[ادامهٔ یادداشت پیشین]
... دکتر امیرحسن یزدگردی، دکتر محمدامین ریاحی، دکتر عباس زریابِ خویی، دکتر مهدی حمیدی، دکتر موسوی بهبهانی، دکتر نورالله کسایی و دکتر احمد طاهریِ عراقی و کسان دیگری که داغشان بر دلم مانده است.
استاد سجادی را تا زمانی که در یوسفآباد اقامت داشتند، چندبار تنها یا با یکی دو تن از دوستان زیارت کردم و پس از آنکه به اطراف کرج رفتتند، گاهی با تلفن احوالشان را میپرسیدم و غالباً نیز از فرزند برومند و دانشمندشان، جناب دکتر سید صادق سجادی، جویای احوالشان بودم. آخرینبار که موفق شدم چند کلمه از تلفن صدای استاد را بشنوم، نوروز گذشته بود [سال ۱۳۹۱]. وقتی نام بنده را به ایشان گفتند و گوشی تلفن را به ایشان دادند، در اثر آلزایمر شدید مرا نشناختند. سلام کردم و عرض کردم: «استاد حالتان چطور است؟» پاسخشان این بود که «حال خودِ شما چطور است؟» عرض کردم: «به لطف حضرتعالی خوبم.» فرمودند: «پس حالا که شما خوبید، من هم خوبم». همین و بس!
ــــــــــــــــــــــــــــ
▨ دوستان عزیز!
سراسر امشبِ خود را عزادار واقعی حس کردم. با دیدن خبر [ ــِ درگذشت دکتر سجادی]، پردهای از اشک چشمانم را تیره کرد و پس از آن، در خلوت تنهایی، هایهای گریستم؛ در عزای فضل و دانش، مهربانی و خُلقِ خوش، صفا و سادگی و کرم و انسانیت.
دکتر سید جعفر سجادی افتخار دانشگاه بود. قدرش را ندانستند و زمانی به او و دیگرانی چون او، بیمهری کردند که حقشان نبود.
جواب خدا را چه خواهند داد؟!
افتخار اصفهان بود. چند بار تذکر دادم که دانشگاه اصفهان وظیفه دارد از ایشان بزرگداشت کند. اهمال کردند تا وقتش گذشت؛ اما در حقیقت او نیازی هم به این کارها نداشت! نام او بر جلد کتابهایش و در دل شاگردانی که پرورد، ماندگارخواهد بود. مرغ روح بلندآشیانِ استاد بزرگ، دکتر سید جعفر سجادی قفس تن را شکست و در اعلیعلیین بر شاخ درخت طوبی آشیان گرفت؛ در کنار شیخ شهابالدین سهروردی که حکمتالاشراقش را با استادی تمام، به زبان پارسی برگردانده بود. همهٔ عرفایی که فرهنگ مصطلحاتشان را تألیف کرد و همهٔ حکمایی که فرهنگ علوم عقلی را برای درک بهتر آثارشان فراهم آورد، به استقبالش شتافتند، اما داغش بر دل ماند. رحمة الله علیه رحمةً واسعه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▨ یادآوری فیسبوک در سالروز درگذشت
دکتر سید جعفر سجادی (۲۵ دیماه ۱۳۹۲)
@dr_mehdi_nourian