🔖 سانسور در ایران، نوشتهی #احمد_کریمی_حکاک، منتشرشده در دانشنامهی آنلاین ایرانیکا
این مقاله به بررسی تاریخچهی سانسور در ایران از اواسط قرن نوزدهم میلادی تا امروز میپردازد و اَشکال مختلف و دلایل آن را بررسی میکند. نویسندهی مقاله مروری جامع دربارهی سانسور در ایران ارائه میکند و رویدادها، آمار و قوانین کلیدیای را برجسته میکند که چشمانداز آزادی بیان را در کشور شکل دادهاند.
سانسور در ایران مانند بسیاری از جوامع دیگر، توسط نهادهای مذهبی، مقامات سیاسی و گروههای غیررسمی اعمال شده است. این مقاله بهطور خاص به سانسور مطبوعات (روزنامهها و کتابها) از نیمهی دوم قرن نوزدهم تا امروز میپردازد.
سانسور در مطبوعات دولتی (1267-1312 هجری قمری/1851-1895 میلادی)
- در دوره ناصرالدینشاه، «ادوارد بورگس» که تبعهی انگلیسی بود، بهعنوان ناظر محتوای روزنامه «وقایع اتفاقیه» منصوب شد.
- پس از عزل امیرکبیر، بورگس اعلام کرد که فقط اخبار خارجی را بدون بازبینی نخستوزیر منتشر میکند و برای درج مقالات مجبور بود با نخستوزیر و حتی خود شاه مشورت کند.
- در سال 1300 قمری، محمدحسن خان صنیعالدوله بهعنوان وزیر انطباعات منصوب شد و بر تمام چاپخانهها و انتشار روزنامهها نظارت داشت.
- با سقوط سپهسالار در سال 1297 قمری، وضعیت مطبوعات رو به وخامت گذاشت و سال 1302 قمری، ناصرالدینشاه به پیشنهاد اعتمادالسلطنه، دفتر سانسور داخلی را تأسیس کرد.
- آثاری که توسط این دفتر تائید میشد، مهر «ملاحظه شد» داشتند.
- اعتمادالسلطنه شخصاً نسخههای کتابی را که خودش بررسی نکرده بود، سوزاند و یک ناشر را به دلیل چاپ نشریهای بدون اجازهاش تنبیه کرد.
- روزنامههای خارجی مانند «قانون»، «اختر» و «عروهالوثقی» بهسختی وارد ایران میشدند.
- برخی از اعضای دولت با سانسور مخالف بودند و سعی میکردند روزنامههای خارجی را به دست افراد خاصی برسانند.
- سانسور باعث شد مطبوعات مخالف مخفی شوند، اما مطبوعات فارسی در خارج از کشور بهطور قاچاقی به داخل کشور منتقل میشدند.
- شاه دستور سوزاندن نشریات توهینآمیز را میداد.
شبنامهها
- در این دوره، پدیدهی جدیدی به نام «شبنامه» ظاهر شد. شبنامهها اوراق سیاسی تندی بودند که در اماکن عمومی نصب میشدند.
- قانون پلیس در سال 1296 قمری، برای کسانی که علیه شاه مطلب مینوشتند، مجازات سنگینی تعیین کرده بود.
سانسور مطبوعات خصوصی (1314-1339 هجری قمری/1897-1920 میلادی)
- در دوران مظفرالدین شاه، سانسور بسته به سیاست دولت در قبال مشروطه خواهان تغییر میکرد.
- در دورهی نخستوزیری امینالدوله، روزنامههای خصوصی متعددی منتشر شدند، اما در دورهی امین السلطان، محدودیتهای شدیدی بر انتشار اخبار اعمال شد.
- با این حال، شبنامهها و مطبوعات فارسی در خارج از کشور به فعالیت خود ادامه دادند و نقش مهمی در انقلاب مشروطه داشتند.
انقلاب مشروطه و آزادی مطبوعات
- قانون اساسی مشروطه در سال 1324 قمری اصل آزادی بیان و مطبوعات را تعیین کرد، اما ابهامات زیادی داشت.
- متمم قانون اساسی در سال 1325 قمری، مفهوم آزادی مطبوعات را گسترش داد و سانسور را بهجز در موارد کتب گمراهکننده و مضر برای دین ممنوع کرد.
- با این حال، این قانون همچنین مقرر کرد که در صورت انتشار مطالبی برخلاف قانون مطبوعات، ناشر یا نویسنده مجازات خواهد شد.
- قانون مطبوعات در سال 1326 قمری محدودیتهایی را بر مطبوعات اعمال کرد، بهخصوص در مورد آثار مذهبی.
- پس از کودتای محمدعلی شاه در سال 1326 قمری، آزادی بیان بهشدت سرکوب شد.
- در دوران جنگ جهانی اول، سانسور توسط دولت و نیروهای اشغالگر روسی و انگلیسی بهشدت اعمال میشد.
سانسور در دوران رضاشاه (1299-1320 شمسی/1921-1941 میلادی)
- با کودتای 1299 شمسی، آزادی بیان تحت محدودیتهای سیاسی قرار گرفت.
- رضاشاه با استفاده از زور با مطبوعات برخورد میکرد و روزنامهنگاران را زندانی و تبعید میکرد و حتی به قتل میرساند.
- در سال 1301، قانونی برای سانسور مطالب مذهبی در مطبوعات تصویب شد، اما کمی بعدتر سانسور توسط حکومت نظامی بر مطبوعات اعمال شد.
- در سال 1303، میرزاده عشقی، شاعر و روزنامهنگار، توسط حکومت نظامی به قتل رسید.
- پلیس دستور داد تمام برگههای چاپی باید دارای امضای سانسورچی رسمی باشد.
- در سال 1310، قانونی علیه «ایدئولوژیهای جمعگرا» وضع شد که محدودیتهای بیشتری بر بیان عقاید اعمال کرد.
- سانسورچیهای نظامی به دلیل عدم تجربه در این زمینه، قادر به مقابله با نویسندگان ماهر نبودند.
- اواخر دورهی رضاشاه، مطبوعات به چند نشریهی دولتی محدود شده بودند که همگی از سیاستهای دولت پیروی میکردند.