⚫️ بخوابانیدش!!
در جامعه اسلامی بزرگترین مقامات نمی توانند بر یک انسان معمولی زور و قلدری و درشت گویی بکند.
به طوری که حتی در آن زمانی که مسیر جامعه اسلامی عوض شده بود و بر طبق عقیده ما از محور خلافت الهی و اصلی یعنی محور امامت امیرالمؤمنین (ع) دور افتاده بود، حتی در همان زمان هم، یک نفر استاندار، یک نفر قدرتمند وقتی که در یک منطقه دوری از پایتخت اسلامی، پسرش! نه خودش، به یک عرب در بیابان یک شلاق می زند.
این عرب با همت بلند می شود، این راه دور را طی می کند می آید مدینه برای دادخواهی و تظلم!
خلیفه می نویسد به استاندار که استاندار و پسرش هردو بیایند؛ نمی گوید پسر را هم تنها بفرست...
خلیفه وقتی که از آنها می پرسد که چرا این عرب را آزار کردی و به او تازیانه زدی؟
پسر استاندار می گوید که ای خلیفه! بگو شاهد بیاورد!
خلیفه گفت: شاهدش همین است که از مصر بلند شده تا مدینه آمده، با این زحمت. در بیابان از کجا شاهد بیاورد؟ دو نفر شاهد عادل پیدا کند که تو او را در بیابان شلاق زدی؟!
اگر در بیابان خلوت زده باشی او چه کار کند؟
تو اگر نزده بودی، این انگیزه در او بوجود نمی آمد که این همه راه را از مصر بلند شود پای پیاده بیاید مدینه تا به من شکایت کند.
_ بخوابانیدش!
پسر استاندار را در مسجد دراز کردند و شلاق زدند.
پسر که بلند شد گفت بابا را بخوابانید داد و بیداد عمروعاص (استاندار) بلند شد: من را چرا می زنید؟!
گفت: برای خاطر اینکه پسرت به میخ تو زد! به اتکاء قدرت تو زد. اگر تو پدرش نبودی ، اگر تو قدرت نداشتی، اگر تو حامی و پشتیبان او نبودی، او سرش را به سنگ می زد که این عرب را در بیابان بزند
_بخوابانیدش!
این برای کی است؟ این برای آن وقتی است که اسلام از مسیر خداخواسته جدا شده بود. برای آن وقتیست که امیرالمؤمنین ما سر کار نبود؛ آن کسانی که سر کار بودند که ما برای آنها حق خلافت قائل نیستیم'، در عین حال این جور بود.
خب این جامعه اسلامی است!
این جامعه ای است که اسلام می خواهد
جامعه ای که در آن زور نباشد، قلدری نباشد، جمع ثروت در کنار محرومیتها و مستمندی های طبقات مستمند نباشد...
💡کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
@rismansanj