МС
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
ТУ
Труха⚡️Україна
ЛХ
Лёха в Short’ах Long’ует
ЛХ
Лёха в Short’ах Long’ует
РВ
Реальна Війна
ЛЕ
Легитимный

ピンクの月

暗い空に命を与えたピンクの月 ! < 3

@Talktoscarlettbot
TGlist rating
0
1.51
TypePublic
Verification
Not verified
Trust
Not trusted
Location
LanguageOther
Channel creation dateAug 07, 2023
Added to TGlist
Oct 14, 2024

Statistic of Telegram Channel ピンクの月

Subscribers

376

24 hours00%Week
3
0.7%Month
27
7.6%
03.04.2025
0-

Citation index

0

Mentions0Shares on channels0Mentions on channels0
03.04.2025
0-

Average views per post

18

12 hours180%24 hours180%48 hours18
28.6%
03.04.2025
0-

Engagement rate (ER)

20%

Reposts0Comments0Reactions1
03.04.2025
0%-

Engagement rate by reach (ERR)

4.79%

24 hours0%Week
0.01%
Month
0.33%
03.04.2025
0%-

Average views per ad post

9

1 hour555.56%1 – 4 hours444.44%4 - 24 hours00%
03.04.2025
0-
Connect our bot to the channel to find out the gender distribution of this channel's audience.
Total posts in 24 hours
1
Dynamic
1

Latest posts in group "ピンクの月"

شیفت شب رو آغاز کنم؟
اوما
وگرنه چصم
منم باید یاشم
‌ ‌ ‌ ‌     ࿙࿚֒ ࿙࿚   ࡛ ࿙࿚֒ ࿙࿚   ࡛ ࿙࿚֒ ࿙࿚   ࡛ ࿙࿚֒ ࿙࿚ 
⎯  ﹙  ּاین پے ام رو فورـوارد ڪنین چنلـای قشنـگتون تا طبق وایبی ڪه ازتون مـیگیرمـ بهتون یڪـ کرکتـر مآنہوا بدم ﹗
00:00
『 ☂ #𝖲𝖾𝗈𝖪𝖺𝗇𝗀𝗃𝗈𝗈𝗇 , #𝗄𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺 』
╰─ 나비 : 스티커
ㅤㅤ @ 𝗒𝗈𝗎𝗇𝗀 𝗆𝖺𝗌𝗍𝖾𝗋 's элегантность
🚬 ,shines in ??? каждом шагеㅤ
ㅤㅤ @ 𝗃𝗎𝗇𝗀 𝗒𝗂𝗍𝖺𝖾 's элегантность
🚬 ,shines in ??? каждом шагеㅤ
‌ ‌— ՙ ‌‌カチッと
‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌𝗀𝗁𝗈𝗌𝗍 𝗀𝖺𝗍𝖾 !? 𝗂𝗇 暗い‌ ‌‌

Advertising in ピンクの月

Records

28.03.202523:59
376Subscribers
05.10.202423:59
0Citation index
31.01.202523:59
445Average views per post
01.03.202517:00
13Average views per ad post
27.10.202423:59
33.33%ER
02.01.202504:50
76.79%ERR
Subscribers
Citation index
Avg views per post
Avg views per ad post
ER
ERR
NOV '24DEC '24JAN '25FEB '25MAR '25APR '25

Popular posts ピンクの月

Deleted09.03.202521:10
09.03.202514:57
Deleted09.03.202521:10
09.03.202514:57
Deleted10.03.202520:22
07.03.202507:13
post sticker
Deleted10.03.202520:22
03.03.202518:09
Deleted10.03.202520:22
03.03.202518:09
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌      ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ep 48 ‌ ‌:  ‌fiore
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌   ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌view rada  🦢  ‌arin
Deleted10.03.202520:22
03.03.202518:09
Deleted12.03.202521:28
12.03.202507:35
post sticker
11.03.202519:20
11.03.202519:20
‌  ‌ ‌ㅤㅤ .  (🧨)  .
‌ ‌    ‌ daihanabalieiro     
16.03.202522:13
@Talktoscarlettbot
ازبن به بعد میتونید درخواستیا و سوالاتون رو ازینجا بپرسید گوگولیا
16.03.202521:47
دخترک تنها در گوشه اتاقش کز کرده بود و به این فکر می‌کرد که چه کار کرده است که مستحق این همه درد است؟ او فقط به دنیا آمده بود تا زندگی کند، نه اینکه تمام دردهای دنیا به او روی بیاورند. حتی اگر گریه می‌کرد، کسی نبود که به او اهمیت بدهد، چون او... او به جز خودش کسی را در کنارش نداشت. او حتی خودش را هم داشت از دست می‌داد.

تنها راه آرام کردن خودش، حرف زدن با دیوارهای اتاقش و در آغوش گرفتن بالشتش بود؛ چون او تنها بود. کلماتی که به خودش می‌گفت آنقدر دردناک و وحشتناک بودند که دل هر آدمی را به رحم می‌آورد! شاید او منتظر یک روشنایی در تاریکی ذهنش بود تا او را از اعماق تاریکی نجات دهد؛ دستش را بگیرد و به روشنایی ببرد.

اما... او تنهاتر بود؛ می‌دانست کسی نیست تا به او کمک کند. حتی اگر درخواست کمک می‌کرد، با سرکوب‌های دیگران روبه‌رو می‌شد. درک می‌کرد... کسی او را نمی‌خواست؛ چرا باید چنین کسی را بخواهند که حتی از خودش هم متنفر است؟

او خود را مسئول تمام رفتارها می‌دانست؛ فکر می‌کرد فردی بی‌لیاقت است که اگر حرف بزند، باز هم کسانی هستند که به او بگویند «خفه شو!» او حتی از صورت خود هم تنفر داشت... چون کسانی بودند که باعث تمام رفتارهای دختر بودند.

سوالی که ذهن او را درگیر کرده بود این بود که چرا او باید این همه درد را بکشد و کسی در پشت او نباشد؟ کسی که همدردش باشد یا حتی یک ناجی! خانواده‌ای که جز درد چیزی به او نداده بود... او محبتی از آن‌ها دریافت نکرده بود و چیزی که از آن‌ها می‌شنید این بود که چرا انقدر بی‌احساس است.

چه کسی باعث بانی این اتفاق‌ها بود؟ خودش؟ خانواده‌اش؟ دوستانش؟ فقط می‌دانست که نباید در این زندگی باشد. حتی از مقایسه کردن خود با دیگران خسته شده بود، چون می‌دانست آن‌ها بهتر از خودش هستند. هر قطره اشکی که از چشمانش سرازیر می‌شد، یک دردی از او بودند که نتوانسته بود به زبان بیاورد؛ چون کسی او را نمی‌شناخت.

او حتی خانواده خود را هم نداشت... او هیچ کس را نداشت... او تنهای تنها بود. اگر می‌توانست، حتی دیگر تحمل نمی‌کرد؛ زندگی خودش را تمام می‌کرد... اما او امید داشت که شاید فردا چیزی تغییر کند. او امیدوار بود که خدا او را می‌بیند و همراهش است؛ او را نجات می‌دهد و از این تاریکی رها می‌شود.
11.03.202519:20
01.04.202520:56
01.04.202520:56
شیفت شب رو آغاز کنم؟
01.04.202520:56
اوما
Log in to unlock more functionality.
Cookie

We use cookies to enhance your browsing experience. By clicking 'Accept all', you agree to the use of cookies.