

14.02.202520:37
و دوری رنج است.
@sociology_1
@sociology_1
14.02.202510:35
"زیباترین انسانهایی که تاکنون شناختهام آنهایی بودند که شکست خورده بودند، رنج میکشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند.
کوبلر راس
@sociology_1
کوبلر راس
@sociology_1
13.02.202520:29
موسیقی ادبیات قلب است،
از آنجایی شروع می شود
که گفتار پایان یابد!
#آلفونس_دولامارتین
موسیقی بی کلام
@sociology_1
از آنجایی شروع می شود
که گفتار پایان یابد!
#آلفونس_دولامارتین
موسیقی بی کلام
@sociology_1
14.02.202520:19
مكاتب فلسفی و پژوهش كيفی
زمانی كه عقلانيت دكارت سراسر اروپا را فراگرفته بود، یک فيلسوف ايتاليایی به نام جيامباتيستا ويكو چنين بيان كرد: كه اجرای مطالعات مربوط به جامعه می بايست با ابزارهای علوم انسانی همراه باشد.
دويست سال بعد ويلهلم ديلتای
در تلاش تكوين دانشی تفسيری بود كه به جای پيش بينی و كنترل، ادراک را هدف قرار داده
باشد. دانش تفسيری ديلتای بر اهميت و اولويت تجربه زنده در ادراک تاكيد داشت. وی معتقد بود همانگونه که متن ادبی مورد تفسير قرار می گيرد، جهان نيز كه از طريق تجربه زنده در برابر ما قرار دارد، می تواند از طريق تفسير، قابل ادراک باشد.
بنابراين ايجاد ديدگاههای متفاوت با تفسيرهای مختلفی كه از واقعيت دارند، ما را از ژرفای ادراک ناپذير جهان آگاه می سازد. يعنی توجه اصلی دراين رويكرد معطوف به معنایی است كه افراد به وقايع، پديده ها و به طور كلی به جهان پيرامون خود مي دهند.
هاليدی ضمن توصيف دو پاردايم اصلی طبيعت گرایی و پيشروگرایی
خاطر نشان می كندكه واژه های پسااثبات گرايی و واقع گرایی درواقع به پارادايم طبيعت گرا تعلق دارند و پيشروگرایی نيز اصطلاح مناسبی است كه می تواند در برگيرنده شماری از پارادايمهای متفاوت مانند ساخت گرایی، پسا نوگرایی، انتقادی و...باشد كه ويژگی مشترک تمامی آنها تقابل با طبيعت گرایی است
طبيعت گرايی:
جهان و پديده های اجتماعی مي توانند در محيط طبيعی خود و بدون مداخله مورد مطالعه قرار بگيرند. در اين ديدگاه داده ها به جای اينكه حاصل مطالعات آزمايشگاهی و يا مصاحبه های رسمی و به طور كلی محيط های ساختگی باشند، از محيطهای طبيعی گردآوری می شوند. از اين نقطه نظر، رويكرد طبيعت گرا در مقابل رويكرد اثبات گرا قرار دارد و از سوی ديگر، طبيعت گرايی، ديدگاهی نسبتا سنتی در پژوهش كيفی است كه نگرش مستثنی به آشكار بودن نسبی واقعيت در آن موجب قرابت طبيعت گرايی با اثبات گرایی می شود. به زعم پارادايم طبيعت گرا هر چند كه ژرفای جهان اجتماعی كميت پذير نيست، اما ماهيت واقعی آنرا می توان با توصيفهای دقيق آشكار ساخت .
پيشرو گرایی:
پژهشگران كيفی پيشروگرا برخلاف طبيعت گرايان، انسانها را سازنده جهان اجتماعی می دانند و به اعتقاد آنها پژوهشگران نيز از طريق تفسيرهای خويش سازندگان جهان اجتماعی محسوب می شوند. همچنين اين ديدگاه
برخلاف طبيعت گرایی كه جهان را با حضور داشتن در محيط، قابل اكتشاف می داند، معتقد است كه دانش و واقعيت به جای كشف شدن، توسط ذهن خلق می شود. دانستن جنبه انفعالی ندارد وصرفا محدود به نقش
بستن داده های حسی در ذهن نيست بلكه ذهن در برخورد با اين داده های حسی نقشی فعال دارد و دست كم
به شكل دادن تصورات يا مفاهيم می پردازد. پيشروگرايان ، طبيعت گرايان را به دليل ناديده گرفتن اثرات اجتناب ناپذير ايدئولوژيكی و فرهنگی بر فرايند پژوهش مورد انتقاد قرار می دهند و اين باور را كه می توان اثرات مشاهده گر را به حداقل رساند و محيط را به صورت بكر و همان طور كه هست مورد توجه قرار داد، بسيار ساده انگارانه می يابند.
✍زهرا نجاتی
#بازنشر
@sociology_1
زمانی كه عقلانيت دكارت سراسر اروپا را فراگرفته بود، یک فيلسوف ايتاليایی به نام جيامباتيستا ويكو چنين بيان كرد: كه اجرای مطالعات مربوط به جامعه می بايست با ابزارهای علوم انسانی همراه باشد.
دويست سال بعد ويلهلم ديلتای
در تلاش تكوين دانشی تفسيری بود كه به جای پيش بينی و كنترل، ادراک را هدف قرار داده
باشد. دانش تفسيری ديلتای بر اهميت و اولويت تجربه زنده در ادراک تاكيد داشت. وی معتقد بود همانگونه که متن ادبی مورد تفسير قرار می گيرد، جهان نيز كه از طريق تجربه زنده در برابر ما قرار دارد، می تواند از طريق تفسير، قابل ادراک باشد.
بنابراين ايجاد ديدگاههای متفاوت با تفسيرهای مختلفی كه از واقعيت دارند، ما را از ژرفای ادراک ناپذير جهان آگاه می سازد. يعنی توجه اصلی دراين رويكرد معطوف به معنایی است كه افراد به وقايع، پديده ها و به طور كلی به جهان پيرامون خود مي دهند.
هاليدی ضمن توصيف دو پاردايم اصلی طبيعت گرایی و پيشروگرایی
خاطر نشان می كندكه واژه های پسااثبات گرايی و واقع گرایی درواقع به پارادايم طبيعت گرا تعلق دارند و پيشروگرایی نيز اصطلاح مناسبی است كه می تواند در برگيرنده شماری از پارادايمهای متفاوت مانند ساخت گرایی، پسا نوگرایی، انتقادی و...باشد كه ويژگی مشترک تمامی آنها تقابل با طبيعت گرایی است
طبيعت گرايی:
جهان و پديده های اجتماعی مي توانند در محيط طبيعی خود و بدون مداخله مورد مطالعه قرار بگيرند. در اين ديدگاه داده ها به جای اينكه حاصل مطالعات آزمايشگاهی و يا مصاحبه های رسمی و به طور كلی محيط های ساختگی باشند، از محيطهای طبيعی گردآوری می شوند. از اين نقطه نظر، رويكرد طبيعت گرا در مقابل رويكرد اثبات گرا قرار دارد و از سوی ديگر، طبيعت گرايی، ديدگاهی نسبتا سنتی در پژوهش كيفی است كه نگرش مستثنی به آشكار بودن نسبی واقعيت در آن موجب قرابت طبيعت گرايی با اثبات گرایی می شود. به زعم پارادايم طبيعت گرا هر چند كه ژرفای جهان اجتماعی كميت پذير نيست، اما ماهيت واقعی آنرا می توان با توصيفهای دقيق آشكار ساخت .
پيشرو گرایی:
پژهشگران كيفی پيشروگرا برخلاف طبيعت گرايان، انسانها را سازنده جهان اجتماعی می دانند و به اعتقاد آنها پژوهشگران نيز از طريق تفسيرهای خويش سازندگان جهان اجتماعی محسوب می شوند. همچنين اين ديدگاه
برخلاف طبيعت گرایی كه جهان را با حضور داشتن در محيط، قابل اكتشاف می داند، معتقد است كه دانش و واقعيت به جای كشف شدن، توسط ذهن خلق می شود. دانستن جنبه انفعالی ندارد وصرفا محدود به نقش
بستن داده های حسی در ذهن نيست بلكه ذهن در برخورد با اين داده های حسی نقشی فعال دارد و دست كم
به شكل دادن تصورات يا مفاهيم می پردازد. پيشروگرايان ، طبيعت گرايان را به دليل ناديده گرفتن اثرات اجتناب ناپذير ايدئولوژيكی و فرهنگی بر فرايند پژوهش مورد انتقاد قرار می دهند و اين باور را كه می توان اثرات مشاهده گر را به حداقل رساند و محيط را به صورت بكر و همان طور كه هست مورد توجه قرار داد، بسيار ساده انگارانه می يابند.
✍زهرا نجاتی
#بازنشر
@sociology_1
14.02.202507:07
در جامعه ما تعادلی بین مرگ و زندگی و غم و شادی نیست .اگر در سال ۶۵ روز برای عزا هست ،شاید ۵۰ روز برای شادی داشته باشیم. این باعث میشود وقتی در ردههای بالای سیاستگذاری کاری انجام نشود، ردههای پایین (مردم) خودشان شادیآفرینی کنند. جشن تولد ۵۰ سال پیش رسم نبود، اما امروز خیلیها تولد میگیرند. هر جامعهای در مورد نیازی که پاسخ بومی و داخلی نداشته باشد، از جوامع دیگر وام میگیرد. این وامگیری اول یک دوره مخفی را میگذراند و بعد کمکم جای خود را پیدا میکند.
طبیعی است که جوانان امروز با میزان بالای رسانهها -ماهواره و اینترنت- از آیینها، جشنها و فرهنگ کشورهای دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد؛ تقلید کنند. این تقلید کمکم آنقدر عادی میشود که شاید ۵۰ سال آینده کسی حتی به یاد نیاورد که ولنتاین از کجا و چگونه وارد فرهنگ ما شده است.
دکتر سارا شریعتی
درباره #ولنتاین -۱۳۸۶
@sociology_1
طبیعی است که جوانان امروز با میزان بالای رسانهها -ماهواره و اینترنت- از آیینها، جشنها و فرهنگ کشورهای دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد؛ تقلید کنند. این تقلید کمکم آنقدر عادی میشود که شاید ۵۰ سال آینده کسی حتی به یاد نیاورد که ولنتاین از کجا و چگونه وارد فرهنگ ما شده است.
دکتر سارا شریعتی
درباره #ولنتاین -۱۳۸۶
@sociology_1
13.02.202520:23
همین که چهره ی قانون را می نگری، رو بر می گرداند و به سایه باز می گردد؛ همین که می خواهی گفتارهایش را بشنوی، چیزی در نمی یابی مگر آوازی که چیزی بیش از نویدِ مرگ بارِ آوازِ آینده نیست.
میشل فوکو
تئاتر
ترجمه نیکو سرخوش، افشین جهاندیده،
@sociology_1
میشل فوکو
تئاتر
ترجمه نیکو سرخوش، افشین جهاندیده،
@sociology_1
14.02.202520:10
روش شناسی علوم اجتماعی
نمی توان دوره ی زمانی مشخصی برای پیدایش علوم اجتماعی مشخص کرد. توافقی عمومی وجود دارد در این مورد که عصر روشنگری وتاکید آن بر عقلانیت ، منطق و روش شناسی، نقطه عطف مهمی در ظهور علوم اجتماعی معاصر بود.
ماریس دوورگر براین نظر است که علوم اجتماعی، باوجود این که ریشه در کنجکاوی یونانی ها در مورد ماهیت انسان ،تا قرن هجده ،که فلسفه ی اجتماعی که عنوان نگرشی فلسفی را بر خود داشت ، جای خود را به دیدگاهی جدید با تاکید برعلم داد، در قامت حوزه ی تحقیقی متمایز پدیدار نشد. این چرخش از فلسفه ی اجتماعی به علم اجتماعی، نیروی محرکی شد برای ظهور پوزیتیویسم .
پوزیتیویسم که نخستین بار اگوست کنت آن را مطرح کرد، تقریبا به صورت کامل از تفکر مابعد الطبیعی فاصله گرفت وبه جای آن، بر قابلیت روش علمی در ایجاد گزاره های ابطال پذیر درباره ی جهان تجربی اتکا کرد. علوم اجتماعی با پیروی شدید از اصول پوزیتیویسم ،درصد کشف قوانین حاکم بر حوزه ی اجتماعی بر آمدند، درواقع قوانینی که پیش بینی تعامل انسانی را میسر می سازند.
ادبیات تحقیق علوم اجتماعی، همانند علوم طبیعی، اتکای بسیاری به مشاهده ی انسان داشت.
تا انتشار خودکشی امیل دورکیم، در سال ۱۸۹۷، تحلیل آماری دراثار علوم اجتماعی وارد نشد.
با افزایش استفاده از تحلیل آماری که همه ی اشکال رفتار انسان را زیر نظر خود گرفت ،تفکیکی در درون علوم اجتماعی ایجاد شد. میان عمومی که از روش های کمی استفاده می کردند، و آنهایی که روش های کیفی را به کار می گرفتند.
طرفداران روش کمی ،به توانایی پیش بینی ویژگی های قابل تعمیم، از طریق نمونه های تصادفی استناد می کنند که دانشمندان علوم اجتماعی را قادر می سازد رفتار ، یا ارزش های عده ی کمی از افراد را نمونه برداری کنند، و یافته های حاصل از آنها را درمورد تعداد بیشتری از افراد به کار گیرند. روش شناسان کیفی استدلال می کنند که رویکرد آنها موجب شناخت بسیار تفصیلی و دقیق حوزه ی بررسی می شود درحالی که درابتدای قرن بیست ویک، این تقسیم بندی همچنان در علوم اجتماعی وجود دارد، ضرورت رویکردی تلفیقی احساس میشود.
✍زهرا نجاتی
#بازنشر
@sociology_1
نمی توان دوره ی زمانی مشخصی برای پیدایش علوم اجتماعی مشخص کرد. توافقی عمومی وجود دارد در این مورد که عصر روشنگری وتاکید آن بر عقلانیت ، منطق و روش شناسی، نقطه عطف مهمی در ظهور علوم اجتماعی معاصر بود.
ماریس دوورگر براین نظر است که علوم اجتماعی، باوجود این که ریشه در کنجکاوی یونانی ها در مورد ماهیت انسان ،تا قرن هجده ،که فلسفه ی اجتماعی که عنوان نگرشی فلسفی را بر خود داشت ، جای خود را به دیدگاهی جدید با تاکید برعلم داد، در قامت حوزه ی تحقیقی متمایز پدیدار نشد. این چرخش از فلسفه ی اجتماعی به علم اجتماعی، نیروی محرکی شد برای ظهور پوزیتیویسم .
پوزیتیویسم که نخستین بار اگوست کنت آن را مطرح کرد، تقریبا به صورت کامل از تفکر مابعد الطبیعی فاصله گرفت وبه جای آن، بر قابلیت روش علمی در ایجاد گزاره های ابطال پذیر درباره ی جهان تجربی اتکا کرد. علوم اجتماعی با پیروی شدید از اصول پوزیتیویسم ،درصد کشف قوانین حاکم بر حوزه ی اجتماعی بر آمدند، درواقع قوانینی که پیش بینی تعامل انسانی را میسر می سازند.
ادبیات تحقیق علوم اجتماعی، همانند علوم طبیعی، اتکای بسیاری به مشاهده ی انسان داشت.
تا انتشار خودکشی امیل دورکیم، در سال ۱۸۹۷، تحلیل آماری دراثار علوم اجتماعی وارد نشد.
با افزایش استفاده از تحلیل آماری که همه ی اشکال رفتار انسان را زیر نظر خود گرفت ،تفکیکی در درون علوم اجتماعی ایجاد شد. میان عمومی که از روش های کمی استفاده می کردند، و آنهایی که روش های کیفی را به کار می گرفتند.
طرفداران روش کمی ،به توانایی پیش بینی ویژگی های قابل تعمیم، از طریق نمونه های تصادفی استناد می کنند که دانشمندان علوم اجتماعی را قادر می سازد رفتار ، یا ارزش های عده ی کمی از افراد را نمونه برداری کنند، و یافته های حاصل از آنها را درمورد تعداد بیشتری از افراد به کار گیرند. روش شناسان کیفی استدلال می کنند که رویکرد آنها موجب شناخت بسیار تفصیلی و دقیق حوزه ی بررسی می شود درحالی که درابتدای قرن بیست ویک، این تقسیم بندی همچنان در علوم اجتماعی وجود دارد، ضرورت رویکردی تلفیقی احساس میشود.
✍زهرا نجاتی
#بازنشر
@sociology_1
14.02.202505:48
آبرل معتقد بود، شرایطی که اگر وجود نداشته باشند جامعه ای نیز نخواهد بود:
۱-اگر جمعیت جامعه ای نابود یا پراکنده شودوجود جامعه به خطر می افتد۲-جمعیت بی تفاوت تهدیدی برای جامعه است۳- جنگ همه علیه همه در داخل جمعیت یک جامعه تهدیدی برای ادامه حیات آن به شمار می آید.
کارکردگرایان ساختاری می گفتند هیچ جامعه ای نمی تواند بر پایه زور برای مدتی طولانی عملکرد داشته باشد
هر جامعه ای برای بقای خود، به اجتماعی کردن اعضایش نیازدارد.مردم جامعه باید چیزهای زیادی یاد بگیرند، ازجمله، تشخیص جایگاهشان در نظام قشربندی، نظام ارزشی مشترک، جهت گیری های شناختی مشترک، هدفهای پذیرفتنی، هنجارهای تعیین کننده وسایل مناسب برای دستیابی به این هدفها و تنظیم های مربوط به حالت عاطفی. به نظر کارکردگرایان ساختاری، اگر کنشگران جامعه ای اینها را یاد نگیرند جامعه امکان پذیر نخواهد بود.
منبع جامعه شناسی ریتزر
@sociology_1
۱-اگر جمعیت جامعه ای نابود یا پراکنده شودوجود جامعه به خطر می افتد۲-جمعیت بی تفاوت تهدیدی برای جامعه است۳- جنگ همه علیه همه در داخل جمعیت یک جامعه تهدیدی برای ادامه حیات آن به شمار می آید.
کارکردگرایان ساختاری می گفتند هیچ جامعه ای نمی تواند بر پایه زور برای مدتی طولانی عملکرد داشته باشد
هر جامعه ای برای بقای خود، به اجتماعی کردن اعضایش نیازدارد.مردم جامعه باید چیزهای زیادی یاد بگیرند، ازجمله، تشخیص جایگاهشان در نظام قشربندی، نظام ارزشی مشترک، جهت گیری های شناختی مشترک، هدفهای پذیرفتنی، هنجارهای تعیین کننده وسایل مناسب برای دستیابی به این هدفها و تنظیم های مربوط به حالت عاطفی. به نظر کارکردگرایان ساختاری، اگر کنشگران جامعه ای اینها را یاد نگیرند جامعه امکان پذیر نخواهد بود.
منبع جامعه شناسی ریتزر
@sociology_1
13.02.202516:45
جلسه دوم قواعد روش جامعه شناسی امیل دورکیم
دکتر آرش حیدری
#قواعد روش جامعه شناسی
@sociology_1
دکتر آرش حیدری
#قواعد روش جامعه شناسی
@sociology_1
Переслав з:
زیر سقف آسمان

14.02.202516:57
♦️تقاضا از مدرسان و استادان جامعهشناسی: لطفا در این باره راهنمایی کنید!
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۶ بهمن ۱۴۰۳
آقای دکتر احمد محمدپور با آثاری که در حوزهی روش تحقیق منتشر کرده اند، سبب جا افتادن این کلیشه در میان مدرسان جامعهشناسی در ایران شده اند که تحقیقاتی که در علوم اجتماعی با استفاده از روشهای تحقیق کیفی انجام میشوند نباید و نمیتوانند نظریه یا چهارچوب نظری داشته باشند. در زیر عین جملاتشان را ذکر میکنم و استدعا دارم استادان مختلف در این باره ورود کنند و اگر اینجانب حسن محدثیی گیلوایی خطا میکنم، مرا راهنمایی کنند.
🔻جملاتی از کتابهای روش تحقیق دکتر احمد محمدپور:
"استفاده از نظریه در روش کیفی با بنیانهای فلسفی تحقیق کیفی (رویکردهای تفسیری-برساختی) کاملا در تضاد است."
"استفاده از چارچوب نظری در تحقیقات کیفی از عجایب معرفتشناختی در ایران است در حالی که نظریهآزمایی مربوط به تحقیقات کمی است".
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۶ بهمن ۱۴۰۳
آقای دکتر احمد محمدپور با آثاری که در حوزهی روش تحقیق منتشر کرده اند، سبب جا افتادن این کلیشه در میان مدرسان جامعهشناسی در ایران شده اند که تحقیقاتی که در علوم اجتماعی با استفاده از روشهای تحقیق کیفی انجام میشوند نباید و نمیتوانند نظریه یا چهارچوب نظری داشته باشند. در زیر عین جملاتشان را ذکر میکنم و استدعا دارم استادان مختلف در این باره ورود کنند و اگر اینجانب حسن محدثیی گیلوایی خطا میکنم، مرا راهنمایی کنند.
🔻جملاتی از کتابهای روش تحقیق دکتر احمد محمدپور:
"استفاده از نظریه در روش کیفی با بنیانهای فلسفی تحقیق کیفی (رویکردهای تفسیری-برساختی) کاملا در تضاد است."
"استفاده از چارچوب نظری در تحقیقات کیفی از عجایب معرفتشناختی در ایران است در حالی که نظریهآزمایی مربوط به تحقیقات کمی است".
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi


14.02.202505:41
ظهورکن که به تنگ آمدیم از تزویر
Показано 1 - 11 із 11
Увійдіть, щоб розблокувати більше функціональності.