیت برای آن است .
« سرکشی کردن و سفر کردن به طور مشخص « رفتارهای پوپولیستی » از زمان دولت معجزه ی هزاره سوم در این کشور باب شد و گسترش پیدا کرد .
برای این که بدانیم و متوجه شویم که آیا فرضیه آن دسته از کنش گران به واقعیت نزدیک است باید به چند مورد مهم و استراتژیک توجه و تامل داشته باشیم .
سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی و تولید ناخالص داخلی ؟
* « علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » در نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش که یکشنبه 16 دی برگزار گردید از این مقام مسئول چنین پرسش کرد :
« صدای معلم » از فرهادی خواست تا سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور را در سال 1404 مشخص کند که البته ایشان به این پرسش پاسخی نداد .
* « صدای معلم » در ادامه چنین آورده بود :
« حال اگر در سال 1404 ؛ سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی متناسب با نیازهای واقعی این وزارتخانه تنظیم و نهایی شود و یا رئیس دولت به صورت مشخص و شفاف سهم آموزش و پرورش را از بودجه ناخالص داخلی ( GDP ) به صورت منظم و به فرض در یک دوره زمانی شش ماهه گزارش کند ؛ می توان واقعا این گزاره را جدی گرفت که آموزش و پرورش به اولویت دولت و جمهوری اسلامی تبدیل شده است » .
آن چه می تواند برای قضاوت معیار و محک قرار گیرد نه حرف ها و کارهای پوپولیستی که « عمل » است .
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25306-/شاهکار-دولت-پزشکیان-در-نخستین-سال-برای-بودجه-آموزش-و-پرورش-از-8-9-رسیدیم-به-22-7-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
شاهکار دولت پزشکیان در نخستین سال برای بودجه آموزش و پرورش : از 8 / 9 رسیدیم به 22 / 7 ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* اخبار خوب و امیدبخشی از بودجه آموزش و پرورش برای سال 1404 به گوش نمی رسد .
* « ... این رشد حداقلی نشان میدهد که کسری بودجه پایدار و مداوم در آموزش و پرورش برای سال آینده خواهیم داشت. از طرف دیگر در پایان سال به هر حال دولت نمیتواند حقوق معلمان را پرداخت نکند .
این موضوع قطعاً منجر به عدم تخصیص مناسب بودجه ردیفهای کیفیت بخشی آموزش و پرورش خواهد بود. مانند ردیف سرانه دانشآموزی در قانون بودجه ۱۴۰۴ که حدود ۱۲۱ درصد رشد داشته است، ولی در پایان سال کمتر از ۵۰ درصد تخصیص خواهند داد .
یک شاخص بسیار مهم دیگر که میتوان بر اساس آن، نگاه دولتها را در خصوص آموزش و پرورش سنجید و نیز مهمترین معیاری است که حتی میتوان به کمک آن، وضعیت مالی آموزش کشورهای مختلف را نیز مقایسه کرد سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت است .
این شاخص به عنوان مهمترین شاخص در ادبیات اقتصاد آموزش به «تلاش مالی» مشهور است. به عبارت روشنتر از ۱۰۰ واحد بودجه عمومی دولت، چند واحد به آموزش و پرورش اختصاص مییابد؟ در شعار گفته میشود آموزش و پرورش زیربنای توسعه است و معلمی شغل انبیاست اما در عمل باید دید دولتها براساس این شاخص چه اندازه بودجه و منابع به آموزش و پرورش اختصاص دادهاند .
براساس این شاخص در 1401 که رتبهبندی اجرا شد سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت بیش از 13 درصد بوده که این رقم در 1402 به 2 / 11 درصد و در 1403 به 8 / 9 درصد کاهش یافته است .
این رقم در حال حاضر در بودجه ۱۴۰۴ براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس به 3 / 7 درصد رسیده است که اگر صحیح باشد فاجعه است، چراکه با این حساب به هیچ وجه نمیتوان به فکر ارتقای کیفیت در نظام آموزشی و انتظار افزایش حقوق معلمان بود. به تبع آن، مدیران برای تأمین هزینههای ضروری مدارس نیازمند کمک والدین خواهند بود » .
* « صدای معلم » در گزارش خود با عنوان : « گشت و گذار پزشکیان در مدارس ؛ چند پرسش و یک عکس ... آیا جایگاه آموزش و پرورش دیده شده است ؟ » به تاریخ دوشنبه 17 دی 1403 نوشت :
«این روزها ؛ مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در حال سرکشی به مدارس می باشد . به میان معلمان و دانش آموزان می رود . صحبت می کند و عکس می گیرد .
برخی این رفتار پزشکیان را کم سابقه و یا بی نظیر خوانده و در تحلیل هایی که می کنند و توزیع می کنند سعی دارند از پزشکیان یک « قهرمان » بسازند و این که واقعا و بر خلاف رفتار غالب روسای پیشین جمهور به نقش « آموزش » در « توسعه پایدار » پی برده و در حال برنامه ریزی و فعالیت برای آن است .
« سرکشی کردن و سفر کردن به طور مشخص « رفتارهای پوپولیستی » از زمان دولت معجزه ی هزاره سوم در این کشور باب شد و گسترش پیدا کرد .
برای این که بدانیم و متوجه شویم که آیا فرضیه آن دسته از کنش گران به واقعیت نزدیک است باید به چند مورد مهم و استراتژیک توجه و تامل داشته باشیم .
سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی و تولید ناخالص داخلی ؟
* « علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » در نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش که یکشنبه 16 دی برگزار گردید از این مقام مسئول چنین پرسش کرد :
« صدای معلم » از فرهادی خواست تا سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور را در سال 1404 مشخص کند که البته ایشان به این پرسش پاسخی نداد .
* « صدای معلم » در ادامه چنین آورده بود :
« حال اگر در سال 1404 ؛ سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی متناسب با نیازهای واقعی این وزارتخانه تنظیم و نهایی شود و یا رئیس دولت به صورت مشخص و شفاف سهم آموزش و پرورش را از بودجه ناخالص داخلی ( GDP ) به صورت منظم و به فرض در یک دوره زمانی شش ماهه گزارش کند ؛ می توان واقعا این گزاره را جدی گرفت که آموزش و پرورش به اولویت دولت و جمهوری اسلامی تبدیل شده است » .
آن چه می تواند برای قضاوت معیار و محک قرار گیرد نه حرف ها و کارهای پوپولیستی که « عمل » است .
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25306-/شاهکار-دولت-پزشکیان-در-نخستین-سال-برای-بودجه-آموزش-و-پرورش-از-8-9-رسیدیم-به-22-7-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
20.02.202511:37
در نشست منتخبین مطالبهگران از سراسر کشور با هیات مدیره و مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان مطرح شد ؛
اجماع اعتراضی معلمان مطالبه گر در مورد عملکرد غیرشفاف صندوق ذخیره فرهنگیان : مدیرعامل جدید هم تایید کرد !
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* امروز هیچ مسئولی نمیتواند بگوید در جریان مطالبات ما نیست.
* صندوق مجموعهای خصوصی است
در ادامه علی صادقی مدیرعامل جدید صندوق با اشاره به حضور سه ماهه خود و ارائه گزارش فصلی در مسئولیت خطیر خود افزود: ۱۰۰ شرکت با ۲۵ نوع ماموریت (که اکثرا غیرضرور و فاقد توجیه اقتصادیاند) تحویل من شده است.
« احیای چهره مخدوش صندوق را از ماموریتهای اصلی خود میدانم » .
از نظر من صندوق مجموعه خصوصی است. به خاطر ابهامات ایجاد شده برای تعیین تکلیف، اساسنامه مشمول استعلامات از مراجع ذیصلاح شده است.
متاسفانه صندوق در شفافیت مردود بوده و اعمال و اقدامات جزیرهای است. ما در سه ماهه مسئولیت برای ساماندهی امور و حذف موازیکاریها، کمیتههای تخصصی راهاندازی کرده و در حال پیگیری ۱۷۰ مصوبه معوقه دوره گذشته هستیم.
کمیته ارزش مالکانه را ذیل ساختار صندوق برده و شرکت سهند را تعیین تکلیف و راهی بورس کردهایم. سامانهای طراحی شده تا تمام فعالیتها شفاف در سامانه قابل رویت و نظارت عمومی باشد.
صادقی با اشاره به پیگیری بدهی دولت به صندوق در جلسات مکرر با دولتیان افزود: دولت چیزی حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان از قبِل تعهدات خود به صندوق بدهکار است. ما در سه ماهه گذشته دستورالعمل منابع انسانی جذب فرزندان فرهنگیان را آماده کردهایم.
* فرجی رئیس هیات مدیره نیز ضمن تشریح فعالیتهای ادواری صندوق ذخیره و گریز به تاریخچه فعالیت صندوق افزود:
ماهانه حدود ۱۸۶ میلیارد تومان واریزی فرهنگیان به صندوق ذخیره میباشد. اگر ما پیگیر احصای مالکیت و احیای ماهیت صندوق نبودیم تحت فشار دولت تاکنون این صندوقِ خصوصی به نهاد عمومی غیردولتی تبدیل شده بود.
از ۱۰۰ شرکت ۲۳ شرکتِ زیانده داریم که البته سهم آنها از داراییهای صندوق زیر ده درصد است. پیگیر انحلال و یا فروش شرکتهای زیانده هستیم. سال گذشته ۳/۵ هزار میلیارد تومان سود بین ذینفعان تقسیم شده و امسال این مبلغ شش هزار میلیارد تومان خواهد بود.
* صدقی با تشریح اقدامات و قصورات مسئولین صندوق افزود: معلمان میفهمند چه مدیرانی صادق و چه مدیرانی مجری اِعمال نظر مافیای درون و بیرون صندوقاند. در پایان از هیات مدیره صندوق قول میگیریم که اگر تخصیص حقوق مالکانه مجددا مورد تهدید قرار گیرد به پشتوانه مطالبهگران، در مقابل اِعمال نظرهای غیرقانونی ایستادگی نمایید.
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25301-/اجماع-اعتراضی-معلمان-مطالبه-گر-در-مورد-عملکرد-غیرشفاف-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-مدیرعامل-جدید-هم-تایید-کرد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
اجماع اعتراضی معلمان مطالبه گر در مورد عملکرد غیرشفاف صندوق ذخیره فرهنگیان : مدیرعامل جدید هم تایید کرد !
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* امروز هیچ مسئولی نمیتواند بگوید در جریان مطالبات ما نیست.
* صندوق مجموعهای خصوصی است
در ادامه علی صادقی مدیرعامل جدید صندوق با اشاره به حضور سه ماهه خود و ارائه گزارش فصلی در مسئولیت خطیر خود افزود: ۱۰۰ شرکت با ۲۵ نوع ماموریت (که اکثرا غیرضرور و فاقد توجیه اقتصادیاند) تحویل من شده است.
« احیای چهره مخدوش صندوق را از ماموریتهای اصلی خود میدانم » .
از نظر من صندوق مجموعه خصوصی است. به خاطر ابهامات ایجاد شده برای تعیین تکلیف، اساسنامه مشمول استعلامات از مراجع ذیصلاح شده است.
متاسفانه صندوق در شفافیت مردود بوده و اعمال و اقدامات جزیرهای است. ما در سه ماهه مسئولیت برای ساماندهی امور و حذف موازیکاریها، کمیتههای تخصصی راهاندازی کرده و در حال پیگیری ۱۷۰ مصوبه معوقه دوره گذشته هستیم.
کمیته ارزش مالکانه را ذیل ساختار صندوق برده و شرکت سهند را تعیین تکلیف و راهی بورس کردهایم. سامانهای طراحی شده تا تمام فعالیتها شفاف در سامانه قابل رویت و نظارت عمومی باشد.
صادقی با اشاره به پیگیری بدهی دولت به صندوق در جلسات مکرر با دولتیان افزود: دولت چیزی حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان از قبِل تعهدات خود به صندوق بدهکار است. ما در سه ماهه گذشته دستورالعمل منابع انسانی جذب فرزندان فرهنگیان را آماده کردهایم.
* فرجی رئیس هیات مدیره نیز ضمن تشریح فعالیتهای ادواری صندوق ذخیره و گریز به تاریخچه فعالیت صندوق افزود:
ماهانه حدود ۱۸۶ میلیارد تومان واریزی فرهنگیان به صندوق ذخیره میباشد. اگر ما پیگیر احصای مالکیت و احیای ماهیت صندوق نبودیم تحت فشار دولت تاکنون این صندوقِ خصوصی به نهاد عمومی غیردولتی تبدیل شده بود.
از ۱۰۰ شرکت ۲۳ شرکتِ زیانده داریم که البته سهم آنها از داراییهای صندوق زیر ده درصد است. پیگیر انحلال و یا فروش شرکتهای زیانده هستیم. سال گذشته ۳/۵ هزار میلیارد تومان سود بین ذینفعان تقسیم شده و امسال این مبلغ شش هزار میلیارد تومان خواهد بود.
* صدقی با تشریح اقدامات و قصورات مسئولین صندوق افزود: معلمان میفهمند چه مدیرانی صادق و چه مدیرانی مجری اِعمال نظر مافیای درون و بیرون صندوقاند. در پایان از هیات مدیره صندوق قول میگیریم که اگر تخصیص حقوق مالکانه مجددا مورد تهدید قرار گیرد به پشتوانه مطالبهگران، در مقابل اِعمال نظرهای غیرقانونی ایستادگی نمایید.
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25301-/اجماع-اعتراضی-معلمان-مطالبه-گر-در-مورد-عملکرد-غیرشفاف-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-مدیرعامل-جدید-هم-تایید-کرد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
16.02.202515:13
مشاهدات یک معلم – روزنامه نگار با رویکرد درس و کلاس و مدرسه ؛
تاملی بر تجمع سکوت 25 بهمن که برگزار نشد
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« میان ایران در آستانه ورود به دنیای مدرن با ایران دو هزار سال قبل هیچ تفاوتی از لحاظ ماهوی وجود نداشته، تنها اگر تغییری مشاهده میشود، میتوان آن را شکلی و غیر ساختاری دانست. در حالی که ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایران طی سالهای متوالی در دوران قدیم با تکانههای جدی همچون تغییر مذهب و سلسلههای حکومتی مواجه گردید، اما همچنان بهگونهای متصلب که از ویژگیهای قدیم محسوب میگردد، ماهیت خویش را حفظ نمود. چنین ساختارهایی که تا آستانه ورود به عصر جدید، گفتمان حاکم را تشکیل میداده است، پس از جنبش مشروطه جزء نیروهای مقاومت در مقابل غلبه ملزومات مدرن درآمده و در مقابل تغییرات جدید، ایستادگی نموده است » .
مشروطه ناکام
تاملی در رویارویی ایرانیان با چهره ژانوسی تجدد
مهدی رهبری (نویسنده)
* نخست آن که مطابق قانون اساسی و به طور مشخص اصل 27 تجمع آزاد است .
به نظر می رسد این اصل صراحت دارد و نباید و نمی تواند در رویکردهای مصلحتی و امنیتی گیر افتاده و حقوق مصرح مردم نادیده گرفته شود .
آن چه بیشتر موجب آزار است برخورد دوگانه و البته با صراحت بیشتر ، تبعیض آمیز و ریاکارانه حاکمیت در برخورد یا تجمعات است .
گروهی که حامی قرائت های حاکمیت در مسائل و موضوعات باشند به راحتی تجمع برگزار می کنند و کسی هم معترض آنان نمی شود در حالی که معنای آزادی به صورت دقیق آزادی مخالف و منتقد است .
هنوز نفهمیده ام و البته درک آن برای من غیر قابل انجام است که چرا در تجمع مسالمت آمیز و صنفی تعدادی از معلمان بازنشسته به صورت آنان فلفل پاشیده شده و با این فرهنگیان با خشونت و تحقیر برخورد می شود ؟
این همه خشونت نیروهایی که بر حسب قاعده باید مروج قانون گرایی و انسان محوری باشند از کجا می آید ؟ و چرا می آید ؟
* مساله بعد ؛ برخورد تند و قهری ماموران با کسانی است که قصد عکس گرفتن و یا فیلم برداری از صحنه را دارند .
کدام قانون می تواند حق عمومی افراد را در این موارد محدود و یا لغو کند ؟
این ترس مشهود ناشی از چیست ؟
.... طوری اطلاع رسانی می کند گویی ناامنی و جرم و جنایت و فلاکت آن ممالک توسعه یافته را در برگرفته و فقط ما در ساحل نجات به سر می بریم اما کسی به این پرسش پاسخ نمی دهد که چرا و زمانی که پلیس با تظاهر کنندگان برخورد می کند خبرنگاران حاضر بدون ترس و در امنیت از تمام جزئیات صحنه درگیری عکس و فیلم تهیه می کنند اما در ایران نمی شود ؟
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک ؟
اگر کاری قابل دفاع است دیگر چه جای پنهان کردن و کتمان کردن ؟
این چه خلقیاتی در ایرانیان است که از « شفافیت » واهمه دارند و از آن فرار می کنند اما انتظار تحقق آن را در دیگران دارند ؟
* مدرسه ای که قادر نیست شهروند و انسان مجهز به مهارت های شهروندی با تفکر انتقادی تربیت کند ؛ بودن و یا نبودنش توفیری ندارد جز آن که فقط « هزینه » تولید می کند .
* کدام قانون و کدام قاعده به ماموران اجازه می دهد که با موتور سیکلت ها و با ایجاد صداهای نامتعارف و توحش آمیز ، امنیت شهروندان را در پیاده رو و خیابان به مخاطره بیفکنند با این توجیه که قصدشان برقراری « نظم و امنیت » است ؟
در این وضعیت چگونه همان « پلیس » و یا « مامور قانون و نظم » می تواند به موتورسواران عادی نهیب بزند که حق وارد شدن به مسیرهای غیرقانونی را ندارند و با آنان برخورد می شود ؟
* و اما در سوی دیگر این ماجرا و در ارتباط با رفتار شناسی جامعه و گروه ها دو نکته حائز اهمیت است .
نخست آن که به نظر می رسد حاکمیت در حال حاضر به دلایلی قادر به ارزیابی توازن و ترکیب نیروهای اجتماعی موثر و تعیین کننده در جامعه نیست و خود دچار نوعی سردرگمی در تصمیم گیری و فقدان تئوری اقتضایی در معادلات اجتماعی است .
* و اما نکته ی مهم دیگر بی تفاوتی و بی حسی خیلی عظیمی از جامعه در برابر چنین موضوعاتی است .
کافی بود چند خیابان پایین تر بیایید تا متوجه شد که موضوعات مورد اشتغال توده حول چه محورهایی است .
توده ای که به نظر نگارنده سر در آخور « روزمرگی » فرو کرده و با آن که گفته می شود 99 درصد مردم ایران باسواد هستند اما در حوزه تحلیل و تعلیل حرفی برای گفتن ندارند و مدافعان چنین وضعیتی ؛ مهم ترین دلیل را وضعیت اقتصادی و معیشتی بیان می کنند .
در حالی که این مقوله نیز خود یک « متغیر وابسته » بوده و معلول مستقل مهم تری است که « ترس عمومی » اجازه ی نقد و جولان در آن حوزه را به مدعیان نمی دهد .
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25293-/تاملی-بر-تجمع-سکوت-25-بهمن-که-برگزار-نشد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
تاملی بر تجمع سکوت 25 بهمن که برگزار نشد
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« میان ایران در آستانه ورود به دنیای مدرن با ایران دو هزار سال قبل هیچ تفاوتی از لحاظ ماهوی وجود نداشته، تنها اگر تغییری مشاهده میشود، میتوان آن را شکلی و غیر ساختاری دانست. در حالی که ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایران طی سالهای متوالی در دوران قدیم با تکانههای جدی همچون تغییر مذهب و سلسلههای حکومتی مواجه گردید، اما همچنان بهگونهای متصلب که از ویژگیهای قدیم محسوب میگردد، ماهیت خویش را حفظ نمود. چنین ساختارهایی که تا آستانه ورود به عصر جدید، گفتمان حاکم را تشکیل میداده است، پس از جنبش مشروطه جزء نیروهای مقاومت در مقابل غلبه ملزومات مدرن درآمده و در مقابل تغییرات جدید، ایستادگی نموده است » .
مشروطه ناکام
تاملی در رویارویی ایرانیان با چهره ژانوسی تجدد
مهدی رهبری (نویسنده)
* نخست آن که مطابق قانون اساسی و به طور مشخص اصل 27 تجمع آزاد است .
به نظر می رسد این اصل صراحت دارد و نباید و نمی تواند در رویکردهای مصلحتی و امنیتی گیر افتاده و حقوق مصرح مردم نادیده گرفته شود .
آن چه بیشتر موجب آزار است برخورد دوگانه و البته با صراحت بیشتر ، تبعیض آمیز و ریاکارانه حاکمیت در برخورد یا تجمعات است .
گروهی که حامی قرائت های حاکمیت در مسائل و موضوعات باشند به راحتی تجمع برگزار می کنند و کسی هم معترض آنان نمی شود در حالی که معنای آزادی به صورت دقیق آزادی مخالف و منتقد است .
هنوز نفهمیده ام و البته درک آن برای من غیر قابل انجام است که چرا در تجمع مسالمت آمیز و صنفی تعدادی از معلمان بازنشسته به صورت آنان فلفل پاشیده شده و با این فرهنگیان با خشونت و تحقیر برخورد می شود ؟
این همه خشونت نیروهایی که بر حسب قاعده باید مروج قانون گرایی و انسان محوری باشند از کجا می آید ؟ و چرا می آید ؟
* مساله بعد ؛ برخورد تند و قهری ماموران با کسانی است که قصد عکس گرفتن و یا فیلم برداری از صحنه را دارند .
کدام قانون می تواند حق عمومی افراد را در این موارد محدود و یا لغو کند ؟
این ترس مشهود ناشی از چیست ؟
.... طوری اطلاع رسانی می کند گویی ناامنی و جرم و جنایت و فلاکت آن ممالک توسعه یافته را در برگرفته و فقط ما در ساحل نجات به سر می بریم اما کسی به این پرسش پاسخ نمی دهد که چرا و زمانی که پلیس با تظاهر کنندگان برخورد می کند خبرنگاران حاضر بدون ترس و در امنیت از تمام جزئیات صحنه درگیری عکس و فیلم تهیه می کنند اما در ایران نمی شود ؟
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک ؟
اگر کاری قابل دفاع است دیگر چه جای پنهان کردن و کتمان کردن ؟
این چه خلقیاتی در ایرانیان است که از « شفافیت » واهمه دارند و از آن فرار می کنند اما انتظار تحقق آن را در دیگران دارند ؟
* مدرسه ای که قادر نیست شهروند و انسان مجهز به مهارت های شهروندی با تفکر انتقادی تربیت کند ؛ بودن و یا نبودنش توفیری ندارد جز آن که فقط « هزینه » تولید می کند .
* کدام قانون و کدام قاعده به ماموران اجازه می دهد که با موتور سیکلت ها و با ایجاد صداهای نامتعارف و توحش آمیز ، امنیت شهروندان را در پیاده رو و خیابان به مخاطره بیفکنند با این توجیه که قصدشان برقراری « نظم و امنیت » است ؟
در این وضعیت چگونه همان « پلیس » و یا « مامور قانون و نظم » می تواند به موتورسواران عادی نهیب بزند که حق وارد شدن به مسیرهای غیرقانونی را ندارند و با آنان برخورد می شود ؟
* و اما در سوی دیگر این ماجرا و در ارتباط با رفتار شناسی جامعه و گروه ها دو نکته حائز اهمیت است .
نخست آن که به نظر می رسد حاکمیت در حال حاضر به دلایلی قادر به ارزیابی توازن و ترکیب نیروهای اجتماعی موثر و تعیین کننده در جامعه نیست و خود دچار نوعی سردرگمی در تصمیم گیری و فقدان تئوری اقتضایی در معادلات اجتماعی است .
* و اما نکته ی مهم دیگر بی تفاوتی و بی حسی خیلی عظیمی از جامعه در برابر چنین موضوعاتی است .
کافی بود چند خیابان پایین تر بیایید تا متوجه شد که موضوعات مورد اشتغال توده حول چه محورهایی است .
توده ای که به نظر نگارنده سر در آخور « روزمرگی » فرو کرده و با آن که گفته می شود 99 درصد مردم ایران باسواد هستند اما در حوزه تحلیل و تعلیل حرفی برای گفتن ندارند و مدافعان چنین وضعیتی ؛ مهم ترین دلیل را وضعیت اقتصادی و معیشتی بیان می کنند .
در حالی که این مقوله نیز خود یک « متغیر وابسته » بوده و معلول مستقل مهم تری است که « ترس عمومی » اجازه ی نقد و جولان در آن حوزه را به مدعیان نمی دهد .
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25293-/تاملی-بر-تجمع-سکوت-25-بهمن-که-برگزار-نشد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
25.02.202517:46
مدیر صدای معلم در نشست خبری : پرسش این است که آیا مجموعه شما و وزارت آموزش و پرورش ارزیابی علمی و دقیق از عملکرد خود دارند ؟ آیا پژوهشی مستقل انجام شده است که استمرار فعالیت این معاونت و نیز معاون پرورشی را در مدرسه اثبات نماید ؟
پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش : در آموزش و پرورش مجری و ارزیاب یکی است . کجای دنیا مجری و ارزیاب یکی است ؟ کجای دنیا مجری و ناظر یکی است؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
گروه گزارش/
نشست خبری حجت الاسلام محمدحسین پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با موضوع « هفته گرامی داشت امور تربیتی و تربیت اسلامی » در محل وزارت آموزش و پرورش ساختمان علاقه مندان و در سالن اجتماعات این معاونت روز سه شنبه 30 بهمن برگزار گردید .
آن چه در زیر می آید ؛ پرسش های « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » از معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و پاسخ وی می باشد .
* صدای معلم :
علیرضا صادق زاده ؛ مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین در نشست پیش همایش « اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران : تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها » که در سال 1398 برگزار گردید چنین می گوید :
« ما در سند تحول و مبانی نظری با یک نگاه بسیار متفاوت از وضع موجود ، نگاه به معلم را در بحث ایجاد تحول به آن پرداختیم. چون احساس کردیم که معلم با یک ویژگی به نام مربی یا وصف مربی شناخته می شود می تواند نقش اصلی را در جریان تربیت بر عهده بگیرد و دیگر ما چیزی به عنوان تفکیک معلم از مربی در سیستم های آموزشی که بعد از انقلاب رایج شده را نداشته باشیم .
ما احساس کردیم یکی از آسیب های نظام تربیتی ما که متاسفانه ریشه دارد در ترجمه غلط واژه Education به آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است و ریشه ی این را باید بکنیم.
اگر در مبانی نظری نگاه کنید برنامه درسی شامل همه کارهایی است که برای تحقق اهداف تربیت اتفاق بیفتد. اعم از این که انتخابی باشد یا الزامی باشد یا اختیاری باشد ؛ بخش سه گانه .
این کار احتیاج به یک انقلاب کپرنیکی در نظام آموزشی دارد یعنی خانواده ما ، معلم ما ، مدیر ما بگوید معلم کارش تحقق برنامه تربیتی است نه برنامه آموزشی مثلا کسی دیگر مانند مربی تربیت برنامه تربیتی را انجام بدهد .
این کار بسیار سخت است . پدر ما درآمده تا این را جا انداخته ایم بحث تربیت چند گانه را. اما تربیت چندگانه یا چند ساحتی و این را مطرح کردیم اما دوستان ما در آموزش و پرورش فکر می کنند پرورشی همین ساحت های چندگانه است و تربیت علمی برای معاونت آموزشی است.
این نگاه همچنین در ذهنیت معلم و مدیر ما و کارشناسان ارشد ما وجود دارد که این تفکیک هست و ما تا وقتی این فرهنگ را تغییر ندهیم این تفکیک ما را اذیت می کند.
پیش تر و زمانی که آقای علیرضا کاظمی در سمت معاون پرورشی قرار داشت این را مطرح کردیم .
ایشان دست آخر به سخنان رهبری اشاره کرد .
پرسش این است که آیا مجموعه شما و وزارت آموزش و پرورش ارزیابی علمی و دقیق از عملکرد خود دارند ؟
آیا پژوهشی مستقل انجام شده است که استمرار فعالیت این معاونت و نیز معاون پرورشی را در مدرسه اثبات نماید ؟
با توجه به بحث آسیب های اجتماعی ؛ آیا حضور و فعالیت این مجموعه تاثیری در کاهش این آسیب ها و تربیت شهروند توسط مدرسه دارد ؟
آیا در صورت حذف معاون پرورشی خللی در فعالیت های اصلی مدرسه ایجاد می شود ؟
* صدای معلم :
امور تربیتی بر اساس یک ضرورت تاریخی در ابتدای انقلاب ایجاد شد و عمدتا برای تصفیه و پاک سازی نیروهای قبل از انقلاب در زمان شاه بودند و این ضرورت بعد از 46 سال تغییر کرده است. اما این ضرورت را ما در گفتمان و رویکرد مسئولان نمی بینیم.
ما این پارادایم ها را در گفتار مسئولان نمی بینیم.
* صدای معلم :
گفتمان شما از آن گفتمان سنتی باید در یک مدار جدید متناسب با نیازهای دانش آموزان قرار بگیرد .
و اما نکته و مساله بعدی ؛
کار شما یک کار حضوری است. من از خود شما سوال می کنم.
در نشست قبلی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش هم به آن اشاره کردم .
اشاره کردید اگر آن موضوع اتفاق نیفتد .... برداشت این بود که مدرسه تعطیل نشود ، نظام آموزشی تعطیل نشود.
شما با توجه به حوزه فعالیت تان یک بار من ندیدم که خود شما بگویید که چرا مدرسه را تعطیل می کنید و یا با آن مخالفتی داشته باشید ؟
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25316-/پورثانی-معاون-پرورشی-و-فرهنگی-وزارت-آموزش-و-پرورش-در-آموزش-و-پرورش-مجری-و-ارزیاب-یکی-است-کجای-دنیا-مجری-و-ارزیاب-یکی-است-؟-کجای-دنیا-مجری-و-ناظر-یکی-است؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش : در آموزش و پرورش مجری و ارزیاب یکی است . کجای دنیا مجری و ارزیاب یکی است ؟ کجای دنیا مجری و ناظر یکی است؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
گروه گزارش/
نشست خبری حجت الاسلام محمدحسین پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با موضوع « هفته گرامی داشت امور تربیتی و تربیت اسلامی » در محل وزارت آموزش و پرورش ساختمان علاقه مندان و در سالن اجتماعات این معاونت روز سه شنبه 30 بهمن برگزار گردید .
آن چه در زیر می آید ؛ پرسش های « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » از معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و پاسخ وی می باشد .
* صدای معلم :
علیرضا صادق زاده ؛ مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین در نشست پیش همایش « اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران : تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها » که در سال 1398 برگزار گردید چنین می گوید :
« ما در سند تحول و مبانی نظری با یک نگاه بسیار متفاوت از وضع موجود ، نگاه به معلم را در بحث ایجاد تحول به آن پرداختیم. چون احساس کردیم که معلم با یک ویژگی به نام مربی یا وصف مربی شناخته می شود می تواند نقش اصلی را در جریان تربیت بر عهده بگیرد و دیگر ما چیزی به عنوان تفکیک معلم از مربی در سیستم های آموزشی که بعد از انقلاب رایج شده را نداشته باشیم .
ما احساس کردیم یکی از آسیب های نظام تربیتی ما که متاسفانه ریشه دارد در ترجمه غلط واژه Education به آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است و ریشه ی این را باید بکنیم.
اگر در مبانی نظری نگاه کنید برنامه درسی شامل همه کارهایی است که برای تحقق اهداف تربیت اتفاق بیفتد. اعم از این که انتخابی باشد یا الزامی باشد یا اختیاری باشد ؛ بخش سه گانه .
این کار احتیاج به یک انقلاب کپرنیکی در نظام آموزشی دارد یعنی خانواده ما ، معلم ما ، مدیر ما بگوید معلم کارش تحقق برنامه تربیتی است نه برنامه آموزشی مثلا کسی دیگر مانند مربی تربیت برنامه تربیتی را انجام بدهد .
این کار بسیار سخت است . پدر ما درآمده تا این را جا انداخته ایم بحث تربیت چند گانه را. اما تربیت چندگانه یا چند ساحتی و این را مطرح کردیم اما دوستان ما در آموزش و پرورش فکر می کنند پرورشی همین ساحت های چندگانه است و تربیت علمی برای معاونت آموزشی است.
این نگاه همچنین در ذهنیت معلم و مدیر ما و کارشناسان ارشد ما وجود دارد که این تفکیک هست و ما تا وقتی این فرهنگ را تغییر ندهیم این تفکیک ما را اذیت می کند.
پیش تر و زمانی که آقای علیرضا کاظمی در سمت معاون پرورشی قرار داشت این را مطرح کردیم .
ایشان دست آخر به سخنان رهبری اشاره کرد .
پرسش این است که آیا مجموعه شما و وزارت آموزش و پرورش ارزیابی علمی و دقیق از عملکرد خود دارند ؟
آیا پژوهشی مستقل انجام شده است که استمرار فعالیت این معاونت و نیز معاون پرورشی را در مدرسه اثبات نماید ؟
با توجه به بحث آسیب های اجتماعی ؛ آیا حضور و فعالیت این مجموعه تاثیری در کاهش این آسیب ها و تربیت شهروند توسط مدرسه دارد ؟
آیا در صورت حذف معاون پرورشی خللی در فعالیت های اصلی مدرسه ایجاد می شود ؟
* صدای معلم :
امور تربیتی بر اساس یک ضرورت تاریخی در ابتدای انقلاب ایجاد شد و عمدتا برای تصفیه و پاک سازی نیروهای قبل از انقلاب در زمان شاه بودند و این ضرورت بعد از 46 سال تغییر کرده است. اما این ضرورت را ما در گفتمان و رویکرد مسئولان نمی بینیم.
ما این پارادایم ها را در گفتار مسئولان نمی بینیم.
* صدای معلم :
گفتمان شما از آن گفتمان سنتی باید در یک مدار جدید متناسب با نیازهای دانش آموزان قرار بگیرد .
و اما نکته و مساله بعدی ؛
کار شما یک کار حضوری است. من از خود شما سوال می کنم.
در نشست قبلی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش هم به آن اشاره کردم .
اشاره کردید اگر آن موضوع اتفاق نیفتد .... برداشت این بود که مدرسه تعطیل نشود ، نظام آموزشی تعطیل نشود.
شما با توجه به حوزه فعالیت تان یک بار من ندیدم که خود شما بگویید که چرا مدرسه را تعطیل می کنید و یا با آن مخالفتی داشته باشید ؟
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25316-/پورثانی-معاون-پرورشی-و-فرهنگی-وزارت-آموزش-و-پرورش-در-آموزش-و-پرورش-مجری-و-ارزیاب-یکی-است-کجای-دنیا-مجری-و-ارزیاب-یکی-است-؟-کجای-دنیا-مجری-و-ناظر-یکی-است؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
24.02.202515:28
« آموزش و پرورش ایران فاقد یک نگاه راهبردی در مورد تکثر موجود در جهان زیست ایرانی است و میخواهد همه دانش آموزان را به یکسان مومن و معتقد تربیت کند و محصولات یکسانی را ارائه دهد »
واکاوی رابطه دین و آموزش؛ تاملی نظری بر مسئله تربیت دینی از منظر کنش ارتباطی
سیدهادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
* برسازی نظام آموزشی ایران تحت تاثیر شکل گیری هویت ملی ایرانی در دوران پس از مشروطه بود. اینکه ایرانیان کیستند سوال مهمی بود که در هنگام مشروطه به وجود آمد. رابطه بین نهاد دین و آموزش در این دوران نیز تابعی از نگرش ایرانیان به هویت ملّی خود بوده است.
* برخلاف آنچه سیاست گذاران نظام پهلوی می پنداشتند، نظام آموزشی نتوانست منجر به شکل گیری مشروعیت برای نظام سیاسی شود و جامعه ایران را براساس رویکرد باستانگرایانه بازتولید کند.
سیستم آموزشی رژیم پهلوی مغلوب جهان زیست ایرانی شد و جهان زیست ایرانی در برابر ایدئولوژی باستانگرایانه پهلوی به قرائتی متفاوت و متضاد با قرائت رسمی به کنش ارتباطی رسید و انقلاب اسلامی به وقوع پیوست .
* تاسیس نهادهایی همچون حسینیه ارشاد که بعدا نقش موثری در تولید اندیشههای مبارزه علیه رژیم پهلوی داشت از جمله نشانههای رابطه تنش آلود بین سیستم آموزش و پرورش و جهان زیست ایرانی بود.
جامعه ایران مباحث مذهبی را از بیرون سیستم آموزشی می آموخت. وجود صدها کتابخانه در مساجد و آموزشهایی که در مساجد داده می شد نیز با ایدئولوژی باستان گرایانه رژیم پهلوی در تضاد بود . این روند موجب شد که مخالفین میدان خود را بسازند که مستقل از حوزه حکومت بود و در آن میدان به کنش ارتباطی دست یابند و به تفاهم برسند . نتیجه این شکلگیری میدان متفاوت انقلابی بر پایه اسلام بود که مهمترین مولفه فرهنگی جهان زیست ایرانی محسوب میشد .
* در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی تربیت دینی نیز مانند سایر امور تحت تاثیر گفتمانهای موجود و رابطه آن با گفتمان اصلی تغییر کرده است. در دهه شصت وجود ایدئولوژی انقلابی و قدرت آن موجب میشود که تربیت دینی نیز به شکلی ایدئولوژیک درآید .
* در طول سالهای دولت اصلاحات تلاشهایی برای اضافه شدن درسهایی همچون حقوق شهروندی به آموزش رسمی شد که ناکام ماند .
* در دهه شصت تضاد چندانی بین سیستم آموزش و جهان زیست ایرانی به چشم نمی خورد ولی به تدریج از دهه هفتاد تحولاتی در جهان زیست ایرانی به وجود آمد . این تحولات در جهان زیست نتوانست تاثیر چندانی بر سیستم آموزشی بگذارد . مهمترین دلیل این عدم تاثیرگذار را باید در تهیه و تصویب « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش » دانست .
در کنار جامعه متکثری که در دهه های هفتاد و هشتاد در انتخاباتهای مختلف خود را نشان میداد، نویسندگان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش اهمیتی برای تکثر موجود در جامعه قائل نشدند
* کتب دینی از ابتدای انقلاب اسلامی به تدریج از بینش به سمت رفتار رفتهاند و تاکید بیشتری بر رفتارهای دینی دارند.
* نظرسنجیهای رسمی نشان میدهد که جامعه ایران مسیری متفاوت با آموزههای دینی آموزش و پرورش را می رود.
* در حال حاضر سیاست گذاران و تصمیم گیران فرهنگی با این گزاره که سیاستهای آموزش و پرورش در زمینه دینداری ناموفق بوده اند موافق نیستند و حداقل در این مورد سکوت میکنند. نمونههای عینی و ملموس این عدم موفقیت در عرصه جامعه به خوبی مشاهده میشود و نتایج موج چهارم پیمایش ارزش ها و نگرشهای ایرانیان نیز آن را به خوبی بیان میکند .
حضور نیروهایی از جامعه که در طول تاریخ معاصر نیز حضور چشم گیری داشتهاند و خواهان حذف کامل دین از عرصه آموزش هستند نیز در برابر سیاستهای رسمی وجود دارد . با این ترتیب رابطه دین و آموزش را باید در میان دو نیروی پیشران رشد پدیده جدایی دین و سیاست که بالتبع شامل آموزش میشود و اصرار سیاست گذاران فرهنگی بر اجرای سیاستهای آموزشی دید.
* در هیچ یک از متون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی اشارهای به حق انتخاب فرد و حق سوال و پرسش نمیشود . اگر هم اشارهای وجود دارد، نتایج این پرسش مشخص و معین شده محسوب می گردد .
این نوع نگرش به مسئله دین و نظام آموزشی و تحولات موجود بررسی رابطه بین دین و نظام آموزشی را ضروری ساخته است.
در حال حاضر برای همه دانش آموزان یک نوع کتاب درسی تهیه میشود و فرض کتب درسی آن است که دانش آموزان همه اصول دینی را پذیرفته اند و حال درصددند تا ایرادهای خود را برطرف نمایند حال آن که کتاب های دینی فوق برای جامعه متکثر امروز چارهساز نیست .
https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/25311-/واکاوی-رابطه-دین-و-آموزش؛-تاملی-نظری-بر-مسئله-تربیت-دینی-از-منظر-کنش-ارتباطی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
واکاوی رابطه دین و آموزش؛ تاملی نظری بر مسئله تربیت دینی از منظر کنش ارتباطی
سیدهادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
* برسازی نظام آموزشی ایران تحت تاثیر شکل گیری هویت ملی ایرانی در دوران پس از مشروطه بود. اینکه ایرانیان کیستند سوال مهمی بود که در هنگام مشروطه به وجود آمد. رابطه بین نهاد دین و آموزش در این دوران نیز تابعی از نگرش ایرانیان به هویت ملّی خود بوده است.
* برخلاف آنچه سیاست گذاران نظام پهلوی می پنداشتند، نظام آموزشی نتوانست منجر به شکل گیری مشروعیت برای نظام سیاسی شود و جامعه ایران را براساس رویکرد باستانگرایانه بازتولید کند.
سیستم آموزشی رژیم پهلوی مغلوب جهان زیست ایرانی شد و جهان زیست ایرانی در برابر ایدئولوژی باستانگرایانه پهلوی به قرائتی متفاوت و متضاد با قرائت رسمی به کنش ارتباطی رسید و انقلاب اسلامی به وقوع پیوست .
* تاسیس نهادهایی همچون حسینیه ارشاد که بعدا نقش موثری در تولید اندیشههای مبارزه علیه رژیم پهلوی داشت از جمله نشانههای رابطه تنش آلود بین سیستم آموزش و پرورش و جهان زیست ایرانی بود.
جامعه ایران مباحث مذهبی را از بیرون سیستم آموزشی می آموخت. وجود صدها کتابخانه در مساجد و آموزشهایی که در مساجد داده می شد نیز با ایدئولوژی باستان گرایانه رژیم پهلوی در تضاد بود . این روند موجب شد که مخالفین میدان خود را بسازند که مستقل از حوزه حکومت بود و در آن میدان به کنش ارتباطی دست یابند و به تفاهم برسند . نتیجه این شکلگیری میدان متفاوت انقلابی بر پایه اسلام بود که مهمترین مولفه فرهنگی جهان زیست ایرانی محسوب میشد .
* در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی تربیت دینی نیز مانند سایر امور تحت تاثیر گفتمانهای موجود و رابطه آن با گفتمان اصلی تغییر کرده است. در دهه شصت وجود ایدئولوژی انقلابی و قدرت آن موجب میشود که تربیت دینی نیز به شکلی ایدئولوژیک درآید .
* در طول سالهای دولت اصلاحات تلاشهایی برای اضافه شدن درسهایی همچون حقوق شهروندی به آموزش رسمی شد که ناکام ماند .
* در دهه شصت تضاد چندانی بین سیستم آموزش و جهان زیست ایرانی به چشم نمی خورد ولی به تدریج از دهه هفتاد تحولاتی در جهان زیست ایرانی به وجود آمد . این تحولات در جهان زیست نتوانست تاثیر چندانی بر سیستم آموزشی بگذارد . مهمترین دلیل این عدم تاثیرگذار را باید در تهیه و تصویب « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش » دانست .
در کنار جامعه متکثری که در دهه های هفتاد و هشتاد در انتخاباتهای مختلف خود را نشان میداد، نویسندگان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش اهمیتی برای تکثر موجود در جامعه قائل نشدند
* کتب دینی از ابتدای انقلاب اسلامی به تدریج از بینش به سمت رفتار رفتهاند و تاکید بیشتری بر رفتارهای دینی دارند.
* نظرسنجیهای رسمی نشان میدهد که جامعه ایران مسیری متفاوت با آموزههای دینی آموزش و پرورش را می رود.
* در حال حاضر سیاست گذاران و تصمیم گیران فرهنگی با این گزاره که سیاستهای آموزش و پرورش در زمینه دینداری ناموفق بوده اند موافق نیستند و حداقل در این مورد سکوت میکنند. نمونههای عینی و ملموس این عدم موفقیت در عرصه جامعه به خوبی مشاهده میشود و نتایج موج چهارم پیمایش ارزش ها و نگرشهای ایرانیان نیز آن را به خوبی بیان میکند .
حضور نیروهایی از جامعه که در طول تاریخ معاصر نیز حضور چشم گیری داشتهاند و خواهان حذف کامل دین از عرصه آموزش هستند نیز در برابر سیاستهای رسمی وجود دارد . با این ترتیب رابطه دین و آموزش را باید در میان دو نیروی پیشران رشد پدیده جدایی دین و سیاست که بالتبع شامل آموزش میشود و اصرار سیاست گذاران فرهنگی بر اجرای سیاستهای آموزشی دید.
* در هیچ یک از متون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی اشارهای به حق انتخاب فرد و حق سوال و پرسش نمیشود . اگر هم اشارهای وجود دارد، نتایج این پرسش مشخص و معین شده محسوب می گردد .
این نوع نگرش به مسئله دین و نظام آموزشی و تحولات موجود بررسی رابطه بین دین و نظام آموزشی را ضروری ساخته است.
در حال حاضر برای همه دانش آموزان یک نوع کتاب درسی تهیه میشود و فرض کتب درسی آن است که دانش آموزان همه اصول دینی را پذیرفته اند و حال درصددند تا ایرادهای خود را برطرف نمایند حال آن که کتاب های دینی فوق برای جامعه متکثر امروز چارهساز نیست .
https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/25311-/واکاوی-رابطه-دین-و-آموزش؛-تاملی-نظری-بر-مسئله-تربیت-دینی-از-منظر-کنش-ارتباطی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
21.02.202513:51
« آموزش علوم تجربی نه تنها به توسعه مهارتهای علمی و فنی کمک میکند، بلکه در شکلگیری شخصیت و هویت اجتماعی دانشآموزان نیز تأثیرگذار است. این آموزش میتواند به ایجاد جامعه ای آگاه، مسئول و نوآور منجر شود »
نقش معلمان در فرایند توسعه و آموزش علوم تجربی
دکتر رضا مقدسی
* امروزه آموزش دغدغه اصلی انسان های فرهیخته است. از طرف دیگر آموزش علوم تجربی جزو لاینفک آموزش کودکان در سرتاسر جهان است. وقتی از آموزش صحبت می شود، نمی توان بدون توجه به انسان، ویژگی ها، نیازها و آینده او به این امر همت گماشت. چرا که انسان موجودی چند بعدی با آرزوها و نیازهای بسیار متنوع و متفاوت است. پیش تر که جوامع سنتی بودند، نیاز به آموزش چندان جدی نبود و یادگیری ها عمدتا از طریق تجربه انجام می گرفت. ولی در جوامع انسانی کنونی، با سرعت بالای علم و فن آوری، نیاز به آموزش هدف مند و کارآمد امری اجتناب ناپذیر و از مظاهر مهم توسعه یافتگی است.
آموزش به عنوان فعالیت محوری توسعه یافتگی جوامع می باشد و آموزش و پرورش وظیفه اصلی آموزش را در جامعه به دوش می کشد. بنابراین پیمودن مسیر سخت رسیدن به توسعه بدون آموزش و پرورش کارآمد نشدنی است.
معلمان مجریان برنامه های آموزشی هستند. بنابراین معلمان متخصص و متعهد می توانند تسهیل گر توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه باشند. معلمانی که آموزش های تخصصی و حرفه ای به خوبی فراگرفته باشند و تعهد دینی و اخلاقی به آموزش و پرورش در ایران داشته باشند.
* نقش معلم در توسعه
نقش معلم در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه بسیار حیاتی و کلیدی است. معلمان نه تنها به آموزش و پرورش دانشآموزان میپردازند، بلکه به شکلگیری شخصیت، ارزشها و مهارتهای آنها نیز کمک میکنند. بنابراین، معلمان از طریق آموزش فرایند توسعه را تسریع کرده و انجام آن را با هزینه کمتر و کیفیت بهتر ممکن می کنند. بهطور کلی، معلمان بهعنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی، نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار و پیشرفت جامعه ایفا میکنند. آنها با آموزش و پرورش نسلهای آینده، به شکلگیری آیندهای بهتر کمک میکنند.
در زیر به برخی از نقشهای مهم معلمان در توسعه اشاره میشود:
1- آموزش و یادگیری: معلمان مسئول انتقال دانش و مهارتها به دانشآموزان هستند. آنها با استفاده از روشهای آموزشی مناسب، به یادگیری مؤثر و عمیق کمک میکنند.
2- توسعه مهارتهای اجتماعی: معلمان به دانشآموزان کمک میکنند تا مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را یاد بگیرند. این مهارتها شامل کار گروهی، حل تعارض و ارتباط مؤثر است که برای موفقیت در زندگی اجتماعی و حرفهای ضروری هستند.
3- ایجاد تفکر انتقادی: معلمان با تشویق دانشآموزان به پرسش گری و تحلیل اطلاعات، به توسعه تفکر انتقادی و خلاقیت در آنها کمک میکنند. این مهارتها برای مواجهه با چالشهای آینده بسیار مهم هستند.
4- ترویج ارزشها و اخلاق: معلمان نقش مهمی در انتقال ارزشها و اصول اخلاقی به دانشآموزان دارند. آنها میتوانند به شکلگیری شخصیت و هویت اجتماعی دانشآموزان کمک کنند.
5- توسعه پایدار: معلمان میتوانند با آموزش مفاهیم توسعه پایدار و محیطزیست، دانشآموزان را به سمت رفتارهای مسئولانه و آگاهانه در قبال محیط زیست هدایت کنند.
6- تشویق به مشارکت اجتماعی: معلمان میتوانند دانشآموزان را به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تشویق کنند، که این امر به تقویت حس مسئولیت اجتماعی و همبستگی در جامعه کمک میکند.
7- حمایت از دانشآموزان با نیازهای خاص: معلمان میتوانند با شناسایی و حمایت از دانشآموزان با نیازهای خاص، به ایجاد فرصتهای برابر برای همه دانشآموزان کمک کنند.
8- توسعه مهارتهای شغلی: معلمان میتوانند با آموزش مهارتهای شغلی و حرفهای، دانشآموزان را برای ورود به بازار کار آماده کنند و به توسعه اقتصادی جامعه کمک کنند.
* آموزش در آینده به شدت تحت تأثیر فن آوریهای نوین و تغییرات اجتماعی قرار خواهد گرفت. این روندها نشان میدهند که آموزش در آینده به سمت شخصیسازی، انعطافپذیری و دسترسی جهانی حرکت خواهد کرد.
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/25305-/نقش-معلمان-در-فرایند-توسعه-و-آموزش-علوم-تجربی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
نقش معلمان در فرایند توسعه و آموزش علوم تجربی
دکتر رضا مقدسی
* امروزه آموزش دغدغه اصلی انسان های فرهیخته است. از طرف دیگر آموزش علوم تجربی جزو لاینفک آموزش کودکان در سرتاسر جهان است. وقتی از آموزش صحبت می شود، نمی توان بدون توجه به انسان، ویژگی ها، نیازها و آینده او به این امر همت گماشت. چرا که انسان موجودی چند بعدی با آرزوها و نیازهای بسیار متنوع و متفاوت است. پیش تر که جوامع سنتی بودند، نیاز به آموزش چندان جدی نبود و یادگیری ها عمدتا از طریق تجربه انجام می گرفت. ولی در جوامع انسانی کنونی، با سرعت بالای علم و فن آوری، نیاز به آموزش هدف مند و کارآمد امری اجتناب ناپذیر و از مظاهر مهم توسعه یافتگی است.
آموزش به عنوان فعالیت محوری توسعه یافتگی جوامع می باشد و آموزش و پرورش وظیفه اصلی آموزش را در جامعه به دوش می کشد. بنابراین پیمودن مسیر سخت رسیدن به توسعه بدون آموزش و پرورش کارآمد نشدنی است.
معلمان مجریان برنامه های آموزشی هستند. بنابراین معلمان متخصص و متعهد می توانند تسهیل گر توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه باشند. معلمانی که آموزش های تخصصی و حرفه ای به خوبی فراگرفته باشند و تعهد دینی و اخلاقی به آموزش و پرورش در ایران داشته باشند.
* نقش معلم در توسعه
نقش معلم در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه بسیار حیاتی و کلیدی است. معلمان نه تنها به آموزش و پرورش دانشآموزان میپردازند، بلکه به شکلگیری شخصیت، ارزشها و مهارتهای آنها نیز کمک میکنند. بنابراین، معلمان از طریق آموزش فرایند توسعه را تسریع کرده و انجام آن را با هزینه کمتر و کیفیت بهتر ممکن می کنند. بهطور کلی، معلمان بهعنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی، نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار و پیشرفت جامعه ایفا میکنند. آنها با آموزش و پرورش نسلهای آینده، به شکلگیری آیندهای بهتر کمک میکنند.
در زیر به برخی از نقشهای مهم معلمان در توسعه اشاره میشود:
1- آموزش و یادگیری: معلمان مسئول انتقال دانش و مهارتها به دانشآموزان هستند. آنها با استفاده از روشهای آموزشی مناسب، به یادگیری مؤثر و عمیق کمک میکنند.
2- توسعه مهارتهای اجتماعی: معلمان به دانشآموزان کمک میکنند تا مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را یاد بگیرند. این مهارتها شامل کار گروهی، حل تعارض و ارتباط مؤثر است که برای موفقیت در زندگی اجتماعی و حرفهای ضروری هستند.
3- ایجاد تفکر انتقادی: معلمان با تشویق دانشآموزان به پرسش گری و تحلیل اطلاعات، به توسعه تفکر انتقادی و خلاقیت در آنها کمک میکنند. این مهارتها برای مواجهه با چالشهای آینده بسیار مهم هستند.
4- ترویج ارزشها و اخلاق: معلمان نقش مهمی در انتقال ارزشها و اصول اخلاقی به دانشآموزان دارند. آنها میتوانند به شکلگیری شخصیت و هویت اجتماعی دانشآموزان کمک کنند.
5- توسعه پایدار: معلمان میتوانند با آموزش مفاهیم توسعه پایدار و محیطزیست، دانشآموزان را به سمت رفتارهای مسئولانه و آگاهانه در قبال محیط زیست هدایت کنند.
6- تشویق به مشارکت اجتماعی: معلمان میتوانند دانشآموزان را به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تشویق کنند، که این امر به تقویت حس مسئولیت اجتماعی و همبستگی در جامعه کمک میکند.
7- حمایت از دانشآموزان با نیازهای خاص: معلمان میتوانند با شناسایی و حمایت از دانشآموزان با نیازهای خاص، به ایجاد فرصتهای برابر برای همه دانشآموزان کمک کنند.
8- توسعه مهارتهای شغلی: معلمان میتوانند با آموزش مهارتهای شغلی و حرفهای، دانشآموزان را برای ورود به بازار کار آماده کنند و به توسعه اقتصادی جامعه کمک کنند.
* آموزش در آینده به شدت تحت تأثیر فن آوریهای نوین و تغییرات اجتماعی قرار خواهد گرفت. این روندها نشان میدهند که آموزش در آینده به سمت شخصیسازی، انعطافپذیری و دسترسی جهانی حرکت خواهد کرد.
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/25305-/نقش-معلمان-در-فرایند-توسعه-و-آموزش-علوم-تجربی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
19.02.202519:14
« صدای معلم » 22 مهر 1396 در نشست مراسم افتتاح مرکز کنترلهای سفرهای بروناستانی دانشآموزان کشور : فرسوده ترین و مستهلک ترین اتوبوس ها را با پایین ترین قیمت ها اجاره می کنند و در اختیار دانش آموزان قرار می دهند که سیستم ایمنی آن ها هم خیلی پایین است !
پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش : مرکز اردویی به یک " کار صوری " تبدیل شده بود ؛ کسی که آن جا مسئول بود همین طوری تیک را می زد و کار انجام می شد !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* با وجود آن که موضوع نشست حول امور تربیتی بود اما جز « صدای معلم » که در مورد فلسفه و عملکرد این نهاد در آموزش و پرورش پرسش های جدی و شفافی را مطرح کرد بیشتر پرسش های خبرنگاران در مورد واژگونی اتوبوس دانش آموزان در کرمان و حواشی آن بود .
پرسش خبرنگار خبرگزاری فارس در مورد ایجاد و نحوه کار « مرکز اردویی » بود که در دستورالعمل برگزاری اردوهای دانشآموزی نیز مورد اشاره قرار گرفته است .
خانم عابدینی به عنوان خبرنگار این خبرگزاری سابقه ایجاد این مرکز را به زمان حضور علیرضا کاظمی به عنوان معاون پرورشی و فرهنگی وقت وزارت آموزش و پرورش نسبت داد در حالی که مرکز کنترلهای سفرهای برون استانی دانشآموزان کشور در زمان حضور « مهدی فیض » افتتاح گردید .
* « صدای معلم » در 22 مهر 1396 در نشست مراسم افتتاح مرکز کنترلهای سفرهای بروناستانی دانشآموزان کشور با حضور « مهدی فیض » معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش ، مسئولان سازمان دانش آموزی ، داود محمدی و فاطمه سعیدی اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ؛ رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور ناجا و معاون اجتماعی پلیس راهور با حضور خبرنگاران برگزار گردید پرسش هایی مطرح کرد .
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم پرسید :
« قرار بود گزارشی را وزارت آموزش و پرورش تا قبل از آغاز سال تحصیلی منتشر کند : گزارش نهایی در مورد حادثه اتوبوس دانش آموزان هرمزگانی .
گزارش نخست منتشر شد .
حدود 3 هفته از آغاز سال تحصیلی گذشته است و خبری از آن گزارش نهایی نیست .
سوال مشخص این است که مسئول تامین امنیت اردوهای دانش آموزی که بیش از 92 درصد آن مربوط به " راهیان نور " است بر عهده کدام نهاد است ؟
" وزارت آموزش و پرورش ، پلیس راه و یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؟
زمانی صدای معلم با آقای حاجی بابایی در گفت و گویی این را مطرح کردیم و ایشان در پاسخ گفت :
" بروید از مسئولانش بپرسید . "
اما اشاره ای به مسئولان نکردند .
محبت کنید شما این مسئولان را معرفی کنید و پاسخ گو باشید .
پرسش من از آقای داود محمدی عضو محترم کمیسیون آموزش مجلس این است که ماحصل نشست ها ، جلسات فشرده و کارگروه هایی که اشاره کردید چه بوده است ؟
آیا نتیجه فقط « اصلاح آیین نامه اردوهای دانش آموزی » بوده است ؟
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش فرضا نظارت دارند که چه کسانی از طرف سازمان دانش آموزی می روند و با افراد حقیقی و حقوقی که اتوبوس ها را اجاره می دهند قرارداد می بندند ؟
تا جایی که اطلاع داریم ؛ فرسوده ترین و مستهلک ترین اتوبوس ها را با پایین ترین قیمت ها اجاره می کنند و در اختیار دانش آموزان قرار می دهند که سیستم ایمنی آن هم خیلی پایین است .
و پرسش آخر از آقای سرهنگ رحمانی که فرمودند .
ابتدا از ایشان در مورد صحبت هایی که در مورد آموزش و پرورش گفتند تشکر می کنم .
سوال مشخص من این است که آیا تاکنون هیچ گونه ارتباط سیستماتیکی در این 4 دهه پس از انقلاب بین پلیس و وزارت آموزش و پرورش وجود نداشته است که این مرکز راه اندازی شده است ؟
آقای بطحایی صحبت هایی را ایراد کردند که از پرتال وزارت آموزش و پرورش حذف شد .
قرار شد که اتوبوس های راهیان نور توسط " پلیس راه " اسکورت شود .
آیا شما به این قول و تعهد پای بند خواهید بود ؟ »
* و اما پاسخ حسین پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش به پرسش خبرگزاری فارس چنین بود :
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25300-/پورثانی-معاون-پرورشی-و-فرهنگی-وزارت-آموزش-و-پرورش-مرکز-اردویی-به-یک-کار-صوری-تبدیل-شده-بود-؛-کسی-که-آن-جا-مسئول-بود-همین-طوری-تیک-را-می-زد-و-کار-انجام-می-شد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش : مرکز اردویی به یک " کار صوری " تبدیل شده بود ؛ کسی که آن جا مسئول بود همین طوری تیک را می زد و کار انجام می شد !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* با وجود آن که موضوع نشست حول امور تربیتی بود اما جز « صدای معلم » که در مورد فلسفه و عملکرد این نهاد در آموزش و پرورش پرسش های جدی و شفافی را مطرح کرد بیشتر پرسش های خبرنگاران در مورد واژگونی اتوبوس دانش آموزان در کرمان و حواشی آن بود .
پرسش خبرنگار خبرگزاری فارس در مورد ایجاد و نحوه کار « مرکز اردویی » بود که در دستورالعمل برگزاری اردوهای دانشآموزی نیز مورد اشاره قرار گرفته است .
خانم عابدینی به عنوان خبرنگار این خبرگزاری سابقه ایجاد این مرکز را به زمان حضور علیرضا کاظمی به عنوان معاون پرورشی و فرهنگی وقت وزارت آموزش و پرورش نسبت داد در حالی که مرکز کنترلهای سفرهای برون استانی دانشآموزان کشور در زمان حضور « مهدی فیض » افتتاح گردید .
* « صدای معلم » در 22 مهر 1396 در نشست مراسم افتتاح مرکز کنترلهای سفرهای بروناستانی دانشآموزان کشور با حضور « مهدی فیض » معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش ، مسئولان سازمان دانش آموزی ، داود محمدی و فاطمه سعیدی اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ؛ رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور ناجا و معاون اجتماعی پلیس راهور با حضور خبرنگاران برگزار گردید پرسش هایی مطرح کرد .
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم پرسید :
« قرار بود گزارشی را وزارت آموزش و پرورش تا قبل از آغاز سال تحصیلی منتشر کند : گزارش نهایی در مورد حادثه اتوبوس دانش آموزان هرمزگانی .
گزارش نخست منتشر شد .
حدود 3 هفته از آغاز سال تحصیلی گذشته است و خبری از آن گزارش نهایی نیست .
سوال مشخص این است که مسئول تامین امنیت اردوهای دانش آموزی که بیش از 92 درصد آن مربوط به " راهیان نور " است بر عهده کدام نهاد است ؟
" وزارت آموزش و پرورش ، پلیس راه و یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؟
زمانی صدای معلم با آقای حاجی بابایی در گفت و گویی این را مطرح کردیم و ایشان در پاسخ گفت :
" بروید از مسئولانش بپرسید . "
اما اشاره ای به مسئولان نکردند .
محبت کنید شما این مسئولان را معرفی کنید و پاسخ گو باشید .
پرسش من از آقای داود محمدی عضو محترم کمیسیون آموزش مجلس این است که ماحصل نشست ها ، جلسات فشرده و کارگروه هایی که اشاره کردید چه بوده است ؟
آیا نتیجه فقط « اصلاح آیین نامه اردوهای دانش آموزی » بوده است ؟
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش فرضا نظارت دارند که چه کسانی از طرف سازمان دانش آموزی می روند و با افراد حقیقی و حقوقی که اتوبوس ها را اجاره می دهند قرارداد می بندند ؟
تا جایی که اطلاع داریم ؛ فرسوده ترین و مستهلک ترین اتوبوس ها را با پایین ترین قیمت ها اجاره می کنند و در اختیار دانش آموزان قرار می دهند که سیستم ایمنی آن هم خیلی پایین است .
و پرسش آخر از آقای سرهنگ رحمانی که فرمودند .
ابتدا از ایشان در مورد صحبت هایی که در مورد آموزش و پرورش گفتند تشکر می کنم .
سوال مشخص من این است که آیا تاکنون هیچ گونه ارتباط سیستماتیکی در این 4 دهه پس از انقلاب بین پلیس و وزارت آموزش و پرورش وجود نداشته است که این مرکز راه اندازی شده است ؟
آقای بطحایی صحبت هایی را ایراد کردند که از پرتال وزارت آموزش و پرورش حذف شد .
قرار شد که اتوبوس های راهیان نور توسط " پلیس راه " اسکورت شود .
آیا شما به این قول و تعهد پای بند خواهید بود ؟ »
* و اما پاسخ حسین پورثانی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش به پرسش خبرگزاری فارس چنین بود :
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/25300-/پورثانی-معاون-پرورشی-و-فرهنگی-وزارت-آموزش-و-پرورش-مرکز-اردویی-به-یک-کار-صوری-تبدیل-شده-بود-؛-کسی-که-آن-جا-مسئول-بود-همین-طوری-تیک-را-می-زد-و-کار-انجام-می-شد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
16.02.202513:25
« سال هاست که دیگر در دامن شهر ادب و فرزانگان نه زرین کوبی زاده می شود و نه مهردادی در بستر مهرِ تعلیم و تربیت ! »
آموزش و پرورش بروجرد در چنبره ی نمایندگان فرهنگ ستیز و وزیر مرعوب ؟!
مظفر امیدی / کنشگر فرهنگی - اجتماعی
* در گذر تاریخ و با نگاهی عمیق بر پیشینه ی شهر ادب و فرزانگانِ ایران زمین هماره ستارگان پرفروغ علم و دانش و فرهنگ و هنر درخشیده اند .
بر زبان آوردن نام بروجرد مفاخر و مشاهیری چون دکتر عبدالحسین زرین کوب ، زنده یاد جعفر شهیدی ، مهرداد اوستا و عالمان بزرگ دینی چون مرحوم آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی و صدها چهره ی پرفروغ علمی و فرهنگی را در ذهن هر انسانی تداعی می کند و یادشان گرامی داشته می شود.
* سالهاست که هدف ها و مقصدها در شهر علم و ادب گم شده است و بهرام ها و مقصودها و عبوس ها و اخموها از بیراهه ها آمدند و شهر را تسخیر و در سیطره ی قدرت خویش دارند تا جایی که کسی حق ندارد یاد و نام بزرگان و مفاخر شهر را بر زبان آورد و این گونه شب های بی ستاره و ظلمت و تاریکی آسمان بروجرد را فرا گرفت!
و اما قصه ی تلخ و دردناک آموزش و پرورش بروجرد هم چون دیگر مناطق استان ریشه در مداخله ی فراقانونی نمایندگانی چون حاجیه خانم مقصودی و حاج عباس گودرزی و وزیر اصول گرای دولت وفاق میلی دارد .
* ای کاش معلمان (ستاد سالاران انتخاباتی ) کمی عمیق تر به نهاد تعلیم و تربیت می نگریستند که چگونه پایه های صندلی وزیر آموزش و پرورش بر واگذاری مدیریت شهرستان ها به نمایندگان فرهنگ ستیز استوار است تا مرگِ خاموشِ و غریبانه معلم مظلوم و وظیفه شناس عشایری کوهدشت در مدرسه کانکسی به فراموشی سپرده شود و نخبه دانش آموزان پاک سرشت کرمانی ما باید در ارابه و چارچرخ اسقاطی جان به جان آفرین تسلیم کنند تا چهار پایه ی صندلی وزیر نلغزد و ایشان بر کشتی طوفان زده ی تعلیم و تربیت ناخدایی کنند و وکیل الدوله در دارالشوری به بهای کسب مدیریت آموزش و پرورش چشم را بر حقایق و رخدادهای تلخ آموزش و پرورش ببندند .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25292-/آموزش-و-پرورش-بروجرد-در-چنبره-ی-نمایندگان-فرهنگ-ستیز-و-وزیر-مرعوب-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
آموزش و پرورش بروجرد در چنبره ی نمایندگان فرهنگ ستیز و وزیر مرعوب ؟!
مظفر امیدی / کنشگر فرهنگی - اجتماعی
* در گذر تاریخ و با نگاهی عمیق بر پیشینه ی شهر ادب و فرزانگانِ ایران زمین هماره ستارگان پرفروغ علم و دانش و فرهنگ و هنر درخشیده اند .
بر زبان آوردن نام بروجرد مفاخر و مشاهیری چون دکتر عبدالحسین زرین کوب ، زنده یاد جعفر شهیدی ، مهرداد اوستا و عالمان بزرگ دینی چون مرحوم آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی و صدها چهره ی پرفروغ علمی و فرهنگی را در ذهن هر انسانی تداعی می کند و یادشان گرامی داشته می شود.
* سالهاست که هدف ها و مقصدها در شهر علم و ادب گم شده است و بهرام ها و مقصودها و عبوس ها و اخموها از بیراهه ها آمدند و شهر را تسخیر و در سیطره ی قدرت خویش دارند تا جایی که کسی حق ندارد یاد و نام بزرگان و مفاخر شهر را بر زبان آورد و این گونه شب های بی ستاره و ظلمت و تاریکی آسمان بروجرد را فرا گرفت!
و اما قصه ی تلخ و دردناک آموزش و پرورش بروجرد هم چون دیگر مناطق استان ریشه در مداخله ی فراقانونی نمایندگانی چون حاجیه خانم مقصودی و حاج عباس گودرزی و وزیر اصول گرای دولت وفاق میلی دارد .
* ای کاش معلمان (ستاد سالاران انتخاباتی ) کمی عمیق تر به نهاد تعلیم و تربیت می نگریستند که چگونه پایه های صندلی وزیر آموزش و پرورش بر واگذاری مدیریت شهرستان ها به نمایندگان فرهنگ ستیز استوار است تا مرگِ خاموشِ و غریبانه معلم مظلوم و وظیفه شناس عشایری کوهدشت در مدرسه کانکسی به فراموشی سپرده شود و نخبه دانش آموزان پاک سرشت کرمانی ما باید در ارابه و چارچرخ اسقاطی جان به جان آفرین تسلیم کنند تا چهار پایه ی صندلی وزیر نلغزد و ایشان بر کشتی طوفان زده ی تعلیم و تربیت ناخدایی کنند و وکیل الدوله در دارالشوری به بهای کسب مدیریت آموزش و پرورش چشم را بر حقایق و رخدادهای تلخ آموزش و پرورش ببندند .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25292-/آموزش-و-پرورش-بروجرد-در-چنبره-ی-نمایندگان-فرهنگ-ستیز-و-وزیر-مرعوب-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
25.02.202511:28
« اگر راست میگویند، کمک کنند نظارت و مشارکت فرهنگیان بر عملکرد صندوق افزایش پیدا کند »
صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله جیب معلمان ؟!
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* هر اقدامی که به عناوینی ظاهرا زیبا بخواهد حق و سهم و جیب معلم را دولتی و در واقع جیب نهادهای دولتی و عمومی کند، در واقع دست در جیب معلمان کرده است. اگر راست میگویند، کمک کنند نظارت و مشارکت فرهنگیان بر عملکرد صندوق افزایش پیدا کند» .
* 1- مکانيسمي طراحي شود تا در آينده هيچ مدير عاملي از صندوق ذخيره فرهنگيان اعلام نکند :
« هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمدهام، شركتهاي جديد كشف ميشود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشتههاي صندوق دقيقا مشخص نيست » .
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25315-/صندوق-ذخیره-فرهنگیان-و-مساله-جیب-معلمان-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله جیب معلمان ؟!
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* هر اقدامی که به عناوینی ظاهرا زیبا بخواهد حق و سهم و جیب معلم را دولتی و در واقع جیب نهادهای دولتی و عمومی کند، در واقع دست در جیب معلمان کرده است. اگر راست میگویند، کمک کنند نظارت و مشارکت فرهنگیان بر عملکرد صندوق افزایش پیدا کند» .
* 1- مکانيسمي طراحي شود تا در آينده هيچ مدير عاملي از صندوق ذخيره فرهنگيان اعلام نکند :
« هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمدهام، شركتهاي جديد كشف ميشود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشتههاي صندوق دقيقا مشخص نيست » .
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25315-/صندوق-ذخیره-فرهنگیان-و-مساله-جیب-معلمان-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
23.02.202516:18
« معلمان شاغل و بازنشسته به دلیل ماهیت شغلی خود و محدودیتهای درآمدی وابستگی بیشتری به این نظام حمایتی دارند »
بیمه تکمیلی فرهنگیان یا بیمه تعلیقی؟
دکتر حسین معافی/ فعال فرهنگی
* بیمههای تکمیلی معلمان و بازنشستگان فرهنگی، شامل بیمه دانا برای شاغلین و بیمه ملت برای بازنشستگان، در انجام تعهدات مالی خود با تأخیرهای قابلتوجهی در یک سال گذشته مواجه بودهاند و بسیاری از مراکز درمانی، ارائه خدمات بیمه تکمیلی به صورت آنلاین و برخط را به علت بدحسابی بیمههای تکمیلی با این مراکز انجام نمیدهند. این امر نه تنها مشکلات اقتصادی جدی برای بیمهشدگان ایجاد کرده، بلکه منجر به کاهش اعتماد عمومی نسبت به سیستم بیمهای شده است.
* مشکلات مالی شرکتهای بیمهگر و عدم تخصیص بهموقع منابع مالی از سوی نهادهای مرتبط، از جمله مهمترین دلایل تأخیر در پرداخت مطالبات درمانی هستند. علاوه بر این، ساختار اداری پیچیده، عدم شفافیت در فرآیندهای مالی، و نبود مکانیزمهای نظارتی کارآمد از دیگر عواملی هستند که این بحران را تشدید کردهاند.
یکی دیگر از عوامل تأخیر در پرداختها، نبود سیاستهای تشویقی و بازدارنده برای شرکتهای بیمهگر است. در حال حاضر، مکانیزمهای مشخصی برای الزام این شرکتها به پرداخت بهموقع تعهداتشان وجود ندارد و در صورت تأخیر، بیمهگران با تبعات جدی مواجه نمیشوند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از شرکتهای بیمهای، اولویت پرداخت مطالبات فرهنگیان را کاهش داده و منابع مالی خود را در بخشهای دیگر سرمایهگذاری کنند.
* نقش بیمههای تکمیلی در تأمین سلامت معلمان و بازنشستگان فرهنگی غیرقابلانکار است. بااینحال، تأخیرهای مکرر در پرداخت هزینههای درمانی، کارکرد این سیستم را تحتالشعاع قرار داده و اعتماد بیمهشدگان را بهشدت کاهش داده است. حل این بحران مستلزم اصلاحات ساختاری، تقویت نظارت بر عملکرد بیمهگران، و اعمال مقررات سختگیرانهتر است.
اگر اقدامات مؤثری در این زمینه صورت نگیرد، ممکن است نظام بیمههای تکمیلی فرهنگیان دچار بحران عمیقتری شود که پیامدهای آن نهتنها متوجه بیمهشدگان، بلکه بر کل نظام آموزشی کشور نیز تأثیرگذار خواهد بود.
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25310-/بیمه-تکمیلی-فرهنگیان-یا-بیمه-تعلیقی؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
بیمه تکمیلی فرهنگیان یا بیمه تعلیقی؟
دکتر حسین معافی/ فعال فرهنگی
* بیمههای تکمیلی معلمان و بازنشستگان فرهنگی، شامل بیمه دانا برای شاغلین و بیمه ملت برای بازنشستگان، در انجام تعهدات مالی خود با تأخیرهای قابلتوجهی در یک سال گذشته مواجه بودهاند و بسیاری از مراکز درمانی، ارائه خدمات بیمه تکمیلی به صورت آنلاین و برخط را به علت بدحسابی بیمههای تکمیلی با این مراکز انجام نمیدهند. این امر نه تنها مشکلات اقتصادی جدی برای بیمهشدگان ایجاد کرده، بلکه منجر به کاهش اعتماد عمومی نسبت به سیستم بیمهای شده است.
* مشکلات مالی شرکتهای بیمهگر و عدم تخصیص بهموقع منابع مالی از سوی نهادهای مرتبط، از جمله مهمترین دلایل تأخیر در پرداخت مطالبات درمانی هستند. علاوه بر این، ساختار اداری پیچیده، عدم شفافیت در فرآیندهای مالی، و نبود مکانیزمهای نظارتی کارآمد از دیگر عواملی هستند که این بحران را تشدید کردهاند.
یکی دیگر از عوامل تأخیر در پرداختها، نبود سیاستهای تشویقی و بازدارنده برای شرکتهای بیمهگر است. در حال حاضر، مکانیزمهای مشخصی برای الزام این شرکتها به پرداخت بهموقع تعهداتشان وجود ندارد و در صورت تأخیر، بیمهگران با تبعات جدی مواجه نمیشوند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از شرکتهای بیمهای، اولویت پرداخت مطالبات فرهنگیان را کاهش داده و منابع مالی خود را در بخشهای دیگر سرمایهگذاری کنند.
* نقش بیمههای تکمیلی در تأمین سلامت معلمان و بازنشستگان فرهنگی غیرقابلانکار است. بااینحال، تأخیرهای مکرر در پرداخت هزینههای درمانی، کارکرد این سیستم را تحتالشعاع قرار داده و اعتماد بیمهشدگان را بهشدت کاهش داده است. حل این بحران مستلزم اصلاحات ساختاری، تقویت نظارت بر عملکرد بیمهگران، و اعمال مقررات سختگیرانهتر است.
اگر اقدامات مؤثری در این زمینه صورت نگیرد، ممکن است نظام بیمههای تکمیلی فرهنگیان دچار بحران عمیقتری شود که پیامدهای آن نهتنها متوجه بیمهشدگان، بلکه بر کل نظام آموزشی کشور نیز تأثیرگذار خواهد بود.
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/25310-/بیمه-تکمیلی-فرهنگیان-یا-بیمه-تعلیقی؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
20.02.202514:07
« همان چیزهای سادهای که آن سالها میپنداشتم سال بعد درست میشود نه تنها بهتر نشده است بلکه با اطمینان میتوانم بگویم بسیار بدتر نیز شده است »
مدرسه یا بازار کار؟ انتخابی که دیگر دشوار نیست!
علی زینلی/ معلم - شهرستان خمیر
* ترک تحصیل دانش آموزان که پیشتر مربوط به دوران ابتدایی و تحت شرایط فقر، نبود مدرسه و فاصله بود به سمت متوسطه دوم جهش یافته است.
* آنها برادران و خواهران خود را دیدهاند که پس از سالیان دراز علمآموزی نه تنها شغلی ندارند بلکه گلیم خود را از آب نمیتوانند بیرون بکشند و از پس مسائل ساده زندگی و مخارج نیز برنمیآیند. اینان شهروندان جامعه را مرور میکنند و میبینند معلم و کارمند در واقعیتهای اجتماع نه تأثیرگذار است و نه حتی برای خودش زندگی شاد و بیدغدغهای دارد.
پس ساده است اگر مسیر متفاوتی برای تحقق خواستههایشان دنبال کنند.
* در کنار ترک تحصیل دانش آموزان آمار قابل توجهی از «معلمان» نیز هستند که به ترک شغل پرداختهاند و از نو برای ساخت زندگیشان تلاش میکنند. اگر هم تغییر شغل ندادهاند عملاً با ایجاد کسبوکاری مالی شغل معلمی را بهعنوان یک اشتغال کماهمیتتر پذیرفتهاند.
* همه میدانیم قبولی دانشگاهها در دستان مافیای کنکور و مؤسسات آموزشی است و کیفیت در مدارس عادی در حد یادگیری سواد نوشتن و خواندن هم نیست!
همه میدانیم جایگاه اقتصادی و اجتماعی یک معلم آنقدر پایین آمده است که نیازهای اساسی و اولیه این قشر نیز تأمین نمیشود.
* اگر سیاستگذاران بهجای تکرار شعارهای گذشته، برای اصلاحات اساسی قدم برندارند، شکاف میان آموزش و جامعه روزبهروز عمیقتر خواهد شد و این ترک تحصیل های اختیاری و نادیده گرفتن جایگاه مدارس برای ساخت آینده ای بهتر بیشتر از پیش خواهد شد.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25303-/مدرسه-یا-بازار-کار؟-انتخابی-که-دیگر-دشوار-نیست
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
مدرسه یا بازار کار؟ انتخابی که دیگر دشوار نیست!
علی زینلی/ معلم - شهرستان خمیر
* ترک تحصیل دانش آموزان که پیشتر مربوط به دوران ابتدایی و تحت شرایط فقر، نبود مدرسه و فاصله بود به سمت متوسطه دوم جهش یافته است.
* آنها برادران و خواهران خود را دیدهاند که پس از سالیان دراز علمآموزی نه تنها شغلی ندارند بلکه گلیم خود را از آب نمیتوانند بیرون بکشند و از پس مسائل ساده زندگی و مخارج نیز برنمیآیند. اینان شهروندان جامعه را مرور میکنند و میبینند معلم و کارمند در واقعیتهای اجتماع نه تأثیرگذار است و نه حتی برای خودش زندگی شاد و بیدغدغهای دارد.
پس ساده است اگر مسیر متفاوتی برای تحقق خواستههایشان دنبال کنند.
* در کنار ترک تحصیل دانش آموزان آمار قابل توجهی از «معلمان» نیز هستند که به ترک شغل پرداختهاند و از نو برای ساخت زندگیشان تلاش میکنند. اگر هم تغییر شغل ندادهاند عملاً با ایجاد کسبوکاری مالی شغل معلمی را بهعنوان یک اشتغال کماهمیتتر پذیرفتهاند.
* همه میدانیم قبولی دانشگاهها در دستان مافیای کنکور و مؤسسات آموزشی است و کیفیت در مدارس عادی در حد یادگیری سواد نوشتن و خواندن هم نیست!
همه میدانیم جایگاه اقتصادی و اجتماعی یک معلم آنقدر پایین آمده است که نیازهای اساسی و اولیه این قشر نیز تأمین نمیشود.
* اگر سیاستگذاران بهجای تکرار شعارهای گذشته، برای اصلاحات اساسی قدم برندارند، شکاف میان آموزش و جامعه روزبهروز عمیقتر خواهد شد و این ترک تحصیل های اختیاری و نادیده گرفتن جایگاه مدارس برای ساخت آینده ای بهتر بیشتر از پیش خواهد شد.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25303-/مدرسه-یا-بازار-کار؟-انتخابی-که-دیگر-دشوار-نیست
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
18.02.202517:24
« آمارهای موجود از شرایط آموزشی کشور در سال های اخیر نشان میدهد که آموزشهای غیر حضوری نقش موثری در رشد آموزشی نداشته اند و عملا به پایههای آموزش در ایران لطمه زده است »
آموزش مجازی ؛ آموزش یا ناآموزش ؟
سیدهادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
* بسیاری از کارشناسان آموزشی اعتقاد دارند که سیستمهای سنتی آموزشی امکانات محدودی دارند و با استفاده از روشهای نوین آموزش غیرحضوری زمینه رشد بیشتری فراهم خواهد شد. از سوی دیگر آموزش غیرحضوری در آموزش و پرورش ایران به عنوان بدیل آموزش حضوری به حساب میآید و نه مکمّل آن ؛ بدین معنا که از آموزش غیر حضوری به جای آموزش حضوری در مواقع اضطراری استفاده میشود.
* آموزش غیر حضوری باید آموزش باشد ولی اگر لوازم آن و همراهیهای لازم وزارت آموزش و پرورش و مدرسه به وجود نیاید، تبدیل به « ناآموزش » میشود.
* مسئولان آموزش و پرورش کشور باید روشن نمایند که هدف از آموزش مجازی چیست؟ آیا آموزش مجازی فقط برای پرکردن وقت و خالی نبودن عریضه مورد استفاده قرار میگیرد یا باید جایگزین آموزش حضوری در شرایط اضطراری باشد ؟
حتی می توان گامی فراتر نهاد و پرسید چرا از آموزش مجازی برای پرکردن خلاء های نظام آموزشی در زمینههای کیفیت و عدالت آموزشی استفاده نمیشود؟
پاسخ به این سوالها کارکرد آموزش مجازی را در سپهر تعلیم و تربیت ایران مشخص مینماید.
مهم ترین گام در شرایط فعلی تعیین تکلیف جایگاه آموزش مجازی است .
* نسبت بین آموزش مجازی و نهاد مدرسه نیز مبهم و نامشخص است . مدرسه فقط یک ساختمان برای حضور دانشآموزان نیست بلکه یک فرآیند آموزشی و تربیتی است که نقش موثری بر شکلگیری شخصیت دانش آموزان و جامعه پذیری دارد.
* روش فعلی تعطیلات ، مشکلات سوخت کشور را تا حدّی حل میکند، ولی آسیب فراوانی به موجودیت مدرسه می زند. بازتولید نهاد مدرسه در قالب آموزش مجازی لازم و ضروری است .
* تغییرات سیستم آموزش مجازی باید کلاس درس غیرحضوری را به محلی برای آموزش خلّاق و مشارکتی تبدیل کند. آموزش مجازی امکان خلاقیت و مشارکت را همزمان با آموزش حضوری نیز فراهم میسازد.
اگر آموزش مجازی به معنای آموزش معلم محور و بدون تعامل باشد، « ناآموزش » شکل میگیرد و آثار زیان بار خود را در آینده نشان خواهد داد.
* اگر آموزش مجازی جدی گرفته نشود فقط یک ناآموزش خواهد بود که بر بستر مجازی انجام میشود و تاثیری در کیفیت و عدالت آموزشی نمی گذارد . مدارس خاص و غیردولتی نیز با بهره گیری از امکانات مالی به ارائه کلاسهای درس بهتر اقدام میکنند و طبقاتی شدن آموزش را تشدید خواهند کرد.
تبدیل آموزش مجازی به آموزش واقعی نیازمند گفت و گو ، برنامه ریزی ، استفاده از دیدگاههای صاحبنظران و تجربیات معلمان است .
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/25298-/آموزش-مجازی-؛-آموزش-یا-ناآموزش-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
آموزش مجازی ؛ آموزش یا ناآموزش ؟
سیدهادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
* بسیاری از کارشناسان آموزشی اعتقاد دارند که سیستمهای سنتی آموزشی امکانات محدودی دارند و با استفاده از روشهای نوین آموزش غیرحضوری زمینه رشد بیشتری فراهم خواهد شد. از سوی دیگر آموزش غیرحضوری در آموزش و پرورش ایران به عنوان بدیل آموزش حضوری به حساب میآید و نه مکمّل آن ؛ بدین معنا که از آموزش غیر حضوری به جای آموزش حضوری در مواقع اضطراری استفاده میشود.
* آموزش غیر حضوری باید آموزش باشد ولی اگر لوازم آن و همراهیهای لازم وزارت آموزش و پرورش و مدرسه به وجود نیاید، تبدیل به « ناآموزش » میشود.
* مسئولان آموزش و پرورش کشور باید روشن نمایند که هدف از آموزش مجازی چیست؟ آیا آموزش مجازی فقط برای پرکردن وقت و خالی نبودن عریضه مورد استفاده قرار میگیرد یا باید جایگزین آموزش حضوری در شرایط اضطراری باشد ؟
حتی می توان گامی فراتر نهاد و پرسید چرا از آموزش مجازی برای پرکردن خلاء های نظام آموزشی در زمینههای کیفیت و عدالت آموزشی استفاده نمیشود؟
پاسخ به این سوالها کارکرد آموزش مجازی را در سپهر تعلیم و تربیت ایران مشخص مینماید.
مهم ترین گام در شرایط فعلی تعیین تکلیف جایگاه آموزش مجازی است .
* نسبت بین آموزش مجازی و نهاد مدرسه نیز مبهم و نامشخص است . مدرسه فقط یک ساختمان برای حضور دانشآموزان نیست بلکه یک فرآیند آموزشی و تربیتی است که نقش موثری بر شکلگیری شخصیت دانش آموزان و جامعه پذیری دارد.
* روش فعلی تعطیلات ، مشکلات سوخت کشور را تا حدّی حل میکند، ولی آسیب فراوانی به موجودیت مدرسه می زند. بازتولید نهاد مدرسه در قالب آموزش مجازی لازم و ضروری است .
* تغییرات سیستم آموزش مجازی باید کلاس درس غیرحضوری را به محلی برای آموزش خلّاق و مشارکتی تبدیل کند. آموزش مجازی امکان خلاقیت و مشارکت را همزمان با آموزش حضوری نیز فراهم میسازد.
اگر آموزش مجازی به معنای آموزش معلم محور و بدون تعامل باشد، « ناآموزش » شکل میگیرد و آثار زیان بار خود را در آینده نشان خواهد داد.
* اگر آموزش مجازی جدی گرفته نشود فقط یک ناآموزش خواهد بود که بر بستر مجازی انجام میشود و تاثیری در کیفیت و عدالت آموزشی نمی گذارد . مدارس خاص و غیردولتی نیز با بهره گیری از امکانات مالی به ارائه کلاسهای درس بهتر اقدام میکنند و طبقاتی شدن آموزش را تشدید خواهند کرد.
تبدیل آموزش مجازی به آموزش واقعی نیازمند گفت و گو ، برنامه ریزی ، استفاده از دیدگاههای صاحبنظران و تجربیات معلمان است .
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/25298-/آموزش-مجازی-؛-آموزش-یا-ناآموزش-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
15.02.202514:32
« از تربيت نبايد غفلت كرد. اين افعال ناشايسته از جهالت ناشى می شود . اگر از كوچكى ، مردم را تربيت و قبح اين اعمال را خاطر نشان كنند مردم خود ترک اين كارها می كنند»
بلوغ و تولد فکری یک ملت به مراتب سخت تر است . چیزی شبیه تغییر سنگ خارا !
علی مرادی مراغه ای
* بلوغ و تولد فکری به مراتب دردناک تر و مشکل تر از تولد فیزیکی است ؛ سال های مدید مطالعه، تامل و بالاخره شک در افکاری که بدون انتخاب ما در ذهن مان چپانده و تحمیل کرده اند!
وقتی به افکار بیست سال پیش خودمان نگاه می کنیم از سادگی و از بلاهت آن زمان خویش خنده مان می گیرد البته اگر خنده مان نگیرد باید بر حال خود تاسف بخوریم چون معلوم می شود که در طول این مدت بیست سال، تکان نخورده و در جا زده ایم.
هر گونه تولدی از درون صورت می گیرد ؛ عوامل بیرونی تنها در حکم تلنگر هستند و البته هر گونه زور و عجله در تولد فکری نیز بی فایده است، چون آرام و تدریجی است مانند شکفتن یک غنچه و یا شبیه تولد یک پروانه است .
* « بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن نمی دانستم. آن جنازه ی کوچک تا به امروز، یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدان من بوده است » .
* حاج سياح می گوید: دزدی ریشه کن شده و همه را از بین برده اید اما با رفتن شما نظم شما نیز به دنبال تان خواهد رفت.
حاکم می گوید:
«غير از سر بريدن و دست و پا بريدن و شكم پاره كردن به خرج ايرانى نمی رود».
* حاکم در جواب می گوید:
«به تو نصيحت می كنم در ايران، حرف تمدن به زبان نياور كه براى تو خطر جانى دارد.»
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25286-/بلوغ-و-تولد-فکری-یک-ملت-به-مراتب-سخت-تر-است-چیزی-شبیه-تغییر-سنگ-خارا
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
بلوغ و تولد فکری یک ملت به مراتب سخت تر است . چیزی شبیه تغییر سنگ خارا !
علی مرادی مراغه ای
* بلوغ و تولد فکری به مراتب دردناک تر و مشکل تر از تولد فیزیکی است ؛ سال های مدید مطالعه، تامل و بالاخره شک در افکاری که بدون انتخاب ما در ذهن مان چپانده و تحمیل کرده اند!
وقتی به افکار بیست سال پیش خودمان نگاه می کنیم از سادگی و از بلاهت آن زمان خویش خنده مان می گیرد البته اگر خنده مان نگیرد باید بر حال خود تاسف بخوریم چون معلوم می شود که در طول این مدت بیست سال، تکان نخورده و در جا زده ایم.
هر گونه تولدی از درون صورت می گیرد ؛ عوامل بیرونی تنها در حکم تلنگر هستند و البته هر گونه زور و عجله در تولد فکری نیز بی فایده است، چون آرام و تدریجی است مانند شکفتن یک غنچه و یا شبیه تولد یک پروانه است .
* « بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن نمی دانستم. آن جنازه ی کوچک تا به امروز، یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدان من بوده است » .
* حاج سياح می گوید: دزدی ریشه کن شده و همه را از بین برده اید اما با رفتن شما نظم شما نیز به دنبال تان خواهد رفت.
حاکم می گوید:
«غير از سر بريدن و دست و پا بريدن و شكم پاره كردن به خرج ايرانى نمی رود».
* حاکم در جواب می گوید:
«به تو نصيحت می كنم در ايران، حرف تمدن به زبان نياور كه براى تو خطر جانى دارد.»
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25286-/بلوغ-و-تولد-فکری-یک-ملت-به-مراتب-سخت-تر-است-چیزی-شبیه-تغییر-سنگ-خارا
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
25.02.202507:49
« چرا تربیت رسمی و تربیت غیررسمی ما متوهم و ناکارآمد است؟ »
تربیت کمی و تربیت کیفی : بفهمیم و بپذیریم که دیر میفهمیم !
ابراهیم اصلانی/ روان شناس تربیتی
* همانگونه که در این کشور مقامات آمار و ارقام الکی میدهند، همانگونه که هر کس مالومنالش را به رخ میکشد، همانگونه آمار و اعداد ضعفها را میپوشانند و همانگونه که کمیت ابزاری برای فرار از واقعیتهاست؛ در تربیت هم همه کمیت را پیش میکشند و به جای کیفیت قالب میکنند. در خانه، مدرسه و وزارتخانه، اعداد و ارقام معرف کیفیت و موفقیت هستند.
در تربیت کمی والدین برتری فرزندشان را با تعداد کلاسهایی که میروند نشان میدهند، ضعفهای تربیتی را با خرید و تأمین امکانات میپوشانند، با محاسبۀ عدد و رقم هزینههایی که برای مدرسه و انواع آموزشها میکنند نشان میدهند که چقدر در مورد تربیت فرزندشان حساسیت دارند، به تعداد جوایز و مدالهایی که فرزندشان کسب کرده است میبالند، و حتی اگر بگویند هدف یادگیری است به نمره و کارنامه بهای زیادی میدهند.
* در تربیت کمی مدرسه به تعداد قبولیهایش در کنکور و المپیادها و مسابقهها افتخار میکند، تعداد برنامهها و فوقبرنامهها ملاک برتری است، موفقیتها با آمار و ارقام نشان داده میشوند، و هر چیزی در مورد دانشآموزان و معلمها و والدین به عدد و رقم ختم میشود.
* در تربیت کمی، وزارتخانه همۀ دستاوردها را با آمار ثابت میکند، همیشه اعداد نشان میدهند که کارهای زیادی انجام شده و میشود، آمار مدالها در المپیادها و مسابقههای جهانی ملاک موفقیت محسوب میشود، و حتی اگر واقعیتها نشانههای آشکاری از ناکارآمدی و ضعف، عقبافتادگی و دیرفهمی باشند باز هم کمیت معادل کیفیت است؛ چه قبول کنید و چه قبول نکنید.
* حتی اگر به گزارشها و اخباری که گاهی دربارۀ مدارس بعضی از کشورهای پیشرفته میرسد توجه نداشته باشیم، این واقعیت وجود دارد که نگاه دنیا به تربیت و آموزش در حال تغییر و تحولی شگرف است.
* ما همچنان درگیر دیرفهمی خودمان هستیم و از چیزهایی صحبت میکنیم که با نگاه امروزی گاه حتی ابلهانه و دور از عقل سلیم است. هنوز دغدغۀ تغییرات کتابهای درسی را داریم، هنوز بود و نبود کنکور موضوعی لاینحل است، هنوز سر تأثیر نمره و معدل بحث داریم، هنوز معلممان به شدت درگیر معیشت است.
* هنوز تربیت رسمی با تربیت غیررسمی در تعارض است.
هنوز یک تشکیلات سلسله مراتبی ناکارآمد و دیرفهم برای مدارس تصمیم میگیرد، هنوز وزارت آموزش و پرورش یک تشکیلات تربیتی نیست، هنوز اصرار بر اسناد و اندیشههایی داریم که فقط وقتمان را تلف میکنند، و هنوزِ هنوز داریم زندگی بچهها را هدر میدهیم.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25314-/تربیت-کمی-و-تربیت-کیفی-بفهمیم-و-بپذیریم-که-دیر-میفهمیم
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
تربیت کمی و تربیت کیفی : بفهمیم و بپذیریم که دیر میفهمیم !
ابراهیم اصلانی/ روان شناس تربیتی
* همانگونه که در این کشور مقامات آمار و ارقام الکی میدهند، همانگونه که هر کس مالومنالش را به رخ میکشد، همانگونه آمار و اعداد ضعفها را میپوشانند و همانگونه که کمیت ابزاری برای فرار از واقعیتهاست؛ در تربیت هم همه کمیت را پیش میکشند و به جای کیفیت قالب میکنند. در خانه، مدرسه و وزارتخانه، اعداد و ارقام معرف کیفیت و موفقیت هستند.
در تربیت کمی والدین برتری فرزندشان را با تعداد کلاسهایی که میروند نشان میدهند، ضعفهای تربیتی را با خرید و تأمین امکانات میپوشانند، با محاسبۀ عدد و رقم هزینههایی که برای مدرسه و انواع آموزشها میکنند نشان میدهند که چقدر در مورد تربیت فرزندشان حساسیت دارند، به تعداد جوایز و مدالهایی که فرزندشان کسب کرده است میبالند، و حتی اگر بگویند هدف یادگیری است به نمره و کارنامه بهای زیادی میدهند.
* در تربیت کمی مدرسه به تعداد قبولیهایش در کنکور و المپیادها و مسابقهها افتخار میکند، تعداد برنامهها و فوقبرنامهها ملاک برتری است، موفقیتها با آمار و ارقام نشان داده میشوند، و هر چیزی در مورد دانشآموزان و معلمها و والدین به عدد و رقم ختم میشود.
* در تربیت کمی، وزارتخانه همۀ دستاوردها را با آمار ثابت میکند، همیشه اعداد نشان میدهند که کارهای زیادی انجام شده و میشود، آمار مدالها در المپیادها و مسابقههای جهانی ملاک موفقیت محسوب میشود، و حتی اگر واقعیتها نشانههای آشکاری از ناکارآمدی و ضعف، عقبافتادگی و دیرفهمی باشند باز هم کمیت معادل کیفیت است؛ چه قبول کنید و چه قبول نکنید.
* حتی اگر به گزارشها و اخباری که گاهی دربارۀ مدارس بعضی از کشورهای پیشرفته میرسد توجه نداشته باشیم، این واقعیت وجود دارد که نگاه دنیا به تربیت و آموزش در حال تغییر و تحولی شگرف است.
* ما همچنان درگیر دیرفهمی خودمان هستیم و از چیزهایی صحبت میکنیم که با نگاه امروزی گاه حتی ابلهانه و دور از عقل سلیم است. هنوز دغدغۀ تغییرات کتابهای درسی را داریم، هنوز بود و نبود کنکور موضوعی لاینحل است، هنوز سر تأثیر نمره و معدل بحث داریم، هنوز معلممان به شدت درگیر معیشت است.
* هنوز تربیت رسمی با تربیت غیررسمی در تعارض است.
هنوز یک تشکیلات سلسله مراتبی ناکارآمد و دیرفهم برای مدارس تصمیم میگیرد، هنوز وزارت آموزش و پرورش یک تشکیلات تربیتی نیست، هنوز اصرار بر اسناد و اندیشههایی داریم که فقط وقتمان را تلف میکنند، و هنوزِ هنوز داریم زندگی بچهها را هدر میدهیم.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25314-/تربیت-کمی-و-تربیت-کیفی-بفهمیم-و-بپذیریم-که-دیر-میفهمیم
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
22.02.202512:49
« گسترش مرزهای ناامنی می تواند جوامع را به راه های بدون بازگشت برساند »
در حاشیه قتل " امیرمحمد خالقی " : بازسازی فرهنگی جامعه از اوجب واجبات است !
سیدکاظم موسوی جراحی
* نگاه تلسکوپی صرف به محل وقوع جنایت و زوم کردن بیش از اندازه روی مسائلی همچون دانشجو بودن قربانی و یا کم نور و خلوت بودن خیابان محل وقوع جنایت ( در قلب تهران ! ) و یا نبودن کیوسک پلیس اگر چه مهم است اما تنها ریشه مشکل نیست و تمرکز صرف بر این عوامل می تواند سایر علل اجتماعی دخیل در شکل گیری این رفتارهای ضد اجتماعی را استتار کرده و به محاق ببرد.
* پر واضح است که ناامنی هایی از این دست ارتباط غیر قابل انکاری با سایر معضلات اجتماعی و فرهنگی دارد که به هر علت مغفول مانده و تداوم این غفلت ها از سوی جامعه به شمول خانواده ها و نهادهای مدنی و فرهنگی و آموزشی همچنین دولت ها باعث شده که ناهنجاری های بدخیم اجتماعی با شیب نسبتا تندی زیر پوست جامعه رشد و نمو داشته باشد ؛ رشدی که کم کم دارد تبدیل به بحران می شود .
* واقعیت این است که جنایت کارانی که مرتکب این جنایت هولناک شده اند قطعا به نان شب محتاج نیستند که بگوییم از سر استیصال دست به این کارها می زنند .
خیلی از آنها صرفا به علت رشد و تربیت در خانواده های از هم پاشیده از همان ابتدای کودکی و نوجوانی وارد این ماجراجویی های تبهکارانه می شوند و خیلی هاشان بعضا از حداقل ثروت و مکنت برخودارند تا جایی که در دوران رسیدگی قضایی به پرونده هایشان با تامین وثیقه موثر بیرون از زندان به سر می برند. این بدان معنی ست که نیاز مالی فوری به اصطلاح « فورس ماژور » دیگر انگیزه اصلی بزه کاران نیست بلکه بزهکاری تبدیل به حرفه و عادت آنها شده است.
* علت را باید در نبود انسجام اجتماعی که خود حاصل شکاف فاحش طبقاتی است جست و جو کرد و به دنبال پاسخ این پرسش بود که چرا یک جامعه با این همه امکانات مالی و بودجه های کلان فرهنگی و تعدد مراکز آموزشی و دانشگاهی نتوانسته و نمی تواند ارتباط معنی دار توام با بازدارندگی با افرادی برقرار کند که به هر علت از مراحل رشد و تربیت و آموزش صحیح برخوردار نبوده اند . در چنین فضایی است که بزه کاران مثل علف های هرز رشد یافته و تکثیر می شوند و شرایط را برای رشد محصولات سالم و مفید و بالنده مزرعه انسانی جامعه ناامن می کنند. همان جفایی که با شادروان امیرمحمد خالقی کردند.
* جامعه اگر می خواهد برای شادروان خالقی گرامی داشت مناسبی به عمل آورد باید زمینه های بروز و ظهور و رشد علف های هرز ضد اجتماع را از بین ببرد تا خدای ناکرده خالقی های دیگری قربانی نشوند چرا که به گفته حکیم فرزانه توس :
گر این تیر از ترکش رستمی است
نه بر مُرده، بر زنده باید گریست
* در واقع تمام این ابزارها به صورت نرم افزارهای خود کنترلی (معنویات) در وجدان اکثر قریب به اتفاق شهروندان وجود داشت و جامعه مثل یک خانواده بزرگ بود .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25307-/در-حاشیه-قتل-امیرمحمد-خالقی-بازسازی-فرهنگی-جامعه-از-اوجب-واجبات-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
در حاشیه قتل " امیرمحمد خالقی " : بازسازی فرهنگی جامعه از اوجب واجبات است !
سیدکاظم موسوی جراحی
* نگاه تلسکوپی صرف به محل وقوع جنایت و زوم کردن بیش از اندازه روی مسائلی همچون دانشجو بودن قربانی و یا کم نور و خلوت بودن خیابان محل وقوع جنایت ( در قلب تهران ! ) و یا نبودن کیوسک پلیس اگر چه مهم است اما تنها ریشه مشکل نیست و تمرکز صرف بر این عوامل می تواند سایر علل اجتماعی دخیل در شکل گیری این رفتارهای ضد اجتماعی را استتار کرده و به محاق ببرد.
* پر واضح است که ناامنی هایی از این دست ارتباط غیر قابل انکاری با سایر معضلات اجتماعی و فرهنگی دارد که به هر علت مغفول مانده و تداوم این غفلت ها از سوی جامعه به شمول خانواده ها و نهادهای مدنی و فرهنگی و آموزشی همچنین دولت ها باعث شده که ناهنجاری های بدخیم اجتماعی با شیب نسبتا تندی زیر پوست جامعه رشد و نمو داشته باشد ؛ رشدی که کم کم دارد تبدیل به بحران می شود .
* واقعیت این است که جنایت کارانی که مرتکب این جنایت هولناک شده اند قطعا به نان شب محتاج نیستند که بگوییم از سر استیصال دست به این کارها می زنند .
خیلی از آنها صرفا به علت رشد و تربیت در خانواده های از هم پاشیده از همان ابتدای کودکی و نوجوانی وارد این ماجراجویی های تبهکارانه می شوند و خیلی هاشان بعضا از حداقل ثروت و مکنت برخودارند تا جایی که در دوران رسیدگی قضایی به پرونده هایشان با تامین وثیقه موثر بیرون از زندان به سر می برند. این بدان معنی ست که نیاز مالی فوری به اصطلاح « فورس ماژور » دیگر انگیزه اصلی بزه کاران نیست بلکه بزهکاری تبدیل به حرفه و عادت آنها شده است.
* علت را باید در نبود انسجام اجتماعی که خود حاصل شکاف فاحش طبقاتی است جست و جو کرد و به دنبال پاسخ این پرسش بود که چرا یک جامعه با این همه امکانات مالی و بودجه های کلان فرهنگی و تعدد مراکز آموزشی و دانشگاهی نتوانسته و نمی تواند ارتباط معنی دار توام با بازدارندگی با افرادی برقرار کند که به هر علت از مراحل رشد و تربیت و آموزش صحیح برخوردار نبوده اند . در چنین فضایی است که بزه کاران مثل علف های هرز رشد یافته و تکثیر می شوند و شرایط را برای رشد محصولات سالم و مفید و بالنده مزرعه انسانی جامعه ناامن می کنند. همان جفایی که با شادروان امیرمحمد خالقی کردند.
* جامعه اگر می خواهد برای شادروان خالقی گرامی داشت مناسبی به عمل آورد باید زمینه های بروز و ظهور و رشد علف های هرز ضد اجتماع را از بین ببرد تا خدای ناکرده خالقی های دیگری قربانی نشوند چرا که به گفته حکیم فرزانه توس :
گر این تیر از ترکش رستمی است
نه بر مُرده، بر زنده باید گریست
* در واقع تمام این ابزارها به صورت نرم افزارهای خود کنترلی (معنویات) در وجدان اکثر قریب به اتفاق شهروندان وجود داشت و جامعه مثل یک خانواده بزرگ بود .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25307-/در-حاشیه-قتل-امیرمحمد-خالقی-بازسازی-فرهنگی-جامعه-از-اوجب-واجبات-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
20.02.202512:30
« باید مجالی فراخ در اندیشه ورزی و در جهت غلبه "نظام دانایی" » در حوزه تعلیم و تربیت اتفاق افتد. امر بایسته ای که البته مغفول واقع شده است! »
نظام تعلیم و تربیت در ایران در فروچاله ی فقدان تئوری مناسب و فقر نظام اندیشگی ؟
مهدی جایمند / معاون سابق مدیر کل آموزش و پرورش مازندران و مدیر آموزش و پرورش بابل
* شواهد فراوانی نشان می دهد که دسترسی عموم مردم به آموزشِ با کیفیت و عادلانه از مطلوبیت مناسبی برخوردار نیست چه این که با تنوع شگفت انگیز مدارس و طبقاتی و کالایی شدن آموزش، بحران نیروی انسانی، عدم سرمایه گزاری بهینه در آموزش، سیاست زدگی و نگاه ابزار انگارانه به آن ، نبود تجهیزات و امکانات کافی در مدارس، وجود مدارس و کلاس های فرسوده و غیر استاندارد و... دست یابی دانش آموزان به آموزش فراگیر و کیفی را با چالش های اساسی مواجه ساخته است که این امر خود دال و سنجه محکمی برای ارزیابی « حکمرانی خوب » و کارآمدی و اثر بخشی رویکردها، سیاست ها و عملکردهای سیستم از لحاظ ساختاری و از منظر کنش گران و بازیگران این عرصه می باشد .
* درهم شکستن ساختار نصیب برابری آموزشی و پرورشی ، فزونی روند ترک تحصیل ، شدت جریان یادگیری های از دست رفته ، پس رفت های تربیتی متناسب با الگوهای شایسته ایرانی اسلامی و سیطره وحشتناک و بی حد و مرز فضای سایبری با آسیب های سخت بر جسم و جان دانش آموزان را نام برد که هزینه ها و هزیمت های آشکار و نهانی را در پی داشته و دارد که به طور حتم باید به سرعت تدبیر شود. امری که با قواره ناموزون شاکله سیاست گزاری ها و فقدان یا ضعف مدیریت استراتژیک در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش عالی در ادوار مختلف، عنایت در خور شایسته ای بدان مبذول نشده است .
* نکته اساسی در این ارتباط حل و فصل دشواری های مربوط به استقرار نظام شایسته گزینش معلم و به رسمیت شناختن حقوق صنفی و مدنی آنان است . بدیهی است که با گذر از نظام مسائل محوریت « معلم » به عنوان عامل تغییر و فقدان بهره گیری از امکانات بسیار مهمی که فنآوری های نوین در امر آموزش برای همه شهروندان در اختیار می گذارد، خسارت های روز افزونی نصیب کشور خواهد شد » .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25302-/نظام-تعلیم-و-تربیت-در-ایران-در-فروچاله-ی-فقدان-تئوری-مناسب-و-فقر-نظام-اندیشگی-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
نظام تعلیم و تربیت در ایران در فروچاله ی فقدان تئوری مناسب و فقر نظام اندیشگی ؟
مهدی جایمند / معاون سابق مدیر کل آموزش و پرورش مازندران و مدیر آموزش و پرورش بابل
* شواهد فراوانی نشان می دهد که دسترسی عموم مردم به آموزشِ با کیفیت و عادلانه از مطلوبیت مناسبی برخوردار نیست چه این که با تنوع شگفت انگیز مدارس و طبقاتی و کالایی شدن آموزش، بحران نیروی انسانی، عدم سرمایه گزاری بهینه در آموزش، سیاست زدگی و نگاه ابزار انگارانه به آن ، نبود تجهیزات و امکانات کافی در مدارس، وجود مدارس و کلاس های فرسوده و غیر استاندارد و... دست یابی دانش آموزان به آموزش فراگیر و کیفی را با چالش های اساسی مواجه ساخته است که این امر خود دال و سنجه محکمی برای ارزیابی « حکمرانی خوب » و کارآمدی و اثر بخشی رویکردها، سیاست ها و عملکردهای سیستم از لحاظ ساختاری و از منظر کنش گران و بازیگران این عرصه می باشد .
* درهم شکستن ساختار نصیب برابری آموزشی و پرورشی ، فزونی روند ترک تحصیل ، شدت جریان یادگیری های از دست رفته ، پس رفت های تربیتی متناسب با الگوهای شایسته ایرانی اسلامی و سیطره وحشتناک و بی حد و مرز فضای سایبری با آسیب های سخت بر جسم و جان دانش آموزان را نام برد که هزینه ها و هزیمت های آشکار و نهانی را در پی داشته و دارد که به طور حتم باید به سرعت تدبیر شود. امری که با قواره ناموزون شاکله سیاست گزاری ها و فقدان یا ضعف مدیریت استراتژیک در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش عالی در ادوار مختلف، عنایت در خور شایسته ای بدان مبذول نشده است .
* نکته اساسی در این ارتباط حل و فصل دشواری های مربوط به استقرار نظام شایسته گزینش معلم و به رسمیت شناختن حقوق صنفی و مدنی آنان است . بدیهی است که با گذر از نظام مسائل محوریت « معلم » به عنوان عامل تغییر و فقدان بهره گیری از امکانات بسیار مهمی که فنآوری های نوین در امر آموزش برای همه شهروندان در اختیار می گذارد، خسارت های روز افزونی نصیب کشور خواهد شد » .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25302-/نظام-تعلیم-و-تربیت-در-ایران-در-فروچاله-ی-فقدان-تئوری-مناسب-و-فقر-نظام-اندیشگی-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
17.02.202514:39
« او دنیا را جور دیگری میدید، انگار پردهای از روزمرگی را کنار زده بود و پشت آن الگوهایی پنهان را میدید »
صفهای بنزین و معمای یک واکنش جمعی
طهماسب کاوسی
* شاید در ناخودآگاه مردم این شهر، پر شدن باک بنزین مترادف بود با آمادگی، با اطمینان خاطر در برابر هر نامعلومی.
یک روز، خبر پیچید که قرار است قیمت بنزین تغییر کند. هیچ کس نمیدانست چقدر، کی و چگونه، اما همین خبر کافی بود تا شهر به تکاپو بیفتد. صفهای پمپ بنزین دیگر فقط طولانی نبودند، بلکه غلیظ شده بودند . انگار خیابانها خودشان تبدیل به صف شده بودند. مردمی که معمولاً با حوصله بودند، بیحوصله شده بودند، بوقها بلندتر شده بودند و حتی لحن صحبتها تندتر.
* شاید این صفها، بیش از آنکه برای بنزین باشند، برای امنیت بودند. شاید مردم با پر کردن باک ماشینهایشان، تلاش میکردند باک دلهایشان را هم پر کنند ؛ از امید، از اطمینان، از هر چیزی که در آن لحظه کم داشتند
. شاید این صفها، نوعی آیین جمعی بودند، یک مناسک ناخودآگاه برای مقابله با اضطراب.
* آنها آینهای بودند که تصویر جامعهای را منعکس میکردند، جامعهای که در عین انتظار، در عین نگرانی، همیشه در حرکت بود، مثل ماشینی که با باک پر، آمادهی سفر است، حتی اگر نداند مقصد کجاست.
* آرش وقتی سوار هواپیما شد و از پنجره به شهر نگاه کرد، صفهای پمپ بنزین را دید که از بالا شبیه خطوط باریک و نامنظم بودند، مثل نوشتههای رمزی بر صفحهی شهر. او میدانست که این صفها، بخشی از خاطراتش خواهند بود، بخشی از داستانی که همیشه با او خواهد بود .
داستان شهری که در هر شرایطی، صفهای پمپ بنزینش شلوغ میشد.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25296-/صفهای-بنزین-و-معمای-یک-واکنش-جمعی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
صفهای بنزین و معمای یک واکنش جمعی
طهماسب کاوسی
* شاید در ناخودآگاه مردم این شهر، پر شدن باک بنزین مترادف بود با آمادگی، با اطمینان خاطر در برابر هر نامعلومی.
یک روز، خبر پیچید که قرار است قیمت بنزین تغییر کند. هیچ کس نمیدانست چقدر، کی و چگونه، اما همین خبر کافی بود تا شهر به تکاپو بیفتد. صفهای پمپ بنزین دیگر فقط طولانی نبودند، بلکه غلیظ شده بودند . انگار خیابانها خودشان تبدیل به صف شده بودند. مردمی که معمولاً با حوصله بودند، بیحوصله شده بودند، بوقها بلندتر شده بودند و حتی لحن صحبتها تندتر.
* شاید این صفها، بیش از آنکه برای بنزین باشند، برای امنیت بودند. شاید مردم با پر کردن باک ماشینهایشان، تلاش میکردند باک دلهایشان را هم پر کنند ؛ از امید، از اطمینان، از هر چیزی که در آن لحظه کم داشتند
. شاید این صفها، نوعی آیین جمعی بودند، یک مناسک ناخودآگاه برای مقابله با اضطراب.
* آنها آینهای بودند که تصویر جامعهای را منعکس میکردند، جامعهای که در عین انتظار، در عین نگرانی، همیشه در حرکت بود، مثل ماشینی که با باک پر، آمادهی سفر است، حتی اگر نداند مقصد کجاست.
* آرش وقتی سوار هواپیما شد و از پنجره به شهر نگاه کرد، صفهای پمپ بنزین را دید که از بالا شبیه خطوط باریک و نامنظم بودند، مثل نوشتههای رمزی بر صفحهی شهر. او میدانست که این صفها، بخشی از خاطراتش خواهند بود، بخشی از داستانی که همیشه با او خواهد بود .
داستان شهری که در هر شرایطی، صفهای پمپ بنزینش شلوغ میشد.
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25296-/صفهای-بنزین-و-معمای-یک-واکنش-جمعی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
15.02.202511:58
توسط جمعی از معلمان بروجرد مطرح شد ؛
انتقاد به عملکرد "عیسی سهرابی" مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان در یک انتصاب
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط جمعی از فرهنگیان بروجرد در انتصاب مدیر آموزش و پرورش شهر بروجرد برای « صدای معلم » ارسال گردیده است .
اخیرا در نشستی با عنوان : « بررسی چالشها و فرصتهای پیش روی آموزش و پرورش استان » که با حضور جمعی از معلمان اهل رسانه برگزار گردید , سهرابی مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان چنین عنوان کرد :
« سهرابی مدیرکل آموزش و پرورش لرستان، به اهمیت نقش رسانه و معلمان اهل قلم در تحقق اهداف آموزش و پرورش اشاره کرد.
ایشان تاکید کرده بود : در هر کدام از این موارد اگر حتی نقدی بر عملکرد بنده بود، استقبال می کنم که با کنش گری و نقد عملکرد اینجانب، مجموعه تعلیم و تربیت استان مسیر رو به رشدی را طی کند » .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و تنویر مسئولان مربوطه اعلام می کند .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25284-/انتقاد-به-عملکرد-عیسی-سهرابی-مدیر-کل-آموزش-و-پرورش-استان-لرستان-در-یک-انتصاب
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
انتقاد به عملکرد "عیسی سهرابی" مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان در یک انتصاب
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط جمعی از فرهنگیان بروجرد در انتصاب مدیر آموزش و پرورش شهر بروجرد برای « صدای معلم » ارسال گردیده است .
اخیرا در نشستی با عنوان : « بررسی چالشها و فرصتهای پیش روی آموزش و پرورش استان » که با حضور جمعی از معلمان اهل رسانه برگزار گردید , سهرابی مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان چنین عنوان کرد :
« سهرابی مدیرکل آموزش و پرورش لرستان، به اهمیت نقش رسانه و معلمان اهل قلم در تحقق اهداف آموزش و پرورش اشاره کرد.
ایشان تاکید کرده بود : در هر کدام از این موارد اگر حتی نقدی بر عملکرد بنده بود، استقبال می کنم که با کنش گری و نقد عملکرد اینجانب، مجموعه تعلیم و تربیت استان مسیر رو به رشدی را طی کند » .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و تنویر مسئولان مربوطه اعلام می کند .
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/25284-/انتقاد-به-عملکرد-عیسی-سهرابی-مدیر-کل-آموزش-و-پرورش-استان-لرستان-در-یک-انتصاب
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
Көрсөтүлдү 1 - 20 ичинде 20
Көбүрөөк функцияларды ачуу үчүн кириңиз.