
Анатолий Шарий

Україна Сейчас | УС: новини, політика, війна

Всевидящее ОКО: Україна | Новини

Мир сегодня с "Юрий Подоляка"

Труха⚡️Україна

Николаевский Ванёк

Лёха в Short’ах Long’ует

Лачен пише

Инсайдер UA | Україна | Новини

Анатолий Шарий

Україна Сейчас | УС: новини, політика, війна

Всевидящее ОКО: Україна | Новини

Мир сегодня с "Юрий Подоляка"

Труха⚡️Україна

Николаевский Ванёк

Лёха в Short’ах Long’ует

Лачен пише

Инсайдер UA | Україна | Новини

Анатолий Шарий

Україна Сейчас | УС: новини, політика, війна

Всевидящее ОКО: Україна | Новини

اندیشه ما
💢 پایگاه ارائه قرائت محققانه و متناسب زمان از آموزههای اصیل اسلامی
🌐 نشانی سایت: andishehma.com
📲ارتباط با دبیر خبر و مدیر کانال
ارسال مطالب، نقد و پیشنهادات و مسئول بارگذاری مطالب: @ad_andishemaa
🌐 نشانی سایت: andishehma.com
📲ارتباط با دبیر خبر و مدیر کانال
ارسال مطالب، نقد و پیشنهادات و مسئول بارگذاری مطالب: @ad_andishemaa
TGlist rating
0
0
TypePublic
Verification
Not verifiedTrust
Not trustedLocation
LanguageOther
Channel creation dateFeb 16, 2022
Added to TGlist
Oct 12, 2024Linked chat
اندیشه ما chat
0
Records
24.02.202523:59
1.8K
Subscribers09.11.202423:59
400
Citation index02.01.202523:59
1.8K
Average views per post02.01.202523:59
1.8K
Average views per ad post10.10.202423:59
16.67%
ER02.01.202523:59
169.33%
ERR24.02.202506:45
✅ چرا خروج از دین؟
🎙 علی زمانیان
🔻 پرسش از علل ترک دین، پرسشی بزرگدامنه و پیچیدهای است و به علل و عوامل بسیاری وابسته است. و نیز برای هر فرد ممکن است علل مختلفی مطرح شده باشد. اما به طور کلی برخی از عواملی که سبب ترک دین میشود، عبارت است از:
1️⃣ تعارض دین با اخلاق. وقتی دیندار احساس میکند آموزههای دینی به پیروانش دستور به قتل و رفتارهای خشن میدهد و یا میان دین با اخلاق زمانه و حقوق بشر تقابل و ناسازگاری میبیند.
2️⃣ مسئله ی شر، شخص احساس میکند خداوند نسبت به بدبختی و مشقات انسان بیتفاوت است. خدایی که "دانای مطلق"، "توانای مطلق" و "خیرخواه مطلق" است، اما هنوز شر وجود دارد. به عنوان مثال، خداوند میداند که آدمی، در چه وضعیت مشقتبار و سختی گرفتار شدهاست، میتواند او را از زیر بار رنج بیرون آورد و نیز خیرخواه است و میخواهد چنین شود، در این صورت چرا انسان گرفتار درد و رنج را یاری نمیرساند و او را از زندگی پرعذاباش نجات نمیدهد؟
3️⃣ چالش های علمی، یا تعارض یافتههای علمی با آن چه در کتب دینی آمده است، از جمله عوامل از دست رفتن برخی باورهایی است که نمیتوان از آنها دفاع کرد.
4️⃣ تجربههای تلخ شخصی، شکست در دعا، و حس رهاشدگی و فراموش شدگی. تجربهی آلام دراز مدت و یا تنشهای سخت، به ویژه مرگ عزیزان، تغییرات ژرفی در اندیشه و عمل دینی ایجاد میکند و اعتقادات را میفرساید.
5️⃣ مشاهدهی رفتارهای خشن و غیراخلاقی از سوی جامعهی دینی به ویژه روحانیان و مبلغان دینی. کنشهای غیراخلاقی روحانیون، به چیزی دامن میزند که در اصطلاح روانشناختی، به آن، "تعارض شناختی" گفته میشود. تعارضی فرسایشگر که باورهای دینی را با تنش جدی روبرو میکند ......
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/khroje-az-din/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
🎙 علی زمانیان
🔻 پرسش از علل ترک دین، پرسشی بزرگدامنه و پیچیدهای است و به علل و عوامل بسیاری وابسته است. و نیز برای هر فرد ممکن است علل مختلفی مطرح شده باشد. اما به طور کلی برخی از عواملی که سبب ترک دین میشود، عبارت است از:
1️⃣ تعارض دین با اخلاق. وقتی دیندار احساس میکند آموزههای دینی به پیروانش دستور به قتل و رفتارهای خشن میدهد و یا میان دین با اخلاق زمانه و حقوق بشر تقابل و ناسازگاری میبیند.
2️⃣ مسئله ی شر، شخص احساس میکند خداوند نسبت به بدبختی و مشقات انسان بیتفاوت است. خدایی که "دانای مطلق"، "توانای مطلق" و "خیرخواه مطلق" است، اما هنوز شر وجود دارد. به عنوان مثال، خداوند میداند که آدمی، در چه وضعیت مشقتبار و سختی گرفتار شدهاست، میتواند او را از زیر بار رنج بیرون آورد و نیز خیرخواه است و میخواهد چنین شود، در این صورت چرا انسان گرفتار درد و رنج را یاری نمیرساند و او را از زندگی پرعذاباش نجات نمیدهد؟
3️⃣ چالش های علمی، یا تعارض یافتههای علمی با آن چه در کتب دینی آمده است، از جمله عوامل از دست رفتن برخی باورهایی است که نمیتوان از آنها دفاع کرد.
4️⃣ تجربههای تلخ شخصی، شکست در دعا، و حس رهاشدگی و فراموش شدگی. تجربهی آلام دراز مدت و یا تنشهای سخت، به ویژه مرگ عزیزان، تغییرات ژرفی در اندیشه و عمل دینی ایجاد میکند و اعتقادات را میفرساید.
5️⃣ مشاهدهی رفتارهای خشن و غیراخلاقی از سوی جامعهی دینی به ویژه روحانیان و مبلغان دینی. کنشهای غیراخلاقی روحانیون، به چیزی دامن میزند که در اصطلاح روانشناختی، به آن، "تعارض شناختی" گفته میشود. تعارضی فرسایشگر که باورهای دینی را با تنش جدی روبرو میکند ......
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/khroje-az-din/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
10.02.202520:16
⭕️ فایل صوتی جلسه تئوری انقلاب در فقه شیعه
🎙 نظریهپرداز:
🔹 آیتالله محمد سروش محلاتی
@mohammadsorooshmahallati
🌐 در شبکههای اجتماعی ما را همراهی کنید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا | آپارات
🎙 نظریهپرداز:
🔹 آیتالله محمد سروش محلاتی
@mohammadsorooshmahallati
🌐 در شبکههای اجتماعی ما را همراهی کنید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا | آپارات
11.02.202510:21
🔴وفاق ملی بر پایه رعایت حقوق شهروندان
✍️ آیتالله سید محمدعلی ایازی
🌱فرضیه این نوشته: اذعان به این نکته است که وفاق یکطرفه نیست. شرکت در کسب منافع نیست. وفاق توافق احزاب و گروههای ذینفع نیست، وفاق شرکت سهامی نیست، وفاق بر مبنای تامین اهداف ملی و حفظ منافع همگان است.
🌱در این گفتار سعی شده نشان داده شود که گرانیگاه وفاق رعایت حقوق شهروندان و قوانین مُصرّح در قانون اساسی از جمله آزادیهای سیاسی با تکیه بر شخصیت بزرگ انقلاب یعنی مهندس بازرگان است. به همین دلیل به مواضع ایشان از آغاز انقلاب اشاره میکنم، چگونه ایشان از اوان پیروزی انقلاب دغدغه رعایت حقوق مخالفان را داشت. چگونه نگران انکار حقوق اساسی و بیتوجهی به حقوق مخالفان را داشت، چگونه نگران التهاب و گسترش فضای خشونت بود.
🌱چرا به مناسبت سالگرد شخصیت بازرگان مسئله وفاق و رعایت حقوق مخالفان مطرح شده است، زیرا مهندس مهدی بازرگان به عنوان، اندیشمند، مصلح اجتماعی، روشنفکر دینی و سیاستمدار از آغاز فعالیت و کنش اجتماعی تا هنگام مرگ در راستای دفاع از حقوق شهروندان و کاهش خشونت و تکیه بر وفاق اجتماعی و جلوگیری از اختلاف و افتراق و دفاع از اسلام رحمانی تلاش کرد و از این مسیر خارج نشد.
🌱پس مسئله وفاق و همبستگی را از این جهت عرض کردم که بتوانم در بارهی هفت مبنا و فراز از شخصیت مرحوم مهندس بازرگان در دفاع از حقوق مخالفان عرض کنم.
🌱بازرگان از معدود روشنفکران متدین ایران بود که دغدغه مهمترین میراث فرهنگی ایران، یعنی دین و ربط آن به آزادی را داشت. در درک اندیشه آزادیخواهی توانست نسبت روشنی میان آزادیخواهی (لیبرالیسم)، میهندوستی (ناسیونالیسم) و دینداری (اسلامخواهی و نه اسلامگرایی) برقرار سازد و به همین علت میتوان بازرگان را پدر «ناسیوناللیبرالیسم» ایرانی دانست.
🌱مهندس بازرگان پس از انقلاب و در بحبوبه شعار انقلابی و فضای خشم و انتقام در اردیبشت سال 1358 یعنی دو ماه پس از پیروزی با آیت الله طالقانی بیانیهای داد و از امام خمینی و شورای انقلاب درخواست عفو عمومی نسبت به طبقات مختلف (به جز افراد جنایکار) داد. همچنین ایشان در بهمن سال 1367 رسما چند ماه پس از اعدامهای آن سال که در نهایت پنهانکاری رخ داده بود، موضع صریح گرفت. وی نه تنها در کنش سیاسی خود از آن اصول و دفاع از ارزشها تخطی نکرد؛ بلکه به کج فهمی کسانی از این موضعگیری واقف بود و در دام نفاق و اختناق در نغلتید، چه هنگامی که در قدرت و فرادست بود و چه آن گاه که بی قدرت و فرودست شد.
🌱یکی از نمونههای موضعگیری مهندس بازرگان در راستای دفاع از حقوق مخالفان در برخورد با تصفیه و کنار گذاشتن افراد شایسته و توانمند علمی و اجرائی در سطح کشور بود. انقلاب فرهنگی، نمونهای از تصفیه همراه با دشنام و اتهام بود، اصل اینکه آن تصمیم بر اساس چه هدف منطقی و معقول باشد و متأثر از جریان چپ در چین و انقلاب فرهنگی مائو، یک مسئله است و شیوه اجرای فاجعهآمیز آن مسئله دیگر است. آن اتفاقاتی که در ذیل انقلاب فرهنگی رخ داد، اتفاقات وحشتناکی بود. اساتید بسیار زیادی، سرمایههای بزرگ ملی از دانشگاهها بیرون کردند به بهانههای واهی.
🌱داستان غریبی در دانشگاهها رخ داد و نه تنها در دانشگاهها و در سطح اساتید دانشگاهها، بلکه در صنایع و کارخانهها و مؤسسات دیگر پژوهشی و علمی این تصفیه را در قالب گزینشها اجرا کردند. عجیب این است که حتی در سطح روحانیون، به عنوان سرمایههای اجتماعی که در شهرها بودند
🌱مسئله دیگر درباره آقای مهندس بازرگان مسئله اشغال سفارت آمریکا و یکی مسئله تداوم جنگ بود. نقطه عزیمتش و تکیه آقای بازرگان در ارتباط با جنگ تأثیر اشغال سفارت آمریکا در جسارت صدام برای تجاوز و خسارات فراوانی بود که تحریمهای آمریکا برجای گذاشت.
🌱مسئله بعدی تداوم جنگ پس از تصرف خرمشهر و عملیات تصرف بصره، فاو و مناطق دیگر است. اصلا فضای، شعار جنگ، جنگ تا پیروزی است، صرف نظر از اینکه سرمایه یک کشور از بین میبرد و صرف نظر از اینکه ما نمیتوانستیم این شعار را ادامه بدهیم و... لذا ایشان ضمن انکار جنگ ابتدائی، این دوران را نقد میکند.
🌱شخصیت بازرگان در ۷ مبنای مهم به لوازم وحدت جامعه توجه داشت. این هفت مبنا عبارتند از: ۱ـ ضرورت بازاندیشی مستمر و اصلاح اندیشه در ظرف دفاع از آزادی بیان است؛ ۲ـ لازمه وفاق واقعیت اختلاف و به رسمیت شناختن مخالف است؛ ۳ـ اگر اختلاف طبیعی است، اما نزاع و جنگ غیر طبیعی و مذموم است؛ ۴ـ همبستگی و سازگاری با رعایت رافت اسلامی و ؛ ۵ـ با اصل رواداری و تساهل و تسامح ممکن است. 6- رعایت حقوق دگراندیشان در صورتی ممکن است که اعتقاد دینی به رعایت حقوق مخالفان باشد. 7- دفاع از حقوق مخالفان اصلی فراگیر و شرط وحدت ملی در میان دولت و ملت باشد.
🌐 اندیشهما
@andishema
✍️ آیتالله سید محمدعلی ایازی
🌱فرضیه این نوشته: اذعان به این نکته است که وفاق یکطرفه نیست. شرکت در کسب منافع نیست. وفاق توافق احزاب و گروههای ذینفع نیست، وفاق شرکت سهامی نیست، وفاق بر مبنای تامین اهداف ملی و حفظ منافع همگان است.
🌱در این گفتار سعی شده نشان داده شود که گرانیگاه وفاق رعایت حقوق شهروندان و قوانین مُصرّح در قانون اساسی از جمله آزادیهای سیاسی با تکیه بر شخصیت بزرگ انقلاب یعنی مهندس بازرگان است. به همین دلیل به مواضع ایشان از آغاز انقلاب اشاره میکنم، چگونه ایشان از اوان پیروزی انقلاب دغدغه رعایت حقوق مخالفان را داشت. چگونه نگران انکار حقوق اساسی و بیتوجهی به حقوق مخالفان را داشت، چگونه نگران التهاب و گسترش فضای خشونت بود.
🌱چرا به مناسبت سالگرد شخصیت بازرگان مسئله وفاق و رعایت حقوق مخالفان مطرح شده است، زیرا مهندس مهدی بازرگان به عنوان، اندیشمند، مصلح اجتماعی، روشنفکر دینی و سیاستمدار از آغاز فعالیت و کنش اجتماعی تا هنگام مرگ در راستای دفاع از حقوق شهروندان و کاهش خشونت و تکیه بر وفاق اجتماعی و جلوگیری از اختلاف و افتراق و دفاع از اسلام رحمانی تلاش کرد و از این مسیر خارج نشد.
🌱پس مسئله وفاق و همبستگی را از این جهت عرض کردم که بتوانم در بارهی هفت مبنا و فراز از شخصیت مرحوم مهندس بازرگان در دفاع از حقوق مخالفان عرض کنم.
🌱بازرگان از معدود روشنفکران متدین ایران بود که دغدغه مهمترین میراث فرهنگی ایران، یعنی دین و ربط آن به آزادی را داشت. در درک اندیشه آزادیخواهی توانست نسبت روشنی میان آزادیخواهی (لیبرالیسم)، میهندوستی (ناسیونالیسم) و دینداری (اسلامخواهی و نه اسلامگرایی) برقرار سازد و به همین علت میتوان بازرگان را پدر «ناسیوناللیبرالیسم» ایرانی دانست.
🌱مهندس بازرگان پس از انقلاب و در بحبوبه شعار انقلابی و فضای خشم و انتقام در اردیبشت سال 1358 یعنی دو ماه پس از پیروزی با آیت الله طالقانی بیانیهای داد و از امام خمینی و شورای انقلاب درخواست عفو عمومی نسبت به طبقات مختلف (به جز افراد جنایکار) داد. همچنین ایشان در بهمن سال 1367 رسما چند ماه پس از اعدامهای آن سال که در نهایت پنهانکاری رخ داده بود، موضع صریح گرفت. وی نه تنها در کنش سیاسی خود از آن اصول و دفاع از ارزشها تخطی نکرد؛ بلکه به کج فهمی کسانی از این موضعگیری واقف بود و در دام نفاق و اختناق در نغلتید، چه هنگامی که در قدرت و فرادست بود و چه آن گاه که بی قدرت و فرودست شد.
🌱یکی از نمونههای موضعگیری مهندس بازرگان در راستای دفاع از حقوق مخالفان در برخورد با تصفیه و کنار گذاشتن افراد شایسته و توانمند علمی و اجرائی در سطح کشور بود. انقلاب فرهنگی، نمونهای از تصفیه همراه با دشنام و اتهام بود، اصل اینکه آن تصمیم بر اساس چه هدف منطقی و معقول باشد و متأثر از جریان چپ در چین و انقلاب فرهنگی مائو، یک مسئله است و شیوه اجرای فاجعهآمیز آن مسئله دیگر است. آن اتفاقاتی که در ذیل انقلاب فرهنگی رخ داد، اتفاقات وحشتناکی بود. اساتید بسیار زیادی، سرمایههای بزرگ ملی از دانشگاهها بیرون کردند به بهانههای واهی.
🌱داستان غریبی در دانشگاهها رخ داد و نه تنها در دانشگاهها و در سطح اساتید دانشگاهها، بلکه در صنایع و کارخانهها و مؤسسات دیگر پژوهشی و علمی این تصفیه را در قالب گزینشها اجرا کردند. عجیب این است که حتی در سطح روحانیون، به عنوان سرمایههای اجتماعی که در شهرها بودند
🌱مسئله دیگر درباره آقای مهندس بازرگان مسئله اشغال سفارت آمریکا و یکی مسئله تداوم جنگ بود. نقطه عزیمتش و تکیه آقای بازرگان در ارتباط با جنگ تأثیر اشغال سفارت آمریکا در جسارت صدام برای تجاوز و خسارات فراوانی بود که تحریمهای آمریکا برجای گذاشت.
🌱مسئله بعدی تداوم جنگ پس از تصرف خرمشهر و عملیات تصرف بصره، فاو و مناطق دیگر است. اصلا فضای، شعار جنگ، جنگ تا پیروزی است، صرف نظر از اینکه سرمایه یک کشور از بین میبرد و صرف نظر از اینکه ما نمیتوانستیم این شعار را ادامه بدهیم و... لذا ایشان ضمن انکار جنگ ابتدائی، این دوران را نقد میکند.
🌱شخصیت بازرگان در ۷ مبنای مهم به لوازم وحدت جامعه توجه داشت. این هفت مبنا عبارتند از: ۱ـ ضرورت بازاندیشی مستمر و اصلاح اندیشه در ظرف دفاع از آزادی بیان است؛ ۲ـ لازمه وفاق واقعیت اختلاف و به رسمیت شناختن مخالف است؛ ۳ـ اگر اختلاف طبیعی است، اما نزاع و جنگ غیر طبیعی و مذموم است؛ ۴ـ همبستگی و سازگاری با رعایت رافت اسلامی و ؛ ۵ـ با اصل رواداری و تساهل و تسامح ممکن است. 6- رعایت حقوق دگراندیشان در صورتی ممکن است که اعتقاد دینی به رعایت حقوق مخالفان باشد. 7- دفاع از حقوق مخالفان اصلی فراگیر و شرط وحدت ملی در میان دولت و ملت باشد.
🌐 اندیشهما
@andishema
11.02.202509:52
🔴 چرا روشنفکران ایرانی بحرانآفرین شدند؟
روشنفکری و ناخودآگاهی
✍️حامد زارع
✅اگر این گذارهی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز میشود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشهها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبهای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشهها تجلیگاه امكان تاریخی به شمار میآیند.»
✅به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
✅«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
✅در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
✅تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
✅البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🌐 اندیشهما
@andishema
روشنفکری و ناخودآگاهی
✍️حامد زارع
✅اگر این گذارهی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز میشود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشهها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبهای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشهها تجلیگاه امكان تاریخی به شمار میآیند.»
✅به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
✅«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
✅در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
✅تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
✅البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🌐 اندیشهما
@andishema
09.02.202506:02
📖 معرفی کتاب: پاپ و مرجعیت
🖋 مولف: حجتالاسلام و المسلمین محمد مسجدجامعی
🏢 ناشر: مطالعات راهبردی اسلام معاصر( مرام)
⌛️ سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴 ساختار کلی کتاب و موضوعات اصلی،این کتاب مجموعهای از مقالات و مصاحبههای دکتر محمد مسجدجامعی است که حول چند محور به بررسی و کنکاش میپردازد.
1️⃣ جایگاه مرجعیت آیتالله سیستانی در عراق و جهان اسلام،در این زمینه، نویسنده با معرفی آیتالله سیستانی بهعنوان یکی از مراجع برجسته و تأثیرگذار جهان شیعه، به تحلیل نقش وی در مدیریت بحرانهای دینی، اجتماعی و سیاسی عراق میپردازد. آیتالله سیستانی نه تنها مرجع تقلید میلیونها شیعه در عراق و سایر نقاط جهان است، بلکه به دلیل رویکرد عقلانی و عملگرایانۀ خود در مواجهه با مسائل، تأثیری فراتر از مرزهای مذهبی دارد.
2️⃣ پاپ فرانسیس: رهبر اصلاحگر کلیسای کاتولیک،پاپ فرانسیس در این کتاب بهعنوان شخصیتی تحولآفرین معرفی شده است که تلاش دارد تا کلیسای کاتولیک را با نیازهای مدرن و چالشهای جهانی تطبیق دهد. نویسنده به اقدامات پاپ فرانسیس در کاهش شکافهای اجتماعی و مذهبی، ارتقای ارزشهای انسانی و مقابله با فساد و اشرافیگری در ساختار کلیسا پرداخته است.
3️⃣ تحلیل دیدار پاپ و آیتالله سیستانی،نویسنده این دیدار را بهعنوان نقطهعطفی در تاریخ گفتوگوهای بین ادیان توصیف میکند. چارچوب رسمی دیدار، محتوا و پیامهای آن، و تأثیرات کوتاهمدت و بلندمدت آن مورد تحلیل قرار گرفته است.
4️⃣ وضعیت مسیحیان خاورمیانه و تعامل با مسلمانان،نویسنده به بررسی تاریخچه حضور مسیحیان در خاورمیانه و چالشهای آنها در مواجهه با تحولات سیاسی و اجتماعی میپردازد. وضعیت نابسامان مسیحیان در عراق، بهویژه پس از جنگها و ظهور گروههایی نظیر داعش، از جمله مباحث مطرح شده در این فصل است.
5️⃣ ویژگیهای متمایز کتاب،کتاب با دیدگاهی چندبعدی، به بررسی موضوعات از زوایای مختلف دینی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی پرداخته و در هر محور بهطور مستقل تحلیلی جامع از یکی از ابعاد مرتبط با موضوع ارائه میدهد.
6️⃣ نتیجهگیری و اهمیت کتاب،پاپ و مرجعیت، در ترویج مفاهیمی نظیر صلح، همزیستی و گفتوگوی بین ادیان، نقشی محوری ایفا میکند. نویسنده با استفاده از تحلیلهای جامع و روایتهای مستند، تصویری شفاف از توانایی رهبران دینی در شکلدهی به تحولات جهانی ارائه میدهد .....
🔺 جهت مطالعه کامل این معرفی کتاب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/pope-va-marjaiyat/
🌐 اندیشهما
@andishemaa
🖋 مولف: حجتالاسلام و المسلمین محمد مسجدجامعی
🏢 ناشر: مطالعات راهبردی اسلام معاصر( مرام)
⌛️ سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴 ساختار کلی کتاب و موضوعات اصلی،این کتاب مجموعهای از مقالات و مصاحبههای دکتر محمد مسجدجامعی است که حول چند محور به بررسی و کنکاش میپردازد.
1️⃣ جایگاه مرجعیت آیتالله سیستانی در عراق و جهان اسلام،در این زمینه، نویسنده با معرفی آیتالله سیستانی بهعنوان یکی از مراجع برجسته و تأثیرگذار جهان شیعه، به تحلیل نقش وی در مدیریت بحرانهای دینی، اجتماعی و سیاسی عراق میپردازد. آیتالله سیستانی نه تنها مرجع تقلید میلیونها شیعه در عراق و سایر نقاط جهان است، بلکه به دلیل رویکرد عقلانی و عملگرایانۀ خود در مواجهه با مسائل، تأثیری فراتر از مرزهای مذهبی دارد.
2️⃣ پاپ فرانسیس: رهبر اصلاحگر کلیسای کاتولیک،پاپ فرانسیس در این کتاب بهعنوان شخصیتی تحولآفرین معرفی شده است که تلاش دارد تا کلیسای کاتولیک را با نیازهای مدرن و چالشهای جهانی تطبیق دهد. نویسنده به اقدامات پاپ فرانسیس در کاهش شکافهای اجتماعی و مذهبی، ارتقای ارزشهای انسانی و مقابله با فساد و اشرافیگری در ساختار کلیسا پرداخته است.
3️⃣ تحلیل دیدار پاپ و آیتالله سیستانی،نویسنده این دیدار را بهعنوان نقطهعطفی در تاریخ گفتوگوهای بین ادیان توصیف میکند. چارچوب رسمی دیدار، محتوا و پیامهای آن، و تأثیرات کوتاهمدت و بلندمدت آن مورد تحلیل قرار گرفته است.
4️⃣ وضعیت مسیحیان خاورمیانه و تعامل با مسلمانان،نویسنده به بررسی تاریخچه حضور مسیحیان در خاورمیانه و چالشهای آنها در مواجهه با تحولات سیاسی و اجتماعی میپردازد. وضعیت نابسامان مسیحیان در عراق، بهویژه پس از جنگها و ظهور گروههایی نظیر داعش، از جمله مباحث مطرح شده در این فصل است.
5️⃣ ویژگیهای متمایز کتاب،کتاب با دیدگاهی چندبعدی، به بررسی موضوعات از زوایای مختلف دینی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی پرداخته و در هر محور بهطور مستقل تحلیلی جامع از یکی از ابعاد مرتبط با موضوع ارائه میدهد.
6️⃣ نتیجهگیری و اهمیت کتاب،پاپ و مرجعیت، در ترویج مفاهیمی نظیر صلح، همزیستی و گفتوگوی بین ادیان، نقشی محوری ایفا میکند. نویسنده با استفاده از تحلیلهای جامع و روایتهای مستند، تصویری شفاف از توانایی رهبران دینی در شکلدهی به تحولات جهانی ارائه میدهد .....
🔺 جهت مطالعه کامل این معرفی کتاب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/pope-va-marjaiyat/
🌐 اندیشهما
@andishemaa
09.02.202514:55
📖 معرفی کتاب: انقلاب اسلامی از آرمان تا واقعیت
🖋 مولف: استاد سید جواد ورعی
🏢 ناشر: میراث اهل قلم
⌛️ سال انتشار: ۱۴۰۳
🔻 آنچه در این اثر ملاحظه می کنید بخشی از مقالات، یادداشت ها، مصاحبه و سخنرانی های نویسنده در دوران علمی و فرهنگی است که در رسانه های مختلف انعکاس پیدا کرده است و اینک در آستانه چهل و ششمین سالگرد فجر انقلاب اسلامی به صورت یک مجموعه انتشار می یابد، متاسفانه برخی از نگرانی های نویسنده در سال های دور به واقعیت پیوسته است.
مطالبی را که در این کتاب ملاحظه می کنید عبارت اند:
از مقدمه و نه عنوان پژوهشی مستقل که در این مجموعه به زیور طبع آراسته شده است.
1️⃣ اهداف و ابعاد انقلاب اسلامی ایران
2️⃣ مبانی فقهی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)
3️⃣ مبانی انقلاب اسلامی در فقه امامیه
4️⃣ انقلاب اسلامی و نهضت مشروطه
5️⃣ انقلاب اسلامی و حق تعیین سرنوشت
6️⃣ انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر رویکرد اجتماعی فقه
7️⃣ آیا انقلاب پیروز شده است؟
8️⃣ روحانیت و انقلاب اسلامی
9️⃣ انقلاب اسلامی و آفت تحریف
🔹 نویسنده که بخشی از تاریخ نهضت را به چشم خود دیده و در سنن نوجوانی با امواج خروشان ملت همراه شده بنابر وظیفه دینی و ملی خود در مناسبت های مختلف گوشه ای از ابعاد این نهضت الهی را به رشته تحریر در آورده است باور دارد که انقلاب اسلامی انقلاب اسلامی در زمانه خودش حرکتی صحیح و برخاسته از عمق ایمان ملتی بود که از استبداد و تحقیر جانش به لب رسیده بود و رهایی اش را در پیروی از رهبر روحانی مشاهده می کرد که بخشی از عمر خویش را در راه نجات ملتی ستمدیده صرف کرده بود و صادقانه به دنبال تحقق اهداف و آرمان های ایشان بود اما اکنون نمی توان این واقعیت را پنهان کرد که بخشی گسترده ای از مردم، به ویژه در میان نسل جوان از جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند و حتی نسبت به اصل انقلاب اسلامی دچار تردید شده اند تبیین اهداف و آرمان انقلاب اسلامی و نقد عملکردها و تلاش برای بازگرداندن جمهوری به ریل صحیح خود یک وظیفه دینی و ملی است تحلیل و ارزیابی اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی وسنجش میزان تحقق آنها در طول نزدیک به نیم قرن از عمر نظام سیاسی جمهوری اسلامی، بررسی علل و عوامل موفقیت ها و ناکامی ها یک ضرورت اجتناب ناپذیر است بررسی جامع و همه جانبه این علل و عوامل از توان افراد خارج است و نیازمند تلاش جمعی در نهادهای پژوهشی است.
https://andishehma.com/enghelab-eslami-az-arman-ta-vagheiyat/
🌐 اندیشهما
@andishemaa
🖋 مولف: استاد سید جواد ورعی
🏢 ناشر: میراث اهل قلم
⌛️ سال انتشار: ۱۴۰۳
🔻 آنچه در این اثر ملاحظه می کنید بخشی از مقالات، یادداشت ها، مصاحبه و سخنرانی های نویسنده در دوران علمی و فرهنگی است که در رسانه های مختلف انعکاس پیدا کرده است و اینک در آستانه چهل و ششمین سالگرد فجر انقلاب اسلامی به صورت یک مجموعه انتشار می یابد، متاسفانه برخی از نگرانی های نویسنده در سال های دور به واقعیت پیوسته است.
مطالبی را که در این کتاب ملاحظه می کنید عبارت اند:
از مقدمه و نه عنوان پژوهشی مستقل که در این مجموعه به زیور طبع آراسته شده است.
1️⃣ اهداف و ابعاد انقلاب اسلامی ایران
2️⃣ مبانی فقهی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)
3️⃣ مبانی انقلاب اسلامی در فقه امامیه
4️⃣ انقلاب اسلامی و نهضت مشروطه
5️⃣ انقلاب اسلامی و حق تعیین سرنوشت
6️⃣ انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر رویکرد اجتماعی فقه
7️⃣ آیا انقلاب پیروز شده است؟
8️⃣ روحانیت و انقلاب اسلامی
9️⃣ انقلاب اسلامی و آفت تحریف
🔹 نویسنده که بخشی از تاریخ نهضت را به چشم خود دیده و در سنن نوجوانی با امواج خروشان ملت همراه شده بنابر وظیفه دینی و ملی خود در مناسبت های مختلف گوشه ای از ابعاد این نهضت الهی را به رشته تحریر در آورده است باور دارد که انقلاب اسلامی انقلاب اسلامی در زمانه خودش حرکتی صحیح و برخاسته از عمق ایمان ملتی بود که از استبداد و تحقیر جانش به لب رسیده بود و رهایی اش را در پیروی از رهبر روحانی مشاهده می کرد که بخشی از عمر خویش را در راه نجات ملتی ستمدیده صرف کرده بود و صادقانه به دنبال تحقق اهداف و آرمان های ایشان بود اما اکنون نمی توان این واقعیت را پنهان کرد که بخشی گسترده ای از مردم، به ویژه در میان نسل جوان از جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند و حتی نسبت به اصل انقلاب اسلامی دچار تردید شده اند تبیین اهداف و آرمان انقلاب اسلامی و نقد عملکردها و تلاش برای بازگرداندن جمهوری به ریل صحیح خود یک وظیفه دینی و ملی است تحلیل و ارزیابی اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی وسنجش میزان تحقق آنها در طول نزدیک به نیم قرن از عمر نظام سیاسی جمهوری اسلامی، بررسی علل و عوامل موفقیت ها و ناکامی ها یک ضرورت اجتناب ناپذیر است بررسی جامع و همه جانبه این علل و عوامل از توان افراد خارج است و نیازمند تلاش جمعی در نهادهای پژوهشی است.
https://andishehma.com/enghelab-eslami-az-arman-ta-vagheiyat/
🌐 اندیشهما
@andishemaa
Deleted11.02.202513:44
11.02.202509:10
🔴اگر این گذارهی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز میشود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشهها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبهای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشهها تجلیگاه امكان تاریخی به شمار میآیند.»
به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره شانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🌐 اندیشهما
@andishemaa
به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره شانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🌐 اندیشهما
@andishemaa
Deleted11.02.202513:44
11.02.202509:10
🖊چرا روشنفکران ایرانی بحرانآفرین شدند؟
📚روشنفکری و ناخودآگاهی
📥حامد زارع
🖇اگر این گذارهی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز میشود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشهها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبهای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشهها تجلیگاه امكان تاریخی به شمار میآیند.»
🖇به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
🖇«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
🖇در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
🖇تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
🖇البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره شانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann
🖊چرا روشنفکران ایرانی بحرانآفرین شدند؟
📚روشنفکری و ناخودآگاهی
✍حامد زارع
📚روشنفکری و ناخودآگاهی
📥حامد زارع
🖇اگر این گذارهی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز میشود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشهها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبهای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشهها تجلیگاه امكان تاریخی به شمار میآیند.»
🖇به نظر میرسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار میدهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحرانهای معرفتی متعددی در دهههای گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم میتوان نام برد، شده است.
🖇«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحثهای اساسی این تاریخ به شمار میرود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفهی قوامبخش عصر «جدید» است. دربارهی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحثهای فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعهی سنت و تجدد و بحث دربارهی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.
🖇در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ میتوان مباحث اساسی دربارهی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشهی تجدد پذیرفتهاند.
🖇تاریخ روشنفکری ایران را میتوان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همانطور که برخی از پژوهشگران تصریح کردهاند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همهی تلاشهای نظری و رویدادهای فکری دو سدهی اخیر، به خصوص سالهای منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجههی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوششهای نظری عمدهای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوششهایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح میکردند، بسط دهد و فلسفهی سیاسی و بهویژه فلسفهی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایرانزمین در مسیر متفاوتی میافتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دورهی مشروطه است که به اندیشهی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشتهاند.
🖇البته در ادامه خواهیم دید که نسلهای بعدی روشنفکران ایرانی نقصهای بیشتر و خطاهای مهلکتری را مرتکب شدهاند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمیتوان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سالهایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازهای در ایران قلمداد میشود. دورانی بیبازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکرهی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشهی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشهی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهمتر از پاسخی که میتوان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسهی آن با شرایط ایران در مواجههی با تجدد است.
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره شانزدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann
🖊چرا روشنفکران ایرانی بحرانآفرین شدند؟
📚روشنفکری و ناخودآگاهی
✍حامد زارع
08.02.202518:44
🔹 مرگ و تحولات اجتماعی!
✍🏻دکتر مهراب صادقنیا
✅ مجری از ایلان ماسک میپرسد که چرا به پروژهی افزایش طول عمر بشر علاقهمند نیستی؟ او با قدری سکوت جواب میدهد که « به نظر نیازی نیست که تلاش کنیم تا انسانها خیلی زیاد عمر کنند؛ این سبب خشکی و در جا زدن جامعه میشود. چون حقیقت این است که بیشتر انسانها تفکرات خود را تغییر نمیدهند، فقط میمیرند! و اگر آنها نمیرند در ایدهها و تفکرات قدیمی گیرخواهند کرد و جامعه پیشرفت نخواهد کرد.» جواب ایلان ماسک من را یاد سخن توماس کوهن در کتاب ساختار انقلابهای علمی« The Structure of Scientific Revolution » انداخت. در کتاب «مرگ و معنای زندگی» به دیدگاه کوهن و دیگران اشاره کردهام. از نگاه او مرگ صاحبان نظریههای مسلّط علمی سبب میشود تا دیدگاه آنان با تردیدها و تشکیکهای عمیقی روبرو شده و خدشهپذیر شوند. او در این کتاب استدلال میکند که طرحهای علمی به دلیل حقیقی بودنشان پذیرفته نمیشوند، بلکه وقتی مورد قبول واقع میشوند که حامیان طرحهای قبلی و تئوریهای مسلّط پیشین، میمیرند. مرگ صاحبانِ نظریه های مسلّط این کارکرد اجتماعی را دارد که نظریههای جدید، شانس پذیرفته شدن را خواهند یافت. گویی هیچ چیز جز مرگ صاحبان اندیشههای کهنه، نمیتواند به نظریههای جدید اجازهی خودنمایی دهد. وقتی نسلی با باورهای غالبش از بین می روند، این فرصت پیش می آید که نسل نو با باورهای متفاوتش ساختار اجتماع را آنگونه پایهریزی کند که میپسندد. برای نمونه، رشد و دگرگونی های اجتماعی در اموری از قبیل جنسیت و تساوی اساسی حقوقی نژادها و جنسیّت ها در ایالات متحده، وقتی رخ داد که نسل قبلی با تعصّبات و عقایدشان مردند. در بین سالهای 1927 تا 1998 درصد آمریکائی های سفیدپوست، که به سؤال «آیا فکر میکنید باید قانونی بر علیه ازدواج بین سفیدپوستان و سیاهپوستان وجود داشته باشد؟» جواب آری داده بودند، به میزان دو سوم کاهش یافت. یعنی از 39 درصد به 13 درصد. تقریبا 40 درصد این کاهش آماری را میتوان با مرگ نسل قبلی در دورهی زمانی یادشده توجیه کرد.
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
✍🏻دکتر مهراب صادقنیا
✅ مجری از ایلان ماسک میپرسد که چرا به پروژهی افزایش طول عمر بشر علاقهمند نیستی؟ او با قدری سکوت جواب میدهد که « به نظر نیازی نیست که تلاش کنیم تا انسانها خیلی زیاد عمر کنند؛ این سبب خشکی و در جا زدن جامعه میشود. چون حقیقت این است که بیشتر انسانها تفکرات خود را تغییر نمیدهند، فقط میمیرند! و اگر آنها نمیرند در ایدهها و تفکرات قدیمی گیرخواهند کرد و جامعه پیشرفت نخواهد کرد.» جواب ایلان ماسک من را یاد سخن توماس کوهن در کتاب ساختار انقلابهای علمی« The Structure of Scientific Revolution » انداخت. در کتاب «مرگ و معنای زندگی» به دیدگاه کوهن و دیگران اشاره کردهام. از نگاه او مرگ صاحبان نظریههای مسلّط علمی سبب میشود تا دیدگاه آنان با تردیدها و تشکیکهای عمیقی روبرو شده و خدشهپذیر شوند. او در این کتاب استدلال میکند که طرحهای علمی به دلیل حقیقی بودنشان پذیرفته نمیشوند، بلکه وقتی مورد قبول واقع میشوند که حامیان طرحهای قبلی و تئوریهای مسلّط پیشین، میمیرند. مرگ صاحبانِ نظریه های مسلّط این کارکرد اجتماعی را دارد که نظریههای جدید، شانس پذیرفته شدن را خواهند یافت. گویی هیچ چیز جز مرگ صاحبان اندیشههای کهنه، نمیتواند به نظریههای جدید اجازهی خودنمایی دهد. وقتی نسلی با باورهای غالبش از بین می روند، این فرصت پیش می آید که نسل نو با باورهای متفاوتش ساختار اجتماع را آنگونه پایهریزی کند که میپسندد. برای نمونه، رشد و دگرگونی های اجتماعی در اموری از قبیل جنسیت و تساوی اساسی حقوقی نژادها و جنسیّت ها در ایالات متحده، وقتی رخ داد که نسل قبلی با تعصّبات و عقایدشان مردند. در بین سالهای 1927 تا 1998 درصد آمریکائی های سفیدپوست، که به سؤال «آیا فکر میکنید باید قانونی بر علیه ازدواج بین سفیدپوستان و سیاهپوستان وجود داشته باشد؟» جواب آری داده بودند، به میزان دو سوم کاهش یافت. یعنی از 39 درصد به 13 درصد. تقریبا 40 درصد این کاهش آماری را میتوان با مرگ نسل قبلی در دورهی زمانی یادشده توجیه کرد.
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
08.02.202518:33
✅ فایل صوتی چهل و سومین جلسه عمومی خانه اندیشوران
🔵 گفتگو و میزگرد با موضوع:
«زیست زنان در ایران معاصر؛ تقاطع مذهب، سیاست و جنسیت»
🔵مهمانان مدعو:
۱- دکتر منصور عنبرمو
(دکترای علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل ایران دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات)
۲- دکتر نفیسه مرادی
(دکترای علوم قرآن وحدیث از دانشگاه الزهراء، مدرس و پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان)
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
🔵 گفتگو و میزگرد با موضوع:
«زیست زنان در ایران معاصر؛ تقاطع مذهب، سیاست و جنسیت»
🔵مهمانان مدعو:
۱- دکتر منصور عنبرمو
(دکترای علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل ایران دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات)
۲- دکتر نفیسه مرادی
(دکترای علوم قرآن وحدیث از دانشگاه الزهراء، مدرس و پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان)
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
08.02.202517:23
✅ نگاه افلاطونی به مردم
🎙 احمد غلامی
🔴 اغلب فعالان سیاسی تمایل دارند در تعیین حد چیزها ایفای نقش کنند. آنان با این رفتار میتوانند قدرت خود را اعمال کنند.قدرت بهمعنای واقعی زمانی وجود دارد که اعمال میشود. قدرتی که اعمال نشود یا قادر به اثرگذاری نباشد، در واقع وجود ندارد. این فعالان زمانی که برای چیزی حد میگذارند یعنی آن را محدود به کنارهنما میکنند. درست مانند مجسمهای که با خطهای کنارهنما محدود شده است. مجسمه فرمی را بیان و عیان میکند. مرزها نیز کنارهنمای دولتها هستند، جایی که دولتها قدرتشان در آنجا متوقف شده است. این معنا از حد را رواقیون کشف کردند.
🔴 نمیتوان قدرت چیزها (بدنها) را نادیده گرفت. هر قدرتی تا آنجا گسترش مییابد که نیرویش را دارد. بنابراین قدرتهایی که با فرمهای نهادی همچون دولت محدود شدهاند، تا آنجا قادر به پیشرویاند که حدی برای آنان گذارده شده است؛ حدی که گاه دولتها آن را به رسمیت نمیشناسند و از آن تجاوز میکنند. عبور از حد تعینیافته ناگزیر با مرزهای جامعه و مرزهای دیگر تصادم پیدا خواهد کرد. آنچه ما بهعنوان دموکراسی میشناسیم چیزی نیست جز ایجاد نسبت بین این بدنها؛ بدن مردم با مردم و بدن مردم با دولت. هر نوع دیگری غیر از این مواجهه، کنش و واکنشهای غیردموکراتیک است که در نهایت به موفقیت بدنهایی میانجامد که در شرایط استثنائی از توان یکدیگر تغذیه کرده و به شیوهای تصاعدی افزایش قدرت مییابند.
🔴 اما مردم همان کنشها هستند و این کنشگری در شرایط استثنائی قدرتش قابل محاسبه نیست، خاصه اینکه در شرایط استثنائی، پیوند بدن آنها با بدن دیگران قدرت فزایندهای پیدا خواهد کرد. اسپینوزا با الهام از این مفاهیم است که میپرسد: «یک بدن چه میتواند انجام بدهد؟» این تعبیر، کنش و قدرت کنشگری را به آدمی بازمیگرداند. آدمها فرمها و قالبهایی از پیش تعینیافته نیستند. از نگاه اسپینوزا آدمها ذات ندارند، هر آدمی ذات تکین خود را دارد. بنابراین فعالان سیاسی باید بدانند که با دیدگاه افلاطونی که مبتنی بر سیاستی قالبی و فرمگراست، در دنیای مدرن نمیتوان سیاستورزی کرد ....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/negah-aflatoni-be-mardom/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
🎙 احمد غلامی
🔴 اغلب فعالان سیاسی تمایل دارند در تعیین حد چیزها ایفای نقش کنند. آنان با این رفتار میتوانند قدرت خود را اعمال کنند.قدرت بهمعنای واقعی زمانی وجود دارد که اعمال میشود. قدرتی که اعمال نشود یا قادر به اثرگذاری نباشد، در واقع وجود ندارد. این فعالان زمانی که برای چیزی حد میگذارند یعنی آن را محدود به کنارهنما میکنند. درست مانند مجسمهای که با خطهای کنارهنما محدود شده است. مجسمه فرمی را بیان و عیان میکند. مرزها نیز کنارهنمای دولتها هستند، جایی که دولتها قدرتشان در آنجا متوقف شده است. این معنا از حد را رواقیون کشف کردند.
🔴 نمیتوان قدرت چیزها (بدنها) را نادیده گرفت. هر قدرتی تا آنجا گسترش مییابد که نیرویش را دارد. بنابراین قدرتهایی که با فرمهای نهادی همچون دولت محدود شدهاند، تا آنجا قادر به پیشرویاند که حدی برای آنان گذارده شده است؛ حدی که گاه دولتها آن را به رسمیت نمیشناسند و از آن تجاوز میکنند. عبور از حد تعینیافته ناگزیر با مرزهای جامعه و مرزهای دیگر تصادم پیدا خواهد کرد. آنچه ما بهعنوان دموکراسی میشناسیم چیزی نیست جز ایجاد نسبت بین این بدنها؛ بدن مردم با مردم و بدن مردم با دولت. هر نوع دیگری غیر از این مواجهه، کنش و واکنشهای غیردموکراتیک است که در نهایت به موفقیت بدنهایی میانجامد که در شرایط استثنائی از توان یکدیگر تغذیه کرده و به شیوهای تصاعدی افزایش قدرت مییابند.
🔴 اما مردم همان کنشها هستند و این کنشگری در شرایط استثنائی قدرتش قابل محاسبه نیست، خاصه اینکه در شرایط استثنائی، پیوند بدن آنها با بدن دیگران قدرت فزایندهای پیدا خواهد کرد. اسپینوزا با الهام از این مفاهیم است که میپرسد: «یک بدن چه میتواند انجام بدهد؟» این تعبیر، کنش و قدرت کنشگری را به آدمی بازمیگرداند. آدمها فرمها و قالبهایی از پیش تعینیافته نیستند. از نگاه اسپینوزا آدمها ذات ندارند، هر آدمی ذات تکین خود را دارد. بنابراین فعالان سیاسی باید بدانند که با دیدگاه افلاطونی که مبتنی بر سیاستی قالبی و فرمگراست، در دنیای مدرن نمیتوان سیاستورزی کرد ....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/negah-aflatoni-be-mardom/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
08.02.202516:38
✅ اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی
🎙 دکتر محمد كوكب
🔴 «اسلام انقلابی» مشترك لفظی بوده و واجد دو معنای كاملا متفاوت است و در استعمال آن بايد اين تفاوت معنايی به درستی لحاظ گردد. برای درك اسلام انقلابی در معنای اول، بايد به تاريخچه كاربرد آن اشارهای مختصر داشته باشيم.
🔴 در سالهای منتهی به پيروزی انقلاب اسلامی گروههايی مانند «مجاهدين خلق» (منافقين) و «فرقان» كه از پشتوانه فكری قوی برخوردار نبودند و در عين حال می خواستند مبارزات خود را با رنگ و لعاب اسلامی جلوه دهند تا از سوی تودههای مسلمان متهم به بی دينی نشوند، اسلام با ابعاد و جوانب گوناگون آن را در «مبارزه» - آنهم مبارزه قهرآميز و مسلحانه- منحصر می كردند و هر جريان يا شخصيت فكری سياسی مخالف خود از جمله استاد مطهری را با برچسب انقلابی نبودن و ذهنيتگرا بودن می كوبيدند.
🔴 اين رويكرد انحرافی كاملا متأثر از تفكر ماركسيستی حاكم بر مبارزات ضد استعماری آن روزگار بود؛ هرچند مدافعان اين رويكرد، خود را از اين اتهام مبرا می دانستند و به توجيه مواضع شبه ماركسيستی خويش از راه تفسير به رای آيات و روايات دست می زدند.
🔴 استاد مطهری در بحث تفاوت «انقلاب اسلامی» و «اسلام انقلابی» اين خطر بزرگ را گوشزد می كنند كه مبادا اسلام در چارچوب تنگ مبارزه و انقلاب محدود گردد و شمول و گستره آن در حيات فردی و اجتماعی و در قلمرو عبادات و معاملات و مانند آن ديده نشود.
🔴 ايشان خاطرنشان می سازند كه انقلاب و مبارزه صرفا وسيلهای است برای يك هدف اساسی كه همانا اسلام و ارزشهای اسلامی است
و البته در جايی كه لازم است بايد از اين وسيله استفاده نمود، اما چنانچه انقلاب و مبارزه، هدف واقع شود و «انقلابی بودن» تنها وصف لازم اسلام قلمداد گردد، در آن صورت ناگزير از گزينش خواهيم بود؛ يعنی «هر چه از اسلام ما را در مسير مبارزه قرار دهد، آن را قبول می كنيم و هر چه از اسلام ما را در مسير مبارزه قرار ندهد، آن را از اسلام طرد می كنيم»
🔴 «اسلام انقلابی» در حوزه گفتمانی شبه ماركسيستی حاكم بر تفكر پارهای مبارزان، خطری بزرگ در برابر «انقلاب اسلامی» بوده و هست و قائلان بدان، استاد مطهری را به جرم دفاع از مكتب اسلام به عنوان يك كلّ بهم پيوسته و تجزيهناپذير و مبارزه قاطع با «ماترياليسم منافق» به شهادت رساندند.
🔴 اما اسلام انقلابی در معنای دوم، نقطه مقابل «اسلام امريكايی» (خواه از نوع ارتجاعی آن و خواه از نوع شبه روشنفكری آن) میباشد و مراد و مقصود قائلان به اين اسلام هرگز اسلامی نيست كه گروههای منحرفی چون فرقان مروّج و مبلّغ آن بودند.
🔴 «اسلام انقلابی» در مفهوم و برداشت امروزی آن، مضمون اين كلام امام راحل است كه «تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.» بنابراين «اسلام انقلابی» در حوزه گفتمانی امروزی آن نه تنها در تعارض با انقلاب اسلامی نيست، بلكه بيانگر روح و باطن و جوهره آن است؛ به اين معنا كه اگر صفت «انقلابی» را از اسلام بگيريم كه به مفهوم حذف ويژگی ظلمستيزی از آن است، انقلاب اسلامی را از حقيقت و محتوای خود تهی ساخته و آب به آسياب كسانی ريختهايم كه درصدد برگرداندن آب رفته به جوی هستند .....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/eslam-enghelabi/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
🎙 دکتر محمد كوكب
🔴 «اسلام انقلابی» مشترك لفظی بوده و واجد دو معنای كاملا متفاوت است و در استعمال آن بايد اين تفاوت معنايی به درستی لحاظ گردد. برای درك اسلام انقلابی در معنای اول، بايد به تاريخچه كاربرد آن اشارهای مختصر داشته باشيم.
🔴 در سالهای منتهی به پيروزی انقلاب اسلامی گروههايی مانند «مجاهدين خلق» (منافقين) و «فرقان» كه از پشتوانه فكری قوی برخوردار نبودند و در عين حال می خواستند مبارزات خود را با رنگ و لعاب اسلامی جلوه دهند تا از سوی تودههای مسلمان متهم به بی دينی نشوند، اسلام با ابعاد و جوانب گوناگون آن را در «مبارزه» - آنهم مبارزه قهرآميز و مسلحانه- منحصر می كردند و هر جريان يا شخصيت فكری سياسی مخالف خود از جمله استاد مطهری را با برچسب انقلابی نبودن و ذهنيتگرا بودن می كوبيدند.
🔴 اين رويكرد انحرافی كاملا متأثر از تفكر ماركسيستی حاكم بر مبارزات ضد استعماری آن روزگار بود؛ هرچند مدافعان اين رويكرد، خود را از اين اتهام مبرا می دانستند و به توجيه مواضع شبه ماركسيستی خويش از راه تفسير به رای آيات و روايات دست می زدند.
🔴 استاد مطهری در بحث تفاوت «انقلاب اسلامی» و «اسلام انقلابی» اين خطر بزرگ را گوشزد می كنند كه مبادا اسلام در چارچوب تنگ مبارزه و انقلاب محدود گردد و شمول و گستره آن در حيات فردی و اجتماعی و در قلمرو عبادات و معاملات و مانند آن ديده نشود.
🔴 ايشان خاطرنشان می سازند كه انقلاب و مبارزه صرفا وسيلهای است برای يك هدف اساسی كه همانا اسلام و ارزشهای اسلامی است
و البته در جايی كه لازم است بايد از اين وسيله استفاده نمود، اما چنانچه انقلاب و مبارزه، هدف واقع شود و «انقلابی بودن» تنها وصف لازم اسلام قلمداد گردد، در آن صورت ناگزير از گزينش خواهيم بود؛ يعنی «هر چه از اسلام ما را در مسير مبارزه قرار دهد، آن را قبول می كنيم و هر چه از اسلام ما را در مسير مبارزه قرار ندهد، آن را از اسلام طرد می كنيم»
🔴 «اسلام انقلابی» در حوزه گفتمانی شبه ماركسيستی حاكم بر تفكر پارهای مبارزان، خطری بزرگ در برابر «انقلاب اسلامی» بوده و هست و قائلان بدان، استاد مطهری را به جرم دفاع از مكتب اسلام به عنوان يك كلّ بهم پيوسته و تجزيهناپذير و مبارزه قاطع با «ماترياليسم منافق» به شهادت رساندند.
🔴 اما اسلام انقلابی در معنای دوم، نقطه مقابل «اسلام امريكايی» (خواه از نوع ارتجاعی آن و خواه از نوع شبه روشنفكری آن) میباشد و مراد و مقصود قائلان به اين اسلام هرگز اسلامی نيست كه گروههای منحرفی چون فرقان مروّج و مبلّغ آن بودند.
🔴 «اسلام انقلابی» در مفهوم و برداشت امروزی آن، مضمون اين كلام امام راحل است كه «تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.» بنابراين «اسلام انقلابی» در حوزه گفتمانی امروزی آن نه تنها در تعارض با انقلاب اسلامی نيست، بلكه بيانگر روح و باطن و جوهره آن است؛ به اين معنا كه اگر صفت «انقلابی» را از اسلام بگيريم كه به مفهوم حذف ويژگی ظلمستيزی از آن است، انقلاب اسلامی را از حقيقت و محتوای خود تهی ساخته و آب به آسياب كسانی ريختهايم كه درصدد برگرداندن آب رفته به جوی هستند .....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/eslam-enghelabi/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
08.02.202515:30
✅ آیین صلحآفرین و زندگیساز یا صلحناپذیر؟ کدامیک؟
🎙 استاد علی کرمیفریدنی
🔴 اسلام رحمانی، دین صلح و آیین مسالمت و شاهراه همزیستی و مهر و مدارا و رواداری و رعایت کرامت انسان و تضمینگر حقوق و حرمت فرزندان مسالمتجو و زندگیخواه انسان است، و چنانکه برخی از اسلامگرایان تندرو سنّی و شیعه میپندارند و شعر و شعار هراسانگیز جهانگشا از آن سرمیدهند و میکوشند تا به هر بها و با هر بهانهای آتش آن را برافروزند و شعلهور سازند، هرگز آیین جنگ و دین قتال و جهاد و کشتار و روش نابودی نصف مردم جهان برای دینگستری و جهانگشایی و صدور افکار و پندار و انقلاب و به تعبیر برخی برای تحقق اهداف بزرگ ذهنهای بسته و عجیب و غریب نیست، بلکه اصل اساسی در قرآن بر صلح و آزادی و عدالت است و زندگی در سایهسار آشتی و مسالمت و دوستی طبیعی و خردمندانه و متمدنانه میباشد، و جنگ و جنون و خشونت، گونهای بیماری و عارضی و موقّت و ناخواسته است که گاه از سوی تجاوزکاران مغرور و یا تئوریسینهای سادهاندیش و مشاوران نادان حکومتها یا گروههای تندرو اصل پنداشته شده و با وسوسهها تحمیل میگردد.
🔴 افزون بر آیات و روایات پرشمار صلحآفرین که مسالمت و آشتی و بشردوستی و مهروری به همدین و همنوع را برای زندگی سالم و برخوردار از عدالت و امنیت و آزادی پیشنهاد میکنند، روش و رفتار صلحسار پیامبر و پیشوایان اهلبیت نیز نشانگر نهایت درایت و روح صلحجوی آنان و گامسپاری در این روش انسانی است، چراکه آنان در زندگی فردی و اجتماعی و سیاست و مدیریت نیز مشعلداران صلح و الگوهای افتخارانگیز مسالمت بودند و هرگز در جایی با تندگویی و تندخویی و پسزدن پیشنهاد گفتگو و مذاکره و دیپلماسی از صلح حدیبیه تا شب و روز عاشورا، پیشگام جنگ یا پیشتاز برافروختن آتش نبرد و یا باعث سوزاندن امکان و فرصت صلح و صلحجویی نبودند، و بلکه برای صلحسازی میکوشیدند.
🔴 حضرت امیر(ع) و امام مجتبی و امام حسین که بر خلاف پندارها، نه تنها قیام و تلاشی برای جنگ و خشونت نیاغازیدند، که همهی راههای روشنگری و گفتگو را با زخم زبان تندروها گام سپردند و باشهامتی ماندگار، پیشنهاد سنجیدهی صلح را پیش پای استبداد آتشافروز روزگار خود نهادند.و اینک جهانیان و آیندگان، ناظر منطق و منش و روش و رفتارها و سیاستهای جاری هستند تا ببینند آیا ظرفیت فرصتسازی و توان بهرهوری درست و سنجیدهای در برنامهی مدیریت و حکمرانی ما برای پایان دادن به دههها دشمنی و تحریم و فشار و بحران و فساد و ناکارآمدی و ندانمکاری و پیامدهای دهشتناک آن هست و میتواند ایران عزیز و ملت آن را از رنج و درد و فجایع تحریمها و دشمنیها و بلای افراطیگری و بدخواهی و بحرانهای آن دور دارد یا با بهادادن به شعر و شعار تند و تیزِ تندروها و تندخوها خدای ناکرده بر درد و رنج ملی و فلاکتها خواهد افزود؟ ....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/aiin-solh-afarin/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
🎙 استاد علی کرمیفریدنی
🔴 اسلام رحمانی، دین صلح و آیین مسالمت و شاهراه همزیستی و مهر و مدارا و رواداری و رعایت کرامت انسان و تضمینگر حقوق و حرمت فرزندان مسالمتجو و زندگیخواه انسان است، و چنانکه برخی از اسلامگرایان تندرو سنّی و شیعه میپندارند و شعر و شعار هراسانگیز جهانگشا از آن سرمیدهند و میکوشند تا به هر بها و با هر بهانهای آتش آن را برافروزند و شعلهور سازند، هرگز آیین جنگ و دین قتال و جهاد و کشتار و روش نابودی نصف مردم جهان برای دینگستری و جهانگشایی و صدور افکار و پندار و انقلاب و به تعبیر برخی برای تحقق اهداف بزرگ ذهنهای بسته و عجیب و غریب نیست، بلکه اصل اساسی در قرآن بر صلح و آزادی و عدالت است و زندگی در سایهسار آشتی و مسالمت و دوستی طبیعی و خردمندانه و متمدنانه میباشد، و جنگ و جنون و خشونت، گونهای بیماری و عارضی و موقّت و ناخواسته است که گاه از سوی تجاوزکاران مغرور و یا تئوریسینهای سادهاندیش و مشاوران نادان حکومتها یا گروههای تندرو اصل پنداشته شده و با وسوسهها تحمیل میگردد.
🔴 افزون بر آیات و روایات پرشمار صلحآفرین که مسالمت و آشتی و بشردوستی و مهروری به همدین و همنوع را برای زندگی سالم و برخوردار از عدالت و امنیت و آزادی پیشنهاد میکنند، روش و رفتار صلحسار پیامبر و پیشوایان اهلبیت نیز نشانگر نهایت درایت و روح صلحجوی آنان و گامسپاری در این روش انسانی است، چراکه آنان در زندگی فردی و اجتماعی و سیاست و مدیریت نیز مشعلداران صلح و الگوهای افتخارانگیز مسالمت بودند و هرگز در جایی با تندگویی و تندخویی و پسزدن پیشنهاد گفتگو و مذاکره و دیپلماسی از صلح حدیبیه تا شب و روز عاشورا، پیشگام جنگ یا پیشتاز برافروختن آتش نبرد و یا باعث سوزاندن امکان و فرصت صلح و صلحجویی نبودند، و بلکه برای صلحسازی میکوشیدند.
🔴 حضرت امیر(ع) و امام مجتبی و امام حسین که بر خلاف پندارها، نه تنها قیام و تلاشی برای جنگ و خشونت نیاغازیدند، که همهی راههای روشنگری و گفتگو را با زخم زبان تندروها گام سپردند و باشهامتی ماندگار، پیشنهاد سنجیدهی صلح را پیش پای استبداد آتشافروز روزگار خود نهادند.و اینک جهانیان و آیندگان، ناظر منطق و منش و روش و رفتارها و سیاستهای جاری هستند تا ببینند آیا ظرفیت فرصتسازی و توان بهرهوری درست و سنجیدهای در برنامهی مدیریت و حکمرانی ما برای پایان دادن به دههها دشمنی و تحریم و فشار و بحران و فساد و ناکارآمدی و ندانمکاری و پیامدهای دهشتناک آن هست و میتواند ایران عزیز و ملت آن را از رنج و درد و فجایع تحریمها و دشمنیها و بلای افراطیگری و بدخواهی و بحرانهای آن دور دارد یا با بهادادن به شعر و شعار تند و تیزِ تندروها و تندخوها خدای ناکرده بر درد و رنج ملی و فلاکتها خواهد افزود؟ ....
🔹 جهت مطالعه این مطلب در سایت به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://andishehma.com/aiin-solh-afarin/
🌐 اندیشه ما
@andishemaa
Log in to unlock more functionality.