Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Мир сегодня с "Юрий Подоляка"
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Труха⚡️Україна
Труха⚡️Україна
Николаевский Ванёк
Николаевский Ванёк
Лёха в Short’ах Long’ует
Лёха в Short’ах Long’ует
دکتر سرگلزایی drsargolzaei avatar
دکتر سرگلزایی drsargolzaei
دکتر سرگلزایی drsargolzaei avatar
دکتر سرگلزایی drsargolzaei
Период
Қаралым саны

Цитаталар

Хабарламалар
Репосттарды жасыру
🔴 همراهان عزیز
دومین دور هم‌خوانی کتاب ذهن و بازار جری مولر هم به پایان رسید.

🔴 در این سلسله مطالب،  به موازات دومین دور هم‌خوانی و گفتگو دربارهٔ کتاب ذهن و بازار (که از نظر من کتاب ارزشمندی در معرفی نظریه‌پردازان اقتصاد سیاسی است) فصل‌به‌فصل کتاب برای شماخلاصه شد.

🔴 نه جری مولر (نویسندهٔ کتاب) از نظریه‌پرداز خاصی طرفداری کرده است و نه من؛ بنابراین لطفا انتشار این پست‌ها را به حساب هگلی بودن، مارکسیست بودن، چپ بودن یا راست بودن نویسندهٔ کتاب، مترجم کتاب، خلاصه‌کننده‌ی کتاب یا من (محمدرضا سرگلزایی) نگذارید.

🔴 لطفا بخش‌های قبلی این پرونده را نیز مطالعه فرمایید. اولین پست؛ درباره‌ی ولتر:

https://t.me/drsargolzaei/7877

🔴 فایل صوتی معرفی کتاب ذهن و بازار در نشست افتتاحیه‌ی همخوانی این کتاب در ششم بهمن ۱۴۰۲:
https://t.me/drsargolzaeipodcast/1155

🔴 فایل صوتی راجع به مارکسیسم و سرمایه‌داری در نشست اختتاميه‌ی همخوانی کتاب ذهن و بازار در ۲۶ بهمن ۱۴۰۳:
https://t.me/drsargolzaeipodcast/1411

@drsargolzaei
@drsargolzaeipodcast
26.02.202514:44
🔴 به تابلویی که به سردر‌ِ ورودی زندگی‌ام زده‌ام نگاه می‌کنم، به آنچه در انبار برای فروش دارم فکر می‌کنم و اگر نیاز دارم مشتری تاز‌ه‌ای پا به مغازه‌ام بگذارد اصلاحاتی در تابلوی بیرونی‌ام اعمال می‌کنم!
آدم‌ها ناچارند از قضاوت ویترین‌ها؛ تا بتوانند برای خرید کالای مورد نظرشان پا به مغازه‌ی درستش بگذارند! حتی اگر فروشنده خیال کند چیز‌های بیشتری برای عرضه کردن در انباری‌اش دارد!

متن و عکس‌ها از سهیل سرگلزایی


@szcafe
23.02.202515:39
📽️ دقیقه‌ای از کارگاه آنلاین مدیریت استرس از دوره‌ی مهارت‌های زندگی +me

🤝باشگاه پریفرونتال و مرکز مشاوره روان‌پویا برگزار می‌کنند:

🔴 کارگاه
حضوری مدیریت استرس
از دوره جامع مهارت‌های زندگی +ME

مدرس: دکتر محمدرضا سرگلزایی، روانپزشک

🔹 در جهانی زندگی می‌کنیم که انباشته از اخبار نگران‌کننده، روابط پیچیده، تغییرات سریع و تکالیف متناقض است. میراث ژنتیک انسان و آموزه‌های نظام آموزشی، ما را برای مدیریت این مقدار فشار، مجهز نکرده است بنابراین نتیجه‌ی این اضافه‌بار، اضطراب، تحلیل‌رفتگی، خشم و بیماری‌های روان‌تنی است.

🔹 در نشست دو روزه‌ی مدیریت استرس هم به مباحث پایه خواهیم پرداخت و هم به راهکارهای کاربردی

🔹 سرفصل‌ها:
۱- فیزیولوژی استرس
۲- عواقب و عوارض استرس
۳- منابع درونی و بیرونی استرس
۴- مهارت‌های مدیریت استرس

🔴زمان:
جلسه اول: شنبه ۱ مارچ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲ تا ۱۴:۳۰
جلسه دوم: شنبه ۸ مارچ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲ تا ۱۴:۳۰

🔹 محل برگزاری:
مرکز مشاوره‌ روان‌پویا
🔹 آدرس:
1680 Lloyd Ave, North Vancouver

🔴برای ثبت‌نام از طریق شماره زیر در واتساپ پیام متنی ارسال بفرمایید:

+17788585719
https://wa.me/17788585719

🔹 در صورت داشتن بیمه‌ی تکمیلی، رسید مرکز مشاوره برای دریافت هزینه ارائه می‌شود.

#مدیریت_استرس
#مهارتهای_زندگی
#meplus
#stress_management
@drsargolzaei
@prefrontalclub
@drsargolzaeivancouver
27.02.202515:27
⭕️ پایان هم‌خوانی کتاب ذهن و بازار جری مولر (تاریخ اندیشه‌ها دربارهٔ سرمایه‌داری و جامعه‌ی بازار)

نویسنده: سوسن مدنی
(قسمت سوم)


🔹 آیا چیزی به نام «ارزش‌های بازار» وجود دارد؟  فریدریک هایک بیان می‌کند که افراد در بازار به دنبال اهداف غیرپولی خود هستند و بازار تنها وسیله‌ای برای دستیابی به این اهداف است. از نظر او، ارزش‌های بازار نه به خود بازار بلکه به اهدافی که از نهادهای دیگر سرچشمه می‌گیرند، مرتبط هستند. با این حال، برخی تحلیل‌گران به «ارزش‌های بازار» اشاره می‌کنند که ممکن است شامل جستجوی منزلت اجتماعی، محاسبات عقلانی، یا پیشرفت حرفه‌ای باشد. بازار همچنین نیازها و خواسته‌های جدیدی ایجاد می‌کند و آن‌ها را در قالب کالاها و خدمات مختلف ارائه می‌دهد. در نهایت، چالش برای افراد این است که از بین گزینه‌های موجود در بازار، انتخاب‌های آگاهانه‌ای انجام دهند که بخشی از یک نقشه‌ی زندگی بزرگ‌تر باشد.

🔹 بحث درباره نفوذ بازار در نهادهای غیر بازار نظیر خانواده، دولت و آموزش نیز در این کتاب مطرح می‌شود. بازار از طریق تأثیر بر تصمیمات فردی، حتی در زمینه‌های خصوصی مانند تربیت فرزندان و تولید مثل، به درون این نهادها نفوذ کرده است. نهادهای غیر بازار که برای رشد و شکوفایی انسان‌ها ضروری هستند، همزمان با تحولات بازار در حال تغییرند. اصطلاح «ارزش‌های بازار» به شیوه‌های مختلف تعبیر می‌شود، از جمله تمایل به کسب منزلت اجتماعی از طریق اندوختن مادیات و نیز عقلانی‌سازی تصمیمات اقتصادی. بازار نه تنها خواسته‌ها و نیازهای جدید را ایجاد می‌کند بلکه آنچه را که قبلاً در مکان‌های دیگر شکل گرفته، بازتاب می‌دهد. این تغییرات، چالش‌هایی برای افراد ایجاد می‌کند تا از میان انتخاب‌های بازار، تصمیمات آگاهانه‌ای بگیرند که در راستای نقشه‌ای بزرگ‌تر برای زندگی‌شان باشد. در نهایت، قدرت نهادهای غیر بازار، همچون آموزش و تربیت، به توانایی شکل دادن به ترجیحات و انتخاب‌های فردی می‌پردازد، به گونه‌ای که افراد قادر به اتخاذ انتخاب‌های آگاهانه و مستدام شوند.

🔹جمعیت و فردیت: جری مولر به تأثیرات سرمایه‌داری بر جمعیت و فردیت می‌پردازد. ادعای از بین رفتن جمعیت تحت تأثیر سرمایه‌داری، به این معنی است که پیوندهای اجتماعی در جوامع پیچیده‌تر می‌شود و فردیت رشد می‌کند. تحلیلگران مختلفی، از موزر تا مارکس و زیمل، معتقدند که سرمایه‌داری موجب سستی پیوندهای اجتماعی می‌شود، اما این فرایند دارای مزایای خود نیز است. زیمل تأکید دارد که سرمایه‌داری به افراد اجازه می‌دهد تا علایق متنوعی را دنبال کنند و به انجمن‌های مختلف تعلق داشته باشند بدون اینکه در آن‌ها ذوب شوند. این شکل پیچیده‌تر از فردیت به افراد امکان می‌دهد که هویت خود را از مجموعه‌ای از علایق مختلف بسازند و به آنها ارزش می‌دهند. به گفته جان گری، افراد نه تنها بر اساس یک هویت واحد بلکه بر اساس سنت‌های گوناگون فکری و اخلاقی تعریف می‌شوند. با این حال، این نوع هویت فردی ممکن است منجر به انتخاب‌های غیرمتعهدانه و سردرگمی شود، همان‌طور که هگل هشدار داده بود. همچنین، این امر می‌تواند به تلاش برای پرهیز از انتخاب‌های متعدد منجر شود، زمانی که افراد خود را فقط بر اساس یک ویژگی خاص مانند جنسیت، نژاد یا مذهب تعریف می‌کنند.

🔹کثرت گرایی و گونه‌گونی:  تأثیرات سرمایه‌داری بر تنوع فرهنگی و قومی به دلیل نژادپرستی، جنسیت‌گرایی و شووینیسم مورد انتقاد قرار گرفته است، تحلیلگران از راست و چپ به این نکته اشاره کرده‌اند که سرمایه‌داری به تضعیف مرزها و ایجاد انگیزه برای ارتباط میان گروه‌های مختلف می‌پردازد. بازار با ایجاد رقابت، موجب همدلی و ایجاد پیوندهای اجتماعی می‌شود. همچنین، بازار جهانی به تبادل فرهنگی کمک می‌کند و فرهنگ‌های مختلف از طریق کالاها و خدمات به یکدیگر متصل می‌شوند. این تنوع فرهنگی ممکن است برای برخی افراد غیراصیل یا منحط به نظر برسد، اما برای بسیاری از مردم این امر به معنای بهره‌برداری از منابع مختلف فرهنگی است. در عین حال، گرچه جهانی که همهٔ فرهنگ‌ها را به یکسانی تبدیل می‌کند ممکن است فقیرتر باشد، اما این امر لزوماً منفی نیست. مخالفت با رقابت فرهنگی و حفظ فرهنگ‌ها از تهدیدات خارجی، مانند فاشیسم یا جنبش‌های یکپارچه‌خواهانه، می‌تواند هزینه‌هایی بیشتر از فوایدش داشته باشد. در نهایت، کشورها تلاش می‌کنند که در برابر رقابت بازار، از هویت‌های ملی و فرهنگی خود دفاع کنند، مانند حمایت از محصولات خاص یا شیوه‌های زندگی بومی.

⭕️ منبع: کتاب ذهن و بازار ، نویسنده جری مولر - ترجمه مهدی نصراله‌زاده، نشر بیدگل

@drsargolzaei
Қайта жіберілді:
Cafe sz avatar
Cafe sz
26.02.202514:39
به تابلویی که به سردر‌ِ ورودی زندگی‌ام زده‌ام نگاه می‌کنم، به آنچه در انبار برای فروش دارم فکر می‌کنم و اگر نیاز دارم مشتری تاز‌ه‌ای پا به مغازه‌ام بگذارد اصلاحاتی در تابلوی بیرونی‌ام اعمال می‌کنم!
آدم‌ها ناچارند از قضاوت ویترین‌ها؛ تا بتوانند برای خرید کالای مورد نظرشان پا به مغازه‌ی درستش بگذارند! حتی اگر فروشنده خیال کند چیز‌های بیشتری برای عرضه کردن در انباری‌اش دارد!

@szcafe
🔴 باشگاه پریفرونتال و مرکز مشاوره‌ی روان‌پویا برگزار می‌کنند:

🔴 جشن استقبال از نوروز ۱۴۰۴
(ورود رایگان)

🔹 سخنرانان:
دکتر هادی یگانه (روانشناس): زمان، روان و روایت
دکتر سیاوش صفایی (روانشناس): جایگاه آیین‌ها در زندگی مدرن
دکتر حمید افشار (روانپزشک): روان نو، جهان نو (خانه‌تکانی درونی)
دکتر محمدرضاسرگلزایی (روانپزشک): قصه‌های تحول در مثنوی مولوی

🔹 مکان:
West Vancouver Community Center,
Lily Spirit Room
2121 Marine Drive

🔹 زمان: یکشنبه ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۳
۱۶ مارچ ۲۰۲۵
ساعت ۱۸ تا ۲۰:۳۰ به وقت ونکوور

🔹 جهت حمایت از این برنامه و معرفی کسب‌وکار از طریق اسپانسرشیپ با شماره‌ زیر در تماس باشید

https://wa.me/17788585719
https://wa.me/16047191084



🔴🔴🔴 ثبت‌نام:

https://www.eventbrite.com/e/nowruz-1404-ceremony-event-tickets-1244092667659?aff=oddtdtcreator&internal_ref=social
27.02.202515:13
⭕️ فصل نتیجه‌گیری کتاب ذهن و بازار جری مولر

نویسنده : سوسن مدنی
(قسمت دوم)


🔹 خانواده: خانواده به عنوان نهادی مهم فراتر از بازار، منفعت‌طلبی شخصی را به نیک‌خواهی و تعهد به تداوم نسل‌ تبدیل می‌کند. برک، هگل، شومپیتر و هایک هرکدام بر تأثیر خانواده در فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینی تأکید کرده‌اند. شومپیتر معتقد است که میل به بنا کردن ثروت خانوادگی محرکی کلیدی برای کارآفرینی است، در حالی که هایک بر نقش خانواده در تصمیم‌های زیستی و فراهم کردن فرصت‌های بهتر برای نسل‌های بعدی تأکید دارد.

🔹دولت:  نیاز به تعهد به خیر عمومی در میان دولتمردان و قانون‌گذاران به نظر تحلیل‌گرانی مانند اسمیت، هگل، و کینز ضروری است. آنها معتقدند برای کارکرد مؤثر بازار و جلوگیری از تهدیدهای آن توسط گروه‌های ذی‌نفع، لازم است قانون‌گذاران دغدغه‌ی خیر عمومی داشته باشند. همچنین، برخی رادیکال‌ها مانند مارکس و لوکاچ باور داشتند که نابودی سرمایه‌داری می‌تواند به آزادی بشری منجر شود، اما بسیاری دیگر همچون هگل و وبر به هویت ملی و دولت به عنوان مکمل بازار و نهاد ضروری برای انسجام اجتماعی نگاه می‌کنند.

🔹 ملت: رابطهٔ بین بازار سرمایه‌داری و هویت ملی یکی از بحثهای مهم این کتاب است. هگل و دیگران معتقدند که ملت باید به عنوان واسطه‌ای میان فرد و بشریت عمل کند تا حس یگانگی ایجاد شود و بازار سرمایه‌داری نتواند این حس را تهدید کند. سومبارت، قوم و ملت را نقطه‌ی مقابل بازار می‌داند و فریر معتقد است که تنها یک دولت کامل می‌تواند از تهدیدات سرمایه‌داری به یکپارچگی فرهنگی ملت دفاع کند. با این حال، همه ملی‌گرایان به این دیدگاه رادیکال نیستند و بسیاری مانند هگل و وبر، هویت ملی را به عنوان مکملی برای بازار و مبنای همدلی با دولت می‌بینند.

🔹نهادهای فرهنگی: در کتاب ذهن و بازار، جری مولر به نقش نهادهای فرهنگی در مقابل بازار سرمایه‌داری پرداخته است. روشنفکران معتقدند که این نهادها، مانند کلیسا و دانشگاه‌ها، می‌توانند حساسیت‌ها، سلایق و ارزش‌هایی را پرورش دهند که بازار قادر به تأمین آنها نیست. آرنولد و هگل بر این باور بودند که دانشگاه‌ها و دیگر نهادهای فرهنگی باید به عنوان منابعی برای آرمان‌های فرهنگی و تعهدات اخلاقی عمل کنند، نه تنها برای ترویج ارزش‌های بازار. آنها همچنین تلاش داشتند از جهان روزنامه‌نگاری و بازار افکار برای نقد عادات و عقاید کهنه و معرفی اندیشه‌های تازه استفاده کنند.

🔹انجمن‌های حرفه‌ای: متفکران مختلف، از جمله هگل و دورکیم، معتقد بودند که انجمن‌های حرفه‌ای مانند اتحادیه‌ها می‌توانند هویت‌ساز باشند و همبستگی ایجاد کنند. هگل به نقش این انجمن‌ها در انسجام اجتماعی ارج می‌نهاد، در حالی که دورکیم و متفکران کاتولیک و فاشیست، آنها را به عنوان ابزارهایی برای ایجاد همبستگی و هویت اجتماعی می‌دیدند. اما از زمان آدام اسمیت به بعد، لیبرال‌ها نسبت به این انجمن‌ها مشکوک بودند و نگرانی داشتند که این نهادها قدرت زیادی بر افراد پیدا کنند و از آن برای تأمین منافع خاص خود استفاده کنند. به همین دلیل، آنها این انجمن‌ها را تنها در صورتی مطلوب می‌دانستند که داوطلبانه و اختیاری باشند.

🔹انتخاب عاری از معنا:  نگرانی روشنفکران درباره خطرات انتخاب‌های عاری از معنا در جامعه‌ی سرمایه‌داری همواره وجود داشته است. آنها نگرانی دارند که بازار و دیگر نیروهای اجتماعی مانند علم و فناوری، افراد را به دنیایی از انتخاب‌های بی‌هدف و بی‌معنی وارد کنند. هگل از خطرات تمایل بی‌پایان به کسب ثروت بدون هدف، انتقاد می‌کند و می‌گوید که بدون نهادهایی مانند خانواده و انجمن‌های حرفه‌ای، فرد ممکن است در چرخه‌ای بی‌پایان از مصرف بی‌معنی گرفتار شود. آرنولد نیز به انتقاد از لیبرالیسم می‌پردازد و معتقد است که این رویکرد به انتخاب‌های فردی، معیاری برای تشخیص ارزش‌ها ندارد. همچنین، زیمل و مارکوزه به خطر غلبه وسایل بر اهداف و خوشبختی واقعی اشاره می‌کنند. در نهایت، برخی روشنفکران مانند لوکاچ و فریر، که امکان زندگی معنادار تحت سرمایه‌داری را نمی‌بینند، به دنبال جایگزین‌های تمامیت‌خواهانه هستند.

🔹ترس از سرایت: نگرانی روشنفکران از «ترس از سرایت» به این معناست که ارزش‌ها و رفتارهایی که در بازار مناسب هستند ممکن است به دیگر روابط انسانی سرایت کنند. برک، هگل و آرنولد نسبت به این نگرانی هشدار داده‌اند که محاسبات بازار ممکن است به روابط خانوادگی و حتی ازدواج نیز نفوذ کند و باعث تضعیف پایه‌های آن‌ شود. مارکس نیز معتقد بود که روابط سلطه و استثمار موجود در بازار به همان اندازه در خانواده و دولت نیز حضور دارد. این نگرانی از زمان برک تا هابرماس ادامه داشته و به این نتیجه می‌رسند که چنین سرایتی می‌تواند نهادهایی که برای رشد و شکوفایی انسانی ضروری هستند را تضعیف کند.

⭕️ ادامه دارد....

🔴 منبع: کتاب ذهن و بازار جری مولر


@drsargolzaei
Қайта жіберілді:
Cafe sz avatar
Cafe sz
26.02.202514:39
جستاری در باب ویترین‌ها
📝سهیل سرگلزایی
۱.
از دوستی برای یک پروژه‌ی فرهنگی کمک می‌خواهم؛ قبول می‌کند. کمی درباره‌ی شرایطش گپ می‌زنیم و ناگاه می‌گوید:« تا کی می‌خوای دنبال این داستان‌ها باشی؟»
-«کدوم داستان‌ها؟»
-«همین شعر و شاعری و ساز و آواز…»
می‌خندم:«چرا نباشم؟»
جدی می‌شود:«چون آدمها فقط به یه چیز احترام می‌ذارن؛ پول!»
پولدار است خودش؛ تابلویش به هر رهگذر غریبه‌ای این را نشان خواهد داد؛ لباسش، اتومبیلش، ساعتش، خانه‌اش، آنجایی که غذا می‌خورد، آنجایی که یوگا می‌کند، سفر آخر هفته‌اش و همه و همه طوری چیده شده است که می‌شود روی تابلویش درشت و خوانا خواند که «من پولدارم!»
ادامه می‌دهد:«از من بشنو. همه فقط دنبال پولن. این‌کارهایی که تو می‌کنی خوبه ولی حتی اگه می‌خوای کسی دوستت داشته باشه باید پول داشته باشی…»
و بعد راهنمایی‌ام می‌کند که اگر خواستم روزی وارد بیزینس جدی بشوم حاضر است راهنمایی‌ام کند؛ اما من دیگر ذهنم پا به پایش نیست. جمله‌ی آخرش دارد جایی در میان سیناپس‌ها و شکنج‌های مغزم را به بوی متعفن چسبناکی آلوده می‌کند:«اگه می‌خوای کسی دوستت داشته باشه باید پول داشته باشی…»
۲.
در یک مهمانی گپ و گفت می‌رسد به همان بحث ننر همیشگی؛ زن‌ها و مردها!
مردها می‌گویند زن‌ها چنین‌اند، زن‌ها می‌گویند مردها چنان! کمی به شوخی، کمی به جدی. کمی به گلایه، کمی به طنز. کمی به عشوه‌گری و کمی به خشم.
دختری در آن میان کمی به گلایه، کمی به جدی و کمی به خشم می‌گوید؛«شما مردها دیگه دم از وفاداری و دوست‌‌داشتن نزنین! شماها همه‌تون فقط یه چیز می‌خواین. چه دوست آدم باشین، چه همکار آدم باشین، چه فامیل آ‌دم!»
همان دم که دارد این را می‌گوید در خودم شعله‌ی ریزی را نسبت به او احساس می‌کنم؛ شعله‌ای از همان جنسی که معتقد است مردها همه دنبال آن‌ هستند. با اینهمه به زن دیگری در همان مهمانی این احساس را ندارم؛ و یا به زن‌های زیاد دیگری. من و این دختر که ذکرش رفت چند سالی یکدیگر را در همین شبکه‌های مجازی دنبال می‌کردیم و حتی یکبار ندیده‌ام عکسی، متنی، نگاره‌ای و ابداً کلامی را به اشتراک گذاشته باشد که حداقل یک مضمون ضمنی اروتیک نداشته باشد! حتی در تصویر کتاب‌هایی که در صفحه‌اش به اشتراک‌ گذاشته می‌شدند می‌توانستی قسمت برهنه‌ای را هم پیدا کنی.
به بیانی دیگر جذابیتی جسمانی‌ داشت؛ این در تابلویش پیدا بود و هر رهگذر غریبه‌ای می‌توانست درشت و خوانا نشانه‌هایش‌ را ببیند!
۳.
بحثی در گرفته است درباب دین! دو‌ نفر با شور و حرارت به یکدیگر کتاب ارجاع می‌دهند، نقد می‌کنند، صدایشان را بالا می‌برند و به یکدیگر اتهام‌هایی می‌زنند. شخص سومی می‌خواهد میان این بحث ورود کند؛ گاهی نظری می‌دهد و کج‌فهمی‌‌های‌ طرفین را گوشزد می‌کند. طرفین نگاهی گذرا به او می‌اندازند و برمی‌گردند به بحث پر حرارت خودشان؛ و به قول معروف جدی‌اش نمی‌گیرند.
حال آنکه آنچه می‌گوید خیلی هم بی‌راه نیست و می‌تواند در پیشبرد بحث کمک‌کننده باشد.
به لباس‌هایش نگاه می‌کنم؛ تابلویش به هر عابر رهگذری می‌گوید که او احتمالا طرفدار مو‌سیقی رپ است؛ احتمالاً دغدغه‌هایش حول محور مهمانی رفتن و گرفتن، برنامه‌ی آخر هفته و شیطنت‌هایی از این دست می‌گردد.
کمی بعدتر به اعتراض پیش من می‌آید:«این‌ها فقط می‌خوان خودشون حرف بزنن! اصلا همه‌ی این ادا روشنفکری‌ها اینطورین؛ فکر می‌کنن فقط خودشون حالیشونه! هیچوقت آدم رو جدی نمی‌گیرن!»
۴.
پدرم یک مثل دارد که می‌گوید:«آدم نمی‌تواند زیر درخت گیلاس بنشیند و انتظار داشته باشد سیب(یا شایدم هلو) پایین بیفتد.»
وقتی کسی می‌گوید که:
-«همه‌ی آدم‌ها در من دنبال پول می‌گردند.»
یا:«همه‌ی مردها در من دنبال سکس می‌گردند.»
یا:«همه‌ی زن‌ها می‌خواهند از موقعیت من سوءاستفاده کنند.»
یا:«هیچکس نظرات من را جدی نمی‌گیرد.»
یا:«همه من را سرزنش می‌کنند.»
من یاد مثال پدرم می‌افتم و‌ فکر می‌کنم این درست است که گاهی آدم‌ها اشتباهاً زنگ در خانه‌ی ما را به جای همسایه‌مان می‌زنند، و درست است که گاهی کسی در مغازه‌ی اسباب‌بازی‌فروشی را باز می‌کند و‌ دنبال چیزی غیر از اسباب‌بازی می‌گردد، اما همه، همیشه و همواره درِ یک مغازه‌ی اسباب‌بازی‌فروشی را به دنبال تاریخ تمدن ویل دورانت باز نمی‌کنند! حتی اگر اسباب‌بازی‌فروش‌، یک تاریخدان متخصص باشد که از قضا دوره‌ی سیزده جلدی تاریخ تمدن ویل‌دورانت را به قیمت قدیم برای فروش گذاشته باشد!
ما ناچاریم از قضاوت! حتی اگر مدام داد بزنیم که “قضاوت نکنیم”! ما ناچاریم از قضاوت برای آنکه بتوانیم در زمان و‌ انرژی‌مان صرفه‌جویی کنیم! برای آنکه کمترین هزینه‌ را در ازای بیشترین فایده بدهیم! این خوب است یا بد؟ نمی‌دانم! اما این عملی‌ست و گاهی عملی بودن یک موضوع هیچ ربطی به خوب و بد بودنش ندارد.
پس چند قدم از خودم فاصله می‌گیرم.
27.02.202507:31
🔴 فصل نتیجه گیری کتاب ذهن و بازار
نوشتهٔ جری مولر


نویسنده : سوسن مدنی
(قسمت اول)

🔹 جری مولر در کتاب ذهن و بازار نشان می‌دهد که پرسش از بازار و پیامدهای آن در تاریخ فکری مدرن همواره مطرح بوده و تنها به اقتصاددانان محدود نمی‌شود. هر رشته‌ی علمی، از زاویه‌ای خاص به این موضوع می‌نگرد، اما درک جامع بازار نیازمند دیدگاهی گسترده‌تر است. بررسی دیدگاه‌های متفکران مختلف، تصویری کامل‌تر و عمیق‌تر از بازار و تأثیرات آن بر جامعه ارائه می‌دهد.

🔹نقش‌ روشنفکران: روشنفکران نقش‌های متنوعی در نظم سرمایه‌داری داشته‌اند و همواره مخالف آن نبوده‌اند. برخی مانند مارکس و لوکاچ ضد سرمایه‌داری بوده‌اند، اما بسیاری چون اسمیت، هگل و کینز از مدافعان یا منتقدان آن محسوب می‌شوند. روشنفکران گاهی مشاور قانون‌گذاران، گاهی فیلسوفانی تحلیل‌گر و گاهی منتقدان فرهنگی بوده‌اند. بسیاری از آنان، بدون آن‌که سرمایه‌داری را نابودشدنی بدانند، به دنبال اصلاح یا ارتقای آن بوده‌اند. نگاه یک‌جانبه، چه در حمایت و چه در مخالفت، در تحلیل سرمایه‌داری ناکافی است.

🔹منفعت طلبی شخصی و محدودیت‌های آن: درکتاب ذهن و بازار، نویسنده چند نکته کلیدی را درباره منفعت‌طلبی شخصی، تولیدگری سرمایه‌داری و نقش دولت مطرح کرده است. تمامی تحلیل‌گران، از ولتر تا هایک، بر این موضوع اتفاق نظر دارند که سرمایه‌داری توانسته است ظرفیت تولیدی جوامع را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این ویژگی، هم مورد ستایش متفکران مدافع بازار مانند اسمیت و هایک بوده و هم مورد توجه منتقدانی همچون مارکس که آن را با نابرابری‌های اجتماعی همراه می‌دانست. برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها که در قرن بیستم درباره محدودیت‌های طبیعی رشد سرمایه‌داری مطرح شد (مثلاً گزارش کلوب رم در ۱۹۷۲)، تاریخ نشان داده که سرمایه‌داری همواره منابع جدیدی کشف کرده و فناوری‌های نوینی برای بهره‌برداری از آن‌ها توسعه داده است. این روند از زغال‌سنگ و نفت در انقلاب‌های صنعتی قبلی تا انرژی هسته‌ای و فناوری زیستی در دوران معاصر ادامه داشته است. سرمایه‌داری بر اساس انگیزه‌ی منفعت‌طلبی فردی عمل می‌کند که برخی مانند مارکس آن را «حرص و طمع» و برخی دیگر مانند کینز و برک آن را «فزون‌طلبی» نامیده‌اند. با این حال، هایک بازار را نه صرفاً ابزاری برای کسب سود، بلکه به عنوان یک سازوکار اطلاعاتی و دانش‌آفرین در نظر می‌گیرد که موجب کارآمدی اقتصادی می‌شود. حتی متفکرانی که به بازار خوش‌بین بوده‌اند، به این موضوع اذعان دارند که منفعت‌طلبی شخصی به خودی خود همیشه به نتایج مطلوب اجتماعی نمی‌انجامد. از نظر اسمیت، هگل و برک، دولت باید از افراد در برابر سلطه‌جویی‌های ناشی از منافع شخصی محافظت کند. برای مثال، اسمیت به شدت از برده‌داری در آمریکا انتقاد می‌کرد، زیرا آن را نتیجه‌ی عدم وجود قوانین محدودکننده برای سرمایه‌داران می‌دانست. متفکرانی مانند اسمیت، کینز و دیگران بر این باور بودند که دولت باید نه تنها از طریق قانون‌گذاری، بلکه از طریق تأمین زیرساخت‌ها، آموزش، رفاه عمومی و حمایت از بیکاران، اثرات منفی نامطلوب بازار را تعدیل کند. بازار به تنهایی نمی‌تواند همهٔ نیازهای جامعه را تأمین کند و به همین دلیل، دولت نقشی مکمل و ضروری در اقتصاد دارد. در مجموع، کتاب ذهن و بازار نشان می‌دهد که سرمایه‌داری از یک‌سو نیرویی تولیدی و نوآور است، اما از سوی دیگر، بدون وجود نظارت قانونی و حمایت‌های دولتی، می‌تواند به بی‌عدالتی و سلطه‌جویی منجر شود.

🔹ضرورت نهادهای هم‌عرض بازار: بسیاری از روشنفکرانی که دید مثبتی به سرمایه‌داری دارند، بر اهمیت نهادهای هم‌عرض بازار تأکید کرده‌اند. این متفکران بر این باورند که بازار انگیزه‌هایی برای پرورش خصایلی چون سخت‌کوشی، قناعت‌پیشگی و صداقت ایجاد می‌کند، هرچند که خود ثروت‌اندوزی می‌تواند موجب تن‌آسایی و بی‌بندوباری شود. این نظریه از آدام اسمیت شروع شده و بسیاری از متفکران بعدها به آن اشاره کرده‌اند، از جمله مارکس، کینز و مارکوزه، که هر یک به نوعی تأکید داشتند که قناعت‌پیشگی و تأخیر در کامروایی می‌تواند سرکوبگرانه باشد. به‌علاوه، بر اساس این دیدگاه، زندگی اجتماعی نیاز به فضیلت‌ها و روابطی فراتر از مناسبات بازار دارد که در آن‌ها نفع فردی در خدمت نفع دیگران قرار می‌گیرد. هگل تأکید داشت که این نوع روابط در خانواده و روابط عاشقانه و دوستانه مهم‌ترین شکل روابط انسانی هستند. همچنین، برک و دیگر متفکران این مکتب فکری، مانند اسمیت و هگل، بر این باور بودند که فضیلت‌ها و روابط انسانی نباید توسط مناسبات اقتصادی و منفعت‌طلبانه محدود شوند.

🔴 ادامه دارد ...

⭕️ منبع: کتاب ذهن و بازار ، نویسنده جری مولر - ترجمه مهدی نصراله‌زاده، نشر بیدگل


@drsargolzaei
25.02.202515:28
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام امروز سه‌شنبه هفتم اسفند، در پنجاه‌هفتمین هفته خود بیانیه‌ای منتشر کرد.

«حکومت مستبد ولایت‌فقیه پس از پایان مراسم حکومتی در بهمن‌ماه، بار دیگر اجرای احکام اعدام را افزایش داده است؛ به‌طوری که تنها در روزهای اول و دوم اسفندماه، ۱۷ تن از زندانیان اعدام شدند که ۱۰ نفر از آنان در زندان قزل‌حصار به دار آویخته شدند.

کشتار زندانیان صرفاً از طریق اعدام صورت نمی‌گیرد؛ متأسفانه در هفته گذشته، سه تن از زندانیان در زندان‌های ارومیه، لاجوردی ایرانشهر و دهدشت بر اثر نبود رسیدگی‌های پزشکی جان باختند. این وضعیت، جان بسیاری از زندانیان دیگر را نیز تهدید می‌کند. مرگ زندانیان بیمار به دلیل عدم رسیدگی پزشکی به‌موقع، چیزی جز «قتل سیستماتیک» نیست.

با افزایش اعدام‌ها و سرکوب گسترده زندانیان، جمعی از زندانیان زندان قزوین اعلام کردند که در راستای مقابله با احکام ظالمانه اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، روز سه‌شنبه این هفته، هفتم اسفندماه، همسو با سایر اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا خواهند زد و تا توقف ماشین سرکوب و اعدام، این اعتصاب را در همراهی با کارزار ادامه خواهند داد.

طبق اخبار منتشرشده، روز یک‌شنبه پنجم اسفندماه، اعاده دادرسی زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی -که پیش‌تر به اعدام محکوم شده بودند- از سوی دیوان عالی کشور رد شد و این دو زندانی در خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام قرار دارند.

این شرایط هولناک برای زندانیانی چون پخشان عزیزی و وریشه مرادی در زندان اوین، شریفه محمدی در زندان لاکان رشت و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیش‌تر با انتصاب جعفر منتظری -دادستان سابق کل کشور- به ریاست دیوان‌عالی کشور، با توجه به سوابق او در حاکم‌کردن نهادهای امنیتی بر قوه قضائیه و نقض بیشتر استقلال دستگاه قضایی، احتمال «کانالیزه‌کردن پرونده‌های زندانیان» در دیوان و تعیین شعبات خاص برای تأیید احکام بی‌پایه و اساس دادگاه انقلاب را پیش‌بینی کرده بود. این انتصاب، ناکارآمدی این ارگان در تأمین دادرسی منصفانه را به‌طور کامل نمایان ساخت.

اعضای این کارزار در دفاع از «حق دادخواهی»، به‌ویژه برای شهروندانی که عزیزانشان از «حق حیات» محروم شده‌اند، خواهان آزادی تمامی دادخواهان در بند، به‌ویژه خانم ناهید شیرپیشه -معلم دادخواه و مادر جان‌باخته زنده‌یاد پویا بختیاری، معترض آبان ۹۸- هستند. متأسفانه او هفته گذشته در پی فشارهای زندان و نهادهای امنیتی دست به خودکشی زده است. بی‌تردید، روزی خواهد رسید که دادخواهی محقق شده و آمران و عاملان این جنایات محاکمه خواهند شد.

این کارزار تمامی احکام اعدام، صرف‌نظر از اتهامات منتسب به محکومان را قویاً محکوم می‌کند و برای پیشگیری و لغو مجازات اعدام در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود. از این رو، از همه مدافعان حقوق بشر، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و وجدان‌های بیدار در ایران و سراسر جهان دعوت می‌کند تا برای لغو اعدام در ایران، همراه و متحد شوند و صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته پنجاه‌وهفتم، روز سه‌شنبه هفتم اسفندماه ۱۴۰۳، در ۳۷ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:o
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزل‌حصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان جوین، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران، زندان چوبیندر قزوین.

هفته پنجاه‌وهفتم
سه‌شنبه هفتم اسفندماه ۱۴۰۳
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام»
#نه_به_اعدام
Көрсетілген 1 - 10 арасынан 10
Көбірек мүмкіндіктерді ашу үшін кіріңіз.