Notcoin Community
Notcoin Community
Proxy MTProto | پروکسی
Proxy MTProto | پروکسی
Proxy MTProto | پروکسی
Proxy MTProto | پروکسی
iRo Proxy | پروکسی
iRo Proxy | پروکسی
💜 رُمـــــــانیا 💜 avatar

💜 رُمـــــــانیا 💜

• پر از رمــان های #عاشقانه #اجتماعی #صحنه_دار #اروتیک 🔞🔥
بهترین هارو با ما دنبال کنید🤍✨
🔸رمان آنلاین :
@ROOMANIYA3
🔅 تبلیغات :
@wishsal_bot
Рэйтынг TGlist
0
0
ТыпПублічны
Вертыфікацыя
Не вертыфікаваны
Надзейнасць
Не надзейны
Размяшчэнне
МоваІншая
Дата стварэння каналаFeb 06, 2025
Дадана ў TGlist
Sep 05, 2024
Прыкрепленая група

Рэкорды

16.02.202523:59
30.6K
Падпісчыкаў
30.09.202423:59
1900
Індэкс цытавання
16.02.202515:35
2K
Ахоп 1 паста
16.02.202515:35
2.1K
Ахоп рэкламнага паста
15.02.202510:13
3.42%
ER
12.02.202516:53
5.71%
ERR

Папулярныя публікацыі 💜 رُمـــــــانیا 💜

15.02.202508:59
گریز
{ @ROOMANIYA }💜⛓
10.02.202510:00
قشنگا چندتا از بهترین رمان هایی که خوندید رو بگید برای افرادی که تازه میخوان خوندن رو شروع کنن❤️
15.02.202508:59
💜 ســـ🎁ـــوپــــــرایـــ✨ــــز 💜


#جدید 💫

💟 رمان : #گریز 🔥

💟 نویسنده : #بینام 🌈

💟 ژانر : #عاشقانه ❤️‍🔥

💟 خلاصه : 🦋
زانوی خم شده اش را به روی پدال فشرد و صدای یکنواخت چرخ خیاطی در سکوت نیم بند خانه پیچید. کمی بعد، نگاهش را با تعلل از پارچه ی پیرهنی که زیر دستش بود، گرفت و با حرص به چهره ی ماه پری زل زد و با تشر گفت:

-اگه سرت و از تو اون وامونده دربیاری، می فهمی بوی ته گرفته ی برنج خونه رو ورداشته!

ماه پری به آنی گوشی را کناری گذاشت و از جا


°•╔~❁✨❁🔮❁✨❁~╗•°
      @ROOMANIYA
•°╚~❁✨❁🔮❁✨❁~╝°•
یه روز خوب‌ کیه؟!🫠

{ @ROOMANIYA }🖤⛓
11.02.202506:26
بی تردید
{ @ROOMANIYA }💜⛓
16.02.202506:02
تعبیر دل همراه عشق
{ @ROOMANIYA }💜⛓
13.02.202516:34
تو شدی ماهم
{ @ROOMANIYA }💜⛓
15.02.202506:17
خون خورده
{ @ROOMANIYA }💜⛓
15.02.202512:31
اون که از نرفتنش مطمئنی
به بدترین شکل ممکن میره
مثل قبلش نمیشه
دیگه نمیخنده قلبی که تنهایی کشیده
رسم دنیا اینه اون که سقوط نکرده
پروازو یاد نمیگیره

🗣 Ahmad Solo
🎵 Parvaz

{ @ROOMANIYA }💜⛓
16.02.202505:39
💟 رمان: #تعبیر_دل_همراه_با_عشق

💟 نویسنده: #زهرا_عبدی

💟 ژانر: #عاشقانه #پلیسی #معمایی

💟 خلاصه:
نازگل، دختری با رایحه ای ساده و دل نازک، دختریست که ناز پرورده پدر و مادرش است، غم با او و دل او بیگانه است، درست گفته اند که اگر پدر و مادرت تو را تربیت نکنند، آن وقت روزگار تو را با تجربه های تلخ و سنگینش تربیت می کند، ماجرا از یک اتفاق شروع می شود، بله از یک اتفاق! در یک روز بارانی حادثه ای رخ می دهد که دختر ساده ما، می شود درد و رنج، حال روزگار می گذرد دیگر او ساده و دلنازک نیست …


°•╔~❁✨❁🔮❁✨❁~╗•°
      @ROOMANIYA
•°╚~❁✨❁🔮❁✨❁~╝°•
Выдалена16.02.202509:59
Пераслаў з:
لیمو
16.02.202504:55
شرمنده دیگه :/ با خوندن رمان های اینجا قراره حسابی خیس بشی💦:

@ROMAN+18
10.02.202506:07
دروغ پنهان شوهر بیوه زن
{ @ROOMANIYA }💜⛓
10.02.202506:08
‏هر آنچه
درون توست
زیباست؛
حتی تلاش های ناموفقت
برای پنهان کردن غم‌هایت.
16.02.202509:49
هزاران فرسنگ تا آزادی
{ @ROOMANIYA }💜⛓
11.02.202506:26
💟 رمان: #بی_تردید

💟 نویسنده: #آزاده_دریکوندی

💟 ژانر: #عاشقانه

💟 خلاصه:
حاج احمد کیانمهر از آدم های معتبر و ثروتمند تهران قدیم بوده است . مردی که حتی پس از مرگش هم هنوز نامش روی زبان هاست و اکنون فرزندان و نوه هایش اعتبارش را بر دوش می کشند
حاج احمد پیش از مرگش وصیت هایی داشته که اکنون فرزندان و نوه هایش موظف به عمل کردن به آنها هستند ، اما فرزندان و نوه های حاج احمد با ماجراهای عاشقانه ای که برای نوه ها پیش می آید نا خواسته به هیچ یک از وصیت های حاج احمد عمل نمی کنند . قصه در دهه ی هشتاد شروع میشود و در دهه ی نود به پایان می رسد...


°•╔~❁✨❁🔮❁✨❁~╗•°
      @ROOMANIYA
•°╚~❁✨❁🔮❁✨❁~╝°•
Увайдзіце, каб разблакаваць больш функцый.