Қайта жіберілді:
-
06.02.202514:33
سیمز +۱۸ از ویکوک و کوکوی؟!🥵🔞
تنها بزن رو لینک زیر کاملشو گذاشتم💦👇
https://t.me/VkookEternityXxX2_bot?start=_PTFKOXXHSSWANKT
تنها بزن رو لینک زیر کاملشو گذاشتم💦👇
https://t.me/VkookEternityXxX2_bot?start=_PTFKOXXHSSWANKT
06.02.202512:30
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : Kookv
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance/Smut/Omegaverse/Mpreg/Fluff/Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 690
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance/Smut/Omegaverse/Mpreg/Fluff/Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 690
Қайта жіберілді:
-
06.02.202508:41
𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 🔞 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 ❌ 𝗡𝗦𝗙𝗪 💦 𝗦𝗠𝗨𝗧
https://t.me/VkookEternityXxX2_bot?start=UTZCSGVNSNXLEDMS
Warning XXX⚠️
https://t.me/VkookEternityXxX2_bot?start=UTZCSGVNSNXLEDMS
Warning XXX⚠️
Қайта жіберілді:
𝗕𝗅𝗎𝖾 𐤀



05.02.202508:44
#Video ᎒ Part 2🪼ᯤ
جونگکوک به فراموشی مبتلاست و هر بار که میخوابه، تمام خاطرات روز قبلش رو فراموش میکنه. حالا با این شرایط، جونگکوک میتونه رابطهاش با تهیونگ رو حفظ کنه یا همه چیز به فراموشی سپرده میشه؟ . . .
ویدیو رو ببینید:>✨
⭑៸៸ @Jeonkimxi ꞋꞌꞋ ⇡
جونگکوک به فراموشی مبتلاست و هر بار که میخوابه، تمام خاطرات روز قبلش رو فراموش میکنه. حالا با این شرایط، جونگکوک میتونه رابطهاش با تهیونگ رو حفظ کنه یا همه چیز به فراموشی سپرده میشه؟ . . .
ویدیو رو ببینید:>✨
⭑៸៸ @Jeonkimxi ꞋꞌꞋ ⇡
06.02.202513:23
ریکشن ها رو ببرید بالا ساعت ۱۲ یه فیکشن دیگه داریم👀
06.02.202512:30
ᯓ𝑵𝒂𝒎𝒆 : Untold
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #Vkook-#Kookv (#2Ver)
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #Romance/#Smut/#Omegaverse/#Mpreg/#Fluff/#Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 690
﹃
Complete
﹄
Happy End
خلاصه⤺
《جونگکوک یه امگای زیبا اما بدشانس، همیشه آرزو داشت یه آلفای پولدار و جذاب نصیبش بشه تا از شر قرض و بدبختیهاش خلاص بشه؛ اما وقتی یه شب با این فکر به خواب میره، صبح روز بعد خودش رو برهنه تو آغوش یه مرد میبینه، با یه حلقهی درخشان روی دستش که ثابت میکنه این ازدواج کاملاً واقعی بوده! مشکل چیه؟ جونگکوک هیچ چیزی از تهیونگ یادش نمیاد! تنها چیزی که به خاطر داره، همون آرزوییه که همیشه داشت. اما آیا این ازدواج یه فرصت طلاییه یا یه کابوس که دیگه راه برگشتی نداره؟...》
" -چرا لکه های قرمز روشه؟ این یه شوخیه؟ چرا کونم درد میکنـــــــــه؟!!
- چون دیشب سکس داشتیم عزیزم!
که به طرز فاکین هاتی سرش مثلِ ربات بالا اومد و با چشمهای ناخوانا به آلفای فقط با یه حوله دور کمرش مقابلش ایستاده بود، خیره خیره نگاه کرد. مغزش خالی شد و توانایی تجزیه و تحلیل رو از دست داد. لبهای تو پرش رو به سختی باز کرد و با انگشت اشارهاش به خودش و آلفای جذاب روبروش اشاره کرد:
- مـ... ـن... من... و... تو...؟! یـ... یعـ... یعنی... ما... فاک!!!
قفل کرده بود. هزاران هزار سوال توی مغزش بود و مهمترینش این بود که من تو این اتاق چیکار میکنم؟ چرا روی این تخت خوابیدم؟ و فرد مقابلش دیوونه بود؟ خندهی خشکی کرد و با بیچارگی پلک زد:
- من و تو سکس داشتیم؟ تا دیروز حتی پشهی نر هم حاضر نبود نیشم بزنه بعد امروز سکس داشتم؟! اونم با یه آلفا؟"
⋆ خلاصه ورژن ویکوکِ
⋆ تجاوز و مثلث عشقی نداره. جدایی داره. خیانت نمیشه گفت داره چون سوتفاهمه...
⋆ اولاش رفتار تهیونگ خیلی رو مخه👍🏼
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #Vkook-#Kookv (#2Ver)
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #Romance/#Smut/#Omegaverse/#Mpreg/#Fluff/#Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 690
﹃
Complete
﹄
Happy End
خلاصه⤺
《جونگکوک یه امگای زیبا اما بدشانس، همیشه آرزو داشت یه آلفای پولدار و جذاب نصیبش بشه تا از شر قرض و بدبختیهاش خلاص بشه؛ اما وقتی یه شب با این فکر به خواب میره، صبح روز بعد خودش رو برهنه تو آغوش یه مرد میبینه، با یه حلقهی درخشان روی دستش که ثابت میکنه این ازدواج کاملاً واقعی بوده! مشکل چیه؟ جونگکوک هیچ چیزی از تهیونگ یادش نمیاد! تنها چیزی که به خاطر داره، همون آرزوییه که همیشه داشت. اما آیا این ازدواج یه فرصت طلاییه یا یه کابوس که دیگه راه برگشتی نداره؟...》
" -چرا لکه های قرمز روشه؟ این یه شوخیه؟ چرا کونم درد میکنـــــــــه؟!!
- چون دیشب سکس داشتیم عزیزم!
که به طرز فاکین هاتی سرش مثلِ ربات بالا اومد و با چشمهای ناخوانا به آلفای فقط با یه حوله دور کمرش مقابلش ایستاده بود، خیره خیره نگاه کرد. مغزش خالی شد و توانایی تجزیه و تحلیل رو از دست داد. لبهای تو پرش رو به سختی باز کرد و با انگشت اشارهاش به خودش و آلفای جذاب روبروش اشاره کرد:
- مـ... ـن... من... و... تو...؟! یـ... یعـ... یعنی... ما... فاک!!!
قفل کرده بود. هزاران هزار سوال توی مغزش بود و مهمترینش این بود که من تو این اتاق چیکار میکنم؟ چرا روی این تخت خوابیدم؟ و فرد مقابلش دیوونه بود؟ خندهی خشکی کرد و با بیچارگی پلک زد:
- من و تو سکس داشتیم؟ تا دیروز حتی پشهی نر هم حاضر نبود نیشم بزنه بعد امروز سکس داشتم؟! اونم با یه آلفا؟"
⋆ خلاصه ورژن ویکوکِ
⋆ تجاوز و مثلث عشقی نداره. جدایی داره. خیانت نمیشه گفت داره چون سوتفاهمه...
⋆ اولاش رفتار تهیونگ خیلی رو مخه👍🏼
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
05.02.202520:35
ᯓ𝑵𝒂𝒎𝒆 : in your arms
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #kookv- #vkook (#2Ver)/#yoonmin
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #romance/#smut/#omegaverse/#mperg/#angst/#historical
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 779
﹃
Complete
﹄
Open end
خلاصه ⤺
《کیم تهیونگ امگای مغرور و زیبایی که به گل صد تومنی معروف بود اون یک رقاص سلطنتی بود و همیشه هدایا و پیشنهادات مختلفی از اشراف زاده ها میگرفت که جواب همهشون رد میشد چون اون یک هدف بزرگ و تاریکی داشت کینهای بزرگی رو تو دلش کاشته بود و میخواست انتقام بگیره. و از اون طرف وزیر جنگ جئون جونگکوک بعد مدتها جنگ توی قصر برمیگرده و متوجه میشه هدفی که داره با تهیونگ یکیه با هم متحد میشن تا انتقام بدبختی هایی که کشیدن رو بگیرن و بعضی اوقات انتقام باعث درد بیشتری میشه..》
"+خوشحالم برگشتی
_باید برمیگشتم تا بتونم از احساس تو بشنوم
+میدونی هیچوقت فكر نمیكردم این حس برام پیش بیاد. فكر میكردم من؟ گل صدتومانی دلم رو ببازم؟ امكان نداره...ولی حالا....انگار تمام این سالها منتظر تو بودم. به دنبال نگاهت، لبخند و نوازشت میگشتم
_خوشحالم تهیونگ. تو... تو سهم من از شادی هستی"
"_خوشحالم کنارمی
+وزیر جنگ خیلی خوب بلده حرفای عاشقانه بزنه
_فقط برای تو اینجوریام"
⋆ خیانت جدایی تجاوز نداره مثلث عشقی داره
⋆ من عاشق این فیکم ولی پایانش زیادی غمگین بود بچه ها فیک تناسخیه اما من سد در نظر گرفتمش ولی برای بعضی ها ممکنه هپی باشه
#پیشنهاد
ᴠᴋᴏᴏᴋ ᴠᴇʀ
ᴋᴏᴏᴋᴠ ᴠᴇʀ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #kookv- #vkook (#2Ver)/#yoonmin
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #romance/#smut/#omegaverse/#mperg/#angst/#historical
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 779
﹃
Complete
﹄
Open end
خلاصه ⤺
《کیم تهیونگ امگای مغرور و زیبایی که به گل صد تومنی معروف بود اون یک رقاص سلطنتی بود و همیشه هدایا و پیشنهادات مختلفی از اشراف زاده ها میگرفت که جواب همهشون رد میشد چون اون یک هدف بزرگ و تاریکی داشت کینهای بزرگی رو تو دلش کاشته بود و میخواست انتقام بگیره. و از اون طرف وزیر جنگ جئون جونگکوک بعد مدتها جنگ توی قصر برمیگرده و متوجه میشه هدفی که داره با تهیونگ یکیه با هم متحد میشن تا انتقام بدبختی هایی که کشیدن رو بگیرن و بعضی اوقات انتقام باعث درد بیشتری میشه..》
"+خوشحالم برگشتی
_باید برمیگشتم تا بتونم از احساس تو بشنوم
+میدونی هیچوقت فكر نمیكردم این حس برام پیش بیاد. فكر میكردم من؟ گل صدتومانی دلم رو ببازم؟ امكان نداره...ولی حالا....انگار تمام این سالها منتظر تو بودم. به دنبال نگاهت، لبخند و نوازشت میگشتم
_خوشحالم تهیونگ. تو... تو سهم من از شادی هستی"
"_خوشحالم کنارمی
+وزیر جنگ خیلی خوب بلده حرفای عاشقانه بزنه
_فقط برای تو اینجوریام"
⋆ خیانت جدایی تجاوز نداره مثلث عشقی داره
⋆ من عاشق این فیکم ولی پایانش زیادی غمگین بود بچه ها فیک تناسخیه اما من سد در نظر گرفتمش ولی برای بعضی ها ممکنه هپی باشه
#پیشنهاد
ᴠᴋᴏᴏᴋ ᴠᴇʀ
ᴋᴏᴏᴋᴠ ᴠᴇʀ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
Қайта жіберілді:
H♡BNR



05.02.202517:35
ㅤ🪽 🔠🔠🔠 🔠🔠🔠🔠🔠 🪽
متـــــ🐱ـــفاوت ترین چنل فیکـــشن و تویـیت
وارد دنــیای توییت های #فــــان این چنل بشو و ساعــت ها باهاش وقت بگذرون🖤
⚛️#دیـــالوگ های خاص و ماندگار تمام فیکشن ها همین طور نویسنده های خود چنل به قدری زیبا و با سلیقه گلچین شده 🧙
#بـــزرگترین و #بهـــترین منبع برای نویسنده های تازه کار که میخوان فیکشون #دیده بشه کاملا رایگان🧯🪙
👄 https://t.me/+9HIpHmtIG3RjYzU0
https://t.me/+9HIpHmtIG3RjYzU0 😱
متـــــ🐱ـــفاوت ترین چنل فیکـــشن و تویـیت
وارد دنــیای توییت های #فــــان این چنل بشو و ساعــت ها باهاش وقت بگذرون🖤
چرا همیشه یه "آقای چویی" توی همهی فیکها هست...؟! :| 🤦♂
⚛️#دیـــالوگ های خاص و ماندگار تمام فیکشن ها همین طور نویسنده های خود چنل به قدری زیبا و با سلیقه گلچین شده 🧙
من به دنیا اومدم، #منتظر موندم تا ببینمت و بعد شروع کردم به زندگی کردن... شاید دلیلِ وجودمم تو بودی زندگیِ من! 🌟➖➖➖➖➖➖
#بـــزرگترین و #بهـــترین منبع برای نویسنده های تازه کار که میخوان فیکشون #دیده بشه کاملا رایگان🧯🪙
👄 https://t.me/+9HIpHmtIG3RjYzU0
https://t.me/+9HIpHmtIG3RjYzU0 😱
04.02.202519:28
این فیکشن رو نخونید یکی از بهترین ها رو از دست دادید
06.02.202512:44
متوجه شدید چیشدهه؟👀
هشت کا شدیممم😭😭😭😭
هشت کا شدیممم😭😭😭😭
06.02.202510:02
پارت اخرش...
05.02.202519:17
فیکشن همهچی تمومی که دنبالشین و هنوز پیدا نکردین، چه ژانر و ویژگی هایی داره؟ بیتعارف همه چی رو بگید✍ یکی قصد داره ارزوتون رو بنویسه!
05.02.202512:34
ᯓ𝑵𝒂𝒎𝒆 : attar
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #kookv-#vkook (#2Ver)/#jinv/#namjin
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #smut/#criminal/#romance/#mystery/#amnesia
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 951
﹃
Complete
﹄
Happy end
خلاصه ⤺
《کیم تهیونگ مردی که صاحب یه باند بزرگ خلافکار بود مردی که اگه یکی صورت و بدن ظریفش رو میدید فکر نمیکرد خطرناکترین قاتل باشه و چند وقتی میشد تو زندان بود...جئون جونگکوک سرگردی که گذشتهای با این مرد داشت رو فراموش کرده و الان بخاطر درآوردن از زندان به کارش خیانت کرد و الان سرنوشت راهشون رو
دوباره به همدیگه گره زده بود... جدایی که تو گذشته اتفاق افتاده بود ولی قلب هایی که برای هم میتپید...کیم تهیونگ قسم خورده بود دوباره جونگکوک رو برمیگردوند اما دیگه اون پسرک شیرین و ساده نبود دیگه چشمهاش برق زندگی نداشت و در عوض از نفرت پر شده بود...آدما عوض میشن.....》
"با چشمهای خالی از محبت به تهیونگ که توقع داشت ذره ای توجه ببینه نگاه کردو بااخم دستور داد:
«_میشه دست از سر ازار دادن کسایی که هیچ تقصیری تو بوجود اومدن ظالمی مثل خودت ندارن برداری؟کی میخوای بفهمی هرچیزی که سرت میاد حقته؟»
کوبید...شکست...خرد کرد "
"+جونگکوک؟
_جانم؟
+ازت خواستم هر بلایی سر من بیاری...هر طور که میخوای جون منو بگیری تا لحظه ای که حس کنی اروم گرفتی... الان هم همینو میخوام...ولی...التماس میکنم به خودت صدمه نزن...اینو از بی مقدار ترین و بی ارزش ترین ادم روی این زمین بپذیر..."
⋆ اولاش مبهمه اما با فلشبک همه چیز رو توضیح میده
⋆ پاور باتمه
⋆ اینی که توضیح دادم ورژن کوکویه
⋆ فیک واقعا جالبی بود
⋆ زمانی که تاپ و باتم برای اولین بار همو میبینن باتم تقریبا ۲۵سالشه تاپ ۱۷ و بخاطر همین تاپ باتم رو بچه خطاب میکنه فیک پدوفیلی نیست
و الان ده سال گذشته تاپ ۲۸ سالشه باتم ۳۵
و یه باگ دیگه هم داره که توجه داشته باشین تو سال هایی زمان حال که تو فیک ذکر شده ۲۰۱۶ زمان حال هست و یسال میگذره سال ۲۰۱۷ میشه اما دوباره ۲۰۱۶ ذکر میشه که این غلط تایپی هست .
تاپ تو سن ۱۸ سالگی حافظشو از دست میده
ᴋᴏᴏᴋᴠ ᴠᴇʀ
ᴠᴋᴏᴏᴋ ᴠᴇʀ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #kookv-#vkook (#2Ver)/#jinv/#namjin
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #smut/#criminal/#romance/#mystery/#amnesia
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 951
﹃
Complete
﹄
Happy end
خلاصه ⤺
《کیم تهیونگ مردی که صاحب یه باند بزرگ خلافکار بود مردی که اگه یکی صورت و بدن ظریفش رو میدید فکر نمیکرد خطرناکترین قاتل باشه و چند وقتی میشد تو زندان بود...جئون جونگکوک سرگردی که گذشتهای با این مرد داشت رو فراموش کرده و الان بخاطر درآوردن از زندان به کارش خیانت کرد و الان سرنوشت راهشون رو
دوباره به همدیگه گره زده بود... جدایی که تو گذشته اتفاق افتاده بود ولی قلب هایی که برای هم میتپید...کیم تهیونگ قسم خورده بود دوباره جونگکوک رو برمیگردوند اما دیگه اون پسرک شیرین و ساده نبود دیگه چشمهاش برق زندگی نداشت و در عوض از نفرت پر شده بود...آدما عوض میشن.....》
"با چشمهای خالی از محبت به تهیونگ که توقع داشت ذره ای توجه ببینه نگاه کردو بااخم دستور داد:
«_میشه دست از سر ازار دادن کسایی که هیچ تقصیری تو بوجود اومدن ظالمی مثل خودت ندارن برداری؟کی میخوای بفهمی هرچیزی که سرت میاد حقته؟»
کوبید...شکست...خرد کرد "
"+جونگکوک؟
_جانم؟
+ازت خواستم هر بلایی سر من بیاری...هر طور که میخوای جون منو بگیری تا لحظه ای که حس کنی اروم گرفتی... الان هم همینو میخوام...ولی...التماس میکنم به خودت صدمه نزن...اینو از بی مقدار ترین و بی ارزش ترین ادم روی این زمین بپذیر..."
⋆ اولاش مبهمه اما با فلشبک همه چیز رو توضیح میده
⋆ پاور باتمه
⋆ اینی که توضیح دادم ورژن کوکویه
⋆ فیک واقعا جالبی بود
⋆ زمانی که تاپ و باتم برای اولین بار همو میبینن باتم تقریبا ۲۵سالشه تاپ ۱۷ و بخاطر همین تاپ باتم رو بچه خطاب میکنه فیک پدوفیلی نیست
و الان ده سال گذشته تاپ ۲۸ سالشه باتم ۳۵
و یه باگ دیگه هم داره که توجه داشته باشین تو سال هایی زمان حال که تو فیک ذکر شده ۲۰۱۶ زمان حال هست و یسال میگذره سال ۲۰۱۷ میشه اما دوباره ۲۰۱۶ ذکر میشه که این غلط تایپی هست .
تاپ تو سن ۱۸ سالگی حافظشو از دست میده
ᴋᴏᴏᴋᴠ ᴠᴇʀ
ᴠᴋᴏᴏᴋ ᴠᴇʀ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
Қайта жіберілді:
「 BTSIR7 • FF 」



04.02.202519:28
➻ 📷
• مینی فیک | Leica
• نویسنده | Ziwon
• کاپل| #Vkook
• ژانر | کلاسیک ، رمنس ، اسمات
• صفحات | 263
📎پیوست :
«بوی باروتی که شهر را محاصره کرده بود، ذره ذره جان عکاس را میگرفت اما؛...
شاید عطر اقیانوس و تحفه اش دم مسیحایی برای کیم جوان میشد. تحفه ای که لحظه را جاودانه میکرد!
_ پس حالا کجای داستانیم؟ اونجا که با دشواری ها مبارزه میکنی یا... از مبارزه برگشتی و پیروز شدی؟
+ اونجایی که برای بردنت از این شهر و خطراتش هر بهونه ای میارم!»
#Leica | #MiniFic | #Full
▁▁▁▁▁▁▁▁▁
「 @BTSIR7_FF 」
• مینی فیک | Leica
• نویسنده | Ziwon
• کاپل| #Vkook
• ژانر | کلاسیک ، رمنس ، اسمات
• صفحات | 263
📎پیوست :
«بوی باروتی که شهر را محاصره کرده بود، ذره ذره جان عکاس را میگرفت اما؛...
شاید عطر اقیانوس و تحفه اش دم مسیحایی برای کیم جوان میشد. تحفه ای که لحظه را جاودانه میکرد!
_ پس حالا کجای داستانیم؟ اونجا که با دشواری ها مبارزه میکنی یا... از مبارزه برگشتی و پیروز شدی؟
+ اونجایی که برای بردنت از این شهر و خطراتش هر بهونه ای میارم!»
#Leica | #MiniFic | #Full
▁▁▁▁▁▁▁▁▁
「 @BTSIR7_FF 」
06.02.202512:30
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : Vkook
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance/Smut/Omegaverse/Mpreg/Fluff/Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 693
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance/Smut/Omegaverse/Mpreg/Fluff/Angst
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 693
Қайта жіберілді:
𝗕𝗅𝗎𝖾 𐤀



06.02.202510:02
#Video ᎒ Last Part🪼ᯤ
جونگکوک به فراموشی مبتلاست و هر بار که میخوابه، تمام خاطرات روز قبلش رو فراموش میکنه. حالا با این شرایط، جونگکوک میتونه رابطهاش با تهیونگ رو حفظ کنه یا همه چیز به فراموشی سپرده میشه؟ . . .
ویدیو رو ببینید:>✨
⭑៸៸ @Jeonkimxi ꞋꞌꞋ ⇡
جونگکوک به فراموشی مبتلاست و هر بار که میخوابه، تمام خاطرات روز قبلش رو فراموش میکنه. حالا با این شرایط، جونگکوک میتونه رابطهاش با تهیونگ رو حفظ کنه یا همه چیز به فراموشی سپرده میشه؟ . . .
ویدیو رو ببینید:>✨
⭑៸៸ @Jeonkimxi ꞋꞌꞋ ⇡
Қайта жіберілді:
-


05.02.202517:35
تو پوزیشن های هات با هیونگش عشقبازی میکنه~
🔞• UNCENSORED MEDIA •🔞
سیمز ویکوک میبینی یواش بزن رو لینک بالا🤫👆🏼
05.02.202508:44
پارت دوم این
04.02.202519:28
ᯓ𝑵𝒂𝒎𝒆 : Leica
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #vkook
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #Romance/#smut/#classic/#dram/#war
✦𝑷𝒂𝒓𝒕 : 18
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 263
﹃
Complete
﹄
Happy end
خلاصه⤺
《همهجا ویرانی بود، جنگ شروع شده پایانی نداشت، مردان جوان و نوجوان برای حفاظت از کشور کشته میشدن خون های زیادی ریخته میشد ولی جنگ تمام نمیشد.
در آن زمان کیم تهیونگ پسر عکاسی تصمیمی گرفت که فکر میکرد باعث پایان این جنگ میشه و در این راه به دوربینی نیاز داشت که به واسطهی دوستش جیمین از طرف بازرگان دوربینی به دستش میرسید و
شاید دیدار های بیشتری بجز تحویل گرفتن دوربین بین اون دو اتفاق میوفتاد و یک عشق متفاوت بین عکاس و بازرگان به وجود میومد....》
"+ مشکلی نیست اگه بخوای گریه کنی... اینکه ازمون بخوان همیشه قوی باشیم، بیرحمی بزرگیه.
- از چی حرف میزنی؟
+ از اینکه ما از سنگ ساخته نشدیم "
"+برات نامه مینویسم
_کاش داخل اون پاکت تو باشی.
+آشنا بود.
_من طبع هنری ندارم و از شعر و نقاشی و عکس سر در نمیارم فقط میتونم بهت بگم دوستت دارم . همین جملهی کوتاه و تکراری همه حسیه که بهت دارم"
⋆ خیانت تجاوز و مثلث عشقی نداره
⋆ ولی این فیکشن باید میرفت تو لیست معروف ها:)
#پیشنهاد
ᴡᴀᴛᴛᴘᴀᴅ ʟɪɴᴋ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
ᯓ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : #vkook
ᯓ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : #Romance/#smut/#classic/#dram/#war
✦𝑷𝒂𝒓𝒕 : 18
✦𝑷𝒂𝒈𝒆 : 263
﹃
Complete
﹄
Happy end
خلاصه⤺
《همهجا ویرانی بود، جنگ شروع شده پایانی نداشت، مردان جوان و نوجوان برای حفاظت از کشور کشته میشدن خون های زیادی ریخته میشد ولی جنگ تمام نمیشد.
در آن زمان کیم تهیونگ پسر عکاسی تصمیمی گرفت که فکر میکرد باعث پایان این جنگ میشه و در این راه به دوربینی نیاز داشت که به واسطهی دوستش جیمین از طرف بازرگان دوربینی به دستش میرسید و
شاید دیدار های بیشتری بجز تحویل گرفتن دوربین بین اون دو اتفاق میوفتاد و یک عشق متفاوت بین عکاس و بازرگان به وجود میومد....》
"+ مشکلی نیست اگه بخوای گریه کنی... اینکه ازمون بخوان همیشه قوی باشیم، بیرحمی بزرگیه.
- از چی حرف میزنی؟
+ از اینکه ما از سنگ ساخته نشدیم "
"+سخت ترش نکن و برو
_برم آسون میشه؟
تهیونگ!!...قول بده که نامه مینویسی قسم بخور کیم
+قسم میخورم که دلم برای اینکارات تنگ میشه قسم میخورم که دلم برای عطر، ضربان رگ و همهی جزئیات مربوط به تو تنگ میشه. قسم میخورم که دلم برات تنگ میشه و نامه نمیتونه آرومش کنه اما مینویسم برای تو مینویسم
_میبینمت ؟....
+دوستت دارم . و کاش این برای نگهداشتنمون کنار هم کافی بود کیم تهیونگ"
"+برات نامه مینویسم
_کاش داخل اون پاکت تو باشی.
+آشنا بود.
_من طبع هنری ندارم و از شعر و نقاشی و عکس سر در نمیارم فقط میتونم بهت بگم دوستت دارم . همین جملهی کوتاه و تکراری همه حسیه که بهت دارم"
⋆ خیانت تجاوز و مثلث عشقی نداره
⋆ ولی این فیکشن باید میرفت تو لیست معروف ها:)
#پیشنهاد
ᴡᴀᴛᴛᴘᴀᴅ ʟɪɴᴋ
ⵂ @taekook_fic1 ⵂ
Көрсетілген 1 - 20 арасынан 20
Көбірек мүмкіндіктерді ашу үшін кіріңіз.