06.02.202520:14
فقط در نوشتار
کدام واژهها را در نوشتار راحت به کار میبری اما در گفتار نه؟
فهرست من:
آغازیدن
دمیدن
ستردن
ادامه دارد...
شاهین کلانتری
#فهرست #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
کدام واژهها را در نوشتار راحت به کار میبری اما در گفتار نه؟
فهرست من:
آغازیدن
دمیدن
ستردن
ادامه دارد...
شاهین کلانتری
#فهرست #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
04.02.202520:29
تصمیم بزرگ=داستان بزرگ
-با هر تصمیم یک داستان نصیبت میشود، با هر تصمیم بزرگ یک داستان بزرگ.
-امروز در کلاس شعر دربارهی اصطلاحات عامیانه حرف زدیم و بعد رسیدیم به «پیرهن»، جامه در شعر فارسی و قرار شده شعرکی دربارهی پوششِ نیم کرهی شمالیِ بدن بنویسیم.
و بزودی شاید شب شعر آنلاین هم برگزار کنیم تا شما هم ببینید که همسفران این دوره چه شعرهای شیوایی مینویسند.
-امروز در کلاسی نثر کتاب «حق با شاخه نبات است» را به عنوان نمونهی خوبی از جملات ساده و فصیح مثال زدم:
«مردی بود نسبتاً سالخورده، کوتاهقامت، لاغر و سیاهچُرده. چهرهاش را نقاشی کرده بود، با رنگهای سرخ و نارنجی. موهای بلندش را از پشت بسته بود. شلواری کوتاه به پا داشت، تا زانو. دیگر هیچ! نه پیراهن و نه کفش. هر روز ظهر میآمد، غذای مختصری از پیشخدمت هتل میگرفت و میرفت. کجا؟ معلوم نبود.»
به جای درست فعلها دقت کنید که چگونه درک جملات را سادهتر میکنند.
-امروز در نامه به دوستی نوشتم: «از آدم کینهیی همینکه کینه به دل نگیری بهترین انتقام را گرفتهیی.»
-برای امروز این قصار از صادق چوبک بس است: «مگر زندگی شما چقدر دوام دارد که دنبال چیزهای بادوام میگردید؟ دنبال چیزهایی بگردید که دوامشان بهاندازهی زندگیتان باشد.»
-امروز قدردانِ داشتن ذهنم، معمای همیشگی.
-امروز یادِ دلم افتاد که چه سرخ بود و فهمیدم که هنوز هم سرخ است و سرختر هم میتواند باشد.
-امروز به این نتیجه رسیدم بهترین روش مطالعهی متنی خوب آن است که هر کلمه را ببوسی و بعد بروی سراغ کلمهی بعدی. کندخانی، بوسهخانی.
-امروز در کتابفروشی دکتر از محققی گفت که در جلسهیی، نقدی ساده را برنتابیده و کیفش را برداشته و با گلایهیی تند از بیسوادیِ منتقد، جلسه را ترک کرده. دکتر در عجب بود که چرا یک آدم فرهیخته نباید اهل مدارا باشد؟
دوباره همان ماجرای همیشگیِ هماهنگی حرف و عمل.
-امروز در وبینار نویسندهساز دربارهی انتخاب نام مناسب برای کتاب حرف زدیم. عنوان میتواند کوتاهِ کوتاه باشد یا بسیار بلند، مثل این نمایشنامهی عباس نعلبندیان:
«قصهی غریب سفر شادِ شین ِ شادِ شنگول به دیار آدمکشان و امردان و جذامیان و دزدان و دیوانگان و روسپیان و کافکشان»
عنوان میتواند واضح باشد یا مبهم، مثل: «یوزپلنگانی که با من دویدهاند»
اما در هر صورت عنوان باید به کتاب بیاید و به یاد بماند.
کارگاه این هفتهی مدرسه نویسندگی دربارهی همین موضوع است: «کتابنام»
-امروز در «تمرینجا» با نگاهی به کتاب «ویرایش زبانی» از غلامرضا ارژنگ از «حذف بجا و حذف نابجای فعل در جملههای مرکب» گفتم. بنا شد از این پس در آغاز بیشتر جلسات قدری هم دربارهی دستور زبان صحبت کنیم، با زبانی ساده و مثالهایی ملموس.
-امروز این بیت فردوسی را در یکی از کلاسهای خصوصی مثال زدم:
خرد رهنمای و خرد رهگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
-دیشب خاب دیدم با مادرم رفتهایم دزدی و بعد از سه ساعت دوزاریمان افتاده که زیر چنگ دوربین مداربسته بودهایم. جز کتاب و گردو هم هیچی در بساط طرف نبود. این چیزها که دوربین نمیخاهد عزیز من.
-امروز کانال الهه علیزاده را ببینیم که هر روز بیشتر به خودش نزدیک میشود: @elahehalizade1
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-با هر تصمیم یک داستان نصیبت میشود، با هر تصمیم بزرگ یک داستان بزرگ.
-امروز در کلاس شعر دربارهی اصطلاحات عامیانه حرف زدیم و بعد رسیدیم به «پیرهن»، جامه در شعر فارسی و قرار شده شعرکی دربارهی پوششِ نیم کرهی شمالیِ بدن بنویسیم.
و بزودی شاید شب شعر آنلاین هم برگزار کنیم تا شما هم ببینید که همسفران این دوره چه شعرهای شیوایی مینویسند.
-امروز در کلاسی نثر کتاب «حق با شاخه نبات است» را به عنوان نمونهی خوبی از جملات ساده و فصیح مثال زدم:
«مردی بود نسبتاً سالخورده، کوتاهقامت، لاغر و سیاهچُرده. چهرهاش را نقاشی کرده بود، با رنگهای سرخ و نارنجی. موهای بلندش را از پشت بسته بود. شلواری کوتاه به پا داشت، تا زانو. دیگر هیچ! نه پیراهن و نه کفش. هر روز ظهر میآمد، غذای مختصری از پیشخدمت هتل میگرفت و میرفت. کجا؟ معلوم نبود.»
به جای درست فعلها دقت کنید که چگونه درک جملات را سادهتر میکنند.
-امروز در نامه به دوستی نوشتم: «از آدم کینهیی همینکه کینه به دل نگیری بهترین انتقام را گرفتهیی.»
-برای امروز این قصار از صادق چوبک بس است: «مگر زندگی شما چقدر دوام دارد که دنبال چیزهای بادوام میگردید؟ دنبال چیزهایی بگردید که دوامشان بهاندازهی زندگیتان باشد.»
-امروز قدردانِ داشتن ذهنم، معمای همیشگی.
-امروز یادِ دلم افتاد که چه سرخ بود و فهمیدم که هنوز هم سرخ است و سرختر هم میتواند باشد.
-امروز به این نتیجه رسیدم بهترین روش مطالعهی متنی خوب آن است که هر کلمه را ببوسی و بعد بروی سراغ کلمهی بعدی. کندخانی، بوسهخانی.
-امروز در کتابفروشی دکتر از محققی گفت که در جلسهیی، نقدی ساده را برنتابیده و کیفش را برداشته و با گلایهیی تند از بیسوادیِ منتقد، جلسه را ترک کرده. دکتر در عجب بود که چرا یک آدم فرهیخته نباید اهل مدارا باشد؟
دوباره همان ماجرای همیشگیِ هماهنگی حرف و عمل.
-امروز در وبینار نویسندهساز دربارهی انتخاب نام مناسب برای کتاب حرف زدیم. عنوان میتواند کوتاهِ کوتاه باشد یا بسیار بلند، مثل این نمایشنامهی عباس نعلبندیان:
«قصهی غریب سفر شادِ شین ِ شادِ شنگول به دیار آدمکشان و امردان و جذامیان و دزدان و دیوانگان و روسپیان و کافکشان»
عنوان میتواند واضح باشد یا مبهم، مثل: «یوزپلنگانی که با من دویدهاند»
اما در هر صورت عنوان باید به کتاب بیاید و به یاد بماند.
کارگاه این هفتهی مدرسه نویسندگی دربارهی همین موضوع است: «کتابنام»
-امروز در «تمرینجا» با نگاهی به کتاب «ویرایش زبانی» از غلامرضا ارژنگ از «حذف بجا و حذف نابجای فعل در جملههای مرکب» گفتم. بنا شد از این پس در آغاز بیشتر جلسات قدری هم دربارهی دستور زبان صحبت کنیم، با زبانی ساده و مثالهایی ملموس.
-امروز این بیت فردوسی را در یکی از کلاسهای خصوصی مثال زدم:
خرد رهنمای و خرد رهگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
-دیشب خاب دیدم با مادرم رفتهایم دزدی و بعد از سه ساعت دوزاریمان افتاده که زیر چنگ دوربین مداربسته بودهایم. جز کتاب و گردو هم هیچی در بساط طرف نبود. این چیزها که دوربین نمیخاهد عزیز من.
-امروز کانال الهه علیزاده را ببینیم که هر روز بیشتر به خودش نزدیک میشود: @elahehalizade1
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
02.02.202515:24
📱با ذخیرهی شمارهی شاهین کلانتری میتوانید استوریهای روزانهی تلگرام را هم دنبال کنید:
+98 912 164 1185
@shahinkalantary
+98 912 164 1185
@shahinkalantary


31.01.202506:09
🔥 ایدهبازی از ساعت ۱۵:۳۰ امروز، جمعه ۱۲ بهمن
❗️ کارگاه ایدهبازی
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
🌞کارگاه ایدهبازی همبودگاهی برای ایدهیابی و ایدهسازیست.
فرقی نمیکند که دنبال ایده برای رمان و فیلمنامه هستید یا مقاله و محتوای اینترنتی.
هدف خلاقیتافزایی و پُرکاریست.
🛸در این کارگاه با هم ایدههای تازه میآفرینیم.
سپس برای اجرای ایدهها ایدهپردازی میکنیم.
سپستر برای به سرانجام رساندن ایدهها با هم قولوقرار میگذاریم.
☝️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۲ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
🟢 فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❌برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
5041 7212 2757 9688
5041721227579688
به نام سعید قائدی
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
❗️ کارگاه ایدهبازی
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
🌞کارگاه ایدهبازی همبودگاهی برای ایدهیابی و ایدهسازیست.
فرقی نمیکند که دنبال ایده برای رمان و فیلمنامه هستید یا مقاله و محتوای اینترنتی.
هدف خلاقیتافزایی و پُرکاریست.
🛸در این کارگاه با هم ایدههای تازه میآفرینیم.
سپس برای اجرای ایدهها ایدهپردازی میکنیم.
سپستر برای به سرانجام رساندن ایدهها با هم قولوقرار میگذاریم.
☝️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۲ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
🟢 فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❌برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
5041 7212 2757 9688
5041721227579688
به نام سعید قائدی
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
26.01.202520:18
مقام شامخ نیمفاصله
- دیشب خاب دیدم یکی از بچههای مدرسه نویسندگی رییسجمهور شده. کلی ذوقش را کردم. از آن طرف یکی از بچهها آمده بود و میگفت: «... جز کاریکلماتورهای آبزیپو هیچی ننوشته، تازه هرگز به درک مقامِ شامخِ «نیمفاصله» هم نائل نیامده، آنوقت چطور به چنین جایگاهی رسیده؟» خاستم جواب بدهم که بادیگاردهای بانوی نورییسجمهور جمعیت را متفرق کردند.
-امروز به این نتیجه رسیدم که هر نویسندهیی باید دو-سه کتاب بیابد که همیشه فوری وابدارندش به نوشتن.
این آثار لزومن قرار نیست شاهکار ادبی باشند. حتا ممکن است اثری متوسط و ناشناخته را برگزینیم.
داستانی یا غیرداستانی بودن آن هم مهم نیست. فقط باید محکم هُلت بدهد سمت نوشتن.
برای من زمانی «دفترهای شسته» از یداله رویایی چنین حکمی داشت، خاندن دو-سه پارهاش کافی بود تا قلم راست کنم برای نوشتن.
شما چنین کتابی دم دستتان دارید؟
-امروز در «فرهنگ نامآوا» اینواژه به تورم خورد:
طرقیدن: ترکیدن، شکاف خوردن
«زین شود مرجوم شیطان رجیم
وز حسد او بطرقد گردد دو نیم»
-مثنوی مولانا
-امروز در رمان «کتاب بینام اعترافات» از داوود غفازادگان بهرهگیری نویسنده از نامآوا به دلم نشست:
«یهو باد زوردارتر میشود و خش خش تو تاریکی میخشد.»
-امروز به این نتیجهی بدیهی رسیدم که بیشتر دیدن آدمهایی که گمان میکنی هیچجوره راه ندارد باهاشان بجوشی، سرانجام به جوشجوش میکشد. دیدارْ دستگاه جوشیست برای خودش. بیشتر ببین تا بیشتر دوست شوی.
-امروز این بیت مسعودی رازی چشمم را گرفت، اینکه عشقِ طرف و خود طرف را جدا کرده و این شکلی بیان، قشنگ است:
«عشق ترا وفا ز تو بیش است از آن که تو
از من جدا شدی و نشد عشق تو جدا»
بده شیش😉
-امروز در وبینار نویسندهساز از «روزیدن» گفتم. روزیدن عنوان همین شیوهییست که این مطلب را با آن نوشتهام. اگر در وبینار نبودید، ویدیویش را اینجا ببینید.
-امروز در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی اصول جملهنویسی گفتم. البته نه به آن شیوهی خشک و خنک کتابهای درسی. قرار شد که شگرد سی سی را بیازماییم. مشتاقم از فردا تمرینهای تازه را در تمرینجا بخانم.
-امروز در کتابفروشی زندانی شدم. بله. بدی پاساژ همین است. نگو مستخدم پاساژ امروز با یکی از مغازهدارها دعواش شده و لج کرده و گفته نه و نیم به بعد به هیچ وجه در را باز نمیکنم. سرانجام با خاهش و تمنا گفت دوازده شب شاید دلش به رحم بیاید و روزنهگشایی کند. اینم شانس مایه؛ قانون مورفی. درست در اولین شبی که تصمیم گرفتم زود بروم خانه و زود بخابم این بلا سرم آمد. البته بد حبسی نبود. یکی از همبندیها کتابفروش-نویسندهیی بود و برخی از حرفاش: «قصههای کودکِ نسیم خاکسار بهتر از آثار دیگر اوست. در کل، خودش از نوشتههایش بهتر است.»، «در زنجان همهچیز وضوحی بیش از جاهای دیگر دارد، به دلیل ارتقاع شهر و تابش ویژهی آقتاب.»... اینجا بود که دل زندانبان به رحم آمد و رخصت داد و در ۲۲:۴۲ آزاد شدم و و آمدم دفتر و حالا هم دارم این سطرها را مینویسم تا زودتر بروم خانه.
-امروز در پاسخ به دوستی که اتفاقی دیدمش و گفت دارد کتابی دربارهی سیاستگری در دوران صفویه مینویسد، گفتم: «یکی از ارزشمندترین کارهای هر نویسندهیی تحقیق روی گوشهیی بسیار کوچک از تاریخ است. جدا از اینکه نویسنده اهل تاریخ هست یا نه. شروع که کند مبتلا میشود.»
-امروز در تمرینجا طنزنوشتهی جالبی از آرزو موسی زاده خاندم و کیفیدم. کانال نویسنده:
@arezoomsz
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
- دیشب خاب دیدم یکی از بچههای مدرسه نویسندگی رییسجمهور شده. کلی ذوقش را کردم. از آن طرف یکی از بچهها آمده بود و میگفت: «... جز کاریکلماتورهای آبزیپو هیچی ننوشته، تازه هرگز به درک مقامِ شامخِ «نیمفاصله» هم نائل نیامده، آنوقت چطور به چنین جایگاهی رسیده؟» خاستم جواب بدهم که بادیگاردهای بانوی نورییسجمهور جمعیت را متفرق کردند.
-امروز به این نتیجه رسیدم که هر نویسندهیی باید دو-سه کتاب بیابد که همیشه فوری وابدارندش به نوشتن.
این آثار لزومن قرار نیست شاهکار ادبی باشند. حتا ممکن است اثری متوسط و ناشناخته را برگزینیم.
داستانی یا غیرداستانی بودن آن هم مهم نیست. فقط باید محکم هُلت بدهد سمت نوشتن.
برای من زمانی «دفترهای شسته» از یداله رویایی چنین حکمی داشت، خاندن دو-سه پارهاش کافی بود تا قلم راست کنم برای نوشتن.
شما چنین کتابی دم دستتان دارید؟
-امروز در «فرهنگ نامآوا» اینواژه به تورم خورد:
طرقیدن: ترکیدن، شکاف خوردن
«زین شود مرجوم شیطان رجیم
وز حسد او بطرقد گردد دو نیم»
-مثنوی مولانا
-امروز در رمان «کتاب بینام اعترافات» از داوود غفازادگان بهرهگیری نویسنده از نامآوا به دلم نشست:
«یهو باد زوردارتر میشود و خش خش تو تاریکی میخشد.»
-امروز به این نتیجهی بدیهی رسیدم که بیشتر دیدن آدمهایی که گمان میکنی هیچجوره راه ندارد باهاشان بجوشی، سرانجام به جوشجوش میکشد. دیدارْ دستگاه جوشیست برای خودش. بیشتر ببین تا بیشتر دوست شوی.
-امروز این بیت مسعودی رازی چشمم را گرفت، اینکه عشقِ طرف و خود طرف را جدا کرده و این شکلی بیان، قشنگ است:
«عشق ترا وفا ز تو بیش است از آن که تو
از من جدا شدی و نشد عشق تو جدا»
بده شیش😉
-امروز در وبینار نویسندهساز از «روزیدن» گفتم. روزیدن عنوان همین شیوهییست که این مطلب را با آن نوشتهام. اگر در وبینار نبودید، ویدیویش را اینجا ببینید.
-امروز در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی اصول جملهنویسی گفتم. البته نه به آن شیوهی خشک و خنک کتابهای درسی. قرار شد که شگرد سی سی را بیازماییم. مشتاقم از فردا تمرینهای تازه را در تمرینجا بخانم.
-امروز در کتابفروشی زندانی شدم. بله. بدی پاساژ همین است. نگو مستخدم پاساژ امروز با یکی از مغازهدارها دعواش شده و لج کرده و گفته نه و نیم به بعد به هیچ وجه در را باز نمیکنم. سرانجام با خاهش و تمنا گفت دوازده شب شاید دلش به رحم بیاید و روزنهگشایی کند. اینم شانس مایه؛ قانون مورفی. درست در اولین شبی که تصمیم گرفتم زود بروم خانه و زود بخابم این بلا سرم آمد. البته بد حبسی نبود. یکی از همبندیها کتابفروش-نویسندهیی بود و برخی از حرفاش: «قصههای کودکِ نسیم خاکسار بهتر از آثار دیگر اوست. در کل، خودش از نوشتههایش بهتر است.»، «در زنجان همهچیز وضوحی بیش از جاهای دیگر دارد، به دلیل ارتقاع شهر و تابش ویژهی آقتاب.»... اینجا بود که دل زندانبان به رحم آمد و رخصت داد و در ۲۲:۴۲ آزاد شدم و و آمدم دفتر و حالا هم دارم این سطرها را مینویسم تا زودتر بروم خانه.
-امروز در پاسخ به دوستی که اتفاقی دیدمش و گفت دارد کتابی دربارهی سیاستگری در دوران صفویه مینویسد، گفتم: «یکی از ارزشمندترین کارهای هر نویسندهیی تحقیق روی گوشهیی بسیار کوچک از تاریخ است. جدا از اینکه نویسنده اهل تاریخ هست یا نه. شروع که کند مبتلا میشود.»
-امروز در تمرینجا طنزنوشتهی جالبی از آرزو موسی زاده خاندم و کیفیدم. کانال نویسنده:
@arezoomsz
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com


06.02.202512:04
🗣️ «عنوان خوب، عنوان کتابی موفق است.»
-سامرست موام
🔥کارگاه کتابنام | همین جمعه
نامآفرینی برای کتاب
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
💦کارگاه کتابنام برای چیرگی در مهارت نامگزینیست. میآموزیم و تمرین میکنیم تا عنوانهای جالب و جذابی برای کتابهای غیرداستانی بنویسیم. این توانایی به در تبلیغنویسی و تیتریابی برای نوشتههای اینترنتی هم به کارمان میآید.
⭐️در این کارگاه ۱۰۰ عنوان گوناگون مینویسیم و بهترینهایش را برمیگزینیم.
⚪️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۹ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❤️برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
6274121181110032
به نام شاهین کلانتری
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
-سامرست موام
🔥کارگاه کتابنام | همین جمعه
نامآفرینی برای کتاب
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
💦کارگاه کتابنام برای چیرگی در مهارت نامگزینیست. میآموزیم و تمرین میکنیم تا عنوانهای جالب و جذابی برای کتابهای غیرداستانی بنویسیم. این توانایی به در تبلیغنویسی و تیتریابی برای نوشتههای اینترنتی هم به کارمان میآید.
⭐️در این کارگاه ۱۰۰ عنوان گوناگون مینویسیم و بهترینهایش را برمیگزینیم.
⚪️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۹ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❤️برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
6274121181110032
6274121181110032
به نام شاهین کلانتری
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
03.02.202520:28
از تردیدها و تردیدگیها
-میخاستم نوشتن این مطلب را از اول روز بیاغازم و تدریجی هوایش کنم، اما پشیمان شدم، تردیدها و تردیدگیهایم چهبهتر که اندکی تهنشین شوند و سپس جاری.
-دیشب قد دو سال خاب دیدم، که حوصلهی نقل هیچیک را ندارم، بیداریام چنان بود که از فریباییِ خابم یکباره کاست.
-امروز در کلاس واژگردان از رابطهی صورت و معنیِ واژهها حرف زدیم و نگاهی انداختیم به فرهنگنامهی طنز و رمز واژگان از عبدالعظیم کریمی. نمونه:
«سادگی: پیچیدهترین فرآیند انسانیت برای انسان بودن.»
و سه کلاس خصوصی هم داشتم که همگی بیشتر به ویرایش و پیرایش نوشتههای جدید همسفرانم گذشت.
-امروز این جملهی داریوش کیارش در وصف چنگیز شهوق، مجسمهساز، واداشتم به بارها بازخانی:
«به سرعت متولد شد، به شدت به دیوار خورد و عمیقاً مرد.»
(از کتاب «چهارفصلِ هنرهای تجمسی ایران»، نشر بایگانی)
-امروز در نامه به دوستی نوشتم: «از تو کم شنیدهام، شاید با نامه فرصتی فراهم کنی تا برایت شنوندهی خوبی باشم.»
-از مزیتهای «روزیدن» و انتشارش این است که میتواند اهمیت نوشتن در برخی قالبها را یادآوری کند، مهمتر از همه نامهنگاری برای دوستان.
-امروز قدردانِ نثر کهن فارسیام که خزانهی چنین گنجهاییست:
«الهی، عاجز و سرگردانم، نه آنچه دارم، دانم و نه آنچه دانم، دارم.»
(خواجه عبدالله انصاری)
-و بگذار بگویم که «دیدن» همیشه برایم لذتبخش نبوده و بیش از لذت شاید درد و تمنا زاییده. بین حواس پنجگانه دیدن سرکشتر و ظالمتر است. به بودنش محتاجی و از بودنش مضطرب.
-امروز به این نتیجه رسیدم که مقایسهی خودمان با خودمان، در بازهی زمانی ۱۰ ساله موئرتر است و شاید امیدوارکنندهتر. بیازما: شاید نسخهی یک یا سهسال قبلت ناامیدت کند، اما تفاوت چشمگیرت با آدمِ ده سال پیش به ده سال آینده، احتمالن خوشبینت میکند.
-امروز در کتابفروشی یک خروار کتاب ناب یافتم. خوبیِِ گشتن در کهنهفروشیها این است که همیشه اقبال یافتن چیزی را داری که در قوطیِ کمتر عطاری یافتنیست. و اما اندوه همیشهحاضری هم میآزاردت: «روزی کسی با ذوقی و شوقی این کتابها را خریده، حالیا چه شده که اینگونه غریب افتادهاند؟ سرنوشت کتابهای من چیست؟»
کتابخانهات که بزرگ شد و روانت با کتابهایت عجین، این پرسشها هم یقهات میکند، گاهی.
-امروز در وبینار نویسندهساز از داستانک حرف زدیم. ماهان ابوترابی مهمان وبینار بود و یکی-دو تا از داستانکهای جالب خودش را هم خاند. (کانال ماهان:@mahanabootorabi).
از امروز نام کتابهایی را که در نویسندهساز بهشان اشاره میکنم، اینجا هم میآورم:
-جستارهایی اندر مصائب نوشتن از فیلیپ کلودل
-گاو حیوان تنهایی است از دیوید البحاری
-ابرتعاملگرها از چارلز دوهیگ
حمله به سفسطه از تی ادوارد آدامیز
راستی، امروز صدمین قسمت نویسندهساز بود.😍
-امروز در «تمرینجا» دربارهی دشواریهای خلق پیرنگِ داستان گفتیم و نتیجه: میارزد ماهها و سالها روی اسکلت داستان وقت بگذاری و بعد نوشتنش را بیاغازی.
-بیت امروز از فردوسیست:
خرد چشم جان است چون بنگری
تو بی چشم شادان جهان نسپری
و چه خوب میشود اگر از فعل ساده و خوشگلِ «نگریستن» هم گهگاه به جای «نگاه کردن» استفاده کنیم و از هجمهی فعل مرکب کمی بکاهیم.
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-میخاستم نوشتن این مطلب را از اول روز بیاغازم و تدریجی هوایش کنم، اما پشیمان شدم، تردیدها و تردیدگیهایم چهبهتر که اندکی تهنشین شوند و سپس جاری.
-دیشب قد دو سال خاب دیدم، که حوصلهی نقل هیچیک را ندارم، بیداریام چنان بود که از فریباییِ خابم یکباره کاست.
-امروز در کلاس واژگردان از رابطهی صورت و معنیِ واژهها حرف زدیم و نگاهی انداختیم به فرهنگنامهی طنز و رمز واژگان از عبدالعظیم کریمی. نمونه:
«سادگی: پیچیدهترین فرآیند انسانیت برای انسان بودن.»
و سه کلاس خصوصی هم داشتم که همگی بیشتر به ویرایش و پیرایش نوشتههای جدید همسفرانم گذشت.
-امروز این جملهی داریوش کیارش در وصف چنگیز شهوق، مجسمهساز، واداشتم به بارها بازخانی:
«به سرعت متولد شد، به شدت به دیوار خورد و عمیقاً مرد.»
(از کتاب «چهارفصلِ هنرهای تجمسی ایران»، نشر بایگانی)
-امروز در نامه به دوستی نوشتم: «از تو کم شنیدهام، شاید با نامه فرصتی فراهم کنی تا برایت شنوندهی خوبی باشم.»
-از مزیتهای «روزیدن» و انتشارش این است که میتواند اهمیت نوشتن در برخی قالبها را یادآوری کند، مهمتر از همه نامهنگاری برای دوستان.
-امروز قدردانِ نثر کهن فارسیام که خزانهی چنین گنجهاییست:
«الهی، عاجز و سرگردانم، نه آنچه دارم، دانم و نه آنچه دانم، دارم.»
(خواجه عبدالله انصاری)
-و بگذار بگویم که «دیدن» همیشه برایم لذتبخش نبوده و بیش از لذت شاید درد و تمنا زاییده. بین حواس پنجگانه دیدن سرکشتر و ظالمتر است. به بودنش محتاجی و از بودنش مضطرب.
-امروز به این نتیجه رسیدم که مقایسهی خودمان با خودمان، در بازهی زمانی ۱۰ ساله موئرتر است و شاید امیدوارکنندهتر. بیازما: شاید نسخهی یک یا سهسال قبلت ناامیدت کند، اما تفاوت چشمگیرت با آدمِ ده سال پیش به ده سال آینده، احتمالن خوشبینت میکند.
-امروز در کتابفروشی یک خروار کتاب ناب یافتم. خوبیِِ گشتن در کهنهفروشیها این است که همیشه اقبال یافتن چیزی را داری که در قوطیِ کمتر عطاری یافتنیست. و اما اندوه همیشهحاضری هم میآزاردت: «روزی کسی با ذوقی و شوقی این کتابها را خریده، حالیا چه شده که اینگونه غریب افتادهاند؟ سرنوشت کتابهای من چیست؟»
کتابخانهات که بزرگ شد و روانت با کتابهایت عجین، این پرسشها هم یقهات میکند، گاهی.
-امروز در وبینار نویسندهساز از داستانک حرف زدیم. ماهان ابوترابی مهمان وبینار بود و یکی-دو تا از داستانکهای جالب خودش را هم خاند. (کانال ماهان:@mahanabootorabi).
از امروز نام کتابهایی را که در نویسندهساز بهشان اشاره میکنم، اینجا هم میآورم:
-جستارهایی اندر مصائب نوشتن از فیلیپ کلودل
-گاو حیوان تنهایی است از دیوید البحاری
-ابرتعاملگرها از چارلز دوهیگ
حمله به سفسطه از تی ادوارد آدامیز
راستی، امروز صدمین قسمت نویسندهساز بود.😍
-امروز در «تمرینجا» دربارهی دشواریهای خلق پیرنگِ داستان گفتیم و نتیجه: میارزد ماهها و سالها روی اسکلت داستان وقت بگذاری و بعد نوشتنش را بیاغازی.
-بیت امروز از فردوسیست:
خرد چشم جان است چون بنگری
تو بی چشم شادان جهان نسپری
و چه خوب میشود اگر از فعل ساده و خوشگلِ «نگریستن» هم گهگاه به جای «نگاه کردن» استفاده کنیم و از هجمهی فعل مرکب کمی بکاهیم.
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com


02.02.202509:41
🌨من شاعرم...
-تادئوس تونیان، کتاب «سطر اول را نمینویسم»
📱در استوریِ اینستاگرام هر روز نگاهی میاندازیم به شعرهای کوتاهی از ادبیات امروز ایران و جهان:
🧡
instagram.com/shahinkalantary
-تادئوس تونیان، کتاب «سطر اول را نمینویسم»
📱در استوریِ اینستاگرام هر روز نگاهی میاندازیم به شعرهای کوتاهی از ادبیات امروز ایران و جهان:
🧡
instagram.com/shahinkalantary
30.01.202520:29
خوشواژهگی
✨ #کلمات_هفته عنوان بخشی از #تردیدار است که در آن پارههایی از کلمهبرداریهایم را منتشر میکنم. کلمهبرداری تمرین مؤثری برای گسترش دایرهی واژگان است که آدابش را میتوانید در اینجا بخانید.
از واژهاندوزیها:
فنا به مثابهی گواه حقانیت و صلاحیت بقا
بیمعنیانگاری
کنونمندی
نااندیشایی
خوشزیستی
خطیر و خاطرهبرانگیز
همجواری و همارزی
حرکتهایی کند و کمبُرد
تندباد الهام و احساس
ارجی گران میبخشد
جنبچه
خود را بر پیکرهی پایهای رفیع میپنداشت
غولقامت
خُردبالا
سورچیانِ درشتخو
گواه صفای خارقالعادۀ دل خالی از کینهی اوست
هنگامشناس
قلبی از علاق گسسته
✅کدامیک را بیشتر میپسندید؟
شاهین کلانتری
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
✨ #کلمات_هفته عنوان بخشی از #تردیدار است که در آن پارههایی از کلمهبرداریهایم را منتشر میکنم. کلمهبرداری تمرین مؤثری برای گسترش دایرهی واژگان است که آدابش را میتوانید در اینجا بخانید.
از واژهاندوزیها:
فنا به مثابهی گواه حقانیت و صلاحیت بقا
بیمعنیانگاری
کنونمندی
نااندیشایی
خوشزیستی
خطیر و خاطرهبرانگیز
همجواری و همارزی
حرکتهایی کند و کمبُرد
تندباد الهام و احساس
ارجی گران میبخشد
جنبچه
خود را بر پیکرهی پایهای رفیع میپنداشت
غولقامت
خُردبالا
سورچیانِ درشتخو
گواه صفای خارقالعادۀ دل خالی از کینهی اوست
هنگامشناس
قلبی از علاق گسسته
✅کدامیک را بیشتر میپسندید؟
شاهین کلانتری
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
25.01.202518:55
درچین و ورچین
-امروز نخابیده بیدار شدم. یعنی دیشب یکسره بیدار ماندم تا امشب زود بخابم، بلکم خابم تنظیم شود.
-امروز صبح با ماهان رفتیم «نیکوصفت» عدسی خوردیم و عجیبترین مردِ سینهپشمالوی خاورمیانه و حومه را دیدیم؛ لندهوری که چون کشتیِ بیلنگر کژ میشد و مژ میشد. پالتوی خاکستری تنش بود و دکمههای پیرهنش تا ناف باز. پشمهای شدیدن فرفریاش را ریخته بود بیرون، لابد تا حظ بصر ببریم. فرق سرش تاس بود اما از گوشه و کنار، زلفش پریشان. انگاری صاف پاشده از توی یکی از میخانههای قرن نوزده روسیه آمده وسط خیابان جمالزادهی بیجمال. راستی، سمت راست شلوارش هم تا زانو خیس بود. (به این میگویند جزییاتآزاری.)
-امروز در «فرهنگ لغات عامیانه و معاصر» اینها چشمم را گرفت:
درچین و ورچین: جمع و جور کردن، اتاق پاشیده را منظم کردن و هر چیزی را سر جای خود نهادن.
سینه به حصیر مالیدن: رنج بردن و سختی تحمل کردن
-امروز سطرهای آغازین رمان «بیست زخم کاری» را برای بچههای نویسندگی خلاق مثال زدم. نمونهی خوبیست از توصیف شاعرانه، تصویرسازیِ بهجا و پیوستگیِ سطرها. رمان و سریال «زخم کاری ۱» تا مقایسه کنید تا ببینید چه جنبههای درخشانی از رمان از دست رفته است.
-امروز این قصار از جیم ژیل دُبیدما ذهنم را برانگیخت: «باور دارم که میخواهم شاعر شوم، ولی تهِ دلم همیشه میخواستم که شعر باشم.» از خودم پرسیدم: همیشه درگیر تعریف شعر بودهای و دهها چیز خاندهای و بسیار گفتهای، حالیا اگر بنا باشد از خود بپرسی «چگونه شعر باشم؟» کدام تعریف شعر را برمیگزینی؟ آدم-شعر چگونه موجودیست؟
عجالتن باید بگویم: آدم- شعر موجودی عادی نیست، اما ناعادی بودنش ادایی نیست. خودجوش و خودویژه است. متفاوت نیست صرفن تا متفاوت باشد، تازگیاش توام با زیباییست.
-امروز این بیت فتاحی نیشابوری (سیبک) گذاشتم وسط سفرهی سرم:
«ای چو شمع از نار خندانت به هر سو زار صد
از تو شد روشن که نار ما یک و بیمار صد»
برای دور نشدن از موسیقی کلام -درک اهمیت موسیقی کلام- است که حتا شده یک بیت از شعر کهن فارسی هر روز مزهمزه میکنم. در بیت بالا استفاده خلاقانهی شاعر کِیلی اکلیلی شدم (دوبله: «کیلی» یعنی «خیلی» و «اکلیلی شدن» در بیان جوانان وطن یعنی «ذوق کردن»).
-امروز در وبینار «نویسندهساز» از اهمیت انس با فرهنگهای لغات و اصطلاحات عامیانه گفتم. اول به خاطر اینکه دیدن شکل مکتوب همین عباراتِ آشنای روزمره سبب میشود ظرفیتهای نادیدهشان را کشف کنیم. دوم و مهمتر: اصطلاحات جالبی را مییابیم که دیگر رایج نیستند اما میتوانند کمککار ما در پرهیز از عبارتهای نخنما باشند.
-امروز اولین جلسهی دورهی «واژهگردان» شروع شد. خوشحالم که جمعی از بهترین همسفران سالهای گذشتهی مدرسه نویسندگی در این دوره گرد هم آمدهاند. در این جلسه ابتدا کمی از «تاریخ کلمه» حرف زدیم و بعد رفتیم سراغ حروف؛ آجرهای کلمهساز. یکی از تمرینهای فرعی جلسهی امروز این بود:
«من اگر یکی از حروف بودم، «ـــ» را بر میگزیدم، به این چند دلیل...»
-امروز ۴ جلسه کلاس خصوصی هم داشتم:
در اولی از این گفتم که هر مدرسی باید لغتنامهی خاص خود را تدوین کند و توصیفی دقیق از تمام کلیدواژههای حوزهی تدریسش بنویسد.
در دومی بهم ثابت شد که اگر کسی در یادگیری مشتاق و جدی باشد، حتا طی چند ماه، میتواند گامهای قابل توجهی بردارد. در این کلاس همسفرِ آموزگار نیکاندیشی هستم که مطالعهی هر خاطرهاش گواهیست بر آنکه هر خاطره گنجیست، اگر درست تعریفش کنی.
در سومی از نثر خاص و خود ویژه حرف زدیم و نوشتن داستانی در قالب فهرستی از جملهها.
در چهارمی هم حظ کردم از رشد همسفرم.
بازخورد و پیگیری معجزه میکند.
-امروز در کتابفروشی اختران چشمم خورد به «علم عقبماندگی» از کورش مرشد. چند صفحهای خاندم و صراحت نویسنده و موضوع کتاب (توسعه) فرمان خرید را صادر کرد. مجموعهییست از مقالات، با نثری قابل قبول. تا اینجا که خاندهام لب کلام چنین مینماید:
«عقبماندگی تعریف دیگری مگر عقبماندگی علمی ندارد و توسعه جز با توسعه علمی ممکن نیست.»
بهگمانم اندیشهورزی و کنشگری، بدون توجه جدی به مفهوم توسعه، در ابعاد گوناگون آن، ممکن نیست. همهی ما، با هر فعالیتی، میتوانیم از خودمان بپرسیم: «عملکرد من در کجای پازل بزرگ توسعه قرار میگیرد؟»
-امروز کانال زهرا رییسی مرا به وجد آورد. «کفبین»را بخانید و شما هم کیف کنید: @ManBodegi
-حیف که بقیهاش جا نشد. فدا مدا. 😘
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-امروز نخابیده بیدار شدم. یعنی دیشب یکسره بیدار ماندم تا امشب زود بخابم، بلکم خابم تنظیم شود.
-امروز صبح با ماهان رفتیم «نیکوصفت» عدسی خوردیم و عجیبترین مردِ سینهپشمالوی خاورمیانه و حومه را دیدیم؛ لندهوری که چون کشتیِ بیلنگر کژ میشد و مژ میشد. پالتوی خاکستری تنش بود و دکمههای پیرهنش تا ناف باز. پشمهای شدیدن فرفریاش را ریخته بود بیرون، لابد تا حظ بصر ببریم. فرق سرش تاس بود اما از گوشه و کنار، زلفش پریشان. انگاری صاف پاشده از توی یکی از میخانههای قرن نوزده روسیه آمده وسط خیابان جمالزادهی بیجمال. راستی، سمت راست شلوارش هم تا زانو خیس بود. (به این میگویند جزییاتآزاری.)
-امروز در «فرهنگ لغات عامیانه و معاصر» اینها چشمم را گرفت:
درچین و ورچین: جمع و جور کردن، اتاق پاشیده را منظم کردن و هر چیزی را سر جای خود نهادن.
سینه به حصیر مالیدن: رنج بردن و سختی تحمل کردن
-امروز سطرهای آغازین رمان «بیست زخم کاری» را برای بچههای نویسندگی خلاق مثال زدم. نمونهی خوبیست از توصیف شاعرانه، تصویرسازیِ بهجا و پیوستگیِ سطرها. رمان و سریال «زخم کاری ۱» تا مقایسه کنید تا ببینید چه جنبههای درخشانی از رمان از دست رفته است.
-امروز این قصار از جیم ژیل دُبیدما ذهنم را برانگیخت: «باور دارم که میخواهم شاعر شوم، ولی تهِ دلم همیشه میخواستم که شعر باشم.» از خودم پرسیدم: همیشه درگیر تعریف شعر بودهای و دهها چیز خاندهای و بسیار گفتهای، حالیا اگر بنا باشد از خود بپرسی «چگونه شعر باشم؟» کدام تعریف شعر را برمیگزینی؟ آدم-شعر چگونه موجودیست؟
عجالتن باید بگویم: آدم- شعر موجودی عادی نیست، اما ناعادی بودنش ادایی نیست. خودجوش و خودویژه است. متفاوت نیست صرفن تا متفاوت باشد، تازگیاش توام با زیباییست.
-امروز این بیت فتاحی نیشابوری (سیبک) گذاشتم وسط سفرهی سرم:
«ای چو شمع از نار خندانت به هر سو زار صد
از تو شد روشن که نار ما یک و بیمار صد»
برای دور نشدن از موسیقی کلام -درک اهمیت موسیقی کلام- است که حتا شده یک بیت از شعر کهن فارسی هر روز مزهمزه میکنم. در بیت بالا استفاده خلاقانهی شاعر کِیلی اکلیلی شدم (دوبله: «کیلی» یعنی «خیلی» و «اکلیلی شدن» در بیان جوانان وطن یعنی «ذوق کردن»).
-امروز در وبینار «نویسندهساز» از اهمیت انس با فرهنگهای لغات و اصطلاحات عامیانه گفتم. اول به خاطر اینکه دیدن شکل مکتوب همین عباراتِ آشنای روزمره سبب میشود ظرفیتهای نادیدهشان را کشف کنیم. دوم و مهمتر: اصطلاحات جالبی را مییابیم که دیگر رایج نیستند اما میتوانند کمککار ما در پرهیز از عبارتهای نخنما باشند.
-امروز اولین جلسهی دورهی «واژهگردان» شروع شد. خوشحالم که جمعی از بهترین همسفران سالهای گذشتهی مدرسه نویسندگی در این دوره گرد هم آمدهاند. در این جلسه ابتدا کمی از «تاریخ کلمه» حرف زدیم و بعد رفتیم سراغ حروف؛ آجرهای کلمهساز. یکی از تمرینهای فرعی جلسهی امروز این بود:
«من اگر یکی از حروف بودم، «ـــ» را بر میگزیدم، به این چند دلیل...»
-امروز ۴ جلسه کلاس خصوصی هم داشتم:
در اولی از این گفتم که هر مدرسی باید لغتنامهی خاص خود را تدوین کند و توصیفی دقیق از تمام کلیدواژههای حوزهی تدریسش بنویسد.
در دومی بهم ثابت شد که اگر کسی در یادگیری مشتاق و جدی باشد، حتا طی چند ماه، میتواند گامهای قابل توجهی بردارد. در این کلاس همسفرِ آموزگار نیکاندیشی هستم که مطالعهی هر خاطرهاش گواهیست بر آنکه هر خاطره گنجیست، اگر درست تعریفش کنی.
در سومی از نثر خاص و خود ویژه حرف زدیم و نوشتن داستانی در قالب فهرستی از جملهها.
در چهارمی هم حظ کردم از رشد همسفرم.
بازخورد و پیگیری معجزه میکند.
-امروز در کتابفروشی اختران چشمم خورد به «علم عقبماندگی» از کورش مرشد. چند صفحهای خاندم و صراحت نویسنده و موضوع کتاب (توسعه) فرمان خرید را صادر کرد. مجموعهییست از مقالات، با نثری قابل قبول. تا اینجا که خاندهام لب کلام چنین مینماید:
«عقبماندگی تعریف دیگری مگر عقبماندگی علمی ندارد و توسعه جز با توسعه علمی ممکن نیست.»
بهگمانم اندیشهورزی و کنشگری، بدون توجه جدی به مفهوم توسعه، در ابعاد گوناگون آن، ممکن نیست. همهی ما، با هر فعالیتی، میتوانیم از خودمان بپرسیم: «عملکرد من در کجای پازل بزرگ توسعه قرار میگیرد؟»
-امروز کانال زهرا رییسی مرا به وجد آورد. «کفبین»را بخانید و شما هم کیف کنید: @ManBodegi
-حیف که بقیهاش جا نشد. فدا مدا. 😘
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
23.01.202520:28
برآورندهی آرزوهای برنیامدنی
این هم از کلمهبرداری این هفته از میان خاندهها و شنیدهها:
(بیصبرانه مشتاق شنبهام تا «واژهگردان» بیاغازیم. 😍)
نیمهراه رفتنها
باززایی
بهنگامتر
همروزگار
نظرگاه (پرسپکتیو)
سویه (جهت)
برآورندهی آرزوهای برنیامدنی
دستمایهی سیاستبازی
گفتاورد
همتشان بسیار بلندتر از امکانات آنهاست
برهوت رهاکردگی و رهاشدگی
خودآزمایی
روانپالا
بیکرانگی و جاودانگی
نارضاییتراشی
خوشداشت
خاری خلنده
سوزناکبازیهای دلنوشتهطور
دیدبارگی
اعتباراندوزی
چکاچک شمشیرها
خامخو
آن دورهی آزمونگرانه
خوشقول و نصفهولنکن
سندهسانی و سرگینغلتانی
نکتهای خودآشکار
زندگی اندیشکارانه
برای فروگشاییِ مسئلهها
آشتیگروی و میانهروی
دیدهورِ راههای خوشبو
بیخویشی و روانپریشی
همزیستی و همسازی
خانهبرانداز و عمرکوتاهکن
مرگزایشها
گزافهروی در سرهنویسی
دلهای دوزخآسای دنیاپرست
پایان بیشکوه
🐦کدامیک را بیشتر میپسندید؟
شاهین کلانتری
#تردیدار #کلمات_هفته
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
این هم از کلمهبرداری این هفته از میان خاندهها و شنیدهها:
(بیصبرانه مشتاق شنبهام تا «واژهگردان» بیاغازیم. 😍)
نیمهراه رفتنها
باززایی
بهنگامتر
همروزگار
نظرگاه (پرسپکتیو)
سویه (جهت)
برآورندهی آرزوهای برنیامدنی
دستمایهی سیاستبازی
گفتاورد
همتشان بسیار بلندتر از امکانات آنهاست
برهوت رهاکردگی و رهاشدگی
خودآزمایی
روانپالا
بیکرانگی و جاودانگی
نارضاییتراشی
خوشداشت
خاری خلنده
سوزناکبازیهای دلنوشتهطور
دیدبارگی
اعتباراندوزی
چکاچک شمشیرها
خامخو
آن دورهی آزمونگرانه
خوشقول و نصفهولنکن
سندهسانی و سرگینغلتانی
نکتهای خودآشکار
زندگی اندیشکارانه
برای فروگشاییِ مسئلهها
آشتیگروی و میانهروی
دیدهورِ راههای خوشبو
بیخویشی و روانپریشی
همزیستی و همسازی
خانهبرانداز و عمرکوتاهکن
مرگزایشها
گزافهروی در سرهنویسی
دلهای دوزخآسای دنیاپرست
پایان بیشکوه
🐦کدامیک را بیشتر میپسندید؟
شاهین کلانتری
#تردیدار #کلمات_هفته
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
05.02.202520:29
از تپیدار قلب
از واژه که سر میدواند. از ترجیح چاهِ سفید به راهِ سیاه. از خامگاهِ مغز سوخته. از فارسی که سرشار از فسفرِ حافظماهیهاست. از تپیدار هر قلبِ قالبناپذیر. از پریز بیسوراخ. از هر چه انباشتهام در دفترچهها. از حرکت از سر فقدان. از فهرست روی خاک. از پروانه که به پروا نَه گفت و شعر شد. از حافظهی پا در پیادهرو. از...
از اینها بنویسم، شاید.
شاهین کلانتری
#ازیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
از واژه که سر میدواند. از ترجیح چاهِ سفید به راهِ سیاه. از خامگاهِ مغز سوخته. از فارسی که سرشار از فسفرِ حافظماهیهاست. از تپیدار هر قلبِ قالبناپذیر. از پریز بیسوراخ. از هر چه انباشتهام در دفترچهها. از حرکت از سر فقدان. از فهرست روی خاک. از پروانه که به پروا نَه گفت و شعر شد. از حافظهی پا در پیادهرو. از...
از اینها بنویسم، شاید.
شاهین کلانتری
#ازیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com


03.02.202520:11
❄️ دورهی آنلاین رمانجا: جایی برای رمانورزی
برنامهیی ۱۲ ماهه برای نوشتن داستان بلند و رمان
❇️رماننویسی: اصول و مسائل
ایده
طرح
فرم
ساختار
راوی
زبان
شخصیت
صحنه
دیالوگ
تعلیق
بازنویسی
انتشار
📚 مطالعهی ماهانه یک رمان
نوشتن طرح رمان ۲ دو ماه اول و نوشتن ۱ یا ۲ فصل داستان در ۱۰ ماه باقیماندهی سال
+جلسات بازخورد
✅برنامهی دوره:
۱۲ ماه
شروع از سال ۱۴۰۴
ماهانه یک جلسهی ۹۰ دقیقهیی در آخرین هفتهی ماه
✅فایل ضبط شدهی جلسه هم برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
شهریه: ۲ میلیون تومان
🪙 مزیت ثبتنام زودهنگام:
دسترسی سریعتر به پیشنیازهای دوره (تمرینها و داستانهای جذاب)
❇️شرط شرکت
پاسخ پرسشهای زیر را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید:
(پس از تایید مدرس دوره، امکان ثبتنام برایتان فراهم میشود.)
۱. به نوشتن رمان واقعگرا بیشتر علاقهمندید یا رمان تخیلی و فانتزی و...؟
۲. از بین رمانهایی که میشناسید، کدامها به سلیقهی شما نزدیکترند؟
۳. رمان پُرشخصیت بیشتر دوست دارید یا کم شخصیت؟
❇️نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
❤️
@nevisandeganim
برنامهیی ۱۲ ماهه برای نوشتن داستان بلند و رمان
❇️رماننویسی: اصول و مسائل
ایده
طرح
فرم
ساختار
راوی
زبان
شخصیت
صحنه
دیالوگ
تعلیق
بازنویسی
انتشار
📚 مطالعهی ماهانه یک رمان
نوشتن طرح رمان ۲ دو ماه اول و نوشتن ۱ یا ۲ فصل داستان در ۱۰ ماه باقیماندهی سال
+جلسات بازخورد
✅برنامهی دوره:
۱۲ ماه
شروع از سال ۱۴۰۴
ماهانه یک جلسهی ۹۰ دقیقهیی در آخرین هفتهی ماه
✅فایل ضبط شدهی جلسه هم برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
شهریه: ۲ میلیون تومان
🪙 مزیت ثبتنام زودهنگام:
دسترسی سریعتر به پیشنیازهای دوره (تمرینها و داستانهای جذاب)
❇️شرط شرکت
پاسخ پرسشهای زیر را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید:
(پس از تایید مدرس دوره، امکان ثبتنام برایتان فراهم میشود.)
۱. به نوشتن رمان واقعگرا بیشتر علاقهمندید یا رمان تخیلی و فانتزی و...؟
۲. از بین رمانهایی که میشناسید، کدامها به سلیقهی شما نزدیکترند؟
۳. رمان پُرشخصیت بیشتر دوست دارید یا کم شخصیت؟
❇️نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
❤️
@nevisandeganim
01.02.202520:29
واژههای واژهگردان
-امروز در «واژهگردان» از تفاوت دو شیوهی واژهسازی (ترکیب و اشتقاق) حرف زدیم و کمی هم به «دساتیر» پرداختیم.
بخش جالب جلسه، بررسی تمرینها بود. منتخبی از ساختههای واژهگردانان را ببینید:
جازِر: جایی برای زِر زدن، اعم از زِر مفت یا زِر گران.
-طاهر خادمی
هارمو: موهایی که با هیچ راهی حالت نمیگیرند.
-شادی صفوی
تابساب: دردی که تابربا باشد.
-هما احمدی طباطبایی
عِشقآب: عشق دروغین، آبکی و سطحی
-بتول آقارحیمی
خُوشتُف: شخصی که آب دهانش برای امراض پوستی افاقه میکرد (از عجایب هفتگانه در قدیم بود).
-منصوره بانام
جِنهوش: خیلی باهوش، تیز، کسی که حس ششم قوی دارد.
-مریم جلوانی
دودراه: راهی مبهم و تاریک که با دود پوشیده شده است.
-فرزانه محررزاده
سُردل: آنکه هر دم، به یکی دل میبازد.
-سرور اعظم بیاتانی
نازچال: کسی که چال گونه دارد.
-فاطمه رضاییان
۶ـ غُرنَسل: گروهی از جوانان و نوجوانانی که از همه چیز شکایت دارند.
-مریم گلمکانی
گوشمرگ: کسی که هرچه صدایش میکنند، جواب نمیدهد.
-آرمیتا آرین
غمقاپ: هرچیز و هرکسی که غم آدم را بشورد و ببرد.
-معصومه حیدری
نازخورد: بازخوردهای مثبت استاد کلانتری
کاردخورد: بازخوردهای منفی استاد کلانتری
-لیلا ناصری
شبچه: غروبِ خورشید
فاطمه قاسمی
شورکام: دهانی پر از کلمههایی که فشار جملههایت را بالا میبرد.
-گلی موعودی
روزقاپ: تلفن و شبکههای مجازی
-سمیه توکلی
گازخند: نیشخند عمیق
-افسانه امامجمعه
تنراه: تنی که تمایل دارد راه برود.
-الهام حبیبی
سبزآه: امیدی که هنوز زنده است، حتی در دل یک حسرت.
-میترا رستگاران
تنزی: همهچیز را با جسم تجربه میکند.
-عاطفه عطایی
گورکام: مترادف با وقتی که جوانی میمیرد و میگویند جوان ناکام.
-سرو
کاشلب: حسرتخور
-ملیحه پورنامداری
شبغم: غمگینترین شب
-علی آراسته
ژاژگاه: جایی برای یاوهگویی
-شیما نهضت
میخمال: منظور آدم خسیسیست که مالش را به خودش میخ کرده است.
-مانسه
تیزغار: او بسیار منزوی و سلطانِ غار یافتن و غار ساختن برای دوری از اجتماع است.
-نازلی حسینی
شاشدم: چایی که درست دم نکشیده است.
-نجمه اصغری
ریزبو: بوی ملایم
-سهیلا شیبانی
چشماَنگ (چشمَنگ): کسی که مدام به دیگران برچسب میزند.
-کوثر محمودآبادی
نورچین: پنجرهای که نور از آن وارد خانه میشود.
-آیلین حاجیپور
تاسپوش: کلاهگیس
-مهدیس اقبال
وامخو: کسی که با وام خو گیرد.
-علی سوخکی
نمبو: بوی نم
-حلما بهبود
تندام: تنی که چون دام است و گرفتارت میکند، مانند تن اکسپلور اینستاگرام.
-حسین معصومزاده
شنلب: وقتی بعد از خوردن قطاب، پودر قند روی لب میماند و مثل دانههای شن حس میشود.
-فاطمه مجیدی
شرمخاک: خاکی که شرمندهست برای عزیزان فوت شده.
-فاطمه عزتی
دیگشب: آسمان شب را گویند، آنگاه که تمام طعمها «ستاره و ماه و...» در آن هستند.
-زهرا آزادی
شرپاش: کسی که سعی میکند شرش را به دورترین افراد ممکن نیز برساند.
-فاطمه ایمانی
نخدل: دلنازک
-مهدی فرخنژاد
عاجدل: آدم سرد و خشن
-زهرا مرادپور
لبلرز: کسی که موقع دروغگفتن لبش میلرزد اما خودش خبر ندارد.
-مریمبانوصنعتی
شبنقد: سنجش و بررسی در دل شب
-مهناز فرمهینی
رَجنیش: نیشهای متوالی و پشتِ سرهم
-سکینه عمرانی
گاهدید: تقویم
-ناهید راستی
تابنام: نام مشهور
-آذرمیدخت فرزامیخواه
لیزکار: همه کارهایش برای سُر دادن بقیه است.
-مریم مطلق
✅شما کدامیک را بیشتر میپسندید؟
-امروز قدردانِ هر خلوتِ خیالنوازم.
-امروز یک گوشیِ ناهوشمند خریدم. صفحهی زمینهاش را که میبینی عقت میگیرد، و چه بهتر. برای اینکه دوست دارم در برخی جاها بینِت باشم و متمرکز. البته گوشی قبلیام پابرجاست، اما کمتر سراغش میروم.
-امروز در وبینار «نویسندهساز» رفتیم سراغ کتاب جدید بابک احمدی، «نوشتههای دیگر». قرار است طی سه روز با مرور مقالهی «جستار و مقاله» از سه مفهوم مقاله و رساله و جستار حرف بزنیم. درآغاز به مقاله پرداختیم و به برخی جستارها و مقالات اشاره شد، از جمله:
هنر عارف شدن از قاسم هاشمینژاد در کتاب عشق گوش عشق گوشوار
اندر آداب چاینوشی از قاسم هاشمینژاد در کتاب بوته بر بوته
مقالات طنز ابولقاسم حالت در کتابهایی مانند زبالهها و نخالهها و از بیمارستان تا تیمارستان
دفترچهی خاطرات و فراموشی از محمد قائد
کتاب تتبعات از میشل دو مونتنی، ترجمهی احمد سمیعی گیلانی
-امروز در «تمرینجا» نوشتاری از بتول جعفری لحظههای شیرینی ساخت. نقطهی قوت متن در بیان خاطره و احساس بدون افتادن به دام تعابیر کهنه و سوزناک بود. کانال خانم جعفری: @batooljafari_rahgozar
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-امروز در «واژهگردان» از تفاوت دو شیوهی واژهسازی (ترکیب و اشتقاق) حرف زدیم و کمی هم به «دساتیر» پرداختیم.
بخش جالب جلسه، بررسی تمرینها بود. منتخبی از ساختههای واژهگردانان را ببینید:
جازِر: جایی برای زِر زدن، اعم از زِر مفت یا زِر گران.
-طاهر خادمی
هارمو: موهایی که با هیچ راهی حالت نمیگیرند.
-شادی صفوی
تابساب: دردی که تابربا باشد.
-هما احمدی طباطبایی
عِشقآب: عشق دروغین، آبکی و سطحی
-بتول آقارحیمی
خُوشتُف: شخصی که آب دهانش برای امراض پوستی افاقه میکرد (از عجایب هفتگانه در قدیم بود).
-منصوره بانام
جِنهوش: خیلی باهوش، تیز، کسی که حس ششم قوی دارد.
-مریم جلوانی
دودراه: راهی مبهم و تاریک که با دود پوشیده شده است.
-فرزانه محررزاده
سُردل: آنکه هر دم، به یکی دل میبازد.
-سرور اعظم بیاتانی
نازچال: کسی که چال گونه دارد.
-فاطمه رضاییان
۶ـ غُرنَسل: گروهی از جوانان و نوجوانانی که از همه چیز شکایت دارند.
-مریم گلمکانی
گوشمرگ: کسی که هرچه صدایش میکنند، جواب نمیدهد.
-آرمیتا آرین
غمقاپ: هرچیز و هرکسی که غم آدم را بشورد و ببرد.
-معصومه حیدری
نازخورد: بازخوردهای مثبت استاد کلانتری
کاردخورد: بازخوردهای منفی استاد کلانتری
-لیلا ناصری
شبچه: غروبِ خورشید
فاطمه قاسمی
شورکام: دهانی پر از کلمههایی که فشار جملههایت را بالا میبرد.
-گلی موعودی
روزقاپ: تلفن و شبکههای مجازی
-سمیه توکلی
گازخند: نیشخند عمیق
-افسانه امامجمعه
تنراه: تنی که تمایل دارد راه برود.
-الهام حبیبی
سبزآه: امیدی که هنوز زنده است، حتی در دل یک حسرت.
-میترا رستگاران
تنزی: همهچیز را با جسم تجربه میکند.
-عاطفه عطایی
گورکام: مترادف با وقتی که جوانی میمیرد و میگویند جوان ناکام.
-سرو
کاشلب: حسرتخور
-ملیحه پورنامداری
شبغم: غمگینترین شب
-علی آراسته
ژاژگاه: جایی برای یاوهگویی
-شیما نهضت
میخمال: منظور آدم خسیسیست که مالش را به خودش میخ کرده است.
-مانسه
تیزغار: او بسیار منزوی و سلطانِ غار یافتن و غار ساختن برای دوری از اجتماع است.
-نازلی حسینی
شاشدم: چایی که درست دم نکشیده است.
-نجمه اصغری
ریزبو: بوی ملایم
-سهیلا شیبانی
چشماَنگ (چشمَنگ): کسی که مدام به دیگران برچسب میزند.
-کوثر محمودآبادی
نورچین: پنجرهای که نور از آن وارد خانه میشود.
-آیلین حاجیپور
تاسپوش: کلاهگیس
-مهدیس اقبال
وامخو: کسی که با وام خو گیرد.
-علی سوخکی
نمبو: بوی نم
-حلما بهبود
تندام: تنی که چون دام است و گرفتارت میکند، مانند تن اکسپلور اینستاگرام.
-حسین معصومزاده
شنلب: وقتی بعد از خوردن قطاب، پودر قند روی لب میماند و مثل دانههای شن حس میشود.
-فاطمه مجیدی
شرمخاک: خاکی که شرمندهست برای عزیزان فوت شده.
-فاطمه عزتی
دیگشب: آسمان شب را گویند، آنگاه که تمام طعمها «ستاره و ماه و...» در آن هستند.
-زهرا آزادی
شرپاش: کسی که سعی میکند شرش را به دورترین افراد ممکن نیز برساند.
-فاطمه ایمانی
نخدل: دلنازک
-مهدی فرخنژاد
عاجدل: آدم سرد و خشن
-زهرا مرادپور
لبلرز: کسی که موقع دروغگفتن لبش میلرزد اما خودش خبر ندارد.
-مریمبانوصنعتی
شبنقد: سنجش و بررسی در دل شب
-مهناز فرمهینی
رَجنیش: نیشهای متوالی و پشتِ سرهم
-سکینه عمرانی
گاهدید: تقویم
-ناهید راستی
تابنام: نام مشهور
-آذرمیدخت فرزامیخواه
لیزکار: همه کارهایش برای سُر دادن بقیه است.
-مریم مطلق
✅شما کدامیک را بیشتر میپسندید؟
-امروز قدردانِ هر خلوتِ خیالنوازم.
-امروز یک گوشیِ ناهوشمند خریدم. صفحهی زمینهاش را که میبینی عقت میگیرد، و چه بهتر. برای اینکه دوست دارم در برخی جاها بینِت باشم و متمرکز. البته گوشی قبلیام پابرجاست، اما کمتر سراغش میروم.
-امروز در وبینار «نویسندهساز» رفتیم سراغ کتاب جدید بابک احمدی، «نوشتههای دیگر». قرار است طی سه روز با مرور مقالهی «جستار و مقاله» از سه مفهوم مقاله و رساله و جستار حرف بزنیم. درآغاز به مقاله پرداختیم و به برخی جستارها و مقالات اشاره شد، از جمله:
هنر عارف شدن از قاسم هاشمینژاد در کتاب عشق گوش عشق گوشوار
اندر آداب چاینوشی از قاسم هاشمینژاد در کتاب بوته بر بوته
مقالات طنز ابولقاسم حالت در کتابهایی مانند زبالهها و نخالهها و از بیمارستان تا تیمارستان
دفترچهی خاطرات و فراموشی از محمد قائد
کتاب تتبعات از میشل دو مونتنی، ترجمهی احمد سمیعی گیلانی
-امروز در «تمرینجا» نوشتاری از بتول جعفری لحظههای شیرینی ساخت. نقطهی قوت متن در بیان خاطره و احساس بدون افتادن به دام تعابیر کهنه و سوزناک بود. کانال خانم جعفری: @batooljafari_rahgozar
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
23.01.202515:30
🗣️ در امر نوشتن، شاید با کلافی خریدار یوسف شدهام، ولی بههرحال من نیز خریداری بودهام و هرچه داشتهام و نداشتهام در بهای کلام دادهام.
منظورم آن است که کلام مقصد و مقصود زندگی من شد و خوشبختی و بدبختیای را که دارم از آن است.
خوشبختانه نسبتاً زود پی بردم که هر کسی با زندگی در راهی -و شاید همان یک راه- میتواند وجود خود را بشکفاند و من در اوضاع موجود تنها راهی را که در برابر خود میدیدم «نوشتن» بود.
⚽️محمدعلی اسلامی ندوشن، مجلهی نگین، شمارهی ۱۴۱، ص ۱۳
#از_نوشتن
@shahinkalantari
منظورم آن است که کلام مقصد و مقصود زندگی من شد و خوشبختی و بدبختیای را که دارم از آن است.
خوشبختانه نسبتاً زود پی بردم که هر کسی با زندگی در راهی -و شاید همان یک راه- میتواند وجود خود را بشکفاند و من در اوضاع موجود تنها راهی را که در برابر خود میدیدم «نوشتن» بود.
⚽️محمدعلی اسلامی ندوشن، مجلهی نگین، شمارهی ۱۴۱، ص ۱۳
#از_نوشتن
@shahinkalantari


05.02.202520:29
🔥کارگاه کتابنام | همین جمعه
نامآفرینی برای کتاب
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
💦کارگاه کتابنام برای چیرگی در مهارت نامگزینیست. میآموزیم و تمرین میکنیم تا عنوانهای جالب و جذابی برای کتابهای غیرداستانی بنویسیم. این توانایی به در تبلیغنویسی و تیتریابی برای نوشتههای اینترنتی هم به کارمان میآید.
⭐️در این کارگاه ۱۰۰ عنوان گوناگون مینویسیم و بهترینهایش را برمیگزینیم.
⚪️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۹ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❤️برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
6274121181110032
به نام شاهین کلانتری
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
نامآفرینی برای کتاب
#کارگاه_هفته | تکجلسهی آنلاین
💦کارگاه کتابنام برای چیرگی در مهارت نامگزینیست. میآموزیم و تمرین میکنیم تا عنوانهای جالب و جذابی برای کتابهای غیرداستانی بنویسیم. این توانایی به در تبلیغنویسی و تیتریابی برای نوشتههای اینترنتی هم به کارمان میآید.
⭐️در این کارگاه ۱۰۰ عنوان گوناگون مینویسیم و بهترینهایش را برمیگزینیم.
⚪️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
جمعه، ۱۹ بهمن
از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸:۳۰
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
❤️برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
🧡
6274121181110032
6274121181110032
به نام شاهین کلانتری
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
02.02.202520:29
بیراههپیما
-امروز این بیت کلیم کاشانی گرم نوشتنم کرد:
تا نفرسوده است پا، بیراههپا میشوم
میگذارم پا به راه آن دم که بیپا میشوم
-امروز در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی جملات آغازین نوشتههای داستانی و غیرداستانی حرف زدیم. یکی از مثال جملهی آغازین رمان «نه آبی نه خاکی» از علی مؤذنی بود:
«من با نوشتن این دفترچه یا اصولاً نوشتن خاطرات، به آرزویی پاسخ میدهم که نویسندگی است.»
-امروز برای یکی از دوستان کلوچهفِیسم نامی تازه برگزیدم:
«کلوچهر» با فامیلیاش هم جور است: «کلوچهر کاشانی»
-از امروز برای دوستان نزدیکم نامههای خیلی کوتاهی با دستخط خودم مینویسم. بخشی از یکی از نامههای امروز:
«چیزی بنویس. نوشتن برایت میماند. نوشتن در تو میماند. در نوشتن میمانی.»
-امروز هم روز و هم شب رفتم کتابفروشی. بیست سی جلد کتاب خوب هم جستم که الان از کدامشان بگویم. ولی حتمن تصاویری از دفترهای شعر توی استوریِ اینستاگرامم هوا میکنم بزودی.
-امروز در وبینار «نویسندهساز» بحث دربارهی تفاوت جستار و مقاله را کامل کردم. مانیفست همسفران فعال مدرسه نویسندگی را هم قدری تشریح کردم. لینک ویدیوهای ضبطشدهی نویسندهساز را در کانال زیر ببینید:
@ahleneveshtan
-امروز در «تمرینجا» باز هم غافلگیر شدم از دیدن تأثیر این جلسات روی بهبود نثر بچهها.
-از فردا انتشار «روزیدن» را از اوایل روز میآغازم و بهتدریج در طول روز کاملترش میکنم.
-بهناز میسائی باسلیقه است و خوب مینویسد. کانالش را دریابیم:
@sepanjastojavidnist
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-امروز این بیت کلیم کاشانی گرم نوشتنم کرد:
تا نفرسوده است پا، بیراههپا میشوم
میگذارم پا به راه آن دم که بیپا میشوم
-امروز در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی جملات آغازین نوشتههای داستانی و غیرداستانی حرف زدیم. یکی از مثال جملهی آغازین رمان «نه آبی نه خاکی» از علی مؤذنی بود:
«من با نوشتن این دفترچه یا اصولاً نوشتن خاطرات، به آرزویی پاسخ میدهم که نویسندگی است.»
-امروز برای یکی از دوستان کلوچهفِیسم نامی تازه برگزیدم:
«کلوچهر» با فامیلیاش هم جور است: «کلوچهر کاشانی»
-از امروز برای دوستان نزدیکم نامههای خیلی کوتاهی با دستخط خودم مینویسم. بخشی از یکی از نامههای امروز:
«چیزی بنویس. نوشتن برایت میماند. نوشتن در تو میماند. در نوشتن میمانی.»
-امروز هم روز و هم شب رفتم کتابفروشی. بیست سی جلد کتاب خوب هم جستم که الان از کدامشان بگویم. ولی حتمن تصاویری از دفترهای شعر توی استوریِ اینستاگرامم هوا میکنم بزودی.
-امروز در وبینار «نویسندهساز» بحث دربارهی تفاوت جستار و مقاله را کامل کردم. مانیفست همسفران فعال مدرسه نویسندگی را هم قدری تشریح کردم. لینک ویدیوهای ضبطشدهی نویسندهساز را در کانال زیر ببینید:
@ahleneveshtan
-امروز در «تمرینجا» باز هم غافلگیر شدم از دیدن تأثیر این جلسات روی بهبود نثر بچهها.
-از فردا انتشار «روزیدن» را از اوایل روز میآغازم و بهتدریج در طول روز کاملترش میکنم.
-بهناز میسائی باسلیقه است و خوب مینویسد. کانالش را دریابیم:
@sepanjastojavidnist
شاهین کلانتری
#روزیدن #تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
31.01.202520:29
چی قرص است و چی آمپول؟
من هم از آمپول میترسیدم، اما فهمانده بودندم که قرص کماثر است و باید نیش آمپول را با سوزشِ تب تاخت بزنم.
با این حساب و بهگمانم:
خاندن قرص است و نوشتن آمپول.
فیلم قرص است و رمان آمپول.
روز قرص است و شب آمپول.
عقل قرص است و دل آمپول.
نثر قرص است و شعر آمپول.
حالا که اینطور شد:
آمپول قرص است و قرص آمپول.
بده شیش.
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
من هم از آمپول میترسیدم، اما فهمانده بودندم که قرص کماثر است و باید نیش آمپول را با سوزشِ تب تاخت بزنم.
با این حساب و بهگمانم:
خاندن قرص است و نوشتن آمپول.
فیلم قرص است و رمان آمپول.
روز قرص است و شب آمپول.
عقل قرص است و دل آمپول.
نثر قرص است و شعر آمپول.
حالا که اینطور شد:
آمپول قرص است و قرص آمپول.
بده شیش.
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
29.01.202520:29
دیدن پایان نمیشناسد
-امروز در داستان «مرد در راهرو نشسته» از مارگریت دوراس خاندم:
«فراسوی زن و مرد سرزمینی میبینم بیدرخت، سرزمینِ شمالی را میبینم. دریا گسترده باشد و گرم. گرمای روشن در آبهای رنگباخته. بر بلندای تپهها دیگر ابری نیست، مه هنوز در آن دوردستهاست. سرزمینی در پیش میگریزد و نمیگذارد دیده شود، با این حال، دیدن از حرکت نمیایستد، دیدن پایان نمیشناسد.»
و به این میاندیشیم که آیا دیدن را دستکم نگرفتهام؟ (و اصلن تمام چیزهای ارزشمند اما آلوده به روزمرگی را؟)
حواسم به حواسم هست؟
-امروز این قصار از کارل راجرز بود که سبب انتخاب موضوع وبینار نویسندهساز شد:
«ناتوانی انسان در ارتباط نتیجهی شکست او در شنیدنِ مؤثر است.»
یکی از مهمترین اهدافم: دیگران شنوندهی بسیار خوبی خطابم کنند.
-امروز یاد این چند بیت از صائب تبریزی افتادم و برای بچههای تمرینجا خاندمش:
ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
یکی هزار شد چون شود هزار یکی
به روزگار جوانی شکسته دل بودم
خزان گلشن من بود با بهار یکی
ز نامه ها که نوشتم به خون دل صائب
مرا بس است اگر می رسد به یار یکی
-امروز در وبینار «نویسندهساز» از «رابطه» حرف زدیم و نگاهی انداختم به کتاب «مابین جمع». گوش دادنِ خلاق چگونه نیوشیدنیست؟
پارهیی از کتاب:
«گوش دادن خلاق زمانی اتفاق میافتد که یک نفر توجهش را با تمام وجود مصروفِ آنچه دیگری میگوید، کند. گوشدادن خلاق پذیراست، اما منفعل نیست. پذیراست، چون شنونده آنچه را نفرِ دیگر میگوید، احساس میکند و در حال تجربه است، دارد درک میکند. فعال است و نه منفعل، زیرا شنونده فعالانه دارد تلاش میکند که آنچه دیگری بیان میکند، بفهمد.»
ویدیوی وبینار:
t.me/ahleneveshtan/2439
-امروز در کلاس واژهگردان از واژهها برساختهی خودم در سال جاری مثال آوردم تا تمرینواژهسازی را بیاغازیم:
نویسندهساز
نوشتآرامی
جملنده
واژهگردان
دگرگرد
تمرینجا
رمانجا
-امروز قدردانِ وجود سحر محمدقاسمی هستم که با عشق و بردباری پشتیبان همسفران مدرسه نویسندگی است. کانال محمدسحر:
@Sahar_mghasemi
-امروز در کتابفروشی بخشی از مصاحبههای دورهی جدید نویسندگی خلاق را انجام دادم. گفتوگو با چاشنی کتاب. مصاحبهها وقت میطلبند اما هرگز وقتگیر نمیدانمشان (بهگمانم واژهی «وقتگیر» قدری بار منفی دارد). دوست دارم با پارههای عمر و عملم نشان بدهم که وجود هر فردِ مشتاقِ را چه بیاندازه عزیز میشمارم.
-امروز در جلسهی آنلاین با عاطفه عطایی قدری به سروگوش این مطلب دست کشیدم، بلکم پاسخ کاملتری باشد برای کنجکاوان رسمالخطم:
shahinkalantari.com/rasmolkhat
-امروز به این نتیجه رسیدم این نوشتن نیست که به حافظهی خوب محتاج است، بلکه حافظهی خوب هم محتاج نوشتن است: الان ۲۳:۱۱ است، نشستهام فهرست «روزیدن» را پُر کنم. نوشتن وادارم میکند به تمام جزییات روز فکر کنم و تحلیل این جزییات سبب میشود بسیاری از خاطرهها و تجربههای پیشینم تداعی شود. بنابراین نوشتن ذهنم خاکوخُل قفسههای ذهنم را میروبد و این یعنی تقویت حافظه.
-امشب خودم را فراخاندهام به ضیافت رمان جنایی. اگر جذبم کرد و خاب از سرم پراند، فردا به شما هم معرفیاش میکنم.
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
-امروز در داستان «مرد در راهرو نشسته» از مارگریت دوراس خاندم:
«فراسوی زن و مرد سرزمینی میبینم بیدرخت، سرزمینِ شمالی را میبینم. دریا گسترده باشد و گرم. گرمای روشن در آبهای رنگباخته. بر بلندای تپهها دیگر ابری نیست، مه هنوز در آن دوردستهاست. سرزمینی در پیش میگریزد و نمیگذارد دیده شود، با این حال، دیدن از حرکت نمیایستد، دیدن پایان نمیشناسد.»
و به این میاندیشیم که آیا دیدن را دستکم نگرفتهام؟ (و اصلن تمام چیزهای ارزشمند اما آلوده به روزمرگی را؟)
حواسم به حواسم هست؟
-امروز این قصار از کارل راجرز بود که سبب انتخاب موضوع وبینار نویسندهساز شد:
«ناتوانی انسان در ارتباط نتیجهی شکست او در شنیدنِ مؤثر است.»
یکی از مهمترین اهدافم: دیگران شنوندهی بسیار خوبی خطابم کنند.
-امروز یاد این چند بیت از صائب تبریزی افتادم و برای بچههای تمرینجا خاندمش:
ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
یکی هزار شد چون شود هزار یکی
به روزگار جوانی شکسته دل بودم
خزان گلشن من بود با بهار یکی
ز نامه ها که نوشتم به خون دل صائب
مرا بس است اگر می رسد به یار یکی
-امروز در وبینار «نویسندهساز» از «رابطه» حرف زدیم و نگاهی انداختم به کتاب «مابین جمع». گوش دادنِ خلاق چگونه نیوشیدنیست؟
پارهیی از کتاب:
«گوش دادن خلاق زمانی اتفاق میافتد که یک نفر توجهش را با تمام وجود مصروفِ آنچه دیگری میگوید، کند. گوشدادن خلاق پذیراست، اما منفعل نیست. پذیراست، چون شنونده آنچه را نفرِ دیگر میگوید، احساس میکند و در حال تجربه است، دارد درک میکند. فعال است و نه منفعل، زیرا شنونده فعالانه دارد تلاش میکند که آنچه دیگری بیان میکند، بفهمد.»
ویدیوی وبینار:
t.me/ahleneveshtan/2439
-امروز در کلاس واژهگردان از واژهها برساختهی خودم در سال جاری مثال آوردم تا تمرینواژهسازی را بیاغازیم:
نویسندهساز
نوشتآرامی
جملنده
واژهگردان
دگرگرد
تمرینجا
رمانجا
-امروز قدردانِ وجود سحر محمدقاسمی هستم که با عشق و بردباری پشتیبان همسفران مدرسه نویسندگی است. کانال محمدسحر:
@Sahar_mghasemi
-امروز در کتابفروشی بخشی از مصاحبههای دورهی جدید نویسندگی خلاق را انجام دادم. گفتوگو با چاشنی کتاب. مصاحبهها وقت میطلبند اما هرگز وقتگیر نمیدانمشان (بهگمانم واژهی «وقتگیر» قدری بار منفی دارد). دوست دارم با پارههای عمر و عملم نشان بدهم که وجود هر فردِ مشتاقِ را چه بیاندازه عزیز میشمارم.
-امروز در جلسهی آنلاین با عاطفه عطایی قدری به سروگوش این مطلب دست کشیدم، بلکم پاسخ کاملتری باشد برای کنجکاوان رسمالخطم:
shahinkalantari.com/rasmolkhat
-امروز به این نتیجه رسیدم این نوشتن نیست که به حافظهی خوب محتاج است، بلکه حافظهی خوب هم محتاج نوشتن است: الان ۲۳:۱۱ است، نشستهام فهرست «روزیدن» را پُر کنم. نوشتن وادارم میکند به تمام جزییات روز فکر کنم و تحلیل این جزییات سبب میشود بسیاری از خاطرهها و تجربههای پیشینم تداعی شود. بنابراین نوشتن ذهنم خاکوخُل قفسههای ذهنم را میروبد و این یعنی تقویت حافظه.
-امشب خودم را فراخاندهام به ضیافت رمان جنایی. اگر جذبم کرد و خاب از سرم پراند، فردا به شما هم معرفیاش میکنم.
شاهین کلانتری
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
24.01.202520:18
تمرکز بر تمرکز | هفتهی تازه را تازهتر کنیم
هفتهی تازهیی در پیش. یکی از چهارهزارهفتهی احتمالی*. میخاهم تمام تمرکزم را صرف تمرکز کنم. چرایش گفتن ندارد اما مرور دلیلِ برخی کارها، انگیزهبخشِ جدی گرفتن آنهاست:
یک: لذت. بدون تمرکز از هیچ چیزی نمیتوان لذت برد. بیتمرکز، نوشتن مشقت است و خاندن شکنجه.
دو: احساس مفید بودن. تنها ذهنی زلال است که میتواند کارهایی سودمند و دوراندیشانه انجام بدهد.
سه: دستاورد. هر نتیجهی ارزشمندی میوهی تمرکز مداوم روی اولویتهاست.
چهار: آرامش. آرامش چیزی جز استمرار در مسیر مطلوب نیست.
پنج: خلاقیت. زمانی میتوانی با مشاهدات و آموختههایت ترکیبهای تازه بسازی که ذهنت مجالی برای درنگ و تأمل بیابد.
خب. در گام نخست، هرطور شده باید انجام بدهم:
-تا جایی که میتوانم گوشی را قطع کنم و بیرون اتاق و توی کشو بگذارم.
-از انجام همزمان کارها بپرهیزم و در هر زمان فقط و فقط و فقط یک کار انجام بدهم.
-بیشتر بنویسم و بکوشم در برخی نوبتها بیش از یک ساعت بخانم و بنویسم.
-کارهای مهم و استرسزا را به هیچ عنوان به آخر شب نیندازم.
-بیشتر آب بنوشم و غذای سالمتری بخورم.
-زیاد روی صندلی ننشینم. بعد از هر دو ساعت نشستن، نیم ساعت سرپا کار کنم.
هر وقت حساب کارها از دستم در رفت و تمرکزم واپاشید، خودسرزنشی نکنم و برای بازیافت تمرکزم بکوشم.
-خابم را تنظیم کنم و درست و بهموقع بخابم.
در حاشیه:
-از تصمیمهایمان بنویسیم تا به اجرای آنها پایبند شویم.
-جایی برای ثبت واژهها و عبارات تازهو جالب داشته باشیم و چیزهایی جالبی که میخانیم و میشنویم به طور منظم ثبت و دستهبندی کنیم. سپس با هر واژه چند جملهی تمرینی بنویسیم تا بهخوبی وارد دایرهی واژگان فعالمان شود.
-بهبود عملکردمان در دو ماه آخر سال را، گامی مؤثر برای موفقیت در سال آینده بدانیم.
-هر روز در کانال تلگراممان چیزی منتشر کنیم. نفس نوشتن و انتشار را ارج بنهیم. کمبود مخاطب یا نظرات منفی نباید مانع رشدمان شود.
-فایل و برگهیی داشته باشیم و استراتژیهای اساسی خودمان در کار و زندگی را موجزوار در آن فهرست کنیم. این سند را هر روز دستِکم یکبار بازخانی کنیم.
-پیش از انتشار هر متنی آن را با صدای بلند بخانیم. بلندخانی اغلب اشکالات متن را آشکار میکند.
از برنامههای این هفتهام:
-در یکی دو روز اول اعلام فراخان دورهی آنلاین «رمانجا» بیش از صد نفر از همسفران خوشذوق مدرسه نویسندگی به ما پیوستند. این هفته هم به ارائهی پیشنیازهای دوره ادامه میدهم تا سال نو برسد و برویم سراغ اصل مطلب.
-دورهی «واژهگردان» را از همین فردا شروع میکنیم. در این دوره هدفمان افزایش دایرهی واژگان و تبدیل شدن به نویسندهیی زبانآور است. در هر جلسه همزمان به «حرف» و «کلمه» و «جمله» و پیوند این سه میپردازیم.
-وبینار نویسندهساز هم طبق معمول ساعت ۱۷ هر روز برگزار خاهد شد، به استثنای جلسات یکشنبه که غالبن میافتد به ساعت ۱۰ شب.
-محتوای کارگاه «ایدهبازی»را سامان میدهم. این کارگاه جمعهی آتی برگزار خاهد شد.
شاهین کلانتری
*میگویند هر آدمی به طور متوسط چهار هزار هفته عمر میکند. الیور برکمن هم کتابی خوشخانی با همین عنوان نوشته است.
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
هفتهی تازهیی در پیش. یکی از چهارهزارهفتهی احتمالی*. میخاهم تمام تمرکزم را صرف تمرکز کنم. چرایش گفتن ندارد اما مرور دلیلِ برخی کارها، انگیزهبخشِ جدی گرفتن آنهاست:
یک: لذت. بدون تمرکز از هیچ چیزی نمیتوان لذت برد. بیتمرکز، نوشتن مشقت است و خاندن شکنجه.
دو: احساس مفید بودن. تنها ذهنی زلال است که میتواند کارهایی سودمند و دوراندیشانه انجام بدهد.
سه: دستاورد. هر نتیجهی ارزشمندی میوهی تمرکز مداوم روی اولویتهاست.
چهار: آرامش. آرامش چیزی جز استمرار در مسیر مطلوب نیست.
پنج: خلاقیت. زمانی میتوانی با مشاهدات و آموختههایت ترکیبهای تازه بسازی که ذهنت مجالی برای درنگ و تأمل بیابد.
خب. در گام نخست، هرطور شده باید انجام بدهم:
-تا جایی که میتوانم گوشی را قطع کنم و بیرون اتاق و توی کشو بگذارم.
-از انجام همزمان کارها بپرهیزم و در هر زمان فقط و فقط و فقط یک کار انجام بدهم.
-بیشتر بنویسم و بکوشم در برخی نوبتها بیش از یک ساعت بخانم و بنویسم.
-کارهای مهم و استرسزا را به هیچ عنوان به آخر شب نیندازم.
-بیشتر آب بنوشم و غذای سالمتری بخورم.
-زیاد روی صندلی ننشینم. بعد از هر دو ساعت نشستن، نیم ساعت سرپا کار کنم.
هر وقت حساب کارها از دستم در رفت و تمرکزم واپاشید، خودسرزنشی نکنم و برای بازیافت تمرکزم بکوشم.
-خابم را تنظیم کنم و درست و بهموقع بخابم.
در حاشیه:
-از تصمیمهایمان بنویسیم تا به اجرای آنها پایبند شویم.
-جایی برای ثبت واژهها و عبارات تازهو جالب داشته باشیم و چیزهایی جالبی که میخانیم و میشنویم به طور منظم ثبت و دستهبندی کنیم. سپس با هر واژه چند جملهی تمرینی بنویسیم تا بهخوبی وارد دایرهی واژگان فعالمان شود.
-بهبود عملکردمان در دو ماه آخر سال را، گامی مؤثر برای موفقیت در سال آینده بدانیم.
-هر روز در کانال تلگراممان چیزی منتشر کنیم. نفس نوشتن و انتشار را ارج بنهیم. کمبود مخاطب یا نظرات منفی نباید مانع رشدمان شود.
-فایل و برگهیی داشته باشیم و استراتژیهای اساسی خودمان در کار و زندگی را موجزوار در آن فهرست کنیم. این سند را هر روز دستِکم یکبار بازخانی کنیم.
-پیش از انتشار هر متنی آن را با صدای بلند بخانیم. بلندخانی اغلب اشکالات متن را آشکار میکند.
از برنامههای این هفتهام:
-در یکی دو روز اول اعلام فراخان دورهی آنلاین «رمانجا» بیش از صد نفر از همسفران خوشذوق مدرسه نویسندگی به ما پیوستند. این هفته هم به ارائهی پیشنیازهای دوره ادامه میدهم تا سال نو برسد و برویم سراغ اصل مطلب.
-دورهی «واژهگردان» را از همین فردا شروع میکنیم. در این دوره هدفمان افزایش دایرهی واژگان و تبدیل شدن به نویسندهیی زبانآور است. در هر جلسه همزمان به «حرف» و «کلمه» و «جمله» و پیوند این سه میپردازیم.
-وبینار نویسندهساز هم طبق معمول ساعت ۱۷ هر روز برگزار خاهد شد، به استثنای جلسات یکشنبه که غالبن میافتد به ساعت ۱۰ شب.
-محتوای کارگاه «ایدهبازی»را سامان میدهم. این کارگاه جمعهی آتی برگزار خاهد شد.
شاهین کلانتری
*میگویند هر آدمی به طور متوسط چهار هزار هفته عمر میکند. الیور برکمن هم کتابی خوشخانی با همین عنوان نوشته است.
#تردیدار
✅ @shahinkalantari
➕ shahinkalantari.com
已删除26.01.202502:35
无法访问
媒体内容
媒体内容
22.01.202521:37
❗️ ساعت ۱۴ امروز (پنجشنبه، ۴ بهمن)
پس از برگزاری موفق نخستین کارگاه، اینک:
دومین کارگاه نوشتآرامی
✅محتوای این کارگاه هر بار بهطور کامل دگرگون میشود.
🤩 #کارگاه_هفته | تکجلسه
برای مشتاقانِ پیوندِ نوشتن با روانشناسی و توسعهی فردی
در این کارگاه ۷ تمرین متنوع انجام میدهیم.
برای هر تمرین نمونهیی برجسته ارائه میشود.
پس از نوشتن هر متن با هم گفتوگو میکنیم.
☝️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
پنجشنبه، ۴ بهمن
از ساعت ۱۴ الی ۱۷
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
🟢 فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
نظرات شرکتکنندگان کارگاه قبلی را اینجا ببینید.
❌برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
⬇️
5041 7212 2757 9688
5041721227579688
به نام سعید قائدی
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
پس از برگزاری موفق نخستین کارگاه، اینک:
دومین کارگاه نوشتآرامی
✅محتوای این کارگاه هر بار بهطور کامل دگرگون میشود.
🤩 #کارگاه_هفته | تکجلسه
برای مشتاقانِ پیوندِ نوشتن با روانشناسی و توسعهی فردی
در این کارگاه ۷ تمرین متنوع انجام میدهیم.
برای هر تمرین نمونهیی برجسته ارائه میشود.
پس از نوشتن هر متن با هم گفتوگو میکنیم.
☝️مدرس: شاهین کلانتری
⏰زمانبندی:
پنجشنبه، ۴ بهمن
از ساعت ۱۴ الی ۱۷
آموزش+نوشتن+پرسشوپاسخ و بازخورد
🟢 فایل ضبط شدهی جلسه نیز برای همهی شرکتکنندگان ارسال میشود.
نظرات شرکتکنندگان کارگاه قبلی را اینجا ببینید.
❌برای شرکت در کارگاه فقط کافی است ورودیِ ۹۹ هزار تومنی کارگاه را به شما کارت زیر واریز کنید و سپس رسید را برای پشتیبانی مدرسه نویسندگی بفرستید تا اطلاعات ورود به دوره را برایتان ارسال کنیم:
⬇️
5041 7212 2757 9688
5041721227579688
به نام سعید قائدی
✅ نشانی پشتیبانی مدرسه نویسندگی:
@nevisandeganim
🖱
显示 1 - 24 共 32
登录以解锁更多功能。