Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Лёха в Short’ах Long’ует
Лёха в Short’ах Long’ует
B

Bloomsbury | بلومزبری

📌 بلومزبری مکانی برای به اشتراک گذاشتن محصولات مرتبط با صنعت نشر و کتاب با تمرکز بر فلسفه، علوم سیاسی و ادبیات.
👥️ گروه : @Bloomsbury_circle
TGlist रेटिंग
0
0
प्रकारसार्वजनिक
सत्यापन
असत्यापित
विश्वसनीयता
अविश्वसनीय
स्थान
भाषाअन्य
चैनल निर्माण की तिथिAug 09, 2024
TGlist में जोड़ा गया
Jan 10, 2025
संलग्न समूह

समूह "Bloomsbury | بلومزبری" में नवीनतम पोस्ट

से पुनः पोस्ट किया:
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی) avatar
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
انقلاب و پلورالیسم!

گروه‌های سیاسی بسیاری در انقلاب 57 مشارکت داشتند، اما برندهٔ نهایی آن آیت‌الله خمینی بود. بعد از پیروزی انقلاب، اغلب آن گروه‌ها بنا به جبر حرکت انقلابی از گردونهٔ قدرت حذف شدند، حال آنکه می‌پنداشتند در معادله و منازعهٔ قدرت دست بالا را دارند.
انقلاب بنا به ماهیت خود ضدپلورالیسم است و خواه ناخواه سر از انحصار قدرت در می‌آورد. از این جهت، فقط یک نیروی مشارکت‌‌کننده در آن, قدرت را به دست می‌گیرد و باقی آنها حذف و قربانی می‌شوند!
خطر تکرار این داستان در ایران دوباره بالا گرفته است. الان هم گروه‌ها و افرادی دم از انقلاب می‌زنند که به فرض وقوع انقلاب و پیروزی آن، از روز هم روشن‌تر است که خود نخستین قربانیان آن توسط نیروی فائقه خواهند بود!
نیروی فائقه در انقلاب‌ها معمولاً همان نیرویی است که خود را به عنوان متضاد مطلقِ نظام حاکم در همهٔ زمینه‌ها معرفی می‌کند و درست به همین دلیل است که رفتار و گفتارش در منتهی‌درجهٔ افراط است.
کاملاً روشن است که نیروی فائقه در یک انقلاب فرضی در شرایط کنونی ایران چه نیرویی است! دیگر نیروهای حامی انقلاب، خواه ناخواه در خدمت آنند و نهایتاً هم توسط آن حذف می‌شوند، آن هم چه حذف شدنی!
ظاهراً تاریخ برای درس گرفتن نیست، برای تکرار دائمی است! چه می‌شود کرد؟
هیچکار!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
به بهترین‌های تلگرامی بپیوندید.


💠 • فلسفهٔ فرانسوی •

🆔@MonsieurKarami

💠 ترس از اینکه دیگر قادر به تغییرکردن نباشید

🆔@alazia_me

💠 زمانـے براے مَن بودن

🆔@WhoIsAynaz

💠 تأملات یک ذهن جستجوگر

🆔@zehnejostejugar

💠 پـرسـه زدن در هـزار تـوی عـلـم

🆔@self_love_403

💠 جمهوری روشنفکران

🆔@philosophy_and_history

💠 فلسفه،روانشناسی،تاریخ،جامعه‌شناسی

🆔@Philosophy7898

💠 بلومزبری

🆔@Bloomsbury_Channel
سارا شریعتی ، جامعه شناس دین ؛ به جای پیگیری آنچه باید ، به آنچه هست پرداخته ، و به مفاهیم اجتماعی همچون دین نه بر حسب تمایل و نگرش غالب ، بلکه بر حسب کارکرد اجتماعی و پتانسیلی که در جامعه دارا هستند ،پرداخته .
📖 #بریده_کتاب :

برای این که آزادی اندیشه بتواند در مقام محرک اول پیشرفت عقلی و فکری ایفای نقش کند، اساس این است که کسی باشد که درباره هر آرمان یا اندیشه ای به بحث و استدلال بپردازد، تا هنگامی که دگر اندیشی سرکوب نشود همیشه کسی خواهد بود که اندیشه های حاکم بر همروزگاران خویش را به پرسش بگیرد و اندیشه های جدید را به بوته آزمون، استدلال و تبلیغ بگذارد.


📕📎 فون هایک، فردریش، در سنگر آزادی، ترجمه فولادوند، عزت الله (1390). تهران : نشر ماهی، ص 93 و 94

📚@Bloomsbury_Channel
📌 عملکرد بلومزبری در سالی که گذشت.

📚 @Bloomsbury_Channel
📌 الاهیّات و ابطال، ویتگنشتاین و فلو

یکی از مبانی ویتگنشتاین برای رّد مابعدالطّبیعه اصل انکارپذیری معنادار بود؛ و یکی از اشکالاتی که بر گزاره های دینی یا الهیّاتی وارد آورده اند این است که این گزاره های ابطال پذیر نیستند. جُستارِ پر آواره ای هست از استاد ای. فلو، با عنوان «Theology and Falsification» [= «الاهیّات و ابطال»]، که در آن وی از حکایتی سود می‌جوید. دو مرد درباره باغی پر از گل و گیاه جرّ و بحث می‌کنند. یکی از آن دو می‌گوید: باغبانی می‌آید و از باغ مراقبت میکند؛ دیگری انکار می‌کند. هرگز باغبان را نمی‌بینند و صدایی از او نمی‌شنوند. با کمک گرفتن از سگان شکاری نیز نمی‌توانند ردّ او را بیابند؛ و وقتی هم که گرداگرد باغ حصاری از سیمِ خاردارِ متّصل به برق درست می‌کنند نمی‌توانند او را به دام اندازند. با اینهمه، آنکه معتقد به وجود باغبان است همچنان اصرار می‌ورزد بر این که «باغبانی هست، نامرئی، ناملموس، که برق او را نمیگیرد؛ باغبانی که ردّ پت ندارد و سر و صدایی ایجاد نمیکند؛ باغبانی که مخفیانه می آید تا از باغی که به آن علاقه دارد مراقبت کند.» منکر پاسخ می‌دهد: چنین باغبانی با یک باغبان تخیّلی یا یک باغبان معدوم چه فرقی دارد؟ مشابهت [عقیده به چنین باغبانی] به خدایی مهرورز که بر این جهان، که در آن خیر و شرّ، هر دو، وجود دارند، حاکم است مشابهتی واضح.

فلو خاطرنشان می‌کند که «ادّعای این که وضع فلان طور است بالضّروره هم ارز است با انکار این که وضع فلان طور نیست» (و در یک زیرنویس می‌گوید: مرادم این است که p از لحاظ ماده هم ارز است با «نا نا p»_ یعنی همان ارزشهای منطقی را دارد که «نا نا p» دارد.) و آنگاه از این مطلب نتیجه می‌گیرد که «اگر چیزی نیست که سخنی که علی الظّاهر یک ادّعاست منکر آن باشد، در این صورت، چیزی هم نیست که این سخن مدّعی آن باشد؛ وَ بنابراین، سخن مذکور، در واقع، ادّعا نیست». پس، مؤمنان باید آماده پاسخگویی به این پرسش شوند: «چه چیزی باید اتّفاق افتد یا اتّفاق افتاده باشد تا نزد شما برهانی بر نفیِ مهرورزیِ خدا یا نفیِ وجودِ خدا محسوب شود؟» اما ظاهراً حکم نهایی و قطعی درباب باور دینی این است که مؤمنان، هرچه پیش آید. از آن دست بر ندارند. پس، یاور یا ابطال ناپذیر و، بنابراین، بیمعناست؛ یا ابطال پذیر و، بنابراین، غیر دینی است.

📕📎 دانلود هادسون، ویلیام. (1968). لودویگ ویتگنشتاین، ترجمه ملکیان، مصطفی. (1403). تهران : نشر هرمس، ص 64 و 65

📚 @Bloomsbury_Channel
جناب برتراند راسل !
چه چیز از زندگی و معرفتی که از آن فراگرفتید ، ارزش بازگویی برای نسل آینده را دارد ؟
📌 نقابت را زمین بگذار!

رویه تخریب سنگ های مزار در تاریخ سیاست ایران مسبوق به سابقه است، چندی پس از مرگ ندا آقاسلطان در سال 88 تصاویری منتشر شد که حاکی از آسیب دیدن سنگ مزار وی بود، بعدتر نیز سنگ مزار سیاوش محمودی نوجوان جان باخته در اعتراضات 1401 مورد تعدی و تخریب قرار گرفت. چندی پیش نیز فیلمی از ادرار کردن یکی از طرفداران سلطنت بر مزار غلامحسین ساعدی در گورستان پرلاشز منتشر شد که به شکل عجیبی توسط سلطنت طلبان مورد بازنشر و تحسین قرار گرفت.

تخریب یا بی احترامی کردن به سنگ مزار هرکسی اقدامی ناپسند و نابخردانه است اما تفاوت بی حرمتی به مزار ساعدی با مواردی که در ایران اتفاق می افتاد این است که این عمل نه از طرف مشتی تندرویِ متصلب داخلی که توسط فرنگ نشینان بی فرهنگی انجام شد که خود و مرادِ نا مرادشان را منادی آزادی و حامل دموکراسی برای مردم ایران فرض می‌کنند.

پیش تر نوشته بودم (اینجا) که در میان گروه های اپوزیسیون سلطنت طلبان گوی ابتذال را از دیگران ربوده و بی هیچ رقیبی بر صدر تکیه زده اند، به طوری که هتاکی و فحاشی تبدیل به نماد و شاخصه این گروه شده اما ادرار کردن بر مزار غلامحسین ساعدی به جرم داشتن عقاید چپ گرایانه و مخالفت با امر ملوکانه شاه مخلوع به وضوح نقاب از صورت طرفداران این گروه برداشت و صورت کریه فاشیسم را نمایان کرد. کسانی که به سنگ مزار مخالفی که قریب به 40 سال پیش از دنیا رفته بی احترامی می‌کنند چطور میخواهند وجه تمایز خود از بدیل های داخلی را مشخص کنند؟ عده ای در ایران به مخالفان فکری خود توهین و آنها را به عقوبت و زندان تهدید می‌کنند و عده ای دیگر در خارج از ایران به مخالفان فکری خود ناسزا می‌گویند و به آنها مجازات هایی سنگین در آینده ای نزدیک وعده میدهند، چه تفاوتی میان تندروهای داخلی و سلطنت طلبان وجود دارد؟ آیا جز این است که هردو دو روی یک سکه هستند؟ حداقل تندرو های داخلی از هر تریبون فریاد آزادی سر نمی‌دهند و خود را تحصیل کرده و آزاداندیش به شمار نمی آورند.

پیش تر حمد و ستایش پرویز ثابتی (رئیس رکن سوم ساواک و عامل جنایات بی شمار در زندان های شاه) را توسط سلطنت طلبان شاهد بودیم و امروز هم تمجید از عامل این حرکت شنیع را شاهد هستیم، تعارض این دست رفتار ها با شعار هایی که سر داده می‌شود نشان از یک چیز دارد و آن هم این است که گرگی لباس میش پوشیده اما لباسی نابهنجار و بی قواره، طرفداران پهلوی با سابقه تاریک و وضع اسفناک حقوق بشر در زمان رضا و محمدرضا شاه پهلوی و با اعمالی که امروز انجام میدهند برازنده مقایسه با نازی ها هستند و نمی‌توانند خود را با هزار آرایش و آلایش طرفدار حقوق بشر، دموکراسی، آزادی و حکومت قانون نشان بدهند.

سِر کارل ریموند پوپر، فیلسوف اتریشی در کتاب معروف خود "جامعه باز و دشمنان آن" دموکراسی را شرایطی تعریف می‌کند که در آن مردم بتوانند بدون توسل به خشونت و با اتکا به نهاد های قانونی از این که حکمرانان بد یا نالایق بیش از حد آسیب برسانند جلوگیری کنند (نک. جامعه باز و دشمنان آن، ترجمه عزت الله فولادوند، نشر خوارزمی ص 303) پوپر این سخن را در ادامه گسترش داده و به لوازم منطقی خود میرساند و با تقسیم حکومت ها به دو قسم می‌گوید نوع اول عبارت است از حکومت هایی که می‌توان بدون خون ریزی از شرّشان خلاص شد برای مثال از طریق انتخابات عمومی و نوع دوم حکومت هایی که جز با کامیابی در انقلاب، رهایی از چنگشان امکان پذیر نیست (نک. همان ص 308) واضح است که در سرزمین ما حتی برای یک روز یا یک ساعت چنین شرایطی فراهم نشده اما رجوع به حافظه تاریخی نشان می‌دهد پیش از انقلاب 1979 سران انقلابی آشکارا شعار آزادی و وعده دموکراسی می‌دادند، آنها نوید می‌دادند که انتقاد از حکومتِ آینده آزاد خواهد بود و کسی حق ندارد دیگری را به جرم انتقاد و حتی شعار مرگ دادن به حاکمیت مورد پیگرد قرار بدهد (برای نمونه نک. مصاحبه آیت الله خمینی با خبرنگاران، 12 آبان 1357 در پاریس) حتی این وعده های مترقی تا جایی پیش رفت که آیت الله خمینی در پاسخ به پرسش "آیا در حکومت اسلامی مارکسیست ها آزادی عقیده و بیان دارند؟" اعلام کرد "در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند" (نک. مصاحبه 19 آبان 1357 با نمایندگان عفو بین الملل، همچنین صحیفه امام، ج‏ 4، ص 435 و 436) با این وجود به محض استقرار، حاکمیت جدید دست به قلع و قمع کردن مخالفان فکری خود زد و آنها را یکی پس از دیگری از صحنه سیاست بیرون راند و این روند تا به امروز نیز ادامه دارد، خفقان آورده رسمی کسانی بود که شعار دموکراسی و آزادی می‌دادند، حال خدا می‌داند ارمغان کسانی که حتی پیش از رسیدن به قدرت مشی دیکتاتوری پیشه کرده اند برای جامعه استبداد زده ما چه خواهد بود. به شکلی که ناچار باید "از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه برد"..

✍🏻 binesh

📚 @Bloomsbury_Channel

रिकॉर्ड

30.01.202523:59
288
सदस्य
26.12.202423:59
0
उद्धरण सूचकांक
28.12.202423:59
95
प्रति पोस्ट औसत दृश्य
30.12.202420:45
95
प्रति विज्ञापन पोस्ट औसत दृश्य
27.12.202423:59
3.16%
ER
30.12.202420:45
32.99%
ERR

विकास

सदस्य
उद्धरण सूचकांक
एक पोस्ट का औसत दृश्य
एक विज्ञापन पोस्ट का औसत दृश्य
ER
ERR
JAN '25FEB '25

Bloomsbury | بلومزبری के लोकप्रिय पोस्ट

से पुनः पोस्ट किया:
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی) avatar
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
13.02.202509:42
انقلاب و پلورالیسم!

گروه‌های سیاسی بسیاری در انقلاب 57 مشارکت داشتند، اما برندهٔ نهایی آن آیت‌الله خمینی بود. بعد از پیروزی انقلاب، اغلب آن گروه‌ها بنا به جبر حرکت انقلابی از گردونهٔ قدرت حذف شدند، حال آنکه می‌پنداشتند در معادله و منازعهٔ قدرت دست بالا را دارند.
انقلاب بنا به ماهیت خود ضدپلورالیسم است و خواه ناخواه سر از انحصار قدرت در می‌آورد. از این جهت، فقط یک نیروی مشارکت‌‌کننده در آن, قدرت را به دست می‌گیرد و باقی آنها حذف و قربانی می‌شوند!
خطر تکرار این داستان در ایران دوباره بالا گرفته است. الان هم گروه‌ها و افرادی دم از انقلاب می‌زنند که به فرض وقوع انقلاب و پیروزی آن، از روز هم روشن‌تر است که خود نخستین قربانیان آن توسط نیروی فائقه خواهند بود!
نیروی فائقه در انقلاب‌ها معمولاً همان نیرویی است که خود را به عنوان متضاد مطلقِ نظام حاکم در همهٔ زمینه‌ها معرفی می‌کند و درست به همین دلیل است که رفتار و گفتارش در منتهی‌درجهٔ افراط است.
کاملاً روشن است که نیروی فائقه در یک انقلاب فرضی در شرایط کنونی ایران چه نیرویی است! دیگر نیروهای حامی انقلاب، خواه ناخواه در خدمت آنند و نهایتاً هم توسط آن حذف می‌شوند، آن هم چه حذف شدنی!
ظاهراً تاریخ برای درس گرفتن نیست، برای تکرار دائمی است! چه می‌شود کرد؟
هیچکار!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
30.01.202523:43
به بهترین‌های تلگرامی بپیوندید.


💠 • فلسفهٔ فرانسوی •

🆔@MonsieurKarami

💠 ترس از اینکه دیگر قادر به تغییرکردن نباشید

🆔@alazia_me

💠 زمانـے براے مَن بودن

🆔@WhoIsAynaz

💠 تأملات یک ذهن جستجوگر

🆔@zehnejostejugar

💠 پـرسـه زدن در هـزار تـوی عـلـم

🆔@self_love_403

💠 جمهوری روشنفکران

🆔@philosophy_and_history

💠 فلسفه،روانشناسی،تاریخ،جامعه‌شناسی

🆔@Philosophy7898

💠 بلومزبری

🆔@Bloomsbury_Channel
अधिक कार्यक्षमता अनलॉक करने के लिए लॉगिन करें।