

13.02.202518:33
در سرزمین خود میخواهیم اخلاق را جایگزین خودپرستی کنیم. درستی را جایگزین قوانین صوری شرافت، اصول را جایگزین رسوم، حس وظیفه را جایگزین صرفاً رعایت آداب، حکومت عقل را جایگزین استبداد مُد، تحقیر رذیلت را جایگزین تحقیر بدشانسی؛ احترام به خود را جایگزین گستاخی، عظمت روح را جایگزین غرور، عشق به شکوه را جایگزین عشق به پول، مردمانی نیک را به جای جامعهای صرفاً خوشظاهر کنیم. ما میخواهیم شایستگی را جایگزین دسیسه، نبوغ را جایگزین بذلهگویی، حقیقت را جایگزین زرقوبرق، زیبایی خوشبختی را جایگزین ملال شهوترانی، بزرگی انسان را جایگزین کوتهنظری بزرگان؛ مردمانی بزرگوار، قدرتمند و خوشبخت را جایگزین مردمانی مهربان، سبکسر و بدبخت—یعنی همه فضایل و معجزات جمهوری را جایگزین تمام رذایل سلطنت کنیم...
درباره اخلاق سیاسی
#روبسپیر
درباره اخلاق سیاسی
#روبسپیر
05.02.202518:42
🗂️برای ورود به مجموعهای جامع از هنر، برای هنردوستان، کلیک کنید
🎬سینما | 💬 فلسفه
🎵موسیقی | 📖ادبیات
🖌️نقاشی | 📸عکاسی
لینک ورود🔻
🖇️https://t.me/addlist/OaD015LAwVswMTlk
➕اگه از قبل پوشه رو داشتید، آپدیت کنید
📌هماهنگ کننده: @Filmsofun
🎬سینما | 💬 فلسفه
🎵موسیقی | 📖ادبیات
🖌️نقاشی | 📸عکاسی
لینک ورود🔻
🖇️https://t.me/addlist/OaD015LAwVswMTlk
➕اگه از قبل پوشه رو داشتید، آپدیت کنید
📌هماهنگ کننده: @Filmsofun
03.02.202514:30
من در طول اقامتم در ایالات متحده متوجه شدم که وضعیت دموکراتیک جامعه، مشابه آنچه در آمریکا وجود دارد، ممکن است امکانات منحصر به فردی برای استقرار استبداد فراهم کند....
.. [امپراطوران رم] اغلب از قدرت خود بهطور خودسرانه سوءاستفاده میکردند تا اتباع خود را از دارایی یا زندگی محروم کنند. ظلم آنها برای عدهای معدود بسیار سنگین بود، اما به اکثریت مردم نمیرسید؛ بر چند هدف اصلی متمرکز بود و بقیه را نادیده میگرفت؛ خشونتآمیز بود، اما دامنهی آن محدود بود. اما به نظر میرسد که اگر استبداد در میان ملتهای دموکراتیک عصر ما برقرار شود، ممکن است ماهیتی متفاوت به خود بگیرد؛ [این نوع] گستردهتر و ملایمتر خواهد بود؛ انسانها را خوار میکند بدون آنکه آنان را عذاب دهد.....
...این [قدرت] شبکهای از قوانین کوچک، پیچیده، دقیق و یکنواخت را بر سطح جامعه میگستراند که حتی خلاقترین ذهنها و نیرومندترین جان ها نیز نمیتوانند از آن عبور کنند و از جمعیت پیشی بگیرند؛ارادهی انسان درهم شکسته نمیشود، بلکه نرم، خمیده و هدایت میشود؛ این قدرت بهندرت انسان را مجبور به عمل میکند، اما مدام او را از عمل بازمیدارد. چنین قدرتی نابود نمیکند، بلکه از وجود داشتن جلوگیری میکند؛ ستمگری نمیکند، اما محدود میکند، تضعیف میکند، خاموش میکند، بیحس میکند و در نهایت هر ملت را به یک گله از حیوانات ترسو و سختکوش تقلیل میدهد که دولت چوپان آن است.
دموکراسی در آمریکا
از جلد دوم قسمت چهارم فصل ششم
#توکویل
.. [امپراطوران رم] اغلب از قدرت خود بهطور خودسرانه سوءاستفاده میکردند تا اتباع خود را از دارایی یا زندگی محروم کنند. ظلم آنها برای عدهای معدود بسیار سنگین بود، اما به اکثریت مردم نمیرسید؛ بر چند هدف اصلی متمرکز بود و بقیه را نادیده میگرفت؛ خشونتآمیز بود، اما دامنهی آن محدود بود. اما به نظر میرسد که اگر استبداد در میان ملتهای دموکراتیک عصر ما برقرار شود، ممکن است ماهیتی متفاوت به خود بگیرد؛ [این نوع] گستردهتر و ملایمتر خواهد بود؛ انسانها را خوار میکند بدون آنکه آنان را عذاب دهد.....
...این [قدرت] شبکهای از قوانین کوچک، پیچیده، دقیق و یکنواخت را بر سطح جامعه میگستراند که حتی خلاقترین ذهنها و نیرومندترین جان ها نیز نمیتوانند از آن عبور کنند و از جمعیت پیشی بگیرند؛ارادهی انسان درهم شکسته نمیشود، بلکه نرم، خمیده و هدایت میشود؛ این قدرت بهندرت انسان را مجبور به عمل میکند، اما مدام او را از عمل بازمیدارد. چنین قدرتی نابود نمیکند، بلکه از وجود داشتن جلوگیری میکند؛ ستمگری نمیکند، اما محدود میکند، تضعیف میکند، خاموش میکند، بیحس میکند و در نهایت هر ملت را به یک گله از حیوانات ترسو و سختکوش تقلیل میدهد که دولت چوپان آن است.
دموکراسی در آمریکا
از جلد دوم قسمت چهارم فصل ششم
#توکویل
26.01.202518:31
23.01.202517:34
20.01.202517:32
من از بیتفاوتها متنفرم. معتقدم که زندگی به معنای انتخاب یک طرف است.کسانی که واقعاً زندگی میکنند نمیتوانند شهروند باشند بدون اینکه یک چریک نباشند. بیتفاوتی و بیاحساسی انگلوارگی و انحراف است، نه زندگی. به همین دلیل است که من از بیتفاوتها متنفرم.
بیتفاوتی وزن مرده تاریخ است. بیتفاوتی با قدرتی عظیم بر تاریخ تأثیر میگذارد. بیتفاوتی منفعلانه عمل میکند، اما تأثیر میگذارد. بیتفاوتی همان سرنوشت است، چیزی که نمیتوان روی آن حساب کرد. برنامهها را تحریف میکند و بهترین طرحهای اندیشیدهشده را خراب میکند. بیتفاوتی ماده خامی است که هوش را نابود میکند.
آنچه اتفاق میافتد، شرّی که همه را در بر میگیرد، به این دلیل است که تودههای مردم اراده خود را واگذار میکنند؛ اجازه میدهند قوانینی تصویب شوند که تنها با انقلاب قابل لغو هستند، و افرادی به قدرت برسند که تنها با شورش میتوان آنها را برکنار کرد. تودهها بیتفاوتاند، زیرا بیخیال هستند و سپس به نظر میرسد که این وقایع محصول سرنوشت است که همه و همه چیز را نابود میکند: آنهایی که موافق بودند و آنهایی که مخالف بودند؛ آنهایی که میدانستند و آنهایی که نمیدانستند؛ آنهایی که فعال بودند و آنهایی که بیتفاوت بودند.
برخی از سر تأسف ناله میکنند، دیگران با بیشرمی ناسزا میگویند، اما تعداد کمی از خود میپرسند: اگر من سعی میکردم ارادهام را اعمال کنم، آیا این اتفاق رخ میداد؟
به همین دلیل من از بیتفاوتها متنفرم: زیرا نالههای همیشگی و بیگناهی ساختگی آنها مرا آزار میدهد. از هر یک از آنها میخواهم توضیح دهند که چگونه با وظایفی که زندگی به آنها سپرده و هر روزه به آنها واگذار میکند، مواجه شدهاند. چه کردهاند و مهمتر از همه، چه نکردهاند. و احساس میکنم که حق دارم بیرحم باشم و دلسوزی و اشکهایم را برای آنها هدر ندهم.
من یک چریک ام، زندهام، و در ذهن آگاه خود حس میکنم که ضربان فعالیت شهر آینده، که کسانی که در کنار من هستند در حال ساخت آن هستند، زنده است. در آن شهر، زنجیره اجتماعی تنها بر دوش عدهای اندک نخواهد بود؛ هیچچیز در آن حاصل شانس یا سرنوشت نخواهد بود، بلکه نتیجه کار هوشمندانه شهروندان خواهد بود. هیچکس در آن شهر از پشت پنجره به تماشای قربانی شدن و تلاش عدهای اندک نخواهد نشست.
من زندهام و یک چریک ام. به همین دلیل است که از کسانی که موضعی نمیگیرند متنفرم، از بیتفاوتها متنفرم.
#آنتونی_گرامشی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
آنتونیو فرانچسکو گرامشی ( ۱۸۹۱ – ۱۹۳۷) فیلسوف مارکسیست، زبانشناس، روزنامهنگار، نویسنده و سیاستمدار ایتالیایی بود. گرامشی بیشتر به خاطر نظریهی هژمونی فرهنگی خود شناخته میشود، که بر اساس آن دولت و طبقه حاکم سرمایهدار – بورژوازی – از نهادهای فرهنگی برای حفظ ثروت و قدرت در جوامع سرمایهداری استفاده میکنند.
بیتفاوتی وزن مرده تاریخ است. بیتفاوتی با قدرتی عظیم بر تاریخ تأثیر میگذارد. بیتفاوتی منفعلانه عمل میکند، اما تأثیر میگذارد. بیتفاوتی همان سرنوشت است، چیزی که نمیتوان روی آن حساب کرد. برنامهها را تحریف میکند و بهترین طرحهای اندیشیدهشده را خراب میکند. بیتفاوتی ماده خامی است که هوش را نابود میکند.
آنچه اتفاق میافتد، شرّی که همه را در بر میگیرد، به این دلیل است که تودههای مردم اراده خود را واگذار میکنند؛ اجازه میدهند قوانینی تصویب شوند که تنها با انقلاب قابل لغو هستند، و افرادی به قدرت برسند که تنها با شورش میتوان آنها را برکنار کرد. تودهها بیتفاوتاند، زیرا بیخیال هستند و سپس به نظر میرسد که این وقایع محصول سرنوشت است که همه و همه چیز را نابود میکند: آنهایی که موافق بودند و آنهایی که مخالف بودند؛ آنهایی که میدانستند و آنهایی که نمیدانستند؛ آنهایی که فعال بودند و آنهایی که بیتفاوت بودند.
برخی از سر تأسف ناله میکنند، دیگران با بیشرمی ناسزا میگویند، اما تعداد کمی از خود میپرسند: اگر من سعی میکردم ارادهام را اعمال کنم، آیا این اتفاق رخ میداد؟
به همین دلیل من از بیتفاوتها متنفرم: زیرا نالههای همیشگی و بیگناهی ساختگی آنها مرا آزار میدهد. از هر یک از آنها میخواهم توضیح دهند که چگونه با وظایفی که زندگی به آنها سپرده و هر روزه به آنها واگذار میکند، مواجه شدهاند. چه کردهاند و مهمتر از همه، چه نکردهاند. و احساس میکنم که حق دارم بیرحم باشم و دلسوزی و اشکهایم را برای آنها هدر ندهم.
من یک چریک ام، زندهام، و در ذهن آگاه خود حس میکنم که ضربان فعالیت شهر آینده، که کسانی که در کنار من هستند در حال ساخت آن هستند، زنده است. در آن شهر، زنجیره اجتماعی تنها بر دوش عدهای اندک نخواهد بود؛ هیچچیز در آن حاصل شانس یا سرنوشت نخواهد بود، بلکه نتیجه کار هوشمندانه شهروندان خواهد بود. هیچکس در آن شهر از پشت پنجره به تماشای قربانی شدن و تلاش عدهای اندک نخواهد نشست.
من زندهام و یک چریک ام. به همین دلیل است که از کسانی که موضعی نمیگیرند متنفرم، از بیتفاوتها متنفرم.
#آنتونی_گرامشی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
آنتونیو فرانچسکو گرامشی ( ۱۸۹۱ – ۱۹۳۷) فیلسوف مارکسیست، زبانشناس، روزنامهنگار، نویسنده و سیاستمدار ایتالیایی بود. گرامشی بیشتر به خاطر نظریهی هژمونی فرهنگی خود شناخته میشود، که بر اساس آن دولت و طبقه حاکم سرمایهدار – بورژوازی – از نهادهای فرهنگی برای حفظ ثروت و قدرت در جوامع سرمایهداری استفاده میکنند.
07.02.202514:32
وظیفهی احساس مورد توهین قرار گرفتن
دانشجویان دانشکده شما عمیقاً احساس میکنند به آنها توهین شده است، پس شما شکست خوردید. این استدلال طرفداران زیادی، من جمله از افراد باهوش، پیدا کرده است. اما قدرت این استدلال از کجا نشأت میگیرد؟
حقوق منفی و طبیعی در سنت سیاسی غرب جایگاه مرکزی دارند. این حقوق که بهطور مشهور توسط توماس هابز و جان لاک مطرح شدهاند، در میان همهی مردم مشترکاند. چند نکتهی مهم دربارهی این حقوق، آنگونه که هابز، لاک و دیگران درک کردهاند: اول اینکه، این حقوق از افراد در برابر برخی امور محافظت میکنند. آنها بهطور دقیقتر «حقوق علیه» هستند، نه «حقوق برای». (در اینجا بحث حقوق مالکیت مدنظر نیست). دوم، این حقوق جنبههای فیزیکی انسانها را شامل میشوند. برای مثال، اولین حق از نظر هابز، حق حفاظت در برابر قتل است. سوم، آنها در برابر برخی تأثیرات محافظت میکنند. اگر یک رانندهی مست کسی را بکشد، حتی اگر قصد آسیبی نداشته باشد، همچنان حق حیات او را نقض کرده است. چهارم، از آنجایی که این حقوق جنبههای فیزیکی انسانها را پوشش میدهند، نقض آنها معمولاً بهراحتی قابل تشخیص است. بهعنوانمثال، همه میدانند که قتل چگونه رخ میدهد.
با این حال، برخلاف خشونت فیزیکی، توهین امری ذهنی است. معمولاً تشخیص خشونت فیزیکی آسان است. اتهامات در این حوزه بهراحتی قابل اثبات یا رد شدن هستند. اما تعریف توهین متغیر است، و در تصمیمگیری دربارهی اینکه آیا چیزی توهینآمیز است (برای فردی خاص)، در نهایت به گفتهی همان فرد محدود هستیم. اگر فرد «الف» چیزی بگوید و فرد «ب» ادعای احساس توهین یا رنجش نکند، بسیار عجیب خواهد بود که بگوییم فرد «الف» به او توهین کرده است. برخی استدلال میکنند که اگر فردی بتواند صرفاً به دلیل احساس توهین، خواستار ساکت شدن دیگری شود، دانشگاه معنای خود را از دست خواهد داد. در این صورت، حتی آمار نیز میتواند باعث رنجش کسی شود، اگر که از نتایج آن متنفر باشد.
شنیدن استدلالهای جدید، بهویژه استدلالهای ناراحتکننده، برای آموزش ضروری است. معترضان اشتباه میکنند، نه به این دلیل که حقیقت را جستجو میکنند، بلکه به این دلیل که گمان میبرند اعتراض و جبههگیری همیشه واکنشی مناسب به استدلالهای مربوط به حقیقت است. ذهنها، مانند بدنها، برای رشد و بهبود به تغذیه نیاز دارند. بهترین تغذیهی یک ذهن، مواجهه با استدلالهای جدید است. یک استدلال، اگر حقیقت داشته باشد، حقیقت است و اگر نداشته باشد، نیست – شخصی که آن را بیان میکند یا میشنود مهم نیست. استدلال نمیگوید: «تو اشتباه میکنی چون آدم بدی هستی». این هنجارهای فکری – و سایر هنجارها – ذهنهای ما را آزادتر میکنند و ما را در مسیر جستجوی دانش یاری میدهند. امیدواریم که همهی ما با همین هدف به دانشگاه ییل آمده باشیم. و امیدواریم این هنجارها در همه جا قوی باشند. اما اگر قرار باشد جایی این هنجارها قدرتمند باشند، آنجا باید دانشگاه باشد.
#کول_آرونسون
دانشجویان دانشکده شما عمیقاً احساس میکنند به آنها توهین شده است، پس شما شکست خوردید. این استدلال طرفداران زیادی، من جمله از افراد باهوش، پیدا کرده است. اما قدرت این استدلال از کجا نشأت میگیرد؟
حقوق منفی و طبیعی در سنت سیاسی غرب جایگاه مرکزی دارند. این حقوق که بهطور مشهور توسط توماس هابز و جان لاک مطرح شدهاند، در میان همهی مردم مشترکاند. چند نکتهی مهم دربارهی این حقوق، آنگونه که هابز، لاک و دیگران درک کردهاند: اول اینکه، این حقوق از افراد در برابر برخی امور محافظت میکنند. آنها بهطور دقیقتر «حقوق علیه» هستند، نه «حقوق برای». (در اینجا بحث حقوق مالکیت مدنظر نیست). دوم، این حقوق جنبههای فیزیکی انسانها را شامل میشوند. برای مثال، اولین حق از نظر هابز، حق حفاظت در برابر قتل است. سوم، آنها در برابر برخی تأثیرات محافظت میکنند. اگر یک رانندهی مست کسی را بکشد، حتی اگر قصد آسیبی نداشته باشد، همچنان حق حیات او را نقض کرده است. چهارم، از آنجایی که این حقوق جنبههای فیزیکی انسانها را پوشش میدهند، نقض آنها معمولاً بهراحتی قابل تشخیص است. بهعنوانمثال، همه میدانند که قتل چگونه رخ میدهد.
با این حال، برخلاف خشونت فیزیکی، توهین امری ذهنی است. معمولاً تشخیص خشونت فیزیکی آسان است. اتهامات در این حوزه بهراحتی قابل اثبات یا رد شدن هستند. اما تعریف توهین متغیر است، و در تصمیمگیری دربارهی اینکه آیا چیزی توهینآمیز است (برای فردی خاص)، در نهایت به گفتهی همان فرد محدود هستیم. اگر فرد «الف» چیزی بگوید و فرد «ب» ادعای احساس توهین یا رنجش نکند، بسیار عجیب خواهد بود که بگوییم فرد «الف» به او توهین کرده است. برخی استدلال میکنند که اگر فردی بتواند صرفاً به دلیل احساس توهین، خواستار ساکت شدن دیگری شود، دانشگاه معنای خود را از دست خواهد داد. در این صورت، حتی آمار نیز میتواند باعث رنجش کسی شود، اگر که از نتایج آن متنفر باشد.
شنیدن استدلالهای جدید، بهویژه استدلالهای ناراحتکننده، برای آموزش ضروری است. معترضان اشتباه میکنند، نه به این دلیل که حقیقت را جستجو میکنند، بلکه به این دلیل که گمان میبرند اعتراض و جبههگیری همیشه واکنشی مناسب به استدلالهای مربوط به حقیقت است. ذهنها، مانند بدنها، برای رشد و بهبود به تغذیه نیاز دارند. بهترین تغذیهی یک ذهن، مواجهه با استدلالهای جدید است. یک استدلال، اگر حقیقت داشته باشد، حقیقت است و اگر نداشته باشد، نیست – شخصی که آن را بیان میکند یا میشنود مهم نیست. استدلال نمیگوید: «تو اشتباه میکنی چون آدم بدی هستی». این هنجارهای فکری – و سایر هنجارها – ذهنهای ما را آزادتر میکنند و ما را در مسیر جستجوی دانش یاری میدهند. امیدواریم که همهی ما با همین هدف به دانشگاه ییل آمده باشیم. و امیدواریم این هنجارها در همه جا قوی باشند. اما اگر قرار باشد جایی این هنجارها قدرتمند باشند، آنجا باید دانشگاه باشد.
#کول_آرونسون


04.02.202518:33
خرد در حیرت آغاز می گردد.
تهتتوس
#افلاطون
تهتتوس
#افلاطون


01.02.202516:31
💬هنری فورد زمانی گفته بود که «پیری هنگامی به سراغ شما میآید که از یادگیری دست بکشید»
⚡️مدرسۀ مدیریت تصمیم
مجلهای برای توسعۀ مهارتهای مدیریتی
🗒 هدف ما در مدرسۀ تصمیم انتشار مطالب مفید و به روزی است که افق و ایدههای شما را در رابطه با کار و سازمان اثربخش توسعه میدهد.
✔️اگر شما هم به مباحث مدیریت سازمانی به خصوص سازمانهای غیرانتفاعی و فرهنگی علاقهمندید، با کلیک بر روی لینک زیر در کانال تصمیم عضو شوید.
⬇️⬇️⬇️
https://t.me/+s1PyxQwA8eVjMjM0
https://t.me/+s1PyxQwA8eVjMjM0
🔥 برای دنبال کردن #پادکست مدرسۀ تصمیم نیز میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید:
https://zil.ink/tasmimschool
⚡️مدرسۀ مدیریت تصمیم
مجلهای برای توسعۀ مهارتهای مدیریتی
🗒 هدف ما در مدرسۀ تصمیم انتشار مطالب مفید و به روزی است که افق و ایدههای شما را در رابطه با کار و سازمان اثربخش توسعه میدهد.
✔️اگر شما هم به مباحث مدیریت سازمانی به خصوص سازمانهای غیرانتفاعی و فرهنگی علاقهمندید، با کلیک بر روی لینک زیر در کانال تصمیم عضو شوید.
⬇️⬇️⬇️
https://t.me/+s1PyxQwA8eVjMjM0
https://t.me/+s1PyxQwA8eVjMjM0
🔥 برای دنبال کردن #پادکست مدرسۀ تصمیم نیز میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید:
https://zil.ink/tasmimschool
26.01.202517:34
آمریکاییها در همهی سنین، شرایط و ذهنیتها، دائماً متحد میشوند. آنها نه تنها انجمنهای تجاری و صنعتی دارند که همه در آن شرکت میکنند، بلکه هزاران نوع دیگر از انجمنها نیز دارند: دینی، اخلاقی، جدی، بیهوده، بسیار کلی و بسیار خاص، بزرگ و بسیار کوچک. آمریکاییها از انجمنها برای برگزاری جشنها، تأسیس مدارس دینی، ساخت مسافرخانهها، بنا کردن کلیساها، توزیع کتابها و اعزام مبلغین به دوردستترین نقاط جهان استفاده میکنند؛ به این ترتیب بیمارستانها، زندانها و مدارس را ایجاد میکنند. در نهایت، اگر مسئلهای درباره آشکار کردن یک حقیقت یا توسعه یک احساس با حمایت از یک نمونه بزرگ باشد، آنها انجمن تشکیل میدهند. هر جا که در آغاز یک اقدام جدید، در فرانسه دولت یا در انگلستان یک لرد بزرگ را میبینید، مطمئن باشید که در ایالات متحده یک انجمن خواهید یافت.
دموکراسی در امریکا
#دوتوکویل
دموکراسی در امریکا
#دوتوکویل
22.01.202505:33
باورهای سیاسی بر عینیت تأثیر میگذارند
تمایلات سیاسی ممکن است به طور جداییناپذیری با توانایی افراد در مشاهدهی بیطرفانهی شواهد علمی مرتبط باشند.
در مطالعهای که در ۳ سپتامبر در شبکهی تحقیقات علوم اجتماعی منتشر شد، دن کان، استاد حقوق دانشگاه ییل، به همراه همکارانش آزمایشهایی را برای بررسی تأثیر گرایشهای سیاسی بر توانایی افراد در مشاهدهی دادهها و واقعیتها بهطور عینی انجام دادند. محققان همچنین یک مسئلهی تحلیلی ارائه دادند که توانایی افراد در نتیجهگیری از دادههای تجربی را ارزیابی میکرد. کسانی که امتیاز بالایی در این مسئله کسب کردند، به عنوان افرادی با "عددگرایی بالا" (تمایل بیشتر به تحلیل اطلاعات کمی) شناخته شدند و به عنوان گروه متمرکز این مطالعه مورد توجه قرار گرفتند.
این مطالعه که با عنوان «عددگرایی انگیزشی و خودحکومتی روشنگرانه» انجام شد، از نمونهای تصادفی از افراد با باورهای سیاسی متنوع استفاده کرد. به این افراد یا جدولی شامل اطلاعات دربارهی کرمهای پوستی که باعث کاهش جوشهای پوستی میشدند، یا جدولی با همان دادهها اما در زمینهی قانونی که حمل اسلحه مخفی توسط شهروندان را ممنوع میکرد، داده شد.
با وجود اینکه دادههای هر دو جدول کاملاً یکسان بود، این مطالعه نشان داد که تمایلات سیاسی فرد (لیبرال یا محافظهکار) توانایی او را در حل دقیق مسائل ریاضی در یک زمینهی سیاسی کاهش میدهد.
حتی افرادی با سطح بالای عددگرایی نیز تحت تأثیر همین مسئله قرار گرفتند — یعنی افرادی که مهارت بالایی در ریاضیات دارند ممکن است در حل مسئلهای که باورهای سیاسیشان را به چالش میکشد، شکست بخورند.
«تمایلات فرهنگی و سیاسی تفاوت ایجاد میکند.» این را الن پیترز، استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی اوهایو و یکی از نویسندگان این مطالعه، بیان کرد. او افزود، اگرچه عددگرایی به محققان کمک میکند تا دادههای مقابل خود را درک کنند، همهی عوامل با هم ترکیب میشوند تا افراد آنچه را که میخواهند ببینند.
به گفتهی کریس مونی، نویسندهی علمی، «علم تأیید میکند: سیاست توانایی انجام ریاضیات را خراب میکند.»
نتایج این تحقیق برخلاف فرضیهی اصلی کان به نام «پایاننامهی درک علمی» بود که بیان میکرد افراد با عددگرایی بالا تحت تأثیر چنین قطبیشدگی قرار نمیگیرند.
کان و همکارانش امیدوار بودند با این مطالعه به این پرسش پاسخ دهند که چرا درگیری عمومی بر سر ریسکهای اجتماعی، علیرغم وجود شواهد علمی قانعکننده و در دسترس، ادامه دارد. یافتههای این تحقیق به تعصبات ناخودآگاه مبتنی بر باورهای سیاسی اشاره میکند.
به گفته پیترز «باید دادهها را به شکلی متفاوت ارائه کنیم.» او افزود، باید راهی وجود داشته باشد که افراد بتوانند دادهها را بهطور عینی مشاهده کنند.
#سایسنه_کوپاکا
تمایلات سیاسی ممکن است به طور جداییناپذیری با توانایی افراد در مشاهدهی بیطرفانهی شواهد علمی مرتبط باشند.
در مطالعهای که در ۳ سپتامبر در شبکهی تحقیقات علوم اجتماعی منتشر شد، دن کان، استاد حقوق دانشگاه ییل، به همراه همکارانش آزمایشهایی را برای بررسی تأثیر گرایشهای سیاسی بر توانایی افراد در مشاهدهی دادهها و واقعیتها بهطور عینی انجام دادند. محققان همچنین یک مسئلهی تحلیلی ارائه دادند که توانایی افراد در نتیجهگیری از دادههای تجربی را ارزیابی میکرد. کسانی که امتیاز بالایی در این مسئله کسب کردند، به عنوان افرادی با "عددگرایی بالا" (تمایل بیشتر به تحلیل اطلاعات کمی) شناخته شدند و به عنوان گروه متمرکز این مطالعه مورد توجه قرار گرفتند.
این مطالعه که با عنوان «عددگرایی انگیزشی و خودحکومتی روشنگرانه» انجام شد، از نمونهای تصادفی از افراد با باورهای سیاسی متنوع استفاده کرد. به این افراد یا جدولی شامل اطلاعات دربارهی کرمهای پوستی که باعث کاهش جوشهای پوستی میشدند، یا جدولی با همان دادهها اما در زمینهی قانونی که حمل اسلحه مخفی توسط شهروندان را ممنوع میکرد، داده شد.
با وجود اینکه دادههای هر دو جدول کاملاً یکسان بود، این مطالعه نشان داد که تمایلات سیاسی فرد (لیبرال یا محافظهکار) توانایی او را در حل دقیق مسائل ریاضی در یک زمینهی سیاسی کاهش میدهد.
حتی افرادی با سطح بالای عددگرایی نیز تحت تأثیر همین مسئله قرار گرفتند — یعنی افرادی که مهارت بالایی در ریاضیات دارند ممکن است در حل مسئلهای که باورهای سیاسیشان را به چالش میکشد، شکست بخورند.
«تمایلات فرهنگی و سیاسی تفاوت ایجاد میکند.» این را الن پیترز، استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی اوهایو و یکی از نویسندگان این مطالعه، بیان کرد. او افزود، اگرچه عددگرایی به محققان کمک میکند تا دادههای مقابل خود را درک کنند، همهی عوامل با هم ترکیب میشوند تا افراد آنچه را که میخواهند ببینند.
به گفتهی کریس مونی، نویسندهی علمی، «علم تأیید میکند: سیاست توانایی انجام ریاضیات را خراب میکند.»
نتایج این تحقیق برخلاف فرضیهی اصلی کان به نام «پایاننامهی درک علمی» بود که بیان میکرد افراد با عددگرایی بالا تحت تأثیر چنین قطبیشدگی قرار نمیگیرند.
کان و همکارانش امیدوار بودند با این مطالعه به این پرسش پاسخ دهند که چرا درگیری عمومی بر سر ریسکهای اجتماعی، علیرغم وجود شواهد علمی قانعکننده و در دسترس، ادامه دارد. یافتههای این تحقیق به تعصبات ناخودآگاه مبتنی بر باورهای سیاسی اشاره میکند.
به گفته پیترز «باید دادهها را به شکلی متفاوت ارائه کنیم.» او افزود، باید راهی وجود داشته باشد که افراد بتوانند دادهها را بهطور عینی مشاهده کنند.
#سایسنه_کوپاکا


19.01.202518:33


06.02.202518:34
سه دشمن بزرگ ما
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کاریکاتور روزنامه آمریکایی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کاریکاتور روزنامه آمریکایی
شیکاگواگزمینر
که نماد نوشیدنی های الکلی را با نماد قدرت های مرکزی در جنگ جهانی اول( امپراتوری اتریش و آلمان)در یک ردیف مقایسه می کند. مارس، سال ۱۹۱۸04.02.202514:31
در دهه ۱۹۵۰، چین در تلاش بود تا از یک جامعه کشاورزی به یک جامعه صنعتی کمونیستی تبدیل شود. رهبر آنها، مائو زدونگ، قصد داشت جامعه را کاملاً تغییر دهد، و این تلاشها فقط به انسانها محدود نمیشد. یکی از عجیبترین اصلاحات این دوره، دستور نابودی گنجشکها و سایر آفات بود.
در سال ۱۹۵۸، مائو جنگی را علیه گنجشکها، پشهها، مگسها و موشها اعلام کرد. گنجشکها بهطور ویژه هدف قرار گرفتند، زیرا از محصولات کشاورزی روستاییان در سراسر کشور تغذیه میکردند. بر اساس نظر برخی دانشمندان، هر گنجشک سالانه ۴.۵ کیلوگرم غذا مصرف میکرد، یعنی ۴.۵ کیلوگرم غذای کمتر برای مردم. آنها محاسبه کردند که با کشتن هر یک میلیون گنجشک، غذای کافی برای ۶۰,۰۰۰ روستایی فراهم میشود. در حالی که گنجشکها در تاریخ چین همواره در نقاشیها و اشعار مورد تحسین قرار میگرفتند، مائو آنها را به عنوان آفات گرسنه و دزدانی میدید که باید ریشهکن شوند. او گفت:
«موجود لعنتی. جنایتکار هزاران ساله. امروز روز حساب است.»
مائو کل کشور را در جنگ علیه گنجشکها بسیج کرد. مردم از شانگهای تا کونمینگ تمام روز روی قابلمهها، تابهها و طبلها میکوبیدند تا گنجشکها را از درختان بترسانند. برخی دیگر با تفنگ و تیرکمان به شکار آنها میپرداختند. در نهایت، پرندگان از خستگی از آسمان سقوط میکردند.
تخمین زده میشود که میلیونها پرنده در این دوره کشته شدند، اما این پیروزی کوتاهمدت بود. اگرچه گنجشکها محصولات کشاورزان را میخوردند، اما تعداد زیادی از حشرات، از جمله ملخها را نیز میخوردند. بدون حضور گنجشکها برای کنترل این حشرات، ملخهای گرسنه به مزارع حمله کردند و محصولات بیشتری از بین رفت. مائو سرانجام متوجه اشتباه خود شد و گنجشکها را از فهرست مرگ خارج کرد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. دولت چین تلاش کرد گنجشکهایی از روسیه وارد کند، اما خسارت جبرانناپذیر بود. و درنهایت یکی از دلایل قحطی بزرگ و مرگ میلیون ها چینی شد.
#مائو
در سال ۱۹۵۸، مائو جنگی را علیه گنجشکها، پشهها، مگسها و موشها اعلام کرد. گنجشکها بهطور ویژه هدف قرار گرفتند، زیرا از محصولات کشاورزی روستاییان در سراسر کشور تغذیه میکردند. بر اساس نظر برخی دانشمندان، هر گنجشک سالانه ۴.۵ کیلوگرم غذا مصرف میکرد، یعنی ۴.۵ کیلوگرم غذای کمتر برای مردم. آنها محاسبه کردند که با کشتن هر یک میلیون گنجشک، غذای کافی برای ۶۰,۰۰۰ روستایی فراهم میشود. در حالی که گنجشکها در تاریخ چین همواره در نقاشیها و اشعار مورد تحسین قرار میگرفتند، مائو آنها را به عنوان آفات گرسنه و دزدانی میدید که باید ریشهکن شوند. او گفت:
«موجود لعنتی. جنایتکار هزاران ساله. امروز روز حساب است.»
مائو کل کشور را در جنگ علیه گنجشکها بسیج کرد. مردم از شانگهای تا کونمینگ تمام روز روی قابلمهها، تابهها و طبلها میکوبیدند تا گنجشکها را از درختان بترسانند. برخی دیگر با تفنگ و تیرکمان به شکار آنها میپرداختند. در نهایت، پرندگان از خستگی از آسمان سقوط میکردند.
تخمین زده میشود که میلیونها پرنده در این دوره کشته شدند، اما این پیروزی کوتاهمدت بود. اگرچه گنجشکها محصولات کشاورزان را میخوردند، اما تعداد زیادی از حشرات، از جمله ملخها را نیز میخوردند. بدون حضور گنجشکها برای کنترل این حشرات، ملخهای گرسنه به مزارع حمله کردند و محصولات بیشتری از بین رفت. مائو سرانجام متوجه اشتباه خود شد و گنجشکها را از فهرست مرگ خارج کرد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. دولت چین تلاش کرد گنجشکهایی از روسیه وارد کند، اما خسارت جبرانناپذیر بود. و درنهایت یکی از دلایل قحطی بزرگ و مرگ میلیون ها چینی شد.
#مائو


01.02.202516:29
اگر انسانی چیزی را نیافته باشد که ارزش جان دادن داشته باشد، شایسته زندگی نیست.
#مارتین_لوترکینگ
#مارتین_لوترکینگ
25.01.202517:34
سیاست بینالملل، مانند تمام سیاستها، مبارزهای برای قدرت است. هرچند اهداف نهایی سیاست بینالملل ممکن است متفاوت باشد، اما قدرت همیشه هدف عاجل است. دولتمردان و ملتها ممکن است در نهایت به دنبال آزادی، امنیت، رفاه یا خود قدرت باشند. آنها ممکن است اهداف خود را در قالب یک ایده دینی، فلسفی، اقتصادی یا اجتماعی تعریف کنند. ممکن است امیدوار باشند که این ایده از طریق نیروی درونی خود، از طریق مداخله الهی یا از طریق توسعه طبیعی امور بشری تحقق یابد. همچنین ممکن است تلاش کنند تا از طریق روشهای غیرسیاسی، مانند همکاریهای فنی با کشورهای دیگر یا سازمانهای بینالمللی، به تحقق آن کمک کنند. اما هرگاه بخواهند هدف خود را از طریق سیاست بینالملل محقق کنند، این کار را با تلاش برای قدرت انجام میدهند. ...وودرو ویلسون میخواست جهان را برای دموکراسی امن کند؛ نازیها میخواستند اروپای شرقی را برای استعمار آلمان باز کنند، اروپا را تسلط یابند و جهان را فتح کنند. از آنجا که همه آنها قدرت را برای دستیابی به این اهداف انتخاب کردند، آنها بازیگران صحنه سیاست بینالملل بودند.
دو نتیجه از این مفهوم سیاست بینالملل به دست میآید. اولاً، هر اقدام کشوری که در رابطه با کشور دیگری انجام میدهد، ماهیت سیاسی ندارد. بسیاری از این فعالیتها معمولاً بدون هیچ توجهی به قدرت انجام میشوند و معمولاً بر قدرت کشوری که آنها را انجام میدهد تأثیر نمیگذارند. بسیاری از فعالیتهای حقوقی، اقتصادی، انساندوستانه و فرهنگی از این نوع هستند. بنابراین، یک کشور معمولاً در سیاست بینالملل درگیر نیست وقتی که یک معاهده استرداد مجرمین با کشوری دیگر امضا میکند، وقتی که کالاها و خدمات را با کشورهای دیگر مبادله میکند، وقتی که با کشورهای دیگر در تأمین کمکهای بشر دوستانه به کشورهایی که دچار بلایای طبیعی شدهاند همکاری میکند، و وقتی که توزیع دستاوردهای فرهنگی را در سطح جهان ترویج میدهد. به عبارت دیگر، درگیری یک کشور در سیاست بینالملل تنها یکی از انواع فعالیتهایی است که یک کشور میتواند در صحنه بینالمللی در آن شرکت کند.
دوم، همه کشورهای جهان در همه زمانها به یک اندازه در سیاست بینالملل درگیر نیستند. درجه درگیری آنها ممکن است از بیشترین درگیری که در حال حاضر توسط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به دست آمده است، تا کمترین درگیری کشورهایی مانند سوئیس، لوکزامبورگ یا ونزوئلا، و تا عدم درگیری کامل کشورهای لیختناشتاین و موناکو متفاوت باشد.
سیاست بین ملتها
فصل سوم
#هانس_مورگنتا
دو نتیجه از این مفهوم سیاست بینالملل به دست میآید. اولاً، هر اقدام کشوری که در رابطه با کشور دیگری انجام میدهد، ماهیت سیاسی ندارد. بسیاری از این فعالیتها معمولاً بدون هیچ توجهی به قدرت انجام میشوند و معمولاً بر قدرت کشوری که آنها را انجام میدهد تأثیر نمیگذارند. بسیاری از فعالیتهای حقوقی، اقتصادی، انساندوستانه و فرهنگی از این نوع هستند. بنابراین، یک کشور معمولاً در سیاست بینالملل درگیر نیست وقتی که یک معاهده استرداد مجرمین با کشوری دیگر امضا میکند، وقتی که کالاها و خدمات را با کشورهای دیگر مبادله میکند، وقتی که با کشورهای دیگر در تأمین کمکهای بشر دوستانه به کشورهایی که دچار بلایای طبیعی شدهاند همکاری میکند، و وقتی که توزیع دستاوردهای فرهنگی را در سطح جهان ترویج میدهد. به عبارت دیگر، درگیری یک کشور در سیاست بینالملل تنها یکی از انواع فعالیتهایی است که یک کشور میتواند در صحنه بینالمللی در آن شرکت کند.
دوم، همه کشورهای جهان در همه زمانها به یک اندازه در سیاست بینالملل درگیر نیستند. درجه درگیری آنها ممکن است از بیشترین درگیری که در حال حاضر توسط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به دست آمده است، تا کمترین درگیری کشورهایی مانند سوئیس، لوکزامبورگ یا ونزوئلا، و تا عدم درگیری کامل کشورهای لیختناشتاین و موناکو متفاوت باشد.
سیاست بین ملتها
فصل سوم
#هانس_مورگنتا
21.01.202518:32
19.01.202517:31
تلاش امیدبخش برای یافتن راههای خروج
قدرت خلاق آرمانهای ما تضعیف شده است. چرا که جوامع ما در حال گذار از یک دوره تزلزل عمیق هستند. به یک معنا جوامع ما می توانند به این تزلزلی که متحملش می شوند مفتخر باشند چرا که این تزلزل از این ناشی می شود که آنها با گذشتن از یک دورهٔ تعادل که در آن می توانستند به یمن گذشته خود زندگی راحتی داشته باشند، ناگزیر از تجدید خود هستند و خویشتن را به سختی و با درد جست و جو می کنند.
آرمانها و الهه هایی که تجسم این آرمانها بودند امروزه در حال مرگند .چرا که دیگر به قدر کافی پاسخگوی نیازهای جدیدی که در حال شکل گیری اند نیستند و آرمانهای جدیدی که برای ما و جهت دادن به زندگی ما لازمند، هنوز به دنیا نیامده اند . بدین ترتیب ما در دوره ای واسط زندگی می کنیم، دورۀ سردی اخلاقی که مبین جلوه های متنوعی هستند که ما هر لحظه شاهدان مضطرب یا مغموم آنهاییم. اما کیست که احساس نکند در اعماق جوامع، حیات متراکمی در حال تکوین است، حیاتی که در صدد جست و جوی راههای خروج خود است و بالاخره هم این راه ها را خواهد یافت و این همان چیزی است که به ما دلگرمی می دهد .
ما در پی عدالت برتری هستیم که هیچ کدام از احکام موجود به نحو رضایت بخشی بیانگر آن نیستند اما این امیال تاریکی که در درون ما جریان دارند سرانجام روزی به خود آگاه تر خواهند شد در صورت های معینی خود را تعریف خواهند کرد، انسانها حول این دستورالعمل گرد خواهند آمد و مرکز تبلور اعتقادات جدیدی می شوند.
و اما در مورد آنچه به وجه صوری این عقاید مربوط می شود باید گفت که این چیزی است که جست و جوی فهم و دریافتش بی فایده خواهد بود. آیا آنها، عام مجرد و انتزاعی خواهند ماند؟ آیا در چهره انسانهایی که تجسم و نماینده این اعتقادات خواهند بود نمود خواهند یافت؟ اینها حوادث غیر قابل پیش بینی تاریخی هستند.
تنها چیزی که اهمیت دارد این است که فراسوی سرمای اخلاقی که بر سطح زندگی اجتماعی ما حکمفرماست منابع سوختی را که جوامع ما حامل آن اند احساس کنیم. حتی می توان از این پیشتر رفت و با کمی دقت گفت که در چه منطقه ای از جامعه این نیروهای جدید مشخصاً در حال شکل گیری هستند؛در طبقات مردمی.
#امیل_دورکیم ،احساس مذهبی در عصر حاضر ، سخنرانی ترجمهی سارا شریعتی، مجله جامعه شناسی ایران، دوره پنجم ، شماره ۲
قدرت خلاق آرمانهای ما تضعیف شده است. چرا که جوامع ما در حال گذار از یک دوره تزلزل عمیق هستند. به یک معنا جوامع ما می توانند به این تزلزلی که متحملش می شوند مفتخر باشند چرا که این تزلزل از این ناشی می شود که آنها با گذشتن از یک دورهٔ تعادل که در آن می توانستند به یمن گذشته خود زندگی راحتی داشته باشند، ناگزیر از تجدید خود هستند و خویشتن را به سختی و با درد جست و جو می کنند.
آرمانها و الهه هایی که تجسم این آرمانها بودند امروزه در حال مرگند .چرا که دیگر به قدر کافی پاسخگوی نیازهای جدیدی که در حال شکل گیری اند نیستند و آرمانهای جدیدی که برای ما و جهت دادن به زندگی ما لازمند، هنوز به دنیا نیامده اند . بدین ترتیب ما در دوره ای واسط زندگی می کنیم، دورۀ سردی اخلاقی که مبین جلوه های متنوعی هستند که ما هر لحظه شاهدان مضطرب یا مغموم آنهاییم. اما کیست که احساس نکند در اعماق جوامع، حیات متراکمی در حال تکوین است، حیاتی که در صدد جست و جوی راههای خروج خود است و بالاخره هم این راه ها را خواهد یافت و این همان چیزی است که به ما دلگرمی می دهد .
ما در پی عدالت برتری هستیم که هیچ کدام از احکام موجود به نحو رضایت بخشی بیانگر آن نیستند اما این امیال تاریکی که در درون ما جریان دارند سرانجام روزی به خود آگاه تر خواهند شد در صورت های معینی خود را تعریف خواهند کرد، انسانها حول این دستورالعمل گرد خواهند آمد و مرکز تبلور اعتقادات جدیدی می شوند.
و اما در مورد آنچه به وجه صوری این عقاید مربوط می شود باید گفت که این چیزی است که جست و جوی فهم و دریافتش بی فایده خواهد بود. آیا آنها، عام مجرد و انتزاعی خواهند ماند؟ آیا در چهره انسانهایی که تجسم و نماینده این اعتقادات خواهند بود نمود خواهند یافت؟ اینها حوادث غیر قابل پیش بینی تاریخی هستند.
تنها چیزی که اهمیت دارد این است که فراسوی سرمای اخلاقی که بر سطح زندگی اجتماعی ما حکمفرماست منابع سوختی را که جوامع ما حامل آن اند احساس کنیم. حتی می توان از این پیشتر رفت و با کمی دقت گفت که در چه منطقه ای از جامعه این نیروهای جدید مشخصاً در حال شکل گیری هستند؛در طبقات مردمی.
#امیل_دورکیم ،احساس مذهبی در عصر حاضر ، سخنرانی ترجمهی سارا شریعتی، مجله جامعه شناسی ایران، دوره پنجم ، شماره ۲


06.02.202514:32
شاهنشاهی ساسانی دارای شهرهای بزرگ، چندفرهنگی و معمولاً بهشدت مستحکم بود. منابع ادبی پر از اشارههای مستقیم یا غیرمستقیم به تبعید یا جابجایی داخلی جمعیتها از یک منطقه به منطقهای دیگر هستند. افزایش جمعیت شهری بهوضوح بخش مهمی از برنامهریزی اقتصادی امپراتوری بود، اما مطالعات نسبتاً کمی درباره شهرسازی ساسانی انجام شده است.
پسوند گرد در پایان اسم بسیاری از شهرها هنوز هم مشاهده میشود: مانند دشت گرد، سوسن گرد، لاسگرد، بَروگرد(بروجرد)، دارابگرد، فیروزگرد، شاپورگرد و کوهگرد. دارابگرد نخستین پایتخت ساسانیان بوده است که به آن دارابگِرد یا دارابجرد گفته میشد. گفته میشود که قدمت این شهر به عصر هخامنشیان میرسد.
مطابق روایات اسطوره ای آنچنان که در منابع متعدد از شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری آمده بنای شهر، توسط داراب از که نوادگان اسفندیار پهلوان نامدار بوده انجام شده است.
#ساسانیان
پسوند گرد در پایان اسم بسیاری از شهرها هنوز هم مشاهده میشود: مانند دشت گرد، سوسن گرد، لاسگرد، بَروگرد(بروجرد)، دارابگرد، فیروزگرد، شاپورگرد و کوهگرد. دارابگرد نخستین پایتخت ساسانیان بوده است که به آن دارابگِرد یا دارابجرد گفته میشد. گفته میشود که قدمت این شهر به عصر هخامنشیان میرسد.
مطابق روایات اسطوره ای آنچنان که در منابع متعدد از شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری آمده بنای شهر، توسط داراب از که نوادگان اسفندیار پهلوان نامدار بوده انجام شده است.
#ساسانیان


03.02.202518:29
تاریخ تکرار میشود.
1914. من صلح میخواهم (ویلهلم دوم)
1936. من صلح میخواهم (هیتلر)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پوستری از آندره گالان برای مرکز تبلیغات ملی جمهوریخواه (1936) فرانسه
1914. من صلح میخواهم (ویلهلم دوم)
1936. من صلح میخواهم (هیتلر)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پوستری از آندره گالان برای مرکز تبلیغات ملی جمهوریخواه (1936) فرانسه


01.02.202514:35
پیش مرگ ها: زنانی که غذای هیتلر را میچشیدند
تا سال ۲۰۱۳، کسی نمیدانست که حدود پانزده زن جوان وظیفه داشتند غذای پیشوای آلمان را بچشند تا مطمئن شوند مسموم نیست. تصور کنید هر وعدهای که میخورید میتواند آخرین وعدهی شما باشد. هر صبحانه، ناهار و شامی ممکن است مرگبار باشد، اما این زنان هیچ چارهای جز خوردن نداشتند.
هیتلر گیاهخوار بود، بنابراین زنانی که غذای او را میچشیدند ترکیبی از سبزیجات، برنج، پاستا و میوه میخوردند.
تنها بازماندهی این گروه از دختران چنین روایت کرده است:
«برخی از دختران در ابتدا از ترس گریه میکردند. ما مجبور بودیم همهی غذا را بخوریم و سپس یک ساعت صبر کنیم. هر بار وحشت داشتیم که اینبار پایان زندگیمان باشد. بعد از هر بار که زنده میماندیم، از شدت خوشحالی برای نجاتیافتن، مثل سگ زوزه میکشیدیم و گریه میکردیم.»
نیروهای اساس غذا را سرو میکردند و یک ساعت منتظر میماندند تا ببینند آیا دختران میمیرند یا نه. اگر زنده میماندند، غذا را برای هیتلر میبردند. اما بین وعدههای غذایی، این زنان جوان هیچ کاری جز نشستن و انتظار برای مشخص شدن سرنوشتشان نداشتند.
#هیتلر
تا سال ۲۰۱۳، کسی نمیدانست که حدود پانزده زن جوان وظیفه داشتند غذای پیشوای آلمان را بچشند تا مطمئن شوند مسموم نیست. تصور کنید هر وعدهای که میخورید میتواند آخرین وعدهی شما باشد. هر صبحانه، ناهار و شامی ممکن است مرگبار باشد، اما این زنان هیچ چارهای جز خوردن نداشتند.
هیتلر گیاهخوار بود، بنابراین زنانی که غذای او را میچشیدند ترکیبی از سبزیجات، برنج، پاستا و میوه میخوردند.
تنها بازماندهی این گروه از دختران چنین روایت کرده است:
«برخی از دختران در ابتدا از ترس گریه میکردند. ما مجبور بودیم همهی غذا را بخوریم و سپس یک ساعت صبر کنیم. هر بار وحشت داشتیم که اینبار پایان زندگیمان باشد. بعد از هر بار که زنده میماندیم، از شدت خوشحالی برای نجاتیافتن، مثل سگ زوزه میکشیدیم و گریه میکردیم.»
نیروهای اساس غذا را سرو میکردند و یک ساعت منتظر میماندند تا ببینند آیا دختران میمیرند یا نه. اگر زنده میماندند، غذا را برای هیتلر میبردند. اما بین وعدههای غذایی، این زنان جوان هیچ کاری جز نشستن و انتظار برای مشخص شدن سرنوشتشان نداشتند.
#هیتلر


23.01.202518:34


20.01.202518:35
14.01.202517:32
نگاهی به تاریخ فمنیسم
فمینیسم، از ریشۀFeminine که معادل Feminin درفرانسوی و آلمانی می باشد اخذ شده است. کلمۀFeminin به معنای زن یا جنس مؤنث است که خود از ریشۀلاتینی Femina گرفته شده است. واژه «فمینیسم» برای اولین بار در فرانسه در سال ۱۸۷۱ در پایاننامهای پزشکی درباره مردانی که از بیماری سل رنج میبردند و طبق نظر نویسنده فردیناند-والر فانو دو لا کور، ویژگیهای زنانهای پیدا کرده بودند، ظاهر شد. واژه فمینیست، که از کاربرد پزشکی آن الهام گرفته شده بود، توسط الکساندر دوما (پسر نویسنده مشهور) در مقالهای در سال ۱۸۷۲ ابداع شد و به مردانی اشاره داشت که از حقوق زنان حمایت میکردند. در هر دو مورد، استفاده از این واژه بسیار منفی بود و منعکسکننده انتقادی نسبت به «اختلاط جنسیتی» توسط زنانی یا مردانی بود که از پیروی از طبیعت سر باز میزدند.
این واژه در سال ۱۸۷۲ در هلند، در دهه ۱۸۹۰ در بریتانیا و در سال ۱۹۱۰ در ایالات متحده ظاهر شدند. فرهنگ لغت آکسفورد اولین استفاده از این واژه در زبان انگلیسی با این معنا را به سال ۱۸۹۵ نسبت میدهد. استفاده از این واژه تا دهۀ۶۰-۷۰ میلادی برای اشاره به تشکل های زنان مرسوم نبود و کاربردی محدود در ارتباط با مسائل خاص و گروه هایی خاص داشت. صرفا در همین اواخر است که استفاده از این واژه برای تمامی گروه های مرتبط با مسئلۀحقوق زنان متداول و فراگیر شده است. فمینیسم مبتنی بر تعریف جامعه شناسی خود به معنای جنبش اجتماعی دفاع از حقوق زنان است که با تغییر شرایط زمان رویکرد و خط مشی متفاوتی را در جهت رسیدن به هدف خود انتخاب کرد و در هر زمان به لباس یک نحله از تفکرات رایج فلسفی زمان خود برآمد.
#فمنیسم
فمینیسم، از ریشۀFeminine که معادل Feminin درفرانسوی و آلمانی می باشد اخذ شده است. کلمۀFeminin به معنای زن یا جنس مؤنث است که خود از ریشۀلاتینی Femina گرفته شده است. واژه «فمینیسم» برای اولین بار در فرانسه در سال ۱۸۷۱ در پایاننامهای پزشکی درباره مردانی که از بیماری سل رنج میبردند و طبق نظر نویسنده فردیناند-والر فانو دو لا کور، ویژگیهای زنانهای پیدا کرده بودند، ظاهر شد. واژه فمینیست، که از کاربرد پزشکی آن الهام گرفته شده بود، توسط الکساندر دوما (پسر نویسنده مشهور) در مقالهای در سال ۱۸۷۲ ابداع شد و به مردانی اشاره داشت که از حقوق زنان حمایت میکردند. در هر دو مورد، استفاده از این واژه بسیار منفی بود و منعکسکننده انتقادی نسبت به «اختلاط جنسیتی» توسط زنانی یا مردانی بود که از پیروی از طبیعت سر باز میزدند.
این واژه در سال ۱۸۷۲ در هلند، در دهه ۱۸۹۰ در بریتانیا و در سال ۱۹۱۰ در ایالات متحده ظاهر شدند. فرهنگ لغت آکسفورد اولین استفاده از این واژه در زبان انگلیسی با این معنا را به سال ۱۸۹۵ نسبت میدهد. استفاده از این واژه تا دهۀ۶۰-۷۰ میلادی برای اشاره به تشکل های زنان مرسوم نبود و کاربردی محدود در ارتباط با مسائل خاص و گروه هایی خاص داشت. صرفا در همین اواخر است که استفاده از این واژه برای تمامی گروه های مرتبط با مسئلۀحقوق زنان متداول و فراگیر شده است. فمینیسم مبتنی بر تعریف جامعه شناسی خود به معنای جنبش اجتماعی دفاع از حقوق زنان است که با تغییر شرایط زمان رویکرد و خط مشی متفاوتی را در جهت رسیدن به هدف خود انتخاب کرد و در هر زمان به لباس یک نحله از تفکرات رایج فلسفی زمان خود برآمد.
#فمنیسم
Показано 1 - 24 із 138
Увійдіть, щоб розблокувати більше функціональності.